close
دانلود آهنگ جدید
طولانی
آخرین ارسال های انجمن


زلفت اگر نبود؛ نسیم سحر نبود
گمراه می‌شدیم نگاهت اگر نبود


مهر شما به داد تمنّای ما رسید

ورنه پل صراط، چنین بی خطر نبود


تعداد بی نظیریِ تان روی این زمین

از چهارده نفر به خدا بیشتر نبود


پیراهن، اشتیاق نسیمانه‌ای نداشت

تا چشم‌های حضرت یعقوب‌تر نبود


بی تو چه گویمت که در این خاک سرزمین

صد‌ها درخت بود و لیکن، ثمر نبود‌


ای آخرین بهار! چرا دیر کرده ای؟‌

ای مرد با وقار! چرا دیر کرده ای؟


این جشن‌ها برای تو تشکیل می‌شود

این اشک‌ها برای تو تنزیل می‌شود


رفتی، برای آمدنت گریه می‌کنم

چشمانمان به آینه تبدیل می‌شود


بوی خزان گرفته‌ی پاییز می‌دهد
سالی که بی نگاه تو تحویل می‌شود


ایمان ما که اکثراً از ریشه ناقص است

با خطبه‌های توست که تکمیل می‌شود


تقویم را ورق بزن و انتخاب کن

این جمعه‌ها برای تو تعطیل می‌شود‌


ای آخرین بهار چرا دیر کرده ای؟‌

ای مرد با وقار چرا دیر کرده ای؟‌


ای آخرین توسل خورشید بام‌ها‌

ای نام تو ادامه‌ی نام امام‌ها‌


می‌خواستم بخوانمت، اما نمی‌شود

لکنت گرفته اند زبان کلام‌ها


ما آن سلام اول ادعیه‌ی توییم

چشم انتظار صبحِ جواب سلام‌ها


آقا چگونه دست توسل نیاوریم

وقتی گدا به چشم تو دارد مقام‌ها


از جانماز رو به خدا و بهشتی ات

عطری بیاورید برای مشام‌ها‌


ای آخرین بهار چرا دیر کرده ای؟‌

ای مرد با وقار چرا دیر کرده ای؟


آقا بیا که میوه‌ی ما کال می‌شود

جبریل مان بدون پر و بال می‌شود


در آسمان و در شب شعر خدا هنوز

قافیه‌های چشم تو دنبال می‌شود


یعنی تو آمدی و همه گرم دیدن اند

وقتی کنار پنجره جنجال می‌شود


روز ظهور نوبت پرواز می‌رسد

روز ظهور بال همه بال می‌شود


بیش از تمام بال و پَر یا کریم‌ها

دست کبودِ فاطمه خوشحال می‌شود‌


ای آخرین بهار چرا دیر کرده ای؟‌

ای مرد با وقار چرا دیر کرده ای؟


علی اکبر لطیفیان



ادامه مطلب


برچسب ها : تقصیر , غیبت , طولانی , تقصیر ماست , غیبت طولانی , طولانی شما , اگر نبود , مهر شما , تمنای ما , پل صراط , اشتیاق , چه گویمت , ثمر نبود , آخرین بهار , با وقار , جشن ها , بوی خزان , توسل خورشید ,
بازدید : 3
[ پنجشنبه 16 آبان 1398 ] [ 9:47 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت

و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت

خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز

کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت

درویش نمی‌پرسی و ترسم که نباشد

اندیشه آمرزش و پروای ثوابت

راه دل عشاق زد آن چشم خماری

پیداست از این شیوه که مست است شرابت

تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت

تا باز چه اندیشه کند رای صوابت

هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی

پیداست نگارا که بلند است جنابت

دور است سر آب از این بادیه هش دار

تا غول بیابان نفریبد به سرابت

تا در ره پیری به چه آیین روی ای دل

باری به غلط صرف شد ایام شبابت

ای قصر دل افروز که منزلگه انسی

یا رب مکناد آفت ایام خرابت

"حافظ" نه غلامیست که از خواجه گریزد

صلحی کن و بازآ که خرابم ز عتابت


منظور خداوند از کسانی که به پیری می رساند تا هر چه را آموخته است از یاد ببرد چیست؟

پرسش:

با سلام در آیه 70 سوره نحل منظور خداوند از کسانی که به پیری می رساند تا هر چه را آموخته است از یاد ببرد چیست؟

پاسخ اجمالی:

در حقیقت آیه شریفه یادآوری و تذکاری است برای آنان که به بازیچه های دنیا سرگرم شده و از آخرت غافل مانده اند.

همان طور که خداوند در آیه ای دیگر انسان را ضعیف معرفی نموده در این جا به وصف انسان می پردازد که این انسان ابتدایش (زمان طفولیت) نمی فهمد و انتهایش (اگر پیری را در ک کند) آموخته ها و اندوخته هایش را از دست می دهد. بنابر این " نتیجه این عمر طولانى آن خواهد شد که بعد از علم و دانش و آگاهى‏ چیزى نخواهد دانست" و همه را به دست فراموشى می سپارد. به سخن دیگر: حالتى شبیه به دوران کودکى پیدا می کند، فراموشکار می ‏شود، هر چه یاد بگیرد فراموش می ‏کند، اگر از او سؤالى شود نمی داند.


پاسخ تفصیلی:

آیه شریفه:

"وَ اللَّهُ خَلَقَکُمْ ثُمَّ یَتَوَفَّاکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلى‏ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لا یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ قَدیرٌ:

« خدا شما را بیافریده و باز جانتان را بگیرد و از شما کسى باشد که به پست‏ ترین دوران هاى عمر (پیری و فرتوتی ) رسد تا پس از دانایى هیچ نداند که خدا دانا و تواناست‏ ».[1]

کلمه« أرذل» در آیه شریفه اسم تفضیل از «رذالت و پستى» است، و مراد از « ارذل العمر » به قرینه جمله « لِکَیْ لا یَعْلَمَ ...» سنّ شیخوخت و پیرى است، که قواى شعور و ادراک در آن انحطاط پیدا مى‏کند، و البته این انحطاط به اختلاف مزاج ها مختلف مى‏شود، و غالباً از سن هفتاد و پنج سالگى شروع مى‏شود.[2]

و معناى آیه این است که: خدا شما گروه مردم را خلق کرده پس آن گاه شما را در عمر متوسط و جوانی مى‏گیرد، و البته بعضى از شما هستند که تا سن پیرى رسیده آن قدر به عقب بر مى‏گردند که از ضعف قواى ادراکی بعد از آنکه عمرى عالِم بودند دیگر چیزى را ندانند، درست مانند آغاز عمر و سنین کودکى که یکپارچه نسیان بود و فراموش کارى و ناآگاهى‏ و این خود دلیل و نشانه این است که زندگى و مردن و شعور و علم شما به دست خود شما نیست، و گر نه شعور خود را براى خود نگه مى‏داشتید، و زندگى خود را هم براى خود حفظ مى‏کردید، بلکه این زندگى و علم با نظام عجیبى که دارد به علم و قدرت خدا منتهى مى‏گردد.[3]

این آیه شریفه شخص یا اشخاص خاصی را مدنظر ندارد، بلکه می خواهد به انسان ها بفهماند که فکر بشر محدود است و نمی تواند آنچه را کسب نموده و به فعلیت رسانیده و از جمله معلومات او است کاملاً بر آنها احاطه علمى و شهودى داشته باشد و هر علمی که دارد از نعمت های الاهی است و نباید به آن مغرور باشد.

در حقیقت این آیه شریفه یادآوری و تذکاری است برای آنان که به بازیچه های دنیا سرگرم شده و از آخرت غافل مانده اند.

همان طور که خداوند در آیه ای دیگر[4] انسان را ضعیف معرفی نموده در این جا به وصف انسان می پردازد که این انسان ابتدایش (زمان طفولیت) نمی فهمد و انتهایش (اگر پیری را در ک کند) آموخته ها و اندوخته هایش را از دست می دهد.

بنابر این " نتیجه این عمر طولانى آن خواهد شد که بعد از علم و دانش و آگاهى‏ چیزى نخواهد دانست" و همه را به دست فراموشى می ‏سپارد.[5]

به سخن دیگر: حالتى شبیه به دوران کودکى پیدا کند، فراموشکار مى‏شود، هر چه یاد بگیرد فراموش مى‏کند، اگر از او سؤالى شود نمى‏داند.[6]

و این طبیعت انسان است که هر چه به سن کهولت می رود ضعیف تر می شود، همان طور که در جای دیگر می فرماید: هر کس را طول عمر دهیم، در آفرینش واژگونه‏ اش می کنیم (و به ناتوانى کودکى باز مى‏گردانیم) آیا اندیشه نمى‏کنند؟[7]



[1] . نحل،70، ترجمه المیزان.

[2] .طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج 12، ص 425، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، چاپ پنجم، 1374 ش.

[3] . طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج 12، ص 425 – 426؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج11، ص 310 – 311، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374 ش.

[4]  نسا، 28.

[5]  مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏11، ص 310 و 311.

[6] طبرسى، فضل بن حسن‏، جوامع الجامع، مترجمان، ج ‏3، ص 400، ناشر: بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، مکان چاپ: مشهد،چاپ دوم، 1377 ش‏ ‏.

[7] یس، 68.



ادامه مطلب


برچسب ها : پرسش , پاسخ , پیری , آموخته , منظور , خداوند , اجمالی , یادآوری , بازیچه , ابتدایش , طفولیت , انتهایش , طولانی , فراموشی , سؤالی , فرتوتی , واژگونه , ناتوانی , تفصیلی , آیه شریفه ,
بازدید : 118
[ یکشنبه 20 آبان 1397 ] [ 15:45 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت