close
تبلیغات در اینترنت
چشم ترت
آخرین ارسال های انجمن


آسمان زیر پرت بود زمین افتادی

یک عبا روی سرت بود زمین افتادی

نه صدای تو به گوش کسی آن روز رسید

نه کسی دور و برت بود زمین افتادی

صورتت خاکی و دستار و عبایت خاکی

مادرت در نظرت بود زمین افتادی

زهر از جان تو آقا جگرت را می‌خواست

آتشی بر جگرت بود زمین افتادی

ناله می‌کرد جوادت به سرش می‌زد آه

اشک در چشم ترت بود زمین افتادی

مثل یک مارگزیده به خودت پیچیدی

خوب شد که پسرت بود زمین افتادی

ولی افسوس به میدان دل خون برد حسین

نیزه از پشت زدند و به زمین خورد حسین...

مسعود اصلانی



ادامه مطلب


برچسب ها : امام رضا , علی ابن , موسی الرّضا , مارگزیده , پیچیدی , افتادی , افسوس , آسمان , دستار , خاکی , مادرت , آتشی , جوادت , پسرت , چشم ترت , جگرت , اشک , میدان , حسین , نیزه ,
بازدید : 9
[ یکشنبه 28 آبان 1396 ] [ 10:51 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان