close
تبلیغات در اینترنت
مصطفی
آخرین ارسال های انجمن



چشم وچراغ چراغداران

دراوائل دهه پنجاه ساختمانی درزاویه شمال غرب خیابان شهید فقیهی«کمربندی آن زمان»ساخته شد که به نام دبستان حاقظ معروف شد.خوشه چینان بسیاری دراین مزرعه مشغول خوشه چینی ازخرمن علم ومعرفت آموزگاران وصاحبان معرفت بودند،ازجمله این خوشه چینان کودکی بود که مصطفی میخوانندش،
او درخانه ای محقر وقدیمی باخانواده اش زندگی میکرد،
پدرش پیرمردی متوسط القامه بود بامحاسنی بلند وسفید وچهره ای که حکایت از تحمل رنج فراوان داشت، پای کوره آجرپزی عرقهای بسیار تنها نوازشگر چهره مهربان ونورانیش بود تا بااین رنجهای فراوان لقمه ای نان حلال وخالی ازشبهه به خانه بیاورد ، سرو قامت فرزندانش را بانان حلال سرفراز کند، آری آنمرحوم همنشین آب وخاک و اتش بود،
مرحوم مادر مصطفی اوقات فراغتش رادرخانه باتدریس قرآن به کودکان ونوجوانان محله سپری میکرد،
نهال قامت
مصطفی با نان چنین پدر وتربیت جنین مادری قدکشید،
درنوجوانی باعلاقه تمام به حوزه علمیه قدم گذاشت ،چند سال درحوزه وتحت تعلیم استاتید حوزه استهبان،سرانجام به حوزه علمیه قطب عالم تشیع«قم» قدم نهاد تا ازخرمن علم علمای بزرگ بهره ها ببرد،
پس ازچندین سال باکوله باری سنگین ازعلوم مختلف مجددا به زادگاهش باز گشت،دست تقدیر اورابه زعامت مردم ستمدیده و امامت جمعه مردم این شهربرگزید،
شیخ مصطفی نه تنها امام جمعه بلکه ملجا بیچارگان است،گاهی اوقات مردم حکومت دراختلافات حقوقی وقضایی خود رابه ایشان میسپارند، طرفین دعواپس ازحل اختلافشان خوشخال و راضی ازدرب خانه ایشان برادرانه به سمت خانه خویش رهسپار میشوند،
پاسخگویی به مسائل شرعی،جمع اوری وجوهات،رسیدگی به امور اداری،پیگیری مشکلات عامه وشهری،راهنمایی پدرانه تمامی روسای ادارات و..........را وظیفه خویش میداند،
اینها تنها گوشه ای از شخصیت فرزند راستین این آب وخاک است
اما چیزی که از چند سال پیش تابحال توجه اهل ادب این شهرستان وشهرستانهای مجاور شرق فارس به خودجلب کرده ادب دوستی وشعرشناسی ایشان است،
اولین باری که جهت استمداد معنوی درزمینه برگزاری شب شعرخدمت ایشان رسیدیم،صحبت ازتاتر،فیلنامه نویسی وساخت فیلم درمیان آورد،تعجب کردم،آنجابود که فهمیدم دامنه مطالعات وگستره اطلاعات ایشان خیلی بیشتر ازیک روحانی تحصیلکرده حوزه است،آنگاه ازشعر سخن گفت،!داشتیم کم می آوردیم که خوشبختانه بخیرگذشت ،وقتمان تمام شد.
هرسال قبل ازبرگزاری شب شعر باایشان نشستی داشتیم ،وهرسال نکته ای اموزنده راتذکرمان میداد،نصایحش پدرانه است،استماع سخنانش بخصوص درنشست خصوصی لذتی دوچندان دارد،
امسال نیز صبح پنحشنبه سیزدهم مهرماه درمعیت شاعران کشوری واستانی درب مهربانی اش رابرماگشود،شعرای آیینی وانحمن چراغداران استان فارس بعلاوه اقای حسن اسحاقی شاعر جوان مطرح کشوری که مورد تفقد رهبر عزیز قرار گرفته و اقای علی اکبر فرهنگیان اهل تهران که پیرو سبک مرحوم اغاسی است دراین جمع حضور داشتند،
پس ازمعرفی توسط آقای علیرضا رنجکش ومجریگری ایشان شعرخوانی شروع شد،
نخست علی اکبر فرهنگیان،،،،،جناب خاوری ابیاتی راکه کشفی درکلامش بود بالذت بیشتری نوش جان میکردند
سپس حسن اسحاقی،اوکه شاعری جوان ومخلص است به نظرمی اید اهل بیت به ابشان نظرداشته باشند چون زیباترین وحانسوزترین ابیات برزبان وقلم ایشان جاری میشود،الحق که محتشم ثانی است،
ازهرشهری شاعری انتخاب شد وشعری رادررثای سالار شهیدان وواقعه کربلا قرائت شد،بعضی ازاشعار که خوانده میشد اشک حضار را جاری میکرد،،وگاهی که نمک شعربه قاعده بود صدای ناله وهق هق!!!
ایوب پرند آور، احمد خوانسالار،یادگار دفاع مقدس غلامزضا ظریف،حاج نصیرزاده از نیریز،وشعرایی از خاک پاک خودمان استهبان،
راستی فراموش کردم یادآوری کنم شب شعر عاشورای استهبان به اعتراف شعرای بزرگ آیینی دومین شب شعر بزرگ کشوری است،ستاد شب شعرعاشورا به هیچ اداره وارگانی وابسته نیست،کلیه هزینه های مربوط به آنرا لطف اهل بیت به واسطه همین مردم تامین میکند،پشتیبانی، مادی ومعنوی حاج آقا خاوری قابل تقدیر است،،

صدای موذن ازماذنه بوقهای بلند گو زنگ پایان جلسه شعرخوانی بود،
تجدید وضو،وبه قامت قدبستن جناب خاوری جهت برگزاری جماعت درسالن نمازخانه دفترایشان،
پس ازادای فریضه نماز سفره ضیافتی برای میهمانان با پیش غذای محبت امام جمعه گسترده شد،صرف ناهار میهمان حجت الاسلام خاوری بودیم،یکی ازشاعره ها که میتوان ایشان راازجهت مهربانی مادرانجمن شهید رابع خواند «خانم جواهریان متخلص به سایه»صله ای ازدست جناب خاوری دریافت کرد، واین نشانه ای دیگر ازقدرشناسی وشعرشناسی شیخ مصطفی است، که میتوان به آن استناد کرد،
بساط چایی گسترده شد،پس ازصرف چایی خداحافظی ازآن عالم فاضل،
دربین راه که به کانون فرهنکی سپاه بازمی گشتیم ،سخن ازاخلاص وشفقت امام جمعه پیش آمد،نه توسط من که اهل استهبان بودم بلکه توسط شعرای دیگرشهر،بخصوص اقای فرهنگیان که بارها توصیه کرد«قدراین مرد فاضل رابدانید»
اما حیف که ما دردامنه کوه قرار داریم وعظمت آنرادرک نمیکنیم،اما آنان که درجایگاه دورتری قرار دارند عظمت انرابیشتر درک میکنند
چنانچه شعرای مهمان به اتفاق لسانی مقر به علم، شفقت وخضوع این عالم برجسته داشتند.


احمد جعفری


🆔 @shahidrabe کانال ادبی شهید رابع استهبان





ادامه مطلب


برچسب ها : چراغداران , اهلبیت , امام جمعه , خاوری , استهبان , مصطفی , آموزگاران , نوازشگر , مرد فاضل , نوجوانان , عالم تشیع , شیخ مصطفی , همنشین , ملجا بیچارگان , حوزه علمیه , تحمل رنج , امامت جمعه , مسائل شرعی , مشکلات عامه ,
بازدید : 15
[ شنبه 15 مهر 1396 ] [ 17:37 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


به پیشگاه حضرت امام جواد (ع)


می سوزم از برات یاحضرت جواد
بر پا شده عزات یا حضرت جواد

فرزند فاطمه نور دل رضا (ع)
خورشید زندگی سرمایه بقا
الگوی عاشقان سرمشق اتقیا
دردا شدی شهید از جور اشقیا

ای معنی حیات یا حضرت جواد

ای جان عاشقان بادا فدای تو
در دل به پا شده شور و نوای تو
گردیده کاظمین کربُبلای تو
صاحب زمان شده صاحب عزای تو

می گرید از برات یا حضرت جواد

روشن شده دل از پرتو فشانی ات
غم سایبان زده بر زندگانی ات
آتش زده عدو بر نوجوانی ات
ای گل که دست کین کرده خزانی ات

ای جان ما فدات یا حضرت جواد

الگوی عارفان گشته مرام تو
لبریز خون شده از کینه جام تو
خورشید هر سحر بعد از سلام تو
سر می کند بلند با ذکر نام تو

ماه نکو صفات یا حضرت جواد

تو نور دیده ای تو سوز سینه ای
فرزندِ صالح شاه مدینه ای
هر چند تو شهید از زهر کینه ای
در خاک کاظمین گنج دفینه ای

ای معنی حیات یا حضرت جواد

ای نور ایزدی ای پور مصطفی(ص)
ای زاده علی (ع) ، ای مظهر صفا
ای منبع کرم ای معدن سخا
از ما به تو سلام هر صبح و هر مسا

ای فخر کائنات یا حضرت جواد

گلشن خزان شده از هجر روی تو
دلهای عاشقان زوّار کوی تو
در سینه هر دلی در آرزوی تو
هر دیده ای نظر دارد به سوی تو

در حسرت لقات یا حضرت جواد

سایه نشین تو عرش برین شده
لرزان ز سوگ تو ارکان دین شده
اندر عزای تو دلها غمین شده
مهدی فاطمه زار و حزین شده

کرده به پا عزات یا حضرت جواد


محزون اصطهباناتی
کانال رسمی اشعار علی اکبر شجعان
https://telegram.me/mahzoon_shajaan



ادامه مطلب


برچسب ها : حضرت , امام , جواد , سوزم , عزات , خورشید , سرمایه , فرزند , فاطمه , رضا , بقا , سرمشق , اتقیا , اشقیا , صالح , کاظمین , دفینه , مصطفی , کائنات , حسرت ,
بازدید : 26
[ سه شنبه 31 مرداد 1396 ] [ 6:40 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


امام و مقتدا علي // وصي مصطفي علي


از آسمان كوفه غم مي بارد امشب
دست ستم بذر عزا مي كارد امشب

شير خدا حال عجيبي دارد‌‌‌ امشب
در خون‌ نمـازش را بجا مي ‌آرد‌ امشب


ز كوفيان بي‌وفا // رسيده بر علي // جفا آه و وا ويلا


شاهي كه در اوج غم وغربت شبانه
در خلوت شبهــاي كوفه مخفيانه
قوت ضعيفـان مي نهاده روي شانه
واز ديدگانش اشك غم بوده روانه

نمي كند چرا دگر // ميان كوچه ها گذر // آه و وا ويلا


مولاي ما استاد جبريل امين بود
معناي دين سرمایه ی اهل يقين بود
او سـاقي كوثر امام المتقين بود
آئــينه ی ‌ يزدان اميـرالمؤمنيــن بود

عزيز مكه و منا // شده شهيد از جفا // آه و واويلا


مولاي ما تــاج ولايت را به سر داشت
هر چنـد از امت به دل خون جگـر داشت
خار جفا از كوفيان در چشم تر داشت در
اوج قدرت هم به مسكينان نظر داشت

ميان ناله ی سحر // به آسمان كشيده پر // روح عدالت


تا از نيــام فتنه تيغ كين برون شـد
دامــان محراب عبـادت لاله گون شـد
چشم يتيمان علي درياي خون شد
واز آه زينب چرخ گردون بي سكون شد

غمين شده دل همه // عزا گرفته فاطمه // براي زينب


افتاده از غم لرزه بر اركـان ايمـان
چتـر عزا ســايه زده بر عرش رحمــان
قرآن ناطق كشته شددر ماه قرآن
گرديده مظلومي به يك مظلومه مهمان

در آسمان و در زمين // بپاست بهر شاه دين // عزا و ماتم

صوت علي در كوفه ديگر گشته خاموش
شد ازغم هجــر علي كعبه سيه پوش
بــانگ رحيــل مرتضي آيـد ز چـــاووش
بهر شهادت شير حق وا كرده آغوش


گويد به محراب دعا // فُزتُ و رب الكعبه را // آه و واويلا


از تيــغ ابن ملجــم دون ستمگر
شق القمـر شد فرق نوراني حيـدر
عدل مجسم امشب افتاده به بستر
ختم رسل زانوي غم بگرفته در بر


با فرق بشكسته علي // بار سفر بسته علي // بسوي زهرا


نورنماز و روح قرآن،باغ احساس
آن قهرمان بدر وخيبر ، اشجع الناس
مي گويد از جور خزان با گلشن ياس
دست حسينش مي نهد در دست عباس

كه در زمين كربلا // حسين را مكن رها // آه و واويلا


شاعر:
علی اکبر شجعان

استهبان سایر نوحه ها



ادامه مطلب


برچسب ها : نوحه , امام علی , مقتدا , وصی , مصطفی , کوفه , امشب , عزا , شیرخدا , خون , نمازش , کوفیان , بی وفا , جبریل , یقین , شهید , مسکینان , سحر , محراب , عبادت ,
بازدید : 32
[ چهارشنبه 24 خرداد 1396 ] [ 10:14 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


کردی خزان یاس نبی را
کردی روان اشک علی را
ای میخِ دَر با سیـنۀ زهـرا چه کردی
........؛.......؛.......
آن بانوئی که صاحب چشمان تر بود
هـم یـار مولا هـم عـزادار پـدر بـود
در پشت در دیدی که آتش شعله ور بود
دیدی که زهرا حایل دیوار و در بود

یالَلعَجَب با بضـعۀ طاها چـه کردی

تو دیده بودی خانه... نَه عرش برین را
بر اهل آن تکریم ختم المرسلین را
تـو دیده بودی اِذن جبریل امین را
ایثـار زهـرا و امیـرالمـؤمنــیـن را

ای وای من با کعبۀ دلها چه کردی

تو خط خون بر پهلوی زهرا کشیدی
بـر آتـشِ آهِ دلِ حیــــدر دمیـدی
تـو نـالـۀ جانسوز زهــرا را شنیدی
پشتِ درِ خـانـه مگـر او را ندیدی؟

با محسن شش ماهه اش آیا چـه کردی

آن سینه که می آمد از آن بوی عنبر
بـوی دل انگیـز بهشـت حَیّ ِ داور
آن سیـنه که بوسیده لبهای پیمبر
آن سینه که بوده پر از اسرار حیدر

با ماهِ هجـده سالۀ بطحا چه کردی

با دست بسته دیده بودی همسرش را
هم دیده بودی گوهر چشم ترش را
هـم دیده بودی سیـنۀ پر آذرش را
هم دیده بودی کودکیّ ِ دخترش را

بر گو به من با زینب کبری چه کردی

از مصـطفی دُختِ فداکـاری گرفتی
از مرتـضـی یـار وفـاداری گـرفتـی
از آسمـان مـاهِ شب تـاری گـرفتی
از بـاغبـانِ لالـه گـلـزاری گـرفتی

ای وای تو با مادر گلها چه کردی

یـاس نبی را پشتِ در پرپر نمـودی
از خـونِ دل چشم علی را تَر نمودی
شیر خـدا را بی کس و یـاور نمودی
سـاقیّ ِکـوثر را تـو بی کـوثر نمودی

با همسر مظلـومۀ مولا چـه کردی

علی اکبر شجعان ـ استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : خط خون , پهلوی زهرا , یاس نبی , اشک علی , میخ در , یار مولا , عزادار , بضعه طاها , دیوارودر , عرش برین , ایرالمؤمنین , ناله جانسوز , چه کردی , سینه , بوسیده , مصطفی , وفاداری , گرفتی , شیرخدا , ساقی کوثر ,
بازدید : 132
[ پنجشنبه 12 اسفند 1395 ] [ 7:58 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()

مي شوم مسافر شهر خوبي و وفا
مي روم به پاي دل، با صداقت و صفا

تا مدينه النبي تا حوالي حرم
كوچه هاي هاشمي، تا ضريح اوليا

عطر گل تنيده بر كوچه هاي آرزو
مي برد يكي مرا رو به سمت آشنا

ظلمت شب است و باز كوچه ها منوّرند
زير نور سبز ماه، با تلاوت دعا

با دلي پر از اميد مي روم به جشن ماه
رو به خانه ی بتول، تا سراي مرتضي

من غريبه ام ولي هيچ كس غريبه نيست
هر طرف نسيم مهر مي وزد به بي نوا

تازگي شكفته است ماه پاره اي قشنگ
صورتي بسان ماه، چهره اي چو مصطفي

صف به صف فرشته ها عاشقانه مي رسند
شادمانه مي روند تا حريم كبريا

شورو حال ديگري فرشيان گرفته اند
وقت تهنيت رسيد ، عشق مي زند صلا

خواستم كه هدية قابلي بياورم
در ولادت حسن، يا عليّ مرتضي

با دلم تنيده ام رشته هاي اين غزل
با عنايت خدا، با شفاعت شما

چشم روشني من اين سروده هست و بس
ورنه دست خالي ام يا امام مجتبي


قاسم يزداني


لینک ثابت

برچسب ها : امام مجتبی , چشم روشنی , شفاعت شما , دست خالی , عنایت خدا , غزل , علی مرتضی , ولادت حسن , وقت تهنیت , شورو حال , شادمانه , عاشقانه , مصطفی , من غریبه ام , نسیم مهر , خانه بتولظلمت شب ,
بازدید : 952
[ یکشنبه 22 تير 1393 ] [ 12:54 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()

امشب از باده ی ولا مستم

تا بگیری تو ساقیا دستم

تا بسازی دوباره مخمورم

تا بیاری به شادی و شورم

ساقی امشب دوباره مستم کن

مَی بریزو خدا پرستم کن

ساقی امشب مدینه ای سازم

تاکنی با مَلَک هم آوازم

تا بخوانم به عشق وسرمستی

در مدینه ترانه ی هستی

گشته ویرانه ی دلم آباد

کامده نورِ دیده ی سجّاد

شهرِ چشمم شده چراغانی

گشته میلادِ نورِ یزدانی

شد مدینه بهشت رویِ زمین

دیده وا کرده آفتابِ یقین

آمده نورِ دیده ی حیدر(ع)

باقرُالعلوم بعدِ پیغمر(ص)

آمده یادگارِ کرب وبلا

پنجمین اَخترِ سپهرِ ولا

شد هلالِ مَهِ رَجَب ظاهر

از قدومِ محمّدِ باقر(ع)

کیست باقر: عزیزِ جانِ رسول(ص)

لاله ی سرخِ بوستانِ بتول

علی اکبر شجعان

ادامه دارد ...




ادامه مطلب


برچسب ها : خزانه دار علوم , مقدم , مبارک , باقر , مصطفی , باغ , مرتضی , آمد , هستی , حضرت , بهار , گلستان , ترانه , آسمان , گل , زمین , خورشید , کیست , پنجمین ,
بازدید : 213
[ یکشنبه 07 ارديبهشت 1393 ] [ 15:58 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان