close
دانلود آهنگ جدید
غزل
آخرین ارسال های انجمن


باز هم روح الامین دارد غزل می آورد

صنعت ایهام و تشبیه و بدل می آورد

تا شود ابیات شعر من کمی دلچسب تر

واژه واژه بر لبم جام عسل می آورد

شعر شیرین مرا شور عجیبی داده است

واژه ی نابی که در چندین محل می آورد

چیست آن واژه که همراه ادایش جبرییل

جمله ی «حیّ علی خیرالعمل» می آورد

در میان شعرهای شاعران اهل بیت

دائماً این بیت را ضرب المثل می آورد:

یوسف مصری کجا و یوسف زهرا کجا؟!

جلوه ی قطره کجا و جلوه ی دریا کجا؟!

کوچه های شهر را امشب چراغانی کنید

عرش را و فرش را آیینه بندانی کنید

آمده نور دل انگیزی به سمت سامرا

باید امشب کوچه ها را خوب نورانی کنید

طبق رسم فصل حج، مثل تمام حاجیان

جان ما را پیش پای یار، قربانی کنید

از خَم ابروی او صدها خُم می می چکد

باید امشب خلق را انگور مهمانی کنید

دیدن روی سلیمان کار آسانی که نیست

باید اوّل خوب از این مُلک، دربانی کنید

هر که باشد نوکر تو زود آقا می شود

خود به خود با یک نگاه تو مسیحا می شود

یوسف زهرا تویی حُسن ختام اهل بیت

نام تو زیباست ای مرد قیام اهل بیت

گر چه آقا مثل یوسف با نمک هستی ولی

نام زیبای تو شیرین کرده کام اهل بیت

السّلام ای حُجّةَ الله ای امامَ منتظَر

لحظه لحظه می رسد بر تو سلام اهل بیت

از پیمبر تا امام عسگری، در عصر خود

نقل کردند این که هستی التیام اهل بیت

می رسد آن روز که با ذوالفقار مرتضی

می رسی تا که بگیری انتقام اهل بیت

مرتضی، زهرا، حسن، خون خدا، پیغمبری

می بری با جلوه ات دل از امام عسگری

نیمه ی شعبان که می گردد عیان، صاحب زمان

می کند گل بر لب پیر و جوان، صاحب زمان

اشهَد انّ که هستی تو امام آخرین

می وزد از هر مناره این اذان، صاحب زمان

یک سؤال آقا!... اگر که جای کعبه ثابت است

پس چرا در هر کجا داری مکان، صاحب زمان؟!

تشنه هستم تشنه ی یک جرعه ی دیدار تو

وعده گاه ما شبی در جمکران، صاحب زمان

می رسی یک روز ای خورشید پشت ابرها

می کنی پیدا مزار بی نشان، صاحب زمان

با ظهورت می شود خوشحال زهرا مادرت

پیش مرگت می شود آن لحظه آقا نوکرت

العجل آقا! بیا چشم انتظاری ها بس است

در فراقت اشک ها و بی قراری ها بس است

اشک ها ی ما که یک لحظه به درد تو نخورد

ناله ها و ضجّه ها و گریه زاری ها بس است

تا به کی جمعه به جمعه ذکر ندبه سر دهیم

ندبه و خون دل و شب زنده داری ها بی ایت

معصیت، پاکی دوران جوانی را گرفت

ما جوان ها را کمک کن، شرمساری ها بس است

باید آقا درد غربت را فقط فریاد کرد

گوشه گیری های ما و راز داری بس است

با ظهور خود بیا و مادرت را شاد کن

قلب ویران مرا با مقدمت آباد کن


محمد فردوسی



ادامه مطلب


برچسب ها : ولادت , حضرت , صاحب الزمان , عجل الله , تعالی , فرجه الشریف , باز هم , روح الامین , غزل , می آورد , صنعت , ایهام , تشبیه , حیّ علی , خیرالعمل , یوسف مصری , کجا , یوسف زهرا , حُسن ختام , اهل بیت ,
بازدید : 156
[ جمعه 30 فروردين 1398 ] [ 20:35 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


سه اشاره به شعرا

گزیده سخنان رهبر فرزانه انقلاب
در دیدار شاعران
مصادف با20 خرداد 96

فایل کامل صوتی سخنان

⁣🔸 شعر، ثروت ملی است
شعر، یک ثروت ملّی است؛ همه‌ی انواع شعر، غزل، قصیده، رباعی، قطعه، مثنوی یا انواع شعرهای به‌اصطلاح نوع قدیمی یا حتّی شعرهای نیمایی، اینها همه ثروت است، ثروت ملّی است؛ اینکه این ثروت در چه راهی بنا است مصرف بشود، مهم است؛ سعی‌ای در کشور وجود داشت و الان هم وجود دارد که این ثروت در خدمت مفاهیم و عناوینی غیر از آنچه انقلاب به ما داد و ارائه کرد و تثبیت کرد، به راه بیفتد.

🔸 شعر، رو به بالندگی و پیشرفت است
امروز در سطح عمومی کشور، غلبه با شعری است که باب انقلاب است؛ حالا یا مفاهیم مذهبی است یا مفاهیم انقلابی است یا مفاهیم مربوط به دفاع مقدّس و مسائل این‌جوری است؛ انواع و اقسام شعرها. امروز این ثروت خوشبختانه در این جهت دارد به کار می‌افتد.
آن اوایل در همین جلسه‌ی نیمه‌ی ماه رمضان ـ که خب چندین سال است دیگر، شاید سی سال مثلاً یا بیشتر یا کمتر ـ می‌شنفتم، گوش می‌کردم امّا واقعاً حرص می‌خوردم از شعری که خوانده می‌شد؛ چون می‌دیدم سطح شعرها، سطح مناسب و مطلوبی نیست. حالا نه! واقعاً هرکدام از این دوستان که شعر می‌خوانند، آدم احساس افتخار می‌کند، احساس می‌کند که الحمدلله کار دارد پیش می‌رود؛ یعنی شعر ـ خود این مایه‌ی روینده و بالنده و پیش‌رونده ـ همین‌طور مدام دارد می‌بالد و پیش می‌رود....

⁣🔸 ما ایرانی‌ها تنبلیم!
انصافاً ما ایرانی‌ها در گزارش حقایق و حوادث و شخصیّت‌های خودمان، آدم‌های تنبلی هستیم؛ واقعاً این‌جوری است. حالا البتّه این درخور تحقیق آقایان جامعه‌شناس است که تحقیق کنند ببینند آیا این تنبلی یک خصوصیّت ملّی ما است یا در طول زمان بر ما تحمیل شده؟ ما درباره‌ی شخصیّت‌هایمان [کار نمی‌کنیم]. حالا مثلاً فرض کنید امام بزرگوار ما یک شخصیّت درجه‌ی یک است دیگر؛ یعنی هیچ کسی ـ چه دوست، چه دشمن ـ مثلاً درباره‌ی شخصیّت امام تردید ندارد و عظمت این شخصیّت را کسی تردید نمی‌کند. ممکن است یکی [او را] قبول نداشته باشد، امّا عظمت او را قبول دارد. حالا ما درباره‌ی این شخصیّت عظیمی که در زمان ما بود و قریب سی‌سال از درگذشت او می‌گذرد، چند جلد کتاب نوشته‌ایم؟ واقعاً فکر کنید ببینید ما چند کتاب درباره‌ی امام نوشته‌ایم! این را مقایسه کنید با تعداد کتاب‌هایی که مثلاً درباره‌ی آبراهام لینکلن در آمریکا نوشته شده.

⁣🔸 ظرفیت شعر مدافعان حرم
همین قضایای شام، همین قضایای مدافعین حرم، خب جا دارد که درباره‌ی این، مثلاً صدها شعر گفته بشود. یا فرض کنید قضایای عراق؛ قضایای عراق خیلی قضایای مهمّی است؛ البتّه آن را شاید یک مقداری آدم بتواند حق بدهد به مردم، [چون] اغلب مردم ما از حقیقت قضیّه‌ی عراق و آنچه در عراق پیش آمد ـ کاری که آمریکایی‌ها می‌خواستند در عراق بکنند و چطوری سرشان به سنگ خورد و چه عواملی این حالت را به وجود آورد ـ قاعدتاً خبر ندارند، امّا خب واقعاً یک قضیّه‌ی عجیبی است قضیّه‌ی کشور عراق؛ کشور عراقِ صدّام حسین، تبدیل بشود به کشور عراق شهید حکیم! اصلاً شما ببینید این فاصله چقدر است؟ اصلاً قابل تصوّر نیست این فاصله؛ این، اتّفاق افتاده. خب درباره‌ی این صدها بلکه هزارها شعر باید گفت، باید منظومه گفته بشود.

⁣🔸 رقص شمشیر را هجو کنید
یکی از دوستان تذکّر دادند به من که از جمله‌ی چیزهایی که ما نداریم ـ به قول ایشان ـ ژانر هجو است.... پیغمبر به حسّان ‌بن‌ ثابت گفت که هجوشان کن اینها را؛ او ‌هم بنا کرد هجو کردن. [شما هم] هجو کنید؛ خب رقص شمشیر می‌کند! این جاهلیّت مدرن با جاهلیّت قبیله‌ای کنار هم قرار گرفته‌اند! از این بهتر، منظره از این زیباتر! این را در شعر هجو کنید. هزار شعر درباره‌ی این می‌شود.... حالا هجو یک مسئله‌ است، طنز هم یک مسئله‌ی دیگر است که خب البتّه طنز خوشبختانه هست؛ منتها هجو جایش خالی است؛ باید هجو بشوند اینها که یک کارهایی گاهی می‌کنند. اینکه بیایند مثلاً فرض کنید کشوری مثل عربستان سعودی را بکنند [فلان‌کاره‌ی] کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل! دیگر از این جالب‌تر چیزی نیست! واقعاً جای هجو دارد، حیف است که هجو نشود. واقعاً [اگر] یک چنین چیزی هجو نشود حیف است، از دست می‌رود.



ادامه مطلب


برچسب ها : رهبری , شعر , اشاره , گزیده , سخنان , رهبر , فرزانه , انقلاب , دیدار , ثروت ملی , انواع , غزل , قصیده , رباعی , قطعه , مثنوی , اصطلاح , قدیمی , نیمایی , بالندگی ,
بازدید : 174
[ سه شنبه 23 خرداد 1396 ] [ 12:43 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()

مي شوم مسافر شهر خوبي و وفا
مي روم به پاي دل، با صداقت و صفا

تا مدينه النبي تا حوالي حرم
كوچه هاي هاشمي، تا ضريح اوليا

عطر گل تنيده بر كوچه هاي آرزو
مي برد يكي مرا رو به سمت آشنا

ظلمت شب است و باز كوچه ها منوّرند
زير نور سبز ماه، با تلاوت دعا

با دلي پر از اميد مي روم به جشن ماه
رو به خانه ی بتول، تا سراي مرتضي

من غريبه ام ولي هيچ كس غريبه نيست
هر طرف نسيم مهر مي وزد به بي نوا

تازگي شكفته است ماه پاره اي قشنگ
صورتي بسان ماه، چهره اي چو مصطفي

صف به صف فرشته ها عاشقانه مي رسند
شادمانه مي روند تا حريم كبريا

شورو حال ديگري فرشيان گرفته اند
وقت تهنيت رسيد ، عشق مي زند صلا

خواستم كه هدية قابلي بياورم
در ولادت حسن، يا عليّ مرتضي

با دلم تنيده ام رشته هاي اين غزل
با عنايت خدا، با شفاعت شما

چشم روشني من اين سروده هست و بس
ورنه دست خالي ام يا امام مجتبي


قاسم يزداني


لینک ثابت

برچسب ها : امام مجتبی , چشم روشنی , شفاعت شما , دست خالی , عنایت خدا , غزل , علی مرتضی , ولادت حسن , وقت تهنیت , شورو حال , شادمانه , عاشقانه , مصطفی , من غریبه ام , نسیم مهر , خانه بتولظلمت شب ,
بازدید : 1338
[ یکشنبه 22 تير 1393 ] [ 12:54 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت