close
تبلیغات در اینترنت
عرش برین
آخرین ارسال های انجمن


فلک ماتم زده لرزان زمین است
عزای قتل زین العابدین است
بهاران آمد و دلها غمین است
عزای قتل زین العابدین است

شده عرش برین از غم سیه پوش
نبی زانوی غم دارد در آغوش
چو خورشید مدینه گشته خاموش
دل هر شیعه با ماتم قرین است
عزای قتل زین العابدین است

جهان غرق عزا و شور و شین است
روان خون جگر از هر دو عین است
شب قتل علی بن الحسین است
که لرزان پایۀ عرش برین است
عزای قتل زین العابدین است

مَهی که یادگار کربلا بود
انیس زینب غم مبتلا بود
اسیر کوفیان  بی وفا بود
غریبانه شهید زهر کین است
عزای قتل زین العابدین است

ز  ابرِ  چشم گریانش هَماره
فرو می ریخت روز و شب ستاره
زده   هجران  او  بر  دل  شراره
که محبوب همه اهل یقین است
عزای  قتل زین العابدین  است

کسی که خون دل در چشم تر داشت
همیشه کربلا  را  در نظــر  داشت
هزاران زخم کاری بر جگر داشت
پر از شور و نوا عرش برین است
عزای  قتل زین العابدین  است


فراق  کودک  بی شیر دارد
به تن جای غل و زنجیر دارد
اگر که ناله ی شب گیر دارد
عزادار غم سالار دین است
عزای  قتل زین العابدین  است

محزون اصطهباناتی
کانال رسمی اشعار علی اکبر شجعان

https://telegram.me/mahzoon_shajaan




ادامه مطلب


برچسب ها : عزای قل , زین العابدین , ماتم زده , بهاران , دلها غمین , عرش برین , سیه پوش , غرق عزا , زانوی غم , آغوش , شور شین , خون جگر , شب قتل , الحسین , انیس زینب , شراره , محبوب , زخم کاری , شور نوا , شب گیر ,
بازدید : 16
[ یکشنبه 23 مهر 1396 ] [ 19:38 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


کردی خزان یاس نبی را
کردی روان اشک علی را
ای میخِ دَر با سیـنۀ زهـرا چه کردی
........؛.......؛.......
آن بانوئی که صاحب چشمان تر بود
هـم یـار مولا هـم عـزادار پـدر بـود
در پشت در دیدی که آتش شعله ور بود
دیدی که زهرا حایل دیوار و در بود

یالَلعَجَب با بضـعۀ طاها چـه کردی

تو دیده بودی خانه... نَه عرش برین را
بر اهل آن تکریم ختم المرسلین را
تـو دیده بودی اِذن جبریل امین را
ایثـار زهـرا و امیـرالمـؤمنــیـن را

ای وای من با کعبۀ دلها چه کردی

تو خط خون بر پهلوی زهرا کشیدی
بـر آتـشِ آهِ دلِ حیــــدر دمیـدی
تـو نـالـۀ جانسوز زهــرا را شنیدی
پشتِ درِ خـانـه مگـر او را ندیدی؟

با محسن شش ماهه اش آیا چـه کردی

آن سینه که می آمد از آن بوی عنبر
بـوی دل انگیـز بهشـت حَیّ ِ داور
آن سیـنه که بوسیده لبهای پیمبر
آن سینه که بوده پر از اسرار حیدر

با ماهِ هجـده سالۀ بطحا چه کردی

با دست بسته دیده بودی همسرش را
هم دیده بودی گوهر چشم ترش را
هـم دیده بودی سیـنۀ پر آذرش را
هم دیده بودی کودکیّ ِ دخترش را

بر گو به من با زینب کبری چه کردی

از مصـطفی دُختِ فداکـاری گرفتی
از مرتـضـی یـار وفـاداری گـرفتـی
از آسمـان مـاهِ شب تـاری گـرفتی
از بـاغبـانِ لالـه گـلـزاری گـرفتی

ای وای تو با مادر گلها چه کردی

یـاس نبی را پشتِ در پرپر نمـودی
از خـونِ دل چشم علی را تَر نمودی
شیر خـدا را بی کس و یـاور نمودی
سـاقیّ ِکـوثر را تـو بی کـوثر نمودی

با همسر مظلـومۀ مولا چـه کردی

علی اکبر شجعان ـ استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : خط خون , پهلوی زهرا , یاس نبی , اشک علی , میخ در , یار مولا , عزادار , بضعه طاها , دیوارودر , عرش برین , ایرالمؤمنین , ناله جانسوز , چه کردی , سینه , بوسیده , مصطفی , وفاداری , گرفتی , شیرخدا , ساقی کوثر ,
بازدید : 132
[ پنجشنبه 12 اسفند 1395 ] [ 7:58 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


کردی خزان یاس نبی را کردی روان اشک علی را


ای میخِ دَر با سیـنۀ زهـرا چه کردی


====================================


آن بانوئی که صاحب چشمان تر بود
هـم یـار مولا هـم عـزادار پـدر بـود
در پشت در دیدی که آتش شعله ور بود
که زهرا حایل دیوار و در بود


یالَلعَجَب با بضـعۀ طاها چـه کردی 


تو دیده بودی خانه... نَه عرش برین را

بر اهل آن تکریم ختم المرسلین را
تـو دیده بودی اِذن جبریل امین را
ایثـار زهـرا و امیـرالمـؤمنــیـن را


ای وای من با کعبۀ دلها چه کردی

تو خط خون بر پهلوی زهرا کشیدی
بـر آتـشِ آهِ دلِ حیــــدر دمیـدی
تـو نـالـۀ جانسوز زهــرا را شنیدی
پشتِ درِ خـانـه مگـر او را ندیدی؟


با محسن شش ماهه اش آیا چـه کردی


آن سینه که می آمد از آن بوی عنبر
بـوی دل انگیـز بهشـت حیّ ِ داور
آن سیـنه که بوسیده لبهای پیمبر
آن سینه که بوده پر از اسرار حیدر


با ماهِ هجـده سالۀ بطحا چه کردی


با دست بسته دیده بودی همسرش را
هم دیده بودی گوهر چشم ترش را
هـم دیده بودی سیـنۀ پر آذرش را
هم دیده بودی کودکیّ ِ دخترش را


بر گو به من با زینب کبری چه کردی


از مرتـضـی یـار وفـاداری گـرفتـی
از آسمـان مـاهِ شب تـاری گـرفتی
از بـاغبـانِ ِ لالـه گـلـزاری گـرفتی
ای وای تو با مادر گلها چه کردی


یـاس نبی را پشتِ در پرپر نمـودی


از خـونِ ِ دل چشم علی را تَر نمودی
شیر خـدا را بیکس و یـاور نمودی
سـاقیّ ِکـوثر را تـو بی کـوثر نمودی


با همسر مظلـومه ی مولا چـه کردی


علی اکبر شجعان - استهبان

سایر اشعار



ادامه مطلب


برچسب ها : یاس نبی , اشک علی , میخ در , چه کردی , چشمان تر , یار مولا , عزادار , پشت در , شعله ور , دیوار در , بضعۀ طاها , عرش برین , ایثار زهرا , ای وای , کعبۀدلها , خط خون , آتش آه , محسن , شش ماهه , دست بسته ,
بازدید : 109
[ چهارشنبه 19 اسفند 1394 ] [ 9:18 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان