close
تبلیغات در اینترنت
کنگره
آخرین ارسال های انجمن


کنگره عرش برین


مژده‌ اى دل که به ما تاج سرى داد خدا

شب ما سوته دلان را سحرى داد خدا


سجدۀ شکر به جا آر که از رحمت خویش

تیر جانسوز دعا را اثرى داد خدا


شجر طیبه ى گلشن طاها را باز

هم ثمر داده و هم برگ و برى داد خدا


تا که اسلام قوى گردد و الحاد ضعیف

صدف بحر ولا را گهرى داد خدا


اى صبا فاطمه را مژده بده کز ره لطف

صادق آل نبى را پسرى داد خدا


ملک از کنگره ى عرش برین مژده دهد

که به ما ناجى نیکو سیرى داد خدا


بهر آزادى ابناء بشر بارِ دگر

به بشر رهبر فریادگرى داد خدا


تا کندزیرو زبر کاخ ستم را اى دل

مژده ‌ى آیت فتح و ظفرى داد خدا


تا به پرواز در آید به جهان طایر فکر

امشب از شوق و شعف بال و پرى داد خدا


شادمانم من ژولیده که از رحمت خود

به من بى هنر امشب هنرى داد خدا


ژولیده نیشابورى

ادامه مطلب


برچسب ها : میلاد , امام , موسی , کاظم , مژده , خدا , سجده , رحمت , خویش , جانسوز , اثری , طیبه , گلشن , فاطمه , صدف , صادق , کنگره , امشب , ژولیده , شعف ,
بازدید : 8
[ دوشنبه 20 شهريور 1396 ] [ 8:12 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()

تقدیم به زنده یاد مرحوم استاد جمالی
===================
خوا ب دیـد عارفی «جـمـالی» را ایستـــاده کنـار پیـر مـراد
چمـدا نـی کـتــا ب در دستـش خستـه با چهـره ای نـه چندان شاد

گفتـش ای شـاعـر شهـیر فـارس: نکـنــد عـــازم سفـر شده ای!
كــرد ه‌اي تـرك ، بوستــانت را بهـــر پـرواز بـال و پـر شده‌اي!

شهـر مـا بـا تو رنگ و بويي داشت باعــث افتــخـار مــا بـودي
هركجــا بـود بحث شعـر و ادب چهــره‌ي مانـدگــار مـا بـودي

گو، چـه شـد كــه نيـامده رفتي تركِ اين بــاغ و بوستـان كـردي
چـه بدي ديـده اي كـه اينـگونه پشت بـر جمــع دوســتان كردي

اندكي صـبر كـن كـه مسئـولين از جمــال تـو مـاه مي سـازنـد
چـونكـه فـارغ ز كارها بشونـد بهــرت آرامگــاه مـي سـازنـد

بعـدِ تكميـل مسجــد جــامـع بعــدِ ميـدان شهــر و پيـر مراد
بعدِ آسفـالت كـوچه هاي شهــر از سـرفـلكــه تا وكـيل آبــاد ـ

هر كجـا هست طـرح نيـمه تمـام چونكـه پايان بگيرد از چپ و راست
نوبـت كـارهــاي فـرهنـگيست نوبت شعــر و جــايگـاه شماست

وقت آنست تـا كــه مسئـوليـن مثــل گـل در چمـن نشا نـندت
از بـراي تـو كـنـگـره گيــرند بـر ستيــــغ سخــن نشانندت

منصـرف شـو از ايـن سفر اُستـاد ؛ نيست ايـن شهر اهـل دوز و كلـك
بيـن كـه شـورا و شهـرداري مـا بهـرت آورده اند چـرخ و فلــك

تـا نشـيـنـي د ر آن و ا ز بـالا شهــر را بنگــري بــه زيـبايي
تـا كـه مشغـول بـاشي و آبـاد تــا درآيــي دمي ز تنـهــايي
* * *
آه ســردي كـشـيـد پيـر غزل گفـت مـن شــأن و آبــرو دارم
مـن بـراي خـودم كسي هستـم هـمـه جـا رتبــه اي نكــو دارم

با هــزار و يكــي گـرفتـاري ننشــينــم بـــه انتظــار شما
نيست بی جا كه آنهمـه نُخبــه ‌پـــر كشيــدنـد از ديـار شمـا


سالهـا مي شـود كـه اينسان در ـ انـتـظــار شمــا به سـر بردم
از كفـم رفت اسـم و رسمي كـه پيــش اهـل ادب بــه در بـردم

شـهـرداري بـراي مـرغ دلـم قفـسي سـاخـتـه ز تــيرآهـن
خوب بنگر چـه كرده ايـن مـدت شهـر مـن اي عـزيـزِ من بـا من

جاي دِنجي كه قولمـان دادنـد پــر شــده از وســايل بــازي
قـدمي هم كــه برنـمي دارند دوسـتـان عــزيـــز شيـرازي

اين بسـاطي كه دورمن برپاست كـرده مـــا را عجـب سرافكـنده
زين سبب جمـع شاعران گشتند همــه از گــرد مـن پراكـــنده

مَهـد كودك شـده ست اينجا و بــرده از مـن قــرار و آرامـش
جيغ اِسكيت و زنگ چرخ ، مدام از «جمالي»گرفــتـه آسايــش

نـه دگر هـوش دارم و نه هواس نـه تمركز كـه شعــر گويــم باز
شـترِ عُمر كـاش بـر مي گشت بـه همان كلــبۀ خـودم : شیراز

گِـردِ من پرسه مي زنند اينجـا آخــر شب گـروه مـعـتــادان
ترسم ايـن است كه گـره بخورد روح پـاكـم بــه روح معتــادان

من كـه خورشيـد انجمـن بودم بـوستـانم هميـشه تـاريـك است
پیش یک عـده ای ز مسئـولين ریشـۀ نخـلِ شعـر باریک است

سـالهـا مـانـده ام بلا تكلـيف مــن بــعنوان يك سِـتَهبــاني
بَـهـر آرامـگـاه و كنـگره اي سبقت از مـن گـرفتـه « مـرداني»(1)


«‌‌شمس» (2) دامن به«آستـانه»(3) كشيد رفت از شهـرتـان و رفت از يــاد
كـاش مـن هم كـه آمدم قبرم _ لا اقــل بود پُشتِ «پيــر مـــراد»(4)

بگـذاريـد راه خــود بـروم كم كنـم اضطـراب و دلهـره‌تـان
و خـداونــد خيــرتان بدهد از سـرم شـد زيــاد كنگــره‌تان

در ديـار شــمـا غـريبـانـــه دور افتـادم از فَـك وفـامـيــل
تـا بـه آرامگــاه من برسيـد بـر دميـده به صـور ، اسرافيـــل

----------------------------------------------------------------
(1) مرحوم نصراله مردانی از دوستان استاد جمالی -

(2) مرحوم شمس اصطهباناتی -

(3) حرم مطهر امام زاده سید علاءالدین حسین در شیراز که در بین مردم به آستانه شناخته می شود

(4) امامزاده سید محمدبن موسی بن جعفر در استهبان که به پیر مراد معروف است


« علي اكبر شجعان »



ادامه مطلب


برچسب ها : جمالی نامه , خواب دید , دید عارفی , جمالی را , ایستاده , پیر مراد , چمدانی , نه چندان , شاعر شهیر , شهیر فارس , بوستانت , شهر ما , باعث افتخار , هرکجا , چهره ماندگار , مسجد جامع , نیامده رفتی , آسفالت کوچه , مسؤلین , کنگره ,
بازدید : 106
[ پنجشنبه 28 مرداد 1395 ] [ 21:32 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان