close
تبلیغات در اینترنت
عطشان
[ جمعه 08 دي 1396 ] [ 14:11 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


تيغ در پنجه ی قابيل فراخواني داشت

كينه در پشت نقابش شب مهماني داشت

كوفه انگار به يك فاجعه تن در مي داد

واي مهمان كشي آينه ارزاني داشت

كارواني ز حجاز آمده تكبير به لب

از صفا تا به منا آينه گرداني داشت

راه بستند بر اين قافله شيطان زده ها

كينه بر چهره ی خود پينه به پيشاني داشت

ايل قابيل همانها كه علي را كشتند

تيغشان غرقه به خون رنگ مسلماني داشت

تيغ برآب كشيدند و بريدند ز كام

ظهر زخمي كه اذان قامت قرباني داشت

خنجر آماده به خون از پس تكبير اذان

تيغ در ركعت خون معركه گرداني داشت

يك به يك آينه ها زير سم اسب شكست

آب خونين شد و خورشيد پريشاني داشت

كودكان حرم عطشان جگر آب كباب

و عطش بر لبشان داغ فراواني داشت

آخرين مرد به جا مانده روي دست پدر،

خون سرخش به صف عرش گل افشاني داشت

محمد ضیایی



لینک ثابت

برچسب ها : خون سرخ , فراخوانی , تیغ در پنجه , شب مهمانی , پشت نقاب , یک فاجعه , مهمان کشی , تکبیر به لب , آینه گردانی , شیطان زده ها , پینه به پیشانی , ایل قابیل , رنگ مسلمانی , ظهر زخمی , قامت قربانی , تکبیر اذان , معرکه گردانی , خورشید پریشانی , گل افشانی , عطشان ,
بازدید : 209
[ جمعه 23 آبان 1393 ] [ 16:31 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان