close
دانلود آهنگ جدید
کرببلا
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
حلول ماه محرم 3 283 mahdavi
شعرهای علوی 6 32 mahdavi
دَحوُالأَرض 0 30 mahdavi
مؤلّفان ،نویسندگان و ناشران استهبان 6 728 mahdavi
اختصاصی شهدا 4 472 mahdavi

ماه غمت حسین صلا می دهد مرا
حال دعا و اشک و عزا می دهد مرا

آرم به مجلس تو تن دردمند خویش
درد غمت حسین دوا می دهد مرا

در گوشۀ حسینیه ات یاد کربلا ـ
مانند مرغ ، بال رها می دهد مرا

با تربت تو کام مرا باز کرده اند
شادم که تربت تو شفا می دهد مرا

امسال هم به لطف خدا پرچم عزات
بوی بهشت کرببلا می دهد مرا

پیراهن عزای تو می پوشم و خدا
پاداش آن به روز جزا می دهد مرا

در مجلس عزای تو سرمست می شوم
ساقی دمی که جام بلا می دهد مرا

رزق محرم و صفر و کربلای تو
امسال هم دوباره خدا می دهد مرا

عباس تو ز ساحل خونین علقمه
با کام تشنه درس وفا می دهد مرا

آلوده ، پا به مجلس تو می گذارم و
نام تو یا حسین صفا می دهد مرا

هل من معین تو ز بیابان نینوا
از حنجر بریده ندا می دهد مرا

امسال هم به لطف خدا مادر شما
پیراهن سیاه عزا می دهد مرا

شکر خدا که زنده ام و چای روضه ات
حال و هوای آب بقا می دهد مرا

شکر خدا که قصۀ عمرم ادامه یافت
شکر خدا که دوست بها می دهد مرا

امسال هم کتیبۀ « باز این چه شورش است»
شور و شعور و سوز و نوا می دهد مرا

امسال هم میان جوانان سینه زن
شکر خدا که فاطمه جا می دهد مرا

حتی کنار سفرۀ خود می نشاند و
از آنچه می دهد به گدا می دهد مرا


علی اکبر شجعان


ادامه مطلب


برچسب ها : ماه غمت , حسین , صلا , می دهد , حال دعا , دهد مرا , مجلس تو , دردمند , حسینیه ات , یاد کربلا , بال رها , تربت تو , لطف خدا , بوی بهشت , کرببلا , عزای تو , سرمست , جام بلا , ساحل خونین , آب بقا ,
بازدید : 11
[ شنبه 09 شهريور 1398 ] [ 20:9 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


غزل مرثیه

سوخت از زهـر جفا تا جگرت مولا جان

سبـز شـد کربـبـلا در نظـرت مـولا جـان


پـدرت شـیـر خـدا ، حـیـدر کـرار ، علـی

فـاطـمــه مـادر والا گُـهَـرت مـولا جــان


در جهـان، غربت و انـدوه و غـم و تنهـائی

ارث بردی هـمـه را از پـدرت مـولا جـان


بـا نگـاهت بـه در سـوختـه جاری می شد

اشـک خـونیـن تو از چشم ترت مولا جان


ای سفـر کرده به معـراج که نوشیـدی زهر

از کف آنـکــه نشـد همسفـرت مولا جـان


تا که زد جعده شـرر بر جگـرت فـرمـودی

بـرسـد زیـنـب کـبـرا بـه بَرت مـولا جـان


در شب جهل و جمود و هوس بدخواهان

سر زد از شرق شهـادت سحرت مولا جان


چـه کسی هست ز مظلـومی تـو بنـویسـد

کـه چـه از همسرت آمـد به سرت مولاجان


ای صـبـوری کــه مـیـان همـۀ طـوفـانـهـا

خـم نشـد پیش مصـائب کمـرت مولاجان


کربـلا بـود پـر از یـاد تـو وقتی می بست

دستـخـط تـو بـه بـازو پسـرت مـولا جان


توخودت بودی و دیدی چه فدا کاری کرد

در تب واقـعــه نــور بَصَــرت مــولا جـان


ای کـریمی کـه بـه سـائل نپسنـدیدی که ـ

دست خـالی بکشـد پـا ز درت مـولاجان


آمدم با دل « محـزون » به درت تـا ز کرم

نشــوم روز جــزا دَربِـدَرت مـولا جـــان


علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : مجتبی , حسن , شهادت , سوگ , اهلبیت , سوخت , مولاجان , کرببلا , حیدر , فاطمه , غربت , سوخته , معراج , نوشیدی , زهر , جعده , جگرت , مظلومی , صبوری , مصائب ,
بازدید : 476
[ یکشنبه 16 آبان 1395 ] [ 22:14 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()

 

..مثل یک شمع ، در سرم آتش

 مثل پروانه در پرم آتش  

بس که آتش به باغ دل دارم  

آید از دیده ی ترم آتش

&

از مزرعه از داس و درو می گوئیم

با آشپز از دیس پلو می گوئیم

چون شعر کهن نمی توانیم سرود _

از شدت عجز شعر نو می گوئیم

&

ما لاله ی سرخ باغ یاسیم

نه اهل ستم نه التماسیم 

در کرببلا چو ریشه داریم 

از کشته شدن نمی هراسیم

&

آنانکه ز قید و بند رستند همه ،

پیمان وفا به عشق بستند همه 

آنقدر میان خاک و خون رقصیدند ،

تا هیبت مرگ را شکستند همه

&

تو را از جنس مهتاب آفریدند 

زلال و ساده چون آب آفریدند

دل ما را به آه و غم سرشتند 

برای عشق تو قاب آفریدند

علی اکبر شجعان



لینک ثابت

برچسب ها : دوبیتی , ناب , تازه , آفریدند , مهتاب , رقصیدند , هیبت , شکستند , کرببلا , کشته , لاله ی سرخ , آشپز , شعر کهن , شعر نو , داس ودرو , پروانه , آتش , باغ دل , رباعی ,
بازدید : 336
[ دوشنبه 28 ارديبهشت 1394 ] [ 17:54 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت