close
دانلود آهنگ جدید
مهتاب
آخرین ارسال های انجمن


پس از توصیه رهبر انقلاب درباره ترویج کتاب‌های دفاع مقدس دل‌نوشته سرلشکر سلیمانی درباره کتاب «وقتی مهتاب گم شد» منتشر شد.

«وقتی مهتاب گم شد» عنوان کتاب خاطرات جانباز سرافراز آقای علی خوش‌لفظ است که رهبر انقلاب چندی پیش آن را مطالعه کرده و یادداشتی بر آن نوشتند. متن این یادداشت در مراسمی در همدان رونمایی شد. اما رهبر انقلاب در دیدارهای مختلفی به این کتاب اشاره و از آن تمجید نمودند و دیگران را به خواندن آن توصیه کردند.

از این رو، سردار سرلشکر حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، پس از مطالعه‌ی کتاب «وقتی مهتاب گم شد» یادداشتی را خطاب به جانباز سرافراز آقای علی خوش‌لفظ نوشته است که پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR متن آن را منتشر می‌کند.
 

بسمه‌تعالی
عزیز برادرم علی عزیز
همه شهداء و حقایق آن دوران را در چهره‌ی تو دیدم
یکبار همه خاطراتم را به رخم کشیدی. چه زیبا از کسانی حرف زده‌ای که صدها نفر از آنها را همینگونه از دست دادم و هنوز هر ماه یکی از آنها را تشییع میکنم و رویم نمی‌شود در تشییع آنها شرکت کنم. ده روز قبل بهترین آنها را -مراد و حیدر را- از دست دادم، اما خودم نمی‌روم و نمی‌میرم، در حالی که در آرزوی وصل یکی از آن صدها شیر دیروز له‌له می‌زنم و به درد «چه کنم» دچار شده‌ام. امروز این درد همه وجودم را فراگرفته و تو نمکدانی از نمک را به زخم‌هایم پاشاندی. تنهای تنهایم.
عکست را بروی جلد بوسیدم ای شهید آماده رفتن و دوست ندیده‌ام که بهترین دوستت را در کنارم از دست دادی. امیدوارم سربلند و زنده باشی تا مردم ایران در زمین همانند دب اکبر در آسمان نشانی خدا را از تو بگیرند و به تماشایت بنشینند.
برادر جامانده‌ات 
قاسم سلیمانی
96/1/30      

بعدالتحریر: این نوشته در مقابل آن دستخط مخلص عارف حکیم، ولی و رهبرم و عشقم ارزشی ندارد.
قاسم سلیمانی
96/2/18



ادامه مطلب


برچسب ها : دل نوشته , شهید سلیمانی , خاطره , متن خاطره , وقتی مهتاب , مهتاب , عزیز برادرم , علی عزیز , همه شهدا , چهر ی تو , یکبار , به رخم , رخم کشیدی , چه زیبا , حرف زده ای , تشییع , بهترین آنها , مراد حیدر , نمی میرم , آرزوی وصل ,
بازدید : 22
[ جمعه 20 دي 1398 ] [ 8:57 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


ساقی امشب دوباره دستم گیر 
می بریز و تمام هستم گیر 
امشب اندر خودم نمی گنجم 
مستم و در خودم نمی گنجم 
مطربا دف بزن که سرمستم 
عشق تو دل ربوده از دستم 
فصل گل، موسم غزلخوانی است 
آسمان دلم چرا غانی است 
گشته میلاد لاله ی احمر 
فاطمه(س) دخت موسی بن جعفر(ع) 
آن که معصومه است در دنیا 
دُرِّ منظومه است در دنیا 
آنکسی که نهاده پا در قم 
گشته پشت و پناه این مردم 
آنکه خورشید آستان بوسش 
آنکه مهتاب نور فانوسش 
بر درش هر کسی که رو کرده 
حتماً اینگونه گفتگو کرده : 
ای تو خورشید آسمان دلم 
ذکر تو شرح داستان دلم 
ای که مرأت حق نمائی تو 
زینب(س) حضرت رضائی(ع) تو 
سرنهاده دلم به درگاهت 
چون گدا آمده سر راهت 
ای سرآغاز عشق لَم یَزَلی 
مطلع شعر دفتر ازلی 
ای که مهتاب گشته بیدارت 
تا نماید ز شوق ، دیدارت 
ای که هر صبح با هزار امید 
بر درت بوسه می زند خورشید 
بانوی پاکی ! ای عقیلۀ عشق 
دختر اطهر قبیلۀ عشق 
تا رضا را ز خود رضا کردی 
کعبه در شهر قم به پا کردی 
ای گل سرخ باغ زهرائی 
نغمه ی خوش نوای مولائی 
ای تو مرأت حضرت زهرا 
وارث عشق و عصمت زهرا 
ای تو منظومه ی روایت عشق 
ای تو معصومه ی ولایت عشق 
بارگاه تو عرش روی زمین 
دل ما با تو می رسد به یقین 
ای که خیل مَلَک نگهبانت 
بال جبریل فرش ایوانت 
ای حریمت چو عرش رحمانی 
مَلَکَت مفتخر به دربانی 
دلم از شوق دام و دانه ی تو 
سرنهاده بر آستانه ی تو 
از جمال تو نور می بارد 
بر درت عشق بوسه می کارد 
مِهرِ تو با گِلَم سرشته خدا 
نام تو بر دلم نوشته خدا 
من گدای تو بوده ام زالست 
همه از توست هرچه بوده و هست 
بانوی بی قرینه ای بی بی 
بحر دین را سفینه ای بی بی 
ای دل ما کبوتر حرمت 
که نشسته به سفره کرمت 
ای گل باغ موسی جعفر(ع) 
فاطمه (س) اِشفِعی لَنا المَحشر


علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : دختر , قبیله , عشق , ساقی , امشب , دوباره , مستم , گنجم , ربوده , میلاد , چراغانی , فاطمه , معصومه , منظومه , خورشید , مهتاب , آسمان , سرآغاز , مطلع , عقیله ,
بازدید : 205
[ دوشنبه 02 مرداد 1396 ] [ 20:0 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


بگذر از کوچۀ خوابم سحری آهسته
تا کنم بر رخ ماهت نظری آهسته

باز کن دیده چو خورشید که بر بام سحر
آورَم بهر تماشا قمری آهسته

باز کن بال مرا تا به هوایت گل من ..!
مثل پروانه زنم بال و پری آهسته

کاش می شد من و مهتاب چو زلف تو شبی
روی دوشت بگذاریم سری آهسته

چشم مخمور تو بر من نظر افکند و گشود
بر من از جانب میخانه دری آهسته

می نشینم چو گدائی به سر راه نسیم
تا که از کوی تو آرد خبری آهسته

می برم نامت و در حسرت ایام وصال
می کشم از ته دل آه تری آهسته


علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : در حسرت , ایام وصال , بگذر , سحری , آهسته , رخ ماهت , باز کن , خورشید , بام سحر , بهر تماشا , هوایت , مثل پروانه , بال وپر , مهتاب , زلف تو , چشم مخمور , میخانه , سر راه , آه تری , می کشم ,
بازدید : 300
[ یکشنبه 12 ارديبهشت 1395 ] [ 6:22 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


ای کشتی فتاده به گرداب خون علی

ای روشن از تو دیده ی مهتاب خون علی

ای شیر کردگار به هنگامۀ نبرد

وی عابد شهید به مهراب خون علی

در خشکسال غیرت و عزت ز چشم عشق

جاری شده به پای تو سیلاب خون علی

تار عزا و موسیقی غم نواختی

با زخمه ی عدالت و مضراب خون علی

ای تشنه ی وفا ز مریدانِ بی وفا

نوشیده ای ز تیغ ستم آب خون علی

اندر سپیده ای که نمودی طلوع سرخ

شد دیدگان دهر پر از خواب خون علی

با چاه کرده ای ز بس ای ماه درد دل

در حسرت سپیده زدی باب خون علی

شمشیر ابن ملجم دون را تو از کرم

وقت نماز کرده ای سیراب خون علی

زخمی زدند برتو که تاریخ تا ابد

رؤیت کند جمال تو در قاب خون علی


علی اکبر شجعان


لینک ثابت

برچسب ها : شهادت , امیرالمؤمنین , علی(ع) , کشتی , گرداب , مهتاب , شیر کردگار , هنگامۀ نبرد , عابد شهید , غیرت و عزت , چشم عشق , سیلاب خون , تار عزا , مسیقی غم , زخمه ی عدالت , مضراب خون , تشنه ی وفا , تیغ ستم , ماه درد , ابن ملجم ,
بازدید : 316
[ یکشنبه 14 تير 1394 ] [ 15:26 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()

 

..مثل یک شمع ، در سرم آتش

 مثل پروانه در پرم آتش  

بس که آتش به باغ دل دارم  

آید از دیده ی ترم آتش

&

از مزرعه از داس و درو می گوئیم

با آشپز از دیس پلو می گوئیم

چون شعر کهن نمی توانیم سرود _

از شدت عجز شعر نو می گوئیم

&

ما لاله ی سرخ باغ یاسیم

نه اهل ستم نه التماسیم 

در کرببلا چو ریشه داریم 

از کشته شدن نمی هراسیم

&

آنانکه ز قید و بند رستند همه ،

پیمان وفا به عشق بستند همه 

آنقدر میان خاک و خون رقصیدند ،

تا هیبت مرگ را شکستند همه

&

تو را از جنس مهتاب آفریدند 

زلال و ساده چون آب آفریدند

دل ما را به آه و غم سرشتند 

برای عشق تو قاب آفریدند

علی اکبر شجعان



لینک ثابت

برچسب ها : دوبیتی , ناب , تازه , آفریدند , مهتاب , رقصیدند , هیبت , شکستند , کرببلا , کشته , لاله ی سرخ , آشپز , شعر کهن , شعر نو , داس ودرو , پروانه , آتش , باغ دل , رباعی ,
بازدید : 368
[ دوشنبه 28 ارديبهشت 1394 ] [ 17:54 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت