close
تبلیغات در اینترنت
پیغمبر
آخرین ارسال های انجمن

بعــثت خــاتم النبـیین اسـت
خـانـه دیـده و دل آذیـن اسـت
شد صبا روح بخش و روح افزای
شاد و رقصان به باغ نسرین است
شـد حـرا مــطلع سرود وحی
راسـتی شـعر زندگـی ایـن است
بیـت بیـت سـرود هسـتی ساز
هـرکـدام از ائــمـه دیـن اسـت
معــنی و اژهــای ایــن ابـیـات
بر محـمـد و آل او صلوات

دوش در گلــستان گذر کـردم
سـوی هـر گـل دمی نـظر کردم
وز معــطر هــوای آن گـــلزار
جــان و دل را دمــاغ تـر کـردم
پیـچ پیـچی بـود بر لب هر گل
گـردش خویـش مـختـصر کردم
گـوش کـردم به صـحبت گلـها
کلــماتـی چـنیـن ز بــر کـردم
فـکـر و ذکـر تـمام مـوجـودات
بر محـمـد و آل او صـلوات

عید مبعث شده است ای یاران
عرش و فرش خداست گلباران
در حــرا بـود گـرم راز و نیـاز
بـندۀ پـاک خـالـق ســبحان
وحـی آمـد : بخوان به نـام خدا
تو رسـولی کتـاب تـو قــرآن
خاتـم الانبـیا شـدی مبـعوث
بـاد تبـریـک بر مســلمـانان
تا بگویند هر دم این جملات
بـر محـمـد و آل او صــلوات

عـرشـیان شـادمـان و مسـرورند
فرشیان در نشاط و در شورند
مسلــمین در سـراسـر گیــتی
با مَـّسرت قــرین ز غــم دورنـد
بر لباس حریر توحیدی
کافران وصله های ناجورند
شــد بــهار نشـاط و شـادی هــا
عاشـقان مست باده ی نورند
نُقل هر مجلسی شد این کلـمات
بــر محــمـد و آل او صــلـوات

کائنات اند خرم و دلشاد
بردگانند بعد از این آزاد
سـرزمــین حـــجاز پــژمــرده
دیـن پیـغمـبـرش نـمـود آبــاد
زیر باران نور هیچ عاشق
عاشقی را نمی برد از یاد
شیعیان عیـشتان بود سـرشـار
مســلمین عـیدتان مبـارک بـاد
همـه با هـم بـرید ایـن حســنات
بــر مـحـمـد و آل او صـلــوات

در همـین لحـظه های روحـانی
عـرش رحمـان بــود چـراغـانـی
دل به وجـد آمده سـت در سینه
مـی نگـنجد بـه ظـرف جســمانی
سیـنۀ شـب دریـده چون خورشید
گشـت پـایـان ، حـیات ظـلـمانی
گـل به رقـص آمـده ست در گلزار
بـلـبــلانـنـد در غــزلـخــوانـی
معنـی هـر یـکی از ایـن نـغمات
بـر محـمـد و آل او صلوات

نــور توحــید بـر زمـین تابـید
ســفرۀ جـهل مشـرکین بر چـید
آفـــتابــی دمـــید از افــلاک
شـد زمیــن بسـتر گــل تـوحیـد
هر کجا پر شد از صدای اذان
بـانـگ تـوحـید در حـرا پـیـچیـد
وه چــه پاینده گشـته ایـن آواز
به چه فرخنده گشته است این عید
باشـد اسلام ایمـن از خـطرات
بـر محـمـد و آل او صـلوات

مژده ای دل که نوبهار آمد
مبعــث یـار گلعــذار آمد
سر زد از مشرق حرا خورشید
وحی از سـوی کردگــار آمد
با صفا شد جهان ز مبعث دوست
با صفــا بـاغ و لاله زار آمد
قمــری دل شـــده ترانه سرا
دلنشــین نغـمــۀ هَــزار آمد
می سراید به روی شــاخ نبات
بر محمـــد و آل او صلـــوات

بعــثـت خـتـم انـبـیـا آمــد
عـیـد مـسعود مصـطــفی آمد
در حــرا بــر پیـــمـبر اُمّــی
وحـی از جـانـب خــــدا آمـد
عـمر بـت های جـعـلی اعـراب
روز مــبعـث بـــه انتـها آمـد
در پــی نـهـضـت رســول الله
ایـن زمـان انقـلاب مـا آمـد
هر دو هسـتند منـشاء برکـات
بـر محـمـد و آل او صـلـوات


علی اکبر شجعان


ادامه مطلب


برچسب ها : بعثت , خاتم النبیین , خاتم , النبیین , معطر , گلزار , گلستان , ائمه , صلوات , عرشیان , شادمان , مسلمین , مسرت , محمد , توحیدی , شادی , کائنات , دلشاد , پیغمبر , شیعیان ,
بازدید : 7
[ سه شنبه 13 فروردين 1398 ] [ 15:20 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



غدیر آن نقطه آغاز ،شرح کوثری دیگر
حرائی در دل صحرا ووصل سروری دیگر


غدیر آن نقطه ی آغاز هستی در دَم خلقت

معطّر خاک و شاید کربلایی برتری دیگر


یقین خون شهیدی مانده روی بستر این خاک

وشاید کربلایی بوده خون اصغری دیگر


چه رازی دارد این گودال ؟قُربش را خداداند

که می بخشد علی را تاج وجامه فاخری دیگر


چرا اینجا دوباره می دَمد بر گوش پیغمبر

بخوان اینجا کلام وحی من بر دلبری دیگر


حرائی می کند برپا کنار این غدیر خم

محمّد بازگو کن جانشینی ،سروری دیگر


مزیّن کن علی با تاج زرین خداوندی

به پا کن در غدیر خم سکوی و منبری دیگر


بنوشان بر علی جام اَلَست از باده ی رضوان

که تا گلگون شود عاشق زنوش ساغری دیگر


بخوان با صوتِ داوودی که هستی با خبر گردد

ملائک را بگو رنگین کند بال وپری دیگر


ملائک باتمامِ کائنات وکل مخلوقات،

همه آیند پا کوبان و خندان از دری دیگر


بگو رنگین کمان رنگین کند هفت آسمان ها را

بیاراید زمین را آسمان با منظری دیگر


علی آن نقطه ی بالای فاءِ فوقَ اَیدیهم

ببر دست علی بالا و تا بالاتری دیگر


علی وقت تنزّل نقطه ی آن باءِ بسمِ لَّه

نزاید مادری هرگز امیری ،حیدری دیگر

محمد ضیایی پور
استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : غدیر , علی , نگین , حیدری , آسمان , نقطه , رنگین , کمان , فرشته , کائنات , هستی , ملائک , منبری , غدیرخم , بخوان , پیغمبر , گودال , معطر , کلام , وحی ,
بازدید : 269
[ سه شنبه 30 شهريور 1395 ] [ 9:46 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


تقدیم به اُمُّ المُؤمِنین حضرت خدیجه کبری (س)
--------------------------
تابیده فروغ حق در آئینه تو
ایمان و عفاف دّرگنجینه تو


کوثرکه خدا هدیه به پیغمبر داد

نوشیده شراب عشق از سینه تو


=================

به باغ دین گل احمر خدیجه
برای دین حق یاور خدیجه


نهاده شیر ... نه ، که شیره جان

به کام جاری کوثر خدیجه


زن تنهای تنهای مدینه

عزیز جان پیغمبر خدیجه


نخستین مسلمه در بین زنها

و بر ختم رسل همسر خدیجه


درخت پر شکوه باغ ایمان

که دارد چتر گل بر سر خدیجه


به فخرش بس همین که شد به عالم

برای فاطمه مادر خدیجه


کسی که ثروتش را وقف دین کرد

چو تیغ فاتح خیبر ، خدیجه


به اُمُ المؤمنین معروف ، مثلِ

امیرالمؤمنین حیدر ، خدیجه


چراغ خانه خورشید هستی

و ماه چارده اختر خدیجه

علی اکبر شجعان


سایت ادبی شهید رابع استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : خدیجه , ام المؤمنین , خدیجۀ کبری , تابیده , فروغ حق , آئینه تو , ایمان , عفاف , گنجینه , پیغمبر , سینه تو , باغ دین , گل احمر , دین حق , شیره جان , زن تنها , تنهای مدینه , عزیز جان , نخستین مسلمه , ختم رسل ,
بازدید : 261
[ پنجشنبه 27 خرداد 1395 ] [ 5:45 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت