close
تبلیغات در اینترنت
کودکان


شد کشتۀ جفا شیرخدا علی
از تیغ اشقیا شیر خدا علی

شد خیمه عزا در عرش حق به پا
کرده خضاب خون در سجده مرتضی
مولای عارفان لب بسته از دعا
خون دل همه آید زدیده ها
از غم شده رها شیر خدا علی
شد کشته از جفا شیر خدا علی

دلهای عاشقان گشته سرای غم
بر بام دل زدند از نو لوای غم
از خانۀ علی آید نوای غم
وز عرش می رسد هر دم صلای غم
از ما شده جدا شیر خدا علی
شد کشته از جفا شیر خدا علی

آوای قَد قُتِل پیچیده در فضا
مهتاب سر زده با پرچم عزا
خون علی شده مرآت کربلا
شد غربت علی تقدیم مجتبی
بر اهل آسمان شد مقتدا علی
شد کشته از جفا شیر خدا علی

شمشیر کوفیان سیرابِ خون شده
چون دشت لاله گون محرابِ خون شده
خورشید غرقه در گردابِ خون شده
پرده نشینِ غم ، مهتابِ خون شده
غمخوارِ بینوا شیر خدا علی
شد کشته از جفا شیر خدا علی

شد کوفه در غم بابای کودکان
غم شعله می کشد از قلب شیعیان
زینب به سر زند با ناله و فغان
گوئی که بسته شد درهای آسمان
مهمان مصطفی شیر خدا علی
شد کشته از جفا شیر خدا علی

می بارد اشک غم از دیدۀ مَلَک
آسوده شد علی از غصه فَدَک
بنشسته گرد غم بر چهره فَلَک
شد بسته سفرۀ نان جو و نمک
با غربت آشنا شیر خدا علی
شد کشته از جفا شیر خدا علی

علی اکبر شجعان

کانال رسمی اشعار علی اکبر شجعان
در سروش:
https://sapp.ir/shajaan_mahzoon
در ایتا:
https://eitaa.com/shajaan_mahzoon



ادامه مطلب


برچسب ها : امیرالمؤمنین , کشته , جفا , شیر خدا , اشقیا , خضاب , مرتضی , عافان , خون دل , سجده , صلای غم , قد قتل , پیچیده , پرچم عزا , شمشیر , کوفیان , گرداب خون , بابای , کودکان , نان جو ,
بازدید : 36
[ یکشنبه 13 خرداد 1397 ] [ 9:48 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


گشته خزان بهار و گلها رها در آتش

آتش ميان خيمه يا خيمه ها در آتش

در اوج تشنه كامي با ديده اي چو دريا

طفلي غمين پدر را مي زد صدا در آتش

رفته همه خيام آل علي به غارت

اي واي از اين مصيبت

 اي واي از اين مصيبت


طوفان تير و نيزه از هر طرف وزان است

لرزان چو بيد مجنون دلهاي كودكان است

مرغان پرشكسته آواره در بيابان

راهي نمانده وقتي آتش در آشيان است

رفته همه خيام آل علي به غارت

اي واي از اين مصيبت

اي واي از اين مصيبت


وقتي ستاره ها را كشتند لشكر شب
يك تك ستاره سوسو مي زد در آتش تب
وقتي سپاه ظلمت رو سوي خيمه ها كرد
افزوده شد دوباره داغي به داغ زينب
رفته همه خيام آل علي به غارت
اي واي از اين مصيبت
 اي واي از اين مصيبت


درياي غم ندارد در كربلا كناره
بسته به روي زينب اي واي راه چاره
شب چادرش كشيده خفته بخون سپيده
رخشان به روي نيزه هفتاد و دو ستاره
رفته همه خيام آل علي به غارت
اي واي از اين مصيبت
 اي واي از اين مصيبت


روشن نموده آتش شام سياه زينب
قلب فلك گرفته از دود آه زينب
خورشيد سر به زير پر برده چونكه ديده
بي سر ميان مقتل افتاده ماه زينب
رفته همه خيام آل علي به غارت
اي واي از اين مصيبت
 اي واي از اين مصيبت


باد خزان وزيده بر باغي از اقاقي
ديگر گلي براي زينب نمانده باقي
دريا دراين حوالي آتش به روي لبها
افتاده مشك زخمي افتاده دست ساقي
رفته همه خيام آل علي به غارت
اي واي از اين مصيبت
 اي واي از اين مصيبت

علی اکبر شجعان ـ استهبان

محزون اصطهباناتی, [۰۱.۱۰.۱۷ ۱۹:۵۸]




ادامه مطلب


برچسب ها : مصیبت , عظما , شام غریبان , خزان بهار , در آتش , میان خیمه , تشنه کامی , آل علی , ای وای , طوفان , کودکان , پرشکسته , آشیان , کشتند , لشکر شب , سوسو , غارت رفته , دریای غم ,
بازدید : 83
[ دوشنبه 10 مهر 1396 ] [ 10:17 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان