close
تبلیغات در اینترنت
یاعلی
آخرین ارسال های انجمن


بیاد نخل سر بریده ی مدافع حرم و به استقبال پیکر مقطع علی اکبر انقلاب
(شهید محسن حججی)
..........؛........؛...........

از جا بیاد غیرت اکبر بلند شد
با یاعلی به یاری رهبر بلند شد

تنها نه اینکه از زن و فرزند خود گذشت
از سر گذشت و پیش خدا سربلند شد

سر داد وتن نداد به ذلت ؛ بدین سبب
بی سر ز روی خاک رهاتر بلند شد

این درس از دفاع مقدس فرا گرفت
درسی که از میانه ی سنگر بلند شد

بهر دفاع ؛ با شهدا عهد تازه بست
پرچم گرفت و از کنار برادر بلند شد

عباس وار دل به حریم حرم سپرد
افتاد یک مجاهد و لشکر بلند شد

فریاد یا حسین به گوش جهان رسید
در دست شمر باز چو خنجر بلند شد

مکشوف شد برای همه روضه ی حسین
وقتی رگی بریده شد و سر ؛ بلند شد

دست ستم اگر چه خزان کرد غنچه را
بر دوش باد لاله ی پرپر بلند شد

با تیشه ی جنایت داعش به دشت عشق
افتاد سرو و باغ صنوبر بلند شد

بر خاک اگر که پیکر رزمنده ای فتاد
از جا هزار مرد دلاور بلند شد

وقتی خبر رسید که (محسن ) شهید گشت
فریاد آه از دل مادر بلند شد

.؛ . 🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥

این آتشی که سوخت دل و جان شیعه را
روشن شد از سقیفه و از در بلند شد

علی اکبر شجعان - استهبان.


حسرت ز نگاه مات ما لبریز است
از جوهر غم دوات ما لبریز است
با یاد کبوتران خونین پر عشق
دفترچه ی خاطرات ما لبریز است


رفتی تو به آسمان که اختر گردی
پرواز نوشتی که کبوتر گردی
دلتنگ تو ام که می نویسم نامه
شاید سحری بخوانی و برگردی
........؛.......؛........

؛.......؛........
وقتی به گوش نام خوش جبهه ها رسد
بوی حسین و رایحه ی کربلا رسد
نام شهید در دل ما زنده می شود
چون هفته ی دفاع مقدس فرا رسد
...............؛............؛........

...؛.......؛.......
خزان ندیده چه داند بهار یعنی چه
شب سیاه نداند سپید یعنی چه
برای لاله بگو قصه ی شهیدان را
ندیده داغ چه داند شهید یعنی چه
..........؛.........؛.......

علی اکبر شجعان - استهبان.




ادامه مطلب


برچسب ها : نخل , سر بریده , مدافع حرم , محسن , حججی , استقبال , مقطع , علی اکبر , انقلاب , غیرت , یاعلی , گذشت , سنگر , شهدا , عباس , مجاهد , لشکر , خنجر , مکشوف , دشت عشق ,
بازدید : 12
[ پنجشنبه 06 مهر 1396 ] [ 6:19 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()

 

به اوج می برد امشب مرا هوای شما

که عشق را بنویسم، فقط برای شما

نگاه می کنم اینجا به رد پای شما

و می رسم به خدا، تا خدا... خدای شما

 

که آفرید شما را زمین هوایی شد

وَ کعبه کعبه شد و خانه ای خدایی شد

 

و بال حور و مَلَک فرش این قدم ها شد

زمین برای حضور تو در تمنّا شد

ز اشک شوق ملائک ستاره پیدا شد

و عشق بر تن هفت آسمان هویدا شد

 

عصای دست نبی بوده ای و دست خدا

تو دستگیر کلیمی، تو دستگیر عصا

 

شکوه عدل شما را عقیل می داند

نگاه بت شکنت را خلیل می داند

شکاف کعبه شما را دلیل می داند

و شأن وصف تو را جبرئیل می داند

 

که از زبان خدا بر تو آفرین می گفت

و با صدای بلند خودش چنین می گفت:

 

رقم زده ست خدا عشق را به نام علی

فلک نشسته به حسرت برای گام علی

ملک نشسته دو زانو به احترام علی

علی امام من است و منم غلام علی

 

به لحظه لحظه ی عمرت خدا تبسّم داشت

و با صدای شما با نبی تکلّم داشت

 

کرامتی که تو داری الی الابد باشد

همیشه ذکر لبم یا علی مدد باشد

شجاعتی که دلت داشت بی عدد باشد

گواه من سر عَمر بن عبدود باشد

 

شمار فضل شما را، خدا فقط داند

نشانه های خدا را، خدا فقط داند

 

مجید تال



ادامه مطلب


برچسب ها : میلاد , امام , علی , یاعلی , شما , عشق , بنویسم , کعبه , حضور , ملائک , شوق , عصای , کلیمی , دستگیر , عقیل , خلیل , شکاف , جبرئیل , شأن , وصف ,
بازدید : 78
[ سه شنبه 22 فروردين 1396 ] [ 11:6 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()

از  پی آن مُـقـتــدا  مــــولا  عــلی

باعـلی قـرآن و عِتـرت مِهـر وماه

پشتِ من گرم است وسالاری ازاو

تا نَـفَـس درجان وتـن باشـد روان

ثابـت از او  شــد قـیــامِ هـر امـام

جـیـمِ جــاءَ الحَق زِ پـیغـامِ  رُسُـل

چـاهِ کــوفه نالَـد وهـرنخل وبـرگ

حـالِ مـولا چــون شـد از یادِ فدَک

خـدعه کردنـد اَرچه اصحابِ سَبَق

دستِ او دسـتِ خدا،دســتِ عـفاف

ذَرَّةُالـمِـثـقـالِ  حَـقّ و  چـلچـــراغ

رایـتِ مـــولا علـی  باشـــد  وَرَع

زادگاهـش کعـبه بود از این لحاظ

ژاژ خـایـان  اَرچه  کردند اختلاط

سالک اَرهستی ولایش برتوفرض

شیعگی کُن،شیعگی،جانا،خَلاص

«مهـدوی» نجوا نما با هر قیام


از  الـف  تـا  یـــا  بگـویـم  یـا عـلی

بـی عـلی هـر مُـدَّعـی افتـد بـه  چـاه

پایِ من لنگ است وغمخواری ازاو

تــازه بـاشـد یـاعـلـی بَــر هـر زبـان

ثـلمه ای شــد قتـلِ او ، دین نا تمام

جـان گرفـت اَنــدَر کـلامِ ایـن  رَجُـل

چـشـم گـریَـد بَـرعلـی هنگامِ  مرگ

حـمله یِ اصحابِ رزل و پُـر کَـلَـک

خـاکسـارِ درگَـه اَش  مَـــردانِ حـق

دادِ او  هـرگـز نـبــاشــد اختــــلاف

ذرّه هـای عـدل از او گیـرد سُـراغ

روحِ  ابـلیـس از وِلایـش در جَـزَع

زان  سَـبَـب آمـد نـگینی را حفــاظ

ژِستـشان  اِفشا شـد انـدر انحطاط

ســَر مَتاب ازآن سراجِ روزِعَرض

شـاهـدِ ما باشـدآن  مـولایِ خَـاص

باعلی، مولای خوبان، صبح و شام

غلامرضا مهدوی

- این شعرازالف تا ی با طرح لِله می باشد.

1- اصحابِ سَبَق : صحابه که پیشدستی کردند

2-  ژاژخایان :  بیهوده گویان

3-  روزعرض : روزقیامت



لینک ثابت

برچسب ها : الف تا ی , الف , یاعلی , مقتدا , مولا , بگویم , قرآن , عترت , مدعی , غمخواری , کوفه , ثلمه , اصحاب , فدک , جاءَ الحق , حق , خدعه , خاکسار , چلچراغ ,
بازدید : 515
[ جمعه 26 ارديبهشت 1393 ] [ 12:32 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان