close
دانلود آهنگ جدید
هجران
آخرین ارسال های انجمن

***

هجران رفیق گرم و گلستانی من است

اصلا فراق یار دبستانی من است

تا پا به پای گردش ایام می روم

بیچاره این دل است که قربانی من است

دیشب میان آینه ی شخصی خودم

دیدم که چند خط روی پیشانی من است

این چند تار موی سپیدند شاهدم

آری غم تو باعث ویرانی من است

من با جگر معاهده ی خون نوشته ام

تا آن زمان که داغ تو زندانی من است

لیلا به رفت و آمد و مجنون به خواب ناز

این قصه ی قدیم پریشانی من است

گفتند : سر زده گذر از شهر کرده دوست

چیزی که مانده است پشیمانی من است

تا حال اگر نفس ز گلو می کند گذر

از ارتباط قلبی و پنهانی من است

پس کی زمان دیدن روی تو می رسد ؟

این پرسش دو دیده ی بارانی من است

روزی که قبر مادر خود را نشان دهی

تازه زمان گریه ی طوفانی من است

چون آبرو ز درگه خوبان گرفته ام

دنیا به کام و مرگ به آسانی من است

با اقتدار منتظر مقدم توام

پرچم به دست یار خراسانی من است


"رضا رسول زاده"



ادامه مطلب


برچسب ها : حضرت , صاحب , الزمان , عجل , الله , تعالی , پرچم , به دست , یار خراسانی , هجران , رفیق , گلستانی , اصلا , فراق , یار دبستانی , پیشانی , شاهدم , ویرانی , قربانی , معاهده ,
بازدید : 78
[ جمعه 30 فروردين 1398 ] [ 8:32 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


از سـفـر می آئی و رنـج سـفــر می آوری
بـهـر ديـدار بـرادر چـشــم تـر می آوری

جز حسينت هيچكس باور نمی كرد اينچنين
كـه دَمار از روزگــار خصــم در می آوری

هيچكس باور نمی كرد اينكه با داغ حسين
لحظه ای عُمر اسارت را بـه سـر می آوری

يا بـه هـرجا با غريو خطبـه ی خورشيدی ات
از بــرای خـرمن ظــالـم شَـــرر می آوری

اربعيـنی داغ هجــران را تحمُــل كرده ای
اينك از ره می رسی ، خونِ جگر می آوری

سر بـه روی شـانـه ی خـاك برادر می نهی
مثـل نِی از پَــرده ی دل نـالـه بر می آوری

اشك می ريزی ، فغان سر می دهی با سوز و آه
تـا كـه ظلـم ظالمـان را در نظــر می آوری

در كـنـار علقـمـه هنگـامه بـر پــا می كني
بـرلب آب روان اشــك بـَصَــر می آوری

خـوش روايت می كنی سـوز دل ام البنین
تا كـه ناله زينب از سـوز جگــر می آوری

بـر مـزار لا‌ له هـــای پـرپـر دشـت بــلا
بلبــلانِ خستـه ی بشكسـتـه پَـــر می آوری

انـقــلابی تازه بر پـا می كنی در سيـنـه ها
نــام ليـــلا را سـر قـبـر پسـر می آوری

بی رقيه می رسی از راه و بـا اندوه و درد
كـودكـان را بَهـــرِ ديــدار پــدر می آوری

ای سفيـر انقلاب سـرخ عاشـورا ، ز شـام
می رسی وَ ز طفـل بی بـابـا خبـر می آوری
اسیری,
داغ هفتاد و دو گل در سيـنه داری وَ ز سفر
بــا سپــاه صبـر پيـغـام ظَـفَـــر می آوری

گرچه ای بانو اسيـری رفته ای ؛ اما ز شـام
با جهـاد خويش گلبــانگ سحـر می آوری

از سفـر می آئی و شمشيـر سـرخ انتقـام
از بـرای حـجـت ثـانی عَـشَـــر می آوری

علی اکبر شجعان

محزون اصطهباناتی.
کانال رسمی اشعار علی اکبر شجعان.

تلگرام
https://telegram.me/mahzoon_shajaan

سروش:
https://sapp.ir/shajaan_mahzoon

ایتا:
https://eitaa.com/shajaan_mahzoon



ادامه مطلب


برچسب ها : سفيـر , انقلاب , سـرخ , عاشـورا , سفر , می آوری , خصم , حسینت , خطبه , شرر , اربعینی , هجران , خون جگر , فغان , ظالمان , ام البنین , علقمه , هنگامه , انتقام , ثانی عشر ,
بازدید : 138
[ پنجشنبه 10 آبان 1397 ] [ 21:23 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


لینک ثابت

برچسب ها : ندبه , هجران , ندبه هجران , لکنت , زبان بیان , دل تنگم , شوق , پر زدن , پروانه , آسمان , بخوان , آشیانه , پیچ زلف , سر بنه , ابر گناه , آفتاب عشق , نشان بده , جمعه , جمکران , درس انتظار ,
بازدید : 211
[ دوشنبه 13 آذر 1396 ] [ 14:19 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


ای چو منصورخریده به ره دلدار دار
فارغ ازخود زده ای بر سر ناهنجار جار

گرچه در راه خدا قلب توخون آلود بود
لحظه ای ترک نکردی به ره پیکار کار

روزها شد ز تو بر دشمن خون آشام شام
واز قیام تو شد آن بدگهر خونخوار خوار

از تو بر پا ست دمادم به سر بیداد داد
واز تو جاریست به پای شجر ایثار ثار

می شود در همه جا از تو و آن فریاد یاد
چون نهاده است به دوش ملل استکبار بار

هر که را می نگرم زین الم جانکاه ، آه !
با غمش کرده چنین این فلک سیار یار

لاله بی روی تو دارد به دلش در باغ داغ
بلبل غمزده نالد به دل گلزاز زار

گشته دنیا ز فراقت به من دلتنگ تنگ
و بجز اشک ندارد بَصَر خونبار بار

امت از فرقت جانسوز تو نالد های های
رهبر از ماتم هجران تو گرید زار زار

عالم از شور عزایت شده رستاخیز ، خیز ـ
بر سر سوختگانت ید پرچمدار دار

گفت در سوگ تو «محزونِ » حزین آوای : وای
بر گرفته ست مرا لشکر غم دیوار وار


علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : ماتم , هجران , سوگ , جانسوز , فرقت , رستاخیز , خونبار , دلتنگ , غمزده , جانکاه , استکبار , بیداد , قیام , پیکار , منصور , دلدار , فارغ , ایثار , جاریست , گلزار ,
بازدید : 201
[ یکشنبه 14 خرداد 1396 ] [ 9:39 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


شب قدراست دلم رنگ شقايق دارد

چشم من سرخي معشوقه و عاشق دارد

من خمار عطش جام حقيقت هستم

زخم مولا خبر از دستِ منافق دارد

@@@


مي بَرَد هوش من امشب مي نابت چه كنم؟

شده آتش دل از اين جامِ شرابت چه كنم؟

خال بالاي لبت مستي من كرد فزون

طفل دل گشته در اين كوچه خرابت چه كنم؟

زلفِ پُر پيچ بر اين باد بهاري مسپار

ديده شد جاري خون از تب و تابت چه كنم؟

دلم آشفته تر از گيسوي طناز تو شد

گشته مجنون دل از اين لحن جوابت چه كنم؟

دوش از ابروي خونريز تو صد دشنه چكيد

تار دل گشته زه چنگ و ربابت چه كنم؟

تو همان موج بلندي كه به ساحل زد و رفت

كه پس از موج فرو رفته حبابت چه كنم؟

دوش دل كوه غمي داشت ز هجران رُخَت

وصل حاصل نشد از شهد گلابت چه كنم؟

ديدنِ "صبح" رُخَت آرزوي شام من است

تا كه تابيد رخ از زير نقابت چه كنم؟


محمد ضیایی

لینک ثابت

برچسب ها : شب قدر , شقایق , معشوقه , خمار , عطش , حقیقت , زخم , منافق , چه کنم , مستی , طفل دل , آشفته , مجنون , ساحل , هجران , صبح , حاصل , موج , دوش , طناز ,
بازدید : 361
[ پنجشنبه 18 تير 1394 ] [ 23:54 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت