close
تبلیغات در اینترنت
کربُ بلا


باز آمدم و عشق و صفا کردم و رفتم

پیمانه لَبا لَب زِ دعا کردم و رفتم


با سفره ی دل نزد شما عقده گشودم

خود را به هوای تو رضا کردم و رفتم


قفل دل من بسته ی ایوان طلا بود

از پنجره فولاد تو وا کردم و رفتم


شرمنده اگر توشه ی من بار گناه است

اقرار به تقصیر و خطا کردم و رفتم


از طوفِ رواق و حرمت سیر نگشتم

امّا طَمَعِ کربُ بلا کردم و رفتم


تا کفتر جلدی شوم و لایق درگاه

در صحن شما دانه جدا کردم و رفتم


تا اذن دخولم دهی و بست دخیلت

پَر، بسته ی آن صحن و سرا کردم و رفتم


شاکی شدم از غیبتِ طولانی مهدی

وَز دعوی خود شرم و حیا کردم و رفتم


شرمنده شده "مهدوی" از بابِ ضمانت

آهو صفتم ، ناز و ادا کردم و رفتم


غلامرضا مهدوی



ادامه مطلب


برچسب ها : زیارت , لبالب , رفتم , پیمانه , عقده , گشودم , رضا , ایوان , شرمنده , ایوان طلا , اقرار , تقصیر , پنجره , پنجره فولاد , طوف , رواق , نگشتم , طمغ , کربُ بلا , کفتر ,
بازدید : 17
[ سه شنبه 26 تير 1397 ] [ 18:20 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان