close
تبلیغات در اینترنت
قافله
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
آثار ارزشمند دفاع مقدس 17 34 mahdavi
وزنهای عروضی 4 17 mahdavi
اشعار محرّم و صفر 3 449 mahdavi


لینک ثابت

برچسب ها : کاروان , دلخواهش , قصه , همراهش , ماهش , آئینه , آئینه شوق , سوختگان , تخت سلطان , خیمه , عقبش , مژده , چاهی , کوی امید , عقب , قافله , طالع , شهریارا , گمراهش , نیست ,
بازدید : 81
[ یکشنبه 21 آبان 1396 ] [ 7:4 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



اي ضريحت همه را قبلة حاجات حسين

ذكر نامت به لبم در همه اوقات حســين

كعبــه هردم بـه طواف حَرَمت مي آيد

اي خدا را به جهان مظهر و مِرآت حسين

دست در دست ستمگر ننهادي و هنـــوز

آيد از حنجره ات نغمۀ « هيهات» حسين

تو چه كردي كه خدا تا به قيامت كرده

در دل خلق بـه پـا ماتم عُظمـات حسين

در كنــار بدنت آمدم و ديدم كـــه ـ

تيغ كين بوسه زده برهمه اعضات حسين

دم به دم داغ بـه داغ دلت افزود عدو

اي بـه قربان تـو و قلب شكيبـات حسـين

مي شــوي پيـشـروِ قـافـلـه و مي آيـد

دختر فاطمـــه همواره به همرات حسين

بر سر ني سر تو جلوه گري مي كند و ـ

مي شود چشم رقيـّه به رُخَت مات حسين

دخترت گاه به رخسارۀ خود حس ميكرد

دست سنگين و پر از سيلي اعدات حسين

چه گذشته بـه دل خواهر تو وقتي كه ـ

ديده چشمـان تَـر و خشكي لبهات حسين

*‌‌‌‌‌ ‌‌ * ‌‌ *
شام روشن شده از روي تو اي ماه وببين

چشــم هــا آمده از بهر تماشات حسين

خوب شــد بودي و ديدي چــــه كشيد

اهل بيت تــو به دروازه ی ساعات حسين

خوب شد آمدي و دختر غمديده تــورا

كرد در گوشــه ی ويرانه ملاقات حسـين

دختر كوچك تو پيش تو جان داد چو ديد

غرق خاكستر و خون چهرۀ زيبات حسين


علي اكبر شجعان

سایر اشعار...



ادامه مطلب


برچسب ها : قبله حاجات , حسین , همه اوقات , طواف , مظهر , مرآت , ستمگر , حنجره , هیهات , قیامت , تیغ کین , قربان , قافله , جلوه گریرخساره , شام روشن , خوب شد , چه کشید , غمدیده , ویرانه , خاکستر ,
بازدید : 180
[ جمعه 24 مهر 1394 ] [ 10:55 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


اي ضريحت همه را قبلة حاجات حسين 

ذكر نامت به لبم در همه اوقات حســين

كعبــه هردم بـه طواف حَرَمت مي آيد

اي خدا را به جهان مظهر و مِرآت حسين

دست در دست ستمگر ننهادي و هنـــوز

آيد از حنجره ات نغمة « هيهات » حسين

تو چه كردي كه خدا تا به قيامت كرده

در دل خلق بـه پـا ماتم عُظمـات حسين

در كنــار بدنت آمدم و ديدم كـــه ـ

تيغ كين بوسه زده برهمه اعضات حسين

دم به دم داغ بـه داغ دلت افزود عدو

اي بـه قربان تـو و قلب شكيبـات حسـين

مي شــوي پيـشـروِ قـافـلـه و مي آيـی

دختر فاطمـــه همواره به همرات حسين

بر سر ني سر تو جلوه گري مي كند  و ـ

مي شود چشم رقيـه به رُخَت مات حسين

دخترت گاه به رخسارة خود حس مي كرد

دست سنگين و پر از سيلي اعدات حسين

چه گذشته بـه دل خواهر تو وقتي كه ـ

ديده چشمـان تَـر و خشكي لبهات حسين

*‌‌‌‌‌ ‌‌     *  ‌‌     *

شام روشن شده از روي تو اي ماه و ببين

چشــم هــا آمده از بهر تماشات حسين

خوب شــد بودي و ديدي چــــه كشيد

اهل بيت تــو به دروازة ساعات حسين

خوب شد آمدي و دختر غمديده تــو را

كرد در گوشــة ويرانه ملاقات حسـين

دختر كوچك تو پيش تو جان داد چو ديد

غرق خاكستر و خون چهرة زيبات حسين

  علی اکبر شجعان




ادامه مطلب


برچسب ها : ضریح , قبله , حاجات , حسین , خدا , قیامت , خلق،ماتم , بدنت , کنار , تیغ , بوسه , دم به دم , عدو , قربان , قافله , فاطمه , نی , جلوه , خون ,
بازدید : 237
[ پنجشنبه 06 تير 1392 ] [ 13:53 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب پــــرس گرافیک
  • وب اصفهان پـــاتوق
  • وب اسد اچ دی
  • وب موزیک فا