close
تبلیغات در اینترنت
علی
آخرین ارسال های انجمن

 

ببر بیان کرده چو رستم به تن / ارتشی‌ام، حافظ خاک وطن

تخمۀِ زالم، پسر گیو و طوس / خاک ره فاطمه را داده بوس

تیغ دو دم همچو علی در کَفم / مست و پریشان ز شعف چون دفم

دل به علمداریِ عباس خوش /  گِرد حرم آمده‌ام هاله وُش

تشنه‌لب بادۀِ حُسن القضا  / شهره به عشقِ علیِ مرتضی

وارث میراث تهمتن منم  / پنجۀِ در پنجۀِ دیو افکنم

شیعۀِ حیدر و علمدارِ عشق /  میر مدافع به حرم در دمشق

آینه‌دارِ رخ حیدر به فَرّ /   جامۀِ رزم علوی کرده بَر

سَدِّ ره خصم وطن همچو کوه / حیدری‌ام، شیعۀِ رستم شکوه

رخت علمداری زینب به تن / جان و تنم کرده فدای وطن

 عاشق زینب ، مه عباس رو /  میر حرم، محسن قطاسلو

  بُرده نسب ها زِعلی، ذوالفقار /  دل به یدالهی زینب سپار

بوسه زن خاک درِ فاطمه  / عاشق جانبازی بر فاطمه

 من قمرم، آینه عباس را  /   منتقم سیلیِ بر یاس‌ها  

لرزه برانداز تنِ دشمنم /  آینۀِ رستم دستان منم

کرده سیاوش گذر از آتشم  /  شیرِ کمانگیر وطن، آرشم

کوفته دشمن به گِران گرزها  / هالکِ ضحاک، به البرزها

عاشقیِ فاطمه در تاروپود / خصم قسم‌خوردۀ آل سعود

 عاشق این خاک و دیار کهن / لاله رخ و غرقه‌به‌خون پاره تن

بر تن من پرچم ایران کفن /  خاک وطن سرمۀِ چشمان من

تا که نِگه بد نکند میهنم  / سینه سپر کرده به اهریمنم

سینه سپر کرده به ایران زعشق  /  حافظ بر مرزِ وطن در دمشق

گر به حلب راه نبندم بر او /  پای نهد خاکِ وطن را عدو

های حقیرانِ قجرگونه پست /  گشتۀِ از بادۀِ برجام مست

کَر شده‌ها وقت فراخوان عشق / کوفه نشینانِ به جنگ دمشق

کَردۀِ از فتنه علی جان به لب / مرزِ وطن هست دمشق و حلب

عهد گلستان چو قجر بسته‌ها  /  وقت بلا زاویه بنشسته‌ها

نامه پس از نامه ولی داده‌ها /  وقت بلا کرده ولی را رها

کوفه نشینان اسیرِ هراس /  فتنه گرانِ به ولی از خواص

نشئۀِ از بادۀِ برجام ها /  ای به دُلار آمده آرام‌ها

قوم سعودی شده اربابشان  /  گر نشود سد به حلب راهشان

دیو و ددانی که همه داعشند  /  لشکر کین جانب ایران کشند

های حقیران مذلت نشین  /  دشمن ایران به حلب درکمین

کوفه نشینان ز غیرت بری /  فتنۀِ تان را کنم افشاگری

قوم تجاوزگر ناموس‌ها  /  حادثه‌ها بسته به قرپوس ها

نیست شما را ز چه این جان‌ستان / شرم تجاوز به نوامیستان  

داعش و هتاکی ناموس تان /   هست پذیرنده به قاموس تان؟!

غفلت اگر لحظه کنیم از عدو /  مام وطن را ببر د او گلو

گر که نبندیم بر او ره به شام /  مردم ایران کند او قتل‌عام

جانب ایران بکشد او سپاه  /  قُلزم خون افکند از کین به راه

های خیانتگرِ میهن فروش   /  این‌همه بر یاریِ داعش مکوش

ای زِ خُم فتنه قدح گیر ما  /  طعنه مزن این‌همه بر پیر ما  

داعش اگر فتح دمشق آورد  /  حمله به ایران پس‌ازآن می‌برد

مهلت ایران به فواحش دریغ  /  مام وطن، حملۀِ داعش، دریغ

ما سر این مارِ شده اژدها  /  در حلب آریم به سرنیزه‌ها

آلِ سعودِ همگی خار و خس  /  آرزویی کرده پلید و عبث

 لشکر کین جانب ایران کشد  /   تا که به خون خاک شهیدان کشد

بوی بلا بشنو از این شعر ناب  /  آل همه نشئۀ نوشِ شراب

گوش کن ای کرده ز فکر عبث  /  حمله به خاک وطنم را جرس

گر که به راه افکنی ای بوالهوس  /  جانب سیمرغ، سپاهِ مگس

 کرده از آن لشکر ایران هوس  /  بازنگردد به خدا زنده کَس

قوم قمر در کف او ذوالفقار /  لشکریانِ تو کند تار و مار

زان سپس آید به دیار حجاز  /  تا که بگیرد ز کفت مکه باز

منتظرانیم به صبحِ ظهور /  تا برسد ماهِ علمدارِ نور

 بیرق سبز علوی را به دست  / از شط خون کرده گذر مستِ مست

همره با نرگسِ یاس کبود  /  مکه بگیریم از آل سعود

شیعه دل‌آشوبِ یمن تا دمشق  /  دیده به در دوخته بر راه عشق

ساغر خون‌رنگ دعا را به دست  /   منتظر آمدن مهدی است   

 تا که بگیرد ز سعودی حرم /  بیرق حق را بکند او علم

به امیدظهور حضرت یار ...

منصور نظری



ادامه مطلب


برچسب ها : اسلامی , ایران , تیغ , دو دم , همچو , علی , کَفم , شیعۀِ , حیدر , علمدارِ عشق , منتقم , سیلیِ , یاس‌ها , خصم , قسم‌خوردۀ , آل سعود , غفلت , لحظه , از عدو , ارتش ,
بازدید : 6
[ چهارشنبه 28 فروردين 1398 ] [ 1:30 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
 
بسته شعری ویژه ولادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع)


مولا برای از تو سرودن غزل کم است
تلمیح و استعاره، مجاز و بدل کم است
باید برای مدح تو قرآن ناب خواند
شعر و خطابه، قصه و ضرب المثل کم است

آن لحظه که حلاوت نام تو بر لب است
شیرینیِ شکر که چه گویم، عسل کم است
باید برای مدح تو از صبح بدر گفت:

هیجای نهروان و شکوه جمل کم است‌
ای دست اقتدار خدا، فارس العرب
اصلا برای شان تو تعبیر «یل» کم است
شد شهره در میان عرب تک‌سواری‌ات
آوازه‌های صاعقه‌ی ذوالفقاری‌ات‌
ای آفتاب علم و یقین یا ابوتراب
همواره در مدار تو دین یا ابوتراب
صبح نگات شمس ضحی یا ابالحسن
تار عبات حبل متین یا ابوتراب

از ابتدای خلقت خود کسب فیض کرد
در محضر تو روح الامین یا ابوتراب
مولای من ولایت تو از ازل شده
با روح و جان شیعه عجین یا ابوتراب

الطاف بی کران تو‌ای قبله گاه جود‌
می‌بارد از یسار و یمین یا ابوتراب
در رستخیز صبح قیامت برای ما
عشق تو است حصن حصین یا ابوتراب

با عطر و بوی هر نفست در مشام شهر
جاری شده‌ست خلد برین یا ابوتراب
چشمان روشن تو بهشت پیمبر است
اصلاً سرشت تو ز. سرشت پیمبر است

تفسیر کن برای همه محکمات را
اسرار ناب آیه‌ی صبر و صلات را
مولای من تمام صفاتت الهی است
آئینه‌ای تلألؤ انوار ذات را

شرط حیات طیبه نور ولایت است
از ما مگیر حضرت عشق، این حیات را
با نعمت ولایتت آقا خودِ خدا
بی شک گشوده بر همه باب نجات را

یک لحظه در ولایت تو شک نمی‌کند
هر کس شنیده زمزمه‌ی کائنات را
تو آمدی کمی به زمین آسمان دهی
تا که تجلیات خدا را نشان دهی

تسبیح انبیاء معظم علی علی‌ست
نقش لب پیمبر خاتم علی علی‌ست
رمز نجات حضرت موسی میان نیل
فریاد استغاثه‌ی آدم علی علی‌ست

رمز تقربِ همه‌ی اهل کائنات
آوای هر فرشته دمادم علی علی‌ست
لبیک کعبه و حجر و مسجد الحرام
زیباترین ترنم زمزم علی علی‌ست

هر گوشه را که می‌نگرم ذکر خیر توست
آقای من، عبادت عالم علی علی‌ست
تو آمدی و عزت توحید پا گرفت
نور خدا زمین و زمان را فرا گرفت
 
یوسف رحیمی


ادامه مطلب


برچسب ها : میلاد , مولا , علی ,
بازدید : 29
[ چهارشنبه 29 اسفند 1397 ] [ 11:5 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()

🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀


امشب آئینه نور می پاشد

بذر شور و سرور می پاشد

حجله عشق در مدینه به پاست
هلهله بر لب ملائکه هاست

دیده روشن ز نور توحید است
جشن پیوند ماه و خورشید است

بزم شادی به عرش بر پا شد
ازدواج علی و زهرا شد

دیده از شوق گشته بارانی
عرش رحمان شده چراغانی

باغ هستی ز نو بهاری شد
صیغۀ عقد عشق جاری شد

جشن پیوند آب و آئینه
کرد بر پا نشاط در سینه

آسمان با ستاره زیور بست
باغ دستار لاله بر سر بست

عشق بر سر نهاد تاج آسان
تا شود امر ازدواج آسان

بر پیمبر علی شده داماد
شیعیان عیدتان مبارکباد


محزون اصطهباناتی
کانال رسمی اشعار علی اکبر شجعان
https://telegram.me/mahzoon_shajaan



ادامه مطلب


برچسب ها : امشب , آئینه , نور , می پاشد , بذر , شور , سرور , حجله , عشق , بمناسبت , سالروز , ازدواج , حضرت , علی , زهرا , هلهله , ملائکه , روشن , توحید ,
بازدید : 233
[ چهارشنبه 01 شهريور 1396 ] [ 7:25 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()

 

به اوج می برد امشب مرا هوای شما

که عشق را بنویسم، فقط برای شما

نگاه می کنم اینجا به رد پای شما

و می رسم به خدا، تا خدا... خدای شما

 

که آفرید شما را زمین هوایی شد

وَ کعبه کعبه شد و خانه ای خدایی شد

 

و بال حور و مَلَک فرش این قدم ها شد

زمین برای حضور تو در تمنّا شد

ز اشک شوق ملائک ستاره پیدا شد

و عشق بر تن هفت آسمان هویدا شد

 

عصای دست نبی بوده ای و دست خدا

تو دستگیر کلیمی، تو دستگیر عصا

 

شکوه عدل شما را عقیل می داند

نگاه بت شکنت را خلیل می داند

شکاف کعبه شما را دلیل می داند

و شأن وصف تو را جبرئیل می داند

 

که از زبان خدا بر تو آفرین می گفت

و با صدای بلند خودش چنین می گفت:

 

رقم زده ست خدا عشق را به نام علی

فلک نشسته به حسرت برای گام علی

ملک نشسته دو زانو به احترام علی

علی امام من است و منم غلام علی

 

به لحظه لحظه ی عمرت خدا تبسّم داشت

و با صدای شما با نبی تکلّم داشت

 

کرامتی که تو داری الی الابد باشد

همیشه ذکر لبم یا علی مدد باشد

شجاعتی که دلت داشت بی عدد باشد

گواه من سر عَمر بن عبدود باشد

 

شمار فضل شما را، خدا فقط داند

نشانه های خدا را، خدا فقط داند

 

مجید تال



ادامه مطلب


برچسب ها : میلاد , امام , علی , یاعلی , شما , عشق , بنویسم , کعبه , حضور , ملائک , شوق , عصای , کلیمی , دستگیر , عقیل , خلیل , شکاف , جبرئیل , شأن , وصف ,
بازدید : 235
[ سه شنبه 22 فروردين 1396 ] [ 11:6 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



غدیر آن نقطه آغاز ،شرح کوثری دیگر
حرائی در دل صحرا ووصل سروری دیگر


غدیر آن نقطه ی آغاز هستی در دَم خلقت

معطّر خاک و شاید کربلایی برتری دیگر


یقین خون شهیدی مانده روی بستر این خاک

وشاید کربلایی بوده خون اصغری دیگر


چه رازی دارد این گودال ؟قُربش را خداداند

که می بخشد علی را تاج وجامه فاخری دیگر


چرا اینجا دوباره می دَمد بر گوش پیغمبر

بخوان اینجا کلام وحی من بر دلبری دیگر


حرائی می کند برپا کنار این غدیر خم

محمّد بازگو کن جانشینی ،سروری دیگر


مزیّن کن علی با تاج زرین خداوندی

به پا کن در غدیر خم سکوی و منبری دیگر


بنوشان بر علی جام اَلَست از باده ی رضوان

که تا گلگون شود عاشق زنوش ساغری دیگر


بخوان با صوتِ داوودی که هستی با خبر گردد

ملائک را بگو رنگین کند بال وپری دیگر


ملائک باتمامِ کائنات وکل مخلوقات،

همه آیند پا کوبان و خندان از دری دیگر


بگو رنگین کمان رنگین کند هفت آسمان ها را

بیاراید زمین را آسمان با منظری دیگر


علی آن نقطه ی بالای فاءِ فوقَ اَیدیهم

ببر دست علی بالا و تا بالاتری دیگر


علی وقت تنزّل نقطه ی آن باءِ بسمِ لَّه

نزاید مادری هرگز امیری ،حیدری دیگر

محمد ضیایی پور
استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : غدیر , علی , نگین , حیدری , آسمان , نقطه , رنگین , کمان , فرشته , کائنات , هستی , ملائک , منبری , غدیرخم , بخوان , پیغمبر , گودال , معطر , کلام , وحی ,
بازدید : 269
[ سه شنبه 30 شهريور 1395 ] [ 9:46 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
[ سه شنبه 30 شهريور 1395 ] [ 1:11 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


هفت آسمان، از کربلاتا کوفه را، باتو عزا داشت


صبرمصیبتهایت ای دُختِ علـی ، تنها خدا داشت

پشتِ صبوری از مصیبتهای این عالم شکستی

امّا دلت هرلحظه ای درآن سفر، ماتم سرا داشت

تـا دراسـارت ماجرای کربلا را زنـده کردی،


سـوزِدلت خونـابـه ها ئی ازجفا را درخفا داشت

باخیمه های آتشین زَینُ العِبادو جسمِ تب دار

این سرورو مـولای دین، صدکربلا درکربلاداشت

لیـلا زِداغ نوجوان وطفلِ معصومش به شبـها ،

خـوابِ پـریشـانِ روان، ازمـاجرای پُر بَلا داشت

اُمُّ البَنیـن آن مــادرِ شیـرانِ شَجعانِ دلاور،

خـونِ بَـصَـر، جـاری زِ روزِ پُربلای نینوا داشت

طفل سه ساله ، نـازنیـن دُردانه ی نابِ برادر،

با رأسِ بابا، در خرابه، یک شبی غوغا به پا داشت

هنگامه ی جان دادنش بانو رُقیّه ، همچو زهرا

برزخمِ تن،گلگون بدن، مرهم، زِشلاّقِ جفا داشت

رأسِ بـرادر ، در بـرابـر، بـرسـر نی ، صوتِ زیبا،

گلواژه هایِ نابِ قُرآنی زِ لب هایش صفا داشت

نیــزارِ بــازارِ اسـارت از غنـائـم ،  بَـَرسـرِدست،

انـواعِ گُلهـای شکوفا ازشهیـدان؛ سـرجـدا داشت

آنجا گُلی خندان به روی نیزه ای فرقش دوتا بود

آلاله ای دیـگر بـه پیشـانـی رَدِ سنگِ بلا داشت

صـد اربعیـن بـرتوگذشت از کربلا تا کوفه و شام

اینها همه درخطبه ی غرّای تو، زیبا جلاداشت

بِـنـتِ اَسَــد ای وارثِ خونِ شـهیـدانِ ولایـت،

تنهـا شهامتهای تو، درکوفه ، مولا، مُرتضی داشت

«اُمُّ المَـصـائـِب» ؛ آفتـابِ کـربــلایِ دراســارت،

هرلحظه ی فریادِ دشمن کوبِ تو صد مرحبا داشت

ذکرِشکیبائیِّ تـو، در نینوا، چندین هزاراست،

صبـرِمُصیبت هـایت ای زینب دراین دنیا، خدا داشت


غلامرضا مهدوی آزاد



ادامه مطلب


برچسب ها : مصیبت زینب , قطره , هفت آسمان , کربلا , کوفه , عزا , داشت , علی , بانو , خدا , صبوری , خونابه , خیمه , جفا , تب دار , پریشان , ام البنین , طفل سه ساله , رقیه , گلواژه ,
بازدید : 301
[ سه شنبه 05 آذر 1392 ] [ 18:54 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت