close
تبلیغات در اینترنت
میلاد
آخرین ارسال های انجمن


کنگره عرش برین


مژده‌ اى دل که به ما تاج سرى داد خدا

شب ما سوته دلان را سحرى داد خدا


سجدۀ شکر به جا آر که از رحمت خویش

تیر جانسوز دعا را اثرى داد خدا


شجر طیبه ى گلشن طاها را باز

هم ثمر داده و هم برگ و برى داد خدا


تا که اسلام قوى گردد و الحاد ضعیف

صدف بحر ولا را گهرى داد خدا


اى صبا فاطمه را مژده بده کز ره لطف

صادق آل نبى را پسرى داد خدا


ملک از کنگره ى عرش برین مژده دهد

که به ما ناجى نیکو سیرى داد خدا


بهر آزادى ابناء بشر بارِ دگر

به بشر رهبر فریادگرى داد خدا


تا کندزیرو زبر کاخ ستم را اى دل

مژده ‌ى آیت فتح و ظفرى داد خدا


تا به پرواز در آید به جهان طایر فکر

امشب از شوق و شعف بال و پرى داد خدا


شادمانم من ژولیده که از رحمت خود

به من بى هنر امشب هنرى داد خدا


ژولیده نیشابورى

ادامه مطلب


برچسب ها : میلاد , امام , موسی , کاظم , مژده , خدا , سجده , رحمت , خویش , جانسوز , اثری , طیبه , گلشن , فاطمه , صدف , صادق , کنگره , امشب , ژولیده , شعف ,
بازدید : 8
[ دوشنبه 20 شهريور 1396 ] [ 8:12 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


ساقی امشب دوباره دستم گیر 
می بریز و تمام هستم گیر 
امشب اندر خودم نمی گنجم 
مستم و در خودم نمی گنجم 
مطربا دف بزن که سرمستم 
عشق تو دل ربوده از دستم 
فصل گل، موسم غزلخوانی است 
آسمان دلم چرا غانی است 
گشته میلاد لاله ی احمر 
فاطمه(س) دخت موسی بن جعفر(ع) 
آن که معصومه است در دنیا 
دُرِّ منظومه است در دنیا 
آنکسی که نهاده پا در قم 
گشته پشت و پناه این مردم 
آنکه خورشید آستان بوسش 
آنکه مهتاب نور فانوسش 
بر درش هر کسی که رو کرده 
حتماً اینگونه گفتگو کرده : 
ای تو خورشید آسمان دلم 
ذکر تو شرح داستان دلم 
ای که مرأت حق نمائی تو 
زینب(س) حضرت رضائی(ع) تو 
سرنهاده دلم به درگاهت 
چون گدا آمده سر راهت 
ای سرآغاز عشق لَم یَزَلی 
مطلع شعر دفتر ازلی 
ای که مهتاب گشته بیدارت 
تا نماید ز شوق ، دیدارت 
ای که هر صبح با هزار امید 
بر درت بوسه می زند خورشید 
بانوی پاکی ! ای عقیلۀ عشق 
دختر اطهر قبیلۀ عشق 
تا رضا را ز خود رضا کردی 
کعبه در شهر قم به پا کردی 
ای گل سرخ باغ زهرائی 
نغمه ی خوش نوای مولائی 
ای تو مرأت حضرت زهرا 
وارث عشق و عصمت زهرا 
ای تو منظومه ی روایت عشق 
ای تو معصومه ی ولایت عشق 
بارگاه تو عرش روی زمین 
دل ما با تو می رسد به یقین 
ای که خیل مَلَک نگهبانت 
بال جبریل فرش ایوانت 
ای حریمت چو عرش رحمانی 
مَلَکَت مفتخر به دربانی 
دلم از شوق دام و دانه ی تو 
سرنهاده بر آستانه ی تو 
از جمال تو نور می بارد 
بر درت عشق بوسه می کارد 
مِهرِ تو با گِلَم سرشته خدا 
نام تو بر دلم نوشته خدا 
من گدای تو بوده ام زالست 
همه از توست هرچه بوده و هست 
بانوی بی قرینه ای بی بی 
بحر دین را سفینه ای بی بی 
ای دل ما کبوتر حرمت 
که نشسته به سفره کرمت 
ای گل باغ موسی جعفر(ع) 
فاطمه (س) اِشفِعی لَنا المَحشر


علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : دختر , قبیله , عشق , ساقی , امشب , دوباره , مستم , گنجم , ربوده , میلاد , چراغانی , فاطمه , معصومه , منظومه , خورشید , مهتاب , آسمان , سرآغاز , مطلع , عقیله ,
بازدید : 19
[ دوشنبه 02 مرداد 1396 ] [ 20:0 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()

 

به اوج می برد امشب مرا هوای شما

که عشق را بنویسم، فقط برای شما

نگاه می کنم اینجا به رد پای شما

و می رسم به خدا، تا خدا... خدای شما

 

که آفرید شما را زمین هوایی شد

وَ کعبه کعبه شد و خانه ای خدایی شد

 

و بال حور و مَلَک فرش این قدم ها شد

زمین برای حضور تو در تمنّا شد

ز اشک شوق ملائک ستاره پیدا شد

و عشق بر تن هفت آسمان هویدا شد

 

عصای دست نبی بوده ای و دست خدا

تو دستگیر کلیمی، تو دستگیر عصا

 

شکوه عدل شما را عقیل می داند

نگاه بت شکنت را خلیل می داند

شکاف کعبه شما را دلیل می داند

و شأن وصف تو را جبرئیل می داند

 

که از زبان خدا بر تو آفرین می گفت

و با صدای بلند خودش چنین می گفت:

 

رقم زده ست خدا عشق را به نام علی

فلک نشسته به حسرت برای گام علی

ملک نشسته دو زانو به احترام علی

علی امام من است و منم غلام علی

 

به لحظه لحظه ی عمرت خدا تبسّم داشت

و با صدای شما با نبی تکلّم داشت

 

کرامتی که تو داری الی الابد باشد

همیشه ذکر لبم یا علی مدد باشد

شجاعتی که دلت داشت بی عدد باشد

گواه من سر عَمر بن عبدود باشد

 

شمار فضل شما را، خدا فقط داند

نشانه های خدا را، خدا فقط داند

 

مجید تال



ادامه مطلب


برچسب ها : میلاد , امام , علی , یاعلی , شما , عشق , بنویسم , کعبه , حضور , ملائک , شوق , عصای , کلیمی , دستگیر , عقیل , خلیل , شکاف , جبرئیل , شأن , وصف ,
بازدید : 67
[ سه شنبه 22 فروردين 1396 ] [ 11:6 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


در نیمه یِ شب شهاب گل کرد 
بر رَغمِ شب آفتاب گل کرد 

بارِش بگرفت رحمتِ عشق 
در فصلِ خزان سحاب گل کرد 

جوشید گلاب از دلِ گل 
در موسمِ گل گلاب گل کرد 

ساقی بگرفت دورِ دیگر 
در ساغرما شراب گل کرد 

مستان همه فکر نوش نوشند، 
در گردشِ می شتاب گل کرد 

شد بدر؛ مَهِ وجودو هستی 
صبح آمد وآفتاب گل کرد 

خورشید شکفت در مدینه 
برطعنه ی شب جواب گل کرد 

نقّاشِ اَزَل کشید نقشی 
کز قدرتِ او کتاب گل کرد 

نیلوفرِ باغ ؛ آفرینش، 
با آن هم پیچ وتاب گل کرد 

در جوششِ چشمه سارِ هستی 
سیمای زلالِ آب گل کرد 

از بطنِ خدیجه نورِ توحید، 
در بسترِ آن جناب گل کرد 

حوران بهشت پایکوبان، 
بربط به سرِ رَباب گل کرد 

شادیّ و سرور وشورِمیلاد 
در سینه یِ شیخ وشاب گل کرد 

از بویِ گلِ وجودِ زهرا، 
شادی به لبانِ باب گل کرد 

بر رغمِ خزان، بهار این بار 
شاهد شد و بی نقاب گل کرد 

آن گلبنِ پاکدامنِ دهر 
در خانه ی بوتراب گل کرد 

تابید فروغِ روی زهرا .
در شأنِ زنان، حجاب گل کرد 

در گلشنِ مِهرِ او عفافش، 
هر زن کند انتخاب گل کرد 

هر یاسمنی که کرد در عمر، 
از اجنبی اجتناب گل کرد 

با تربیتِ شهید، مادر 
در صحنه ی انقلاب گل کرد 

از مقدم گل به وجد آمد 
"محزون" که به شعرِ ناب گل کرد 

علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : میلاد , فاطمه , انقلاب , شهید , یاسمنی , اجتناب , تربیت , گلشن , عفافش , حجاب , شأن , زهرا , گلبن , بهار , گل کرد , نقاب , خزان , شادی , بهشت , حوران ,
بازدید : 75
[ یکشنبه 29 اسفند 1395 ] [ 14:38 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


 

هِفده ی ماهِ ربیع و سال فیل*

شد ثنا خوان چشمه سارِ سلسبیل

واژگون شد هَربُتی درهر کجا،

لحظه ی مولودِ آن بَـدرُالدّجی

رانده شد ابلیس دون از آسمان،

درشبِ میلادِ آن آرام جان

طاقِ کسری ناگهان ازهم گسست،

چارده دندانه اش درهم شکست

ساوه خشکید و سماوه شد پُرآب*

صد مَلَک مأمورِ اِیّاب و ذهاب

سَبعَه ی آتشکده خاموش گشت،

بَعدِ ده قرنی که آذرنوش گشت *


موبدان آشفته خواب وخور شدند،

گاهِ رؤیا اَسترو اُشتُر شدند

نوری از نَجدو تهامه سَر فراز،*

تا به مشرق رفت آن شب از حجاز

تختِ شاهان واژگون شد ناگهان

لال شد هر پادشاهی از زبان

موبدان و کاهنان نادان شدند

ساحران درکارِخود حیران شدند

این همه آیات توحیدی عیان

شد نشان از خاتم پیغمبران

صد کرامت، معجزه، اِرهاصِ او*

خاصِ آن مولا شد و  اِخلاصِ او

خانه ی بِنتِ وَهَب امواجِ نور

آمده روحُ القُدُس با شوق وشور

نوری از دامانِ بانو آمنه

شد فروزان تا سما یک عالمه

آمد آن شَمسُ الضُّحی، بَدرُالدّجی،

مُصطَفی، کَهفُ التُّقی، غَوثَ الوَری

با رکوع و سجده ای آن سروِ ناز

کودک اما، سرفراز و در نماز

مهربان ختم رُسُل عَبدِ خدا

خُلقِ عُظمای تمام انبیا

هان محمّد(ص)خاتم پیغمبران

سروَرِ خَـلقِ زمین و آسمان

آیتِ حق ؛ رَحمَةٌ لِّلعالَمین

آن شَفیعِ مُؤمِنات ومُؤمِنین

عالِمِ ناخوانده درسِی ازکتاب،

داد  پاسخ هر سؤالِ بی جواب

گرچه وَهمِ ما نگنجد کاین چه هاست

مثنوی گویِ پیمبرها خداست

عالَم از نورِ وجودش سرفراز،

ذِکرِ صلواتش بُوَد با هر نماز

شافِعَت خواهی شود گر، در ممات،

کُن دهان خوشبو به ذِکرِصَلَّواة.


غلامرضا مهدوی آزاد

استهبان



* -وادی سماوه . [ س َ وَ ] (اِخ ) بادیه ای است بین کوفه و شام که شب تولد حضرت رسول ناگهان پر از آب گردید : «... و از جمله کلیات وقایع که در شب میلاد آن شفیع روز معاد اتفاق افتاد معدوم شدن دریاچه ٔ آب ساوه و جریان آب در وادی سماوه و حال آنکه قبل از آن تاریخ به مدت مدید آب در آن وادی کسی ندیده بود و هم در آن شب شکستی در طاق کسری افتاد...» (حبیب السیر چ تهران ص 102). رجوع به حبیب السیر و معجم البلدان ذیل سماوه شود.


*- هفت آتشکده ٔ معروف ایران قدیم : آذرمهر، آذرنوش ، آذربهرام ، آذرآیین ، آذرخرین ، آذربرزین ، آذرزردشت . (یادداشت مؤلف ). رجوع به رساله ٔ «شماره ٔ هفت و هفت پیکر نظامی » تألیف محمد معین ص 37 شود.


*- نجد. [ ن َ ] (اِخ ) سرزمین کوهستانی است در شمال جزیرةالعرب ، و مقابل آن تهامه است و آن منطقه ای است ساحلی در مغرب آن . (از اعلام المنجد). از بلاد عرب آنچه برخلاف غور است که تهامه باشد، و گاهی جیم را ضمه دهند. مذکر آید. و اعلای نجد تهامه و یمن است و اسفل آن عراق و شام و اول آن از حجاز ذات عراق . (منتهی الارب ) (آنندراج ).


*- ارهاص در اصطلاح متكلمان، حوادث خارق‌العاده یا شگفتى است كه در آستانه میلاد انبیاء و یا بعد از آن و پیش از بعثت ایشان به وقوع مى‌پیوندد. تفاوت ارهاص با معجزه در این است كه ارهاص، پیش از زمان دعوت و بدون تحدى (مبارزه‌طلبى) است. )



ادامه مطلب


برچسب ها : میلاد , پیامبر , اسلام , هفده , ربیع , سلسبیل , واژگون , مولود , بَـدرُالدّجی , ابلیس , طاق کسری , گسست , خشکید , سماوه , آتشکده , خاموش , آذرنوش , موبدان , آشفته , حجاز ,
بازدید : 157
[ دوشنبه 22 آذر 1395 ] [ 7:6 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


 

هِفده ی ماهِ ربیع و سالِ فیل

شد ثنا خوان چشمه سارِ سلسبیل

واژگون شد هَربُتی درهرکجا،

لحظه ی مولودِ آن بَـدرُالدّجی

رانده شد ابلیس دون از آسمان،

درشبِ میلادِ آن آرام جان

طاقِ کسری ناگهان ازهم گسست،

چارده دندانه اش درهم شکست

ساوه خشکید و سماوه شدپُرآب[1]

صد مَلَک مأمورِ اِیّاب وذهاب

سَبعَه ی آتشکده[2] خاموش گشت،

بَعدِ ده قرنی که آذرنوش[3] گشت

موبدان آشفته خواب وخورشدند،

گاهِ رؤیا اَسترو اُشترشدند

نوری ازنجدو تهامه[4] شد فراز،

تا به مشرق رفت آن شب ازحجاز

تختِ شاهان واژگون شد ناگهان

لال شد هر پادشاهی از زبان

موبدان وکاهنان نادان شدند

ساحران درکارِخودحیران شدند

این همه آیات توحیدی عیان

شد نشان ازخاتم پیغمبران

صد کرامت، معجزه، اِرحاصِ[5] او

خاصِ آن مولا شدو اِخلاصِ او

خانه ی بِنتِ وَهَب امواجِ نور

آمده روحُ القُدُس با شوق وشور

نوری ازدامانِ بانوآمنه

شدفروزان تا سما یک عالمه

آمد آن شَمسُ الضُّحی، بَدرُالدّجی،

مُصطَفی، کَهفُ التُّقی، غَوثَ الوَری

با رکوع و سجده ای آن سروِ ناز

سرفرازی کرده کودک در نماز

مهربان ختم رُسُل عَبدِ خدا

خُلقِ عُظمای تمام انبیا

هان محمّد(ص)خاتم پیغمبران

سروَرِ خَـلقِ زمین وآسمان

آیتِ حق؛ رَحمَةٌ لِّلعالَمین

آن شَفیعِ مُؤمِنات ومُؤمِنین

عالِمِ ناخوانده درسِی ازکتاب،

داده پاسخ هر سؤالِ بی جواب

وهمِ انسانها نگنجد، کاین چه هاست

مثنوی گویِ پیمبرها خداست

عالَم از نور وجودش سرفراز،

ذِکرِصلواتش بُوَد باهرنماز

شافِعَت خواهی شود گر، در ممات،

کُن دهان خوشبو به ذِکرِصَلَواة.


غلامرضا مهدوی آزاد

       استهبان



[1] - خشک شدن دریاچه ساوه همزمان با تولّد پیامبر گرامی اسلام، حضرت محمد(ص)، یکی از روایات مشهور مذهبی است.بر اساس این روایات در شب تولّد پیامبر گرامی اسلام، وقایع معجزه آسایی از قبیل:خاموش شدن آتشکده فارس، فرو ریختن کنگره‌هایی از طاق کسری، خشک شدن دریاچه ساوه و جاری شدن آب در رودخانه سماوه اتفاق افتاده است:«فلمّا ولد رسول اللّه(ص)لم یبق صنم الاّ سقط و غارت بحیرة ساوه..»از  بحار الانوار، علامه مجلسی، تهران، چاپ آخوندی، ج 15، ص 323-324.

2 - سَبعَه ی آتشکده:[تَ كَ دَ / دِ] (اِ مركب)پرستشگاه مغان و جاى آتش افروختن. بيت‌النار. بيت‌النيران. آتشگاه : گويند پارسيان هفت آتشكدهء معتبر بعدد هفت كوكب سيار داشته‌اند و نامهاى آنها بدين قرار بوده است: آذرمهر. آذرنوش. آذر بهرام. آذرآيين. آذرخرين. آذر برزين. آذر زردشت.

3-آذرنوش.[ذَ] (اِخ) نوش‌آذر. نام آتشكدهء دوم از جملهء هفت آتشكدهء فارسيان.

4- نجد:[نَ]عربستان سعودى.مركزآن رياض است.تهامة: زمينى مشهوركه مكهء معظمه در آن واقع است.

5- اِرهاص (ع مص) آمادهء چيزى شدن و ايستادن. خوارق عاداتى كه از نبى پيش از ظهور، ظاهر شود مثل نورى كه در پيشانى آباء و اجداد پيغامبر(ص) لايح بود. حادث شدن امرى خارق عادت پيش از بعثت نبى (از وى)، تا بر نبوت او دلالت كند. گفته‌اند ارهاص از قبيل كرامات است زيرا انبياء پيش از نبوت در درجه از اولياء كمتر نبوده‌اند. (تعريفات جرجانى). شرعاً نوعى از خارق عادتست كه پيمبران را پيش از برگزيده شدن به پيمبرى از جانب حق‌تعالى عطا ميشود و سبب تسميهء آن به ارهاص اين است كه در لغت ارهاص به معنى بناء خانه است كه اين خارق عادت اعلام به بناء خانهء پيمبرى ميباشد. كذا فى حواشى شرح‌العقايد. (كشاف اصطلاحات الفنون). و رجوع به معجزه، كرامت و استدراج شود. (لغتنامه ی دهخدا)



ادامه مطلب


برچسب ها : میلاد , پیامبر نور , نور ورحمت , هفده , ماه ربیع , ثنا خوان , چشمه سار , سلسبیل , واژگون شد , بَـدرُالدّجی , ابلیس دون , شبِ میلادِ , ساوه , سماوه , آتشکده , آذرنوش , موبدان , نجدو تهامه , تخت شاهان , موبدان وکاهنان ,
بازدید : 144
[ چهارشنبه 09 دي 1394 ] [ 7:44 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


امشب صفای عالم بالا مُضاعف است

لُطف وعطای خالقِ یکتا مضاعف است


دُردی کشانِ خیل ملک باده می بَرَند

خُمها زِمَی لبالب وصَهبا مضاعف است


رقصِ ستاره های مدینه چه دیدنی ست!

سرمستی ملایکِ زیبا مضاعف است


بر دَف زنند شورِ تَوَلاّی مجتبی

شکرانه های کوثرِ طاها مضاعف است


گل داده است باغِ مُصَفّای بوتراب

شیداییِ شقایق و مینا مضاعف است


آماده گشته خوانِ کرامت که گُستَرند

دربیتِ مُصطفی که توَلاّ مضاعف است


بر سفره ی صیامِ گلستان هَل اَتی

شهدِ لبانِ غنچه ی فردامضاعف است


درشامِ روزه داری و بر خوانِ مُرتضی

طعمِ غذای حضرت زهرا مضاعف است


سرمی زند ستاره ای ازخانه ی علی

شادیِّ قلب اُمّ اَبیها مضاعف است


بر دامنِ سعادتِ خَیرُالنّسا بتول،

انواری ازکرامتِ والا مضاعف است


چشم وچراغِ خانه ی مولا علی رسید

زیبائیِ چونرگسِ شهلا مضاعف است


با آن که مجتبی حسن وسبط اکبر است

مَحجوریِ ولادتِ آقا مضاعف است


مغمومِ درامامت ومدفونِ در بقیع

مظلومی شهادتِ مولا مضاعف است


قرآنِ ناطق است وغَزَل دونِ شأنِ اوست

شرمندگیِّ شاعرِشیدا مضاعف است


غلامرضا مهدوی آزاد




ادامه مطلب


برچسب ها : میلاد , کریم , اهلبین , علیه السلام , عالم بالا , مضاعف , خیل ملک , لبالب , صهبا , رقص , مدینه , دیدنی , سرمستی , ملایک , تولای , مجتبی , شکرانه , کوثر , طاها , احمدی ,
بازدید : 180
[ پنجشنبه 11 تير 1394 ] [ 15:15 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


شاعران و فرهیختگان گرانقدر

برآنیم تا در شامگاه شور انگیز نیمه ی ماه رحمت و مصادف با میلاد امامی کریم
ترنم عاشقانه و دل انگیز ذکر مناقب امام حسن مجتبی علیه السلام را از حنجره ی سخاوتمند شما
به گوش دلهای مشتاق برسانیم ؛
لذا از محضرتان درخواست می شود تازه ترین سروده ی خویش را تا پایان ظهرگاهِ روز پنجم رمضان المبارک
به سازمان تبلیغات واقع در خیابان کارگر روبروی مسجد گلدی تحویل دهید.

سپاسگزار همراهی سبزتان هستیم

ستاد مردمی شب های شعر اهل بیت علیهم السلام


آخرین مهلت ارسال آثار : 1394/4/3



لینک ثابت

برچسب ها : فراخوان , شعر , کریم اهل بیت , فرهیختگان , شاعران , میلاد , امام , مجتبی , دلهای مشتاق , سخاوتمند , محضرتان , رمضان , مسجد گلدی , امام حسن ,
بازدید : 177
[ دوشنبه 01 تير 1394 ] [ 14:42 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


شکفته غنچه ای نورالیقین است

سرورسینه ی سالاردین است

کند تعظیم خورشیدجهانتاب

به این ماهی که زین العابدین است

قاسم یزدانی

***

ماه را نور جبینش گفته اند

قبله ی اهل یقینش گفته اند

زیب دامان حسین بن علیست

آنکه زین العابدینش گفته اند. 

میلادشان بر شما مبارک

علی اکبر شجعان


***

بی نشانه به بی نشان نزدیک

گشته زخمش به استخوان نزدیک

کرده این سرفه های خون آلود

خط پایان قهرمان نزدیک

سینه اش یک کتاب پر درد است

لیک پایان داستان نزدیک

خواب از دیدگان او دور است

گرچه ما را به دیدگان نزدیک

پله پله ز صبر ، گردیده

ذره ذره به آسمان نزدیک

(اینم نذر جانبازان عزیز )

***

من عاشق و دلباخته ام،مجنونم

از دایره اهل خرد بیرونم

غم حلقه زده میان چشمان ترم

من نخل خزان ساحل کارونم

***

دل خونم  شده بی تاب اروند

بود جاری به چشمم خواب اروند

نمی دانی شبی در زیر آتش

چه باغی شد خزان بر آب اروند !!!

علی اکبر شجعان




لینک ثابت

برچسب ها : اروند , خزان , ساحل , عاشق , دلباخته , اهل خرد , حلقه , جانباز عزیز , آسمان , سینه , خط پایان , قهرمان , بی نشان , خون آلود , مبارک , میلاد , قبله , شکفته , خورشید , جهانتاب ,
بازدید : 191
[ یکشنبه 03 خرداد 1394 ] [ 19:55 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان