close
تبلیغات در اینترنت
غزل خوانی
آخرین ارسال های انجمن



بمناسبت
میلاد حضرت زینب کبرا (س)


در  دل اهـل آسمـان غوغاست
ديده از اشك شوق چون درياست
لاله گون دشت و دامن صحراست
شاد و خشنود حضرت زهـرا ست

روز مـيـلاد زينـب كبـرا ست

آسمـان مي كند گـل افشـاني
چشـم زهـرا شـده چراغـاني
بلـبلانـند در غـزل خـوانـي
خنـده ي شوق بر لب گلهـاست

روز مـيـلاد زينـب كبـرا ست

شيعه برخيــز و شادمـاني كن
با دل عشـق همـزباني كــن
نو بهار آمده جوانــي كــن
لاله ها را ببين چمـن آراسـت

روز مـيـلاد زينـب كبـرا ست

حوريان مي روند و مي آينـد
 بَر دَرِ شُـکر جبهـه مي سايند
جملگـي در صف تماشــايند
حلقه ي حوريـان اگر زيباست

روز مـيـلاد زينـب كبـرا ست

خنده  گُل گرده بر لب حیـدر
حضـرت فاطمـه (س) شده مادر
شیعـه شادی بـه پا کُن و بنگر
جلوه ي عشق هر كجا پيـداست

روز مـيـلاد زينـب كبـرا ست

امشب از عشـق ناب بایـد گفت
از عفـاف و حجـاب بـاید گفت
از گُـل  و  از گـُلاب بایـد گفت
آمد آن گـل کـه زینت باباست

روز مـيـلاد زينـب كبـرا ست

پر طراوت ببين كه گلـزار است
ابر رحمت ببين گُهَربــار است
روز فرخنده ي پرستــار است
بزم شادي به هر كجا برپـاست

روز مـيـلاد زينـب كبـرا ست

فاطمه ! جـان من فــداي تو
آمـده مـونـسـي بـراي تو
آمـدم بـر در ســراي تــو
تا كه عيدي كنم ز تو درخواست

روز مـيـلاد زينـب كبـرا ست


علی اکبر شجعان- استهبان

(محزون اصطهباناتی)




ادامه مطلب


برچسب ها : بمناسبت , زینب کبرا , غوغاست , لاله گون , خشنود , روز میلاد , چراغانی , غزل خوانی , شادمانی , نو بهار , حوریان , زیباست , عشق ناب , عفاف , حجاب , پر طراوت , ابر رحمت , پرستار , بزم شادی , فدای تو ,
بازدید : 9
[ جمعه 21 دي 1397 ] [ 8:21 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


ساقی امشب دوباره دستم گیر
می بریز و تمام هستم گیر



مطربا دف بزن که سرمستم

عشق تو دل ربوده از دستم


فصل گل، موسم غزل خوانی است

آسمان دلم چراغانی است


گشته میلاد لاله ی احمر

فاطمه(س) دخت موسیِ جعفر(ع)


آنکه معصومه است در دنیا

دُرِّ منظومه است در دنیا


آنکسی که نهاده پا در قم

گشته پشت و پناه این مردم


آنکه خورشید آستان بوسش

آنکه مهتاب نور فانوسش


بردرش هرکسی که رو کرده

حتماً اینگونه گفتگو کرده :


ای تو خورشید آسمان دلم

ذکر تو شرح داستان دلم


ای که مرأت حق نمائی تو

زینب(س) حضرت رضائی(ع) تو


سر نهاده دلم به درگاهت

چون گدا آمده سر راهت


ای سرآغاز عشق لَم یَزَلی

مطلع شعر دفتر ازلی


ای که مهتاب گشته بیدارت

تا نماید ز شوق ، دیدارت


ای که هرصبح با هزار امید

بر درت بوسه می زند خورشید


بانوی پاکی ! ای عقیلۀ عشق

دختر اطهر قبیلۀ عشق


تا رضا را ز خود رضا کردی

کعبه در شهر قم به پا کردی


ای گل سرخ باغ زهرائی

نغمه ی خوش نوای مولائی


ای تو مرأت حضرت زهرا

وارث عشق و عصمت زهرا


ای تو منظومه ی روایت عشق

ای تو معصومه ی ولایت عشق


بارگاه تو عرش روی زمین

دل ما با تو می رسد به یقین


ای که خیل مَلَک نگهبانت

بال جبریل فرش ایوانت


ای حریمت چو عرش رحمانی

مَلَکَت مفتخر به دربانی


دلم از شوق دام ودانه ی تو

سر نهاده بر آستانه ی تو


از جمال تو نور می بارد

بر درت عشق بوسه می کارد


مِهرِ تو با گِلَم سرشته خدا

نام تو بر دلم نوشته خدا


من گدای تو بوده ام ز الست

همه از توست هرچه بوده و هست


بانوی بی قرینه ای بی بی

بحر دین را سفینه ای بی بی


ای دل ما کبوتر حرمت

که نشسته به سفره کرمت


ای گل باغ موسی جعفر(ع)

فاطمه (س) اِشفِعی لَنا المَحشر


علی اکبر شجعان


سایت ادبی شهید رابع استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : قبیله عشق , ساقی , امشب , دوباره , می بریز , دف بزن , تمام هستم , مطربا , عشق تو , ربوده , موسم غزل , غزل خوانی , چراغانی , موسی جعفر , معصومه , منظومه , خورشید آسمان , شرح داستان , مرآتحق , سر نهاده ,
بازدید : 188
[ سه شنبه 21 آذر 1396 ] [ 14:40 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت