close
دانلود آهنگ جدید
غریب
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
نقد غزل، مثنوی 1 2 mahdavi
نقد مثنوی و قصیده 3 3 mahdavi
نقد غزل 0 14 mahdavi
نقد شعر 0 15 mahdavi
نقد اشعار نیمایی و سپید 0 9 mahdavi


آن مشک به دوش از خودش تا که گذشت

با تشنگی از کنار دریا که گذشت

افتاد به روی خاک و با بغضی گفت

ای ابر تو کاری بکن از ما که گذشت

***

 

مضامین وحی است پا تا سرش

به هم می زند آسمان را سرش

قیامت به پا می کند با سرش

چو بینند در حشر فردا سرش

بلند است مابین سرها سرش

 

شب قدر آن سال موعود شد

کتاب جهان آنچه فرمود شد

به هر صفحه ای هر چه افزود، شد

نصیب زمین رونق و سود شد

نصیب خودش هیچ...حتی سرش

 

برای خودش صفحه ای جا گذاشت

خودش را میان خطرها گذاشت

غریب و گرفتار و تنها گذاشت

تنی را رها بین صحرا گذاشت

و یک نقطه چین از تنش تا سرش

 

برای خودش غم پس از غم نوشت

به اندازه ی داغ عالم نوشت

به عمق هزاران محرم نوشت

چو حس کرد پیش خدا کم نوشت

دلش خواست جبران کند با سرش

 

به جز عشق چیزی روایت نکرد

نوشت و نوشت و شکایت نکرد

قلم سوخت اما رعایت نکرد

به جان دادن خود قناعت نکرد

پس از پیکرش شد مهیا سرش

 

ورق زد کمی پیش از آن را نوشت

اسامی آن کاروان را نوشت

چنین می شوند و چنان را نوشت

به سرهایشان امتحان را نوشت

که عاشق به پیکر مبادا سرش

 

نوشت و همینکه به اکبر رسید

قلم را از این سو به آنسو کشید

به ناخن تن کاغذش را برید

چنان شد که رنگ از جمالش پرید

چه آمد از آن داغ لیلا سرش؟!

 

شب قدر بود و نوشت از قمر

گرفت از غمش دست را بر کمر

که بی دست ماند و بدون سپر

که افتاد بر خاک صحرا به سر

نوشت و ترک خورد سقا سرش

 

نوشت آنچه را سهم اصغر شدو

گلویی که یکباره پرپر شدو

به خونش تن آسمان تر شدو

تن کوچکی را که بی سر شدو

سری را که افتاد دعوا سرش

 

ورق زد کمی بعد از آن را نوشت

مکان را نوشتا نوشت و زمان را نوشت

زمین خوردن آسمان را نوشت

سپس طاقت استخوان را نوشت

سپس سرخ شد دشت سرتاسرش

 

نوشت از طلبکار انگشترش

نوشت از دوتا گوش یک دخترش

و دور گلو ماندن معجرش

ترک روی پیشانی خواهرش

همینکه به نی رفت بالا سرش


حسن اسحاقی (کرج)



ادامه مطلب


برچسب ها : مضامین , وحی , سرش , مشک , دوش , خودش , گذشت , بلند است , مابین , سرها , غریب , گرفتار , تنها , گذاشت , به جز , عشق , چیزی , روایت , نکرد ,
بازدید : 48
[ یکشنبه 10 شهريور 1398 ] [ 1:8 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


شبهـای جمعـه مادری پهلـو شکسته
آیـد سـر قـبر پسـر بـا قلـب خسـته
بـر گِـرد این بانو ملائـک دسته دسته
گریند و گویند ای گل درخون نشسته
غریب کربلا حسین/ شهید سر جدا حسین         
غریب مادر

با نـالـه و با گـریـه چـون ابر بهــاری
هم نوحه خوانی می کندهم سوگواری
با ناله و افغـان بـه آه و اشـک جـاری
بر می فشاند اشک و می گوید به زاری
قتیل اشقیاحسین  / بی یار و اقربا حسین          
غریب مادر

بر تربت فـرزند خـود آن خستـه بانـو
غمگیـن نشسـته در بغـل بگرفته زانو
از ســوز دل آن مادر بشکسـته پهلـو
گوید که ای خاک تو بر هر درد دارو
فروغ کبریا حسین /امیر و مقتدا  حسین          
غریب مادر

امشب بـه دشت کربلا زهــرا رسیده
با سینـه ای سوزان و با قدی خمیده
اشک مصیبت می کند جاری ز دیده
گوید که ای لب تشنۀ در خون تپیده
ای آیت خدا حسین/   به خلق مقتدا حسین           
غریب مادر

مادر بگـو رأس جـدا  از پیکـرت کو
مـادر بگــو قبـر علیِ اصـغـرت کـو
انگشت ببریده کجـا  انگشـترت کـو
ای شـاه بی یـاور امیر لشکـرت کـو
عزیز مصطفی حسین / وصی مرتضی حسین          
غریب مادر

نـزدیـک دریـا بـودی و آبت نـدادنـد
آبی بـه آن طفـلان بی تابت نـدادنـد
یک قطره برآن طفل بی خوابت ندادند
بر سـاقی و بر خیـل اصحـابت ندادند
ای تشنۀ وفا حسین / سر چشمۀ بقا حسین            
غریب مادر
جز العطـش اینجـا نمی آید صـدائی
از کوفیان دیدی چه غیر از بی وفائی
از نایِ دل جـز غـم نمی آیـد نـوائی
در هـر دلی بـر پـا شـده کرببـلائی
جمال دلربا حسین / غریب نینوا حسین            
 غریب مادر

بـرخیـز مادر تا کنـم یک دم نگاهت
شویم به اشکم خاک وخون از روی ماهت
خاموش سازم شعله های خیمه هایت
گــردم پنــاه کودکان بـی پنــاهـت
میان لاله ها حسین / فتاده ای ز پا  حسین         
غریب مادر

مادر بـه قـربـان سـرِ از تن جـدایت
قـربـان اشـک زینب غــم مبـتلایت
من آمـدم بـرپـا کنـم شـور عـزایت
بر پا نــمایم خیــمه ماتــم برایـت
به دشت نینوا حسین / تو را کنم صدا حسین      
 غریب مادر

مادر بگـو در روز عاشـورا چه کردی
با کام تشـنه بر لب دریا چـه کردی
در خاک و خون تنها در این صحرا چه کردی
با فاطمـه با زینب کبـری چه کردی
نموده از قفا حسین / عدو سرت جدا حسین      
غریب مادر


علی اکبر شجعان
محزون اصطهباناتی.



ادامه مطلب


برچسب ها : مادر , پهلو , شکسته , شبهای , جمعه , مادری , خسته , ملائک , نشسته , غریب , کربلا , سوگواری , اشقیا , غمگین , بشکسته , مقتدا , خمیده , مصیبت , فاطمه , نینوا ,
بازدید : 216
[ پنجشنبه 18 بهمن 1397 ] [ 8:37 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()



ادامه مطلب


برچسب ها : شهادت , امام , حسن , مجتبی , استهبان , شب شعر , غریب , مدینه , مناسبت , شنبه , 6آذر , ساعت , 6عصر , سالن , شمس , اصطهباناتی ,
بازدید : 315
[ جمعه 05 آذر 1395 ] [ 7:11 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()
[ دوشنبه 19 مهر 1395 ] [ 19:31 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


ای غریب آل طاها ای امیر بی قرینه
سوخت باغ جسم و جانت از شرار زهر کینه
ای عزیز آل یاسین ای گل باغ مدینه
آه جانسوز تو مولا خیمه زد در دشت سینه
دیده شد بهر تو گریان سید و مولا رضا جان
ای عزیز جان زهرا ای فروغ کبریائی
یاس خوشبوی محمد نور چشم مرتضائی
ای که از نور رواقت دیده گیرد روشنائی
با فقیران همنشینی با غریبان آشنائی
ای پناه بی پناهان سید و مولا رضا جان
بر فراز چرخ گردون حق عَلَم کرده لَوایت
بر سر هر شیعه داری سایۀ لطف و عنایت
ای غریب آل حیدر هر غریبی آشنایت
هر دل غمگین نشسته بر در دارُ الشَّفایت
تا که گیرد از تو درمان سید و مولا رضا جان
زهرکین زرد و تکیده کرده آقا پیکر تو
گرنبود اینجا کنار بستر تو خواهر تو
آمد اما از مدینه نور چشمانِ ترِ تو
تا که بر زانو بگیرد وقت جان دادن سر تو
با دل زار و پریشان سید و مولا رضا جان
می زند خورشید بوسه صبحدم بر آستانت
می نشیند در شعاع گنبد پرتوفشانت
می کند قصد زیارت همچو خیل عاشقانت
می شود سرگشته مثل ذره ای در آسمانت
ای فروغ روی جانان سید و مولا رضا جان
علم شاگرد تو آقا ، عشق هم دیوانه تو
خضر می گردد همیشه گِرد سقاخانه تو
ای گل باغ ولایت عاشقان پروانه تو
هردل غمدیده دارد سر به روی شانه تو
غصه گیرد از تو پایان سید و مولا رضا جان
برتر است از عرش اعلی گوشۀ صحن و سرایت
غرفۀ جنت کجا و زیر ایوان طلایت
آه ای سلطان خوبان هر سلیمانی گدایت
حاتم طائی نشیند بر در مهمانسرایت
تا که گردد بر تو مهمان سید و مولا رضا جان
تو امام عاشقانی تو پناه بی کسانی
می کند صدها فرشته بر در تو پاسبانی
ای طبیب دردمندان ای تمام مهربانی
هردل بشکسته گوید با زبان بی زبانی
ای امید نا امیدان سید و مولا رضا جان
از شراب ناب عشقت کرده ای سرمستم آقا
سر به پایت می گذارم تا بگیری دستم آقا
من اگر خوبم اگر بد من گدایت هستم آقا
بر ضریح نقره گونت بند دل را بستم آقا
ای ولا یت عین ایمان سید و مولا رضا جان


علی اکبر شجعان


&


هرکه را رسمِ وفاداری به جاست

با الفبای صَفَر دَردآشناست

در صَفَر این ماه حُزنِ اهلِ بَیت،

ناله هایی درنوای اولیاست

صادِ آن صافی شدن بی غَلّ وغَش

کربلا تا کوفه سَعیی با صفااست

فاء این ماهِ صَفَر، فردوسِ عشق،

فیضِ عُظما بُردن از اشک وعزاست

تعزیت گوی عزا خیلِ مَلَک

صاحِبِ اصلِ عزاداری خداست

رایتی از رای آن در اهتزاز

در لوایِ آن چه غوغایی به پاست

«اربعین» آغاز حرفش با الف

اَلفُ اَجرٍ فِی المَصائِب، اَو بَلاست

بای آن بانویی از بـنت الهُدا

کوه صبرو طاقتی درکربلاست

زینب آن اِفشاگریها می کند

پرده ها ازچهره هایی بر ملاست

عقدِ خون بستن درعین اربعین

رسمِ عُشّاقِ حسین و اَتقیاست

یای آن یا لَیتَنا کُنّا مَعَک

بی دغلبازی وَ بی رنگ وریااست

نونِ آخرنوشدارویی عجیب

از برای دردِ بی درمانِ مااست

آخِرِ این ماه پُر اندوه و غم

وامحمّد ، واحَسَن، هم وارضااست

مهدوی


&

غزل مرثیه


در سوگ کریم اهل بیت حضرت امام حسن مجتبی (ع)


سوخت از زهـر جفا تا جگرت مولا جان // سبـز شـد کربـبـلا در نظـرت مـولا جـان
پـدرت شـیـر خـدا ، حـیـدر کـرار ، علـی // فـاطـمــه مـادر والا گُـهَـرت مـولا جــان
در جهـان، غربت و انـدوه و غـم و تنهـائی // ارث بردی هـمـه را از پـدرت مـولا جـان
بـا نگـاهت بـه در سـوختـه جاری می شد // اشـک خـونیـن تو از چشم ترت مولا جان
ای سفـر کرده به معـراج که نوشیـدی زهر // از کف آنـکــه نشـد همسفـرت مولا جـان
تا که زد جعده شـرر بر جگـرت فـرمـودی // بـرسـد زیـنـب کـبـرا بـه بَرت مـولا جـان
در شب جهل و جمود و هوس بدخواهان // سر زد از شرق شهـادت سحر ت مولا جان
چـه کسی هست ز مظلـومی تـو بنـویسـد // کـه چـه از همسرت آمـد به سرت مولاجان
ای صـبـوری کــه مـیـان همـۀ طـوفـانـهـا // خـم نشـد پیش مصـائب کمـرت مولاجان
کربـلا بـود پـر از یـاد تـو وقتی می بست // دستـخـط تـو بـه بـازو پسـرت مـولا جان
توخودت بودی و دیدی چه فدا کاری کرد // در تب واقـعــه نــور بَصَــرت مــولا جـان
ای کـریمی کـه بـه سـائل نپسنـدیدی که ـ // دست خـالی بکشـد پـا ز درت مـولاجان
آمدم با دل « محـزون » به درت تـا ز کرم // نشــوم روز جــزا دَربِـدَرت مـولا جـــان

علی اکبر شجعان




ادامه مطلب


برچسب ها : سه جا عزا , غریب , آل طاها , مولا رضاجان , دشت سینه , آه جانسوز , دل غمگین , زهر کین , رسم وفا داری , الفبای صفر , صافی شدن , بی غل و غش , فردوس عشق , فیض عظما , تعزیت گوی عزا , خیل ملک , عشاق حسین , اندوه وغم , وامحمد , واحسن ,
بازدید : 318
[ چهارشنبه 18 آذر 1394 ] [ 20:57 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت