close
دانلود آهنگ جدید
وحی
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
حلول ماه محرم 3 283 mahdavi
شعرهای علوی 6 33 mahdavi
دَحوُالأَرض 0 30 mahdavi
مؤلّفان ،نویسندگان و ناشران استهبان 6 728 mahdavi
اختصاصی شهدا 4 472 mahdavi


آن مشک به دوش از خودش تا که گذشت

با تشنگی از کنار دریا که گذشت

افتاد به روی خاک و با بغضی گفت

ای ابر تو کاری بکن از ما که گذشت

***

 

مضامین وحی است پا تا سرش

به هم می زند آسمان را سرش

قیامت به پا می کند با سرش

چو بینند در حشر فردا سرش

بلند است مابین سرها سرش

 

شب قدر آن سال موعود شد

کتاب جهان آنچه فرمود شد

به هر صفحه ای هر چه افزود، شد

نصیب زمین رونق و سود شد

نصیب خودش هیچ...حتی سرش

 

برای خودش صفحه ای جا گذاشت

خودش را میان خطرها گذاشت

غریب و گرفتار و تنها گذاشت

تنی را رها بین صحرا گذاشت

و یک نقطه چین از تنش تا سرش

 

برای خودش غم پس از غم نوشت

به اندازه ی داغ عالم نوشت

به عمق هزاران محرم نوشت

چو حس کرد پیش خدا کم نوشت

دلش خواست جبران کند با سرش

 

به جز عشق چیزی روایت نکرد

نوشت و نوشت و شکایت نکرد

قلم سوخت اما رعایت نکرد

به جان دادن خود قناعت نکرد

پس از پیکرش شد مهیا سرش

 

ورق زد کمی پیش از آن را نوشت

اسامی آن کاروان را نوشت

چنین می شوند و چنان را نوشت

به سرهایشان امتحان را نوشت

که عاشق به پیکر مبادا سرش

 

نوشت و همینکه به اکبر رسید

قلم را از این سو به آنسو کشید

به ناخن تن کاغذش را برید

چنان شد که رنگ از جمالش پرید

چه آمد از آن داغ لیلا سرش؟!

 

شب قدر بود و نوشت از قمر

گرفت از غمش دست را بر کمر

که بی دست ماند و بدون سپر

که افتاد بر خاک صحرا به سر

نوشت و ترک خورد سقا سرش

 

نوشت آنچه را سهم اصغر شدو

گلویی که یکباره پرپر شدو

به خونش تن آسمان تر شدو

تن کوچکی را که بی سر شدو

سری را که افتاد دعوا سرش

 

ورق زد کمی بعد از آن را نوشت

مکان را نوشتا نوشت و زمان را نوشت

زمین خوردن آسمان را نوشت

سپس طاقت استخوان را نوشت

سپس سرخ شد دشت سرتاسرش

 

نوشت از طلبکار انگشترش

نوشت از دوتا گوش یک دخترش

و دور گلو ماندن معجرش

ترک روی پیشانی خواهرش

همینکه به نی رفت بالا سرش


حسن اسحاقی (کرج)



ادامه مطلب


برچسب ها : مضامین , وحی , سرش , مشک , دوش , خودش , گذشت , بلند است , مابین , سرها , غریب , گرفتار , تنها , گذاشت , به جز , عشق , چیزی , روایت , نکرد ,
بازدید : 12
[ یکشنبه 10 شهريور 1398 ] [ 1:8 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()



غدیر آن نقطه آغاز ،شرح کوثری دیگر
حرائی در دل صحرا ووصل سروری دیگر


غدیر آن نقطه ی آغاز هستی در دَم خلقت

معطّر خاک و شاید کربلایی برتری دیگر


یقین خون شهیدی مانده روی بستر این خاک

وشاید کربلایی بوده خون اصغری دیگر


چه رازی دارد این گودال ؟قُربش را خداداند

که می بخشد علی را تاج وجامه فاخری دیگر


چرا اینجا دوباره می دَمد بر گوش پیغمبر

بخوان اینجا کلام وحی من بر دلبری دیگر


حرائی می کند برپا کنار این غدیر خم

محمّد بازگو کن جانشینی ،سروری دیگر


مزیّن کن علی با تاج زرین خداوندی

به پا کن در غدیر خم سکوی و منبری دیگر


بنوشان بر علی جام اَلَست از باده ی رضوان

که تا گلگون شود عاشق زنوش ساغری دیگر


بخوان با صوتِ داوودی که هستی با خبر گردد

ملائک را بگو رنگین کند بال وپری دیگر


ملائک باتمامِ کائنات وکل مخلوقات،

همه آیند پا کوبان و خندان از دری دیگر


بگو رنگین کمان رنگین کند هفت آسمان ها را

بیاراید زمین را آسمان با منظری دیگر


علی آن نقطه ی بالای فاءِ فوقَ اَیدیهم

ببر دست علی بالا و تا بالاتری دیگر


علی وقت تنزّل نقطه ی آن باءِ بسمِ لَّه

نزاید مادری هرگز امیری ،حیدری دیگر

محمد ضیایی پور
استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : غدیر , علی , نگین , حیدری , آسمان , نقطه , رنگین , کمان , فرشته , کائنات , هستی , ملائک , منبری , غدیرخم , بخوان , پیغمبر , گودال , معطر , کلام , وحی ,
بازدید : 320
[ سه شنبه 30 شهريور 1395 ] [ 9:46 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت