close
تبلیغات در اینترنت
شقایق
آخرین ارسال های انجمن


دیروز – امروز – فردا


*******************

از جبهه می آیم !
با کوله باری عشق
با خاطراتی سبز
با لاله هایی سرخ – از نینوای جنگ
از جبهه می آیم !
از حصر « آبادان »
از شهر خون – شهر حماسه – شهر آزادی
از غربت جنگ « جهان آرا » و یاران فداکارش
از طور سینای « طریق القدس »
می آیم از « فکّه »
همراز شنهای روان « دشت شرهانی »
از جبهه می آیم !
از فتح « خرمشهر »
دارم به لب اعجاز رمز « یا علی بن ابیطالب (ع) »
می آیم از « فتح المبین » - با رمز « یا زهرا (س) »
از فتح « خبیر » - با گل زیبای رمز « یا رسول الله (ص) »
از جبهه می آیم !
از « فاو »
از « والفجر 8 » - از جنگ در دریا
از جبهه می آیم !
با قامتی زخمی – از تیغ اهریمن
با « گاز خَر دَل » آشنایم کرده اند اعدا
« خون سرفه هایم » رنگ صبر « مجتبی (ع) » دارد
دارم به دل داغ شقایق های « چزّابه »
آزاده ام ! می آیم از بند ستمگر از « رُمادیه »
سنگ صبورم روضه ی زندانی بغداد
می آیم از دیروز
زخمی ولی پیروز
من یک بسیجی
یادگار عهد روح ا... – سرباز رهبر
من میوه شیرین نخل پنجم آذر
پرورده دامان جنگ و آتش و خونم
در رگ رگم خون شهید کربلا جاریست
فرزند ایرانم – همواره جوشانم – رود خروشانم
دیروز من رزمندگی در جبهه های جنگ
امروز من رزمندگی در عرصه فرهنگ
در درس و دانشگاه
هر لحظه و هرگاه – با یک دل آگاه
در حفظ ارزشها
تکلیف امروز جهادم با سرافرازی
پیکار علمی با سپاه جهل و نادانی
با دشمن رهزن
با شبهه افکن های خناس نفاق افکن
باید بدست آورد صبر و بصیرت را
* * *
دشمن سپه آراست
در جبهه فرهنگ با رنگ و با نیرنگ
فرمانده ام
فرمانده میدان جنگ نرم
همسنگرم با افسران نخبه -
با خیل جوانان عدالتخواه دانشجو
باید به جنگ دشمن اسلام و قران رفت
سرتاسر خاک وطن را جبهه باید کرد
باید برای دفع شیطان از حرم کوشید
باید زره پوشید
باید مدافع بود
در موضع بر حق خود باید که قاطع بود
یا در جهاد علمی میهن - باید شدن چون احمدی روشن
یا در دفاعِ از حرم با جیش سفیانی
باید به میدان رفت - مثل سلیمانی
===
دیگر نباید خفت
چشمن من همواره بیدار است
دشمن ز پا ننشسته - من در خانه ننشینم
در این حوالی پرسه دارد می زند روباه
باید مراقب بود
باید سپه آراست
باید مجهز با سلاح علم و ایمان شد
وحدت بلای جان شیطان است
باید همه گرد ولی گردیم
یار وفادار علی گردیم
شهریور 59 تکرار ... نه ! هرگز
آمادگی داریم تا جان برافشانیم
ما جامه ای از جنس عاشورا به تن داریم
از مال دنیا یک چفیه ، یک کفن داریم
از جان گذشتن شیوه پروانه ها باشد
دشمن نمی داند که من پروای جانم نیست
من تیغ حیدر هستم آن تیغی – که با خون صیقلی هستم
وقت خطر با یک اشاره در کف سید علی هستم
.........
علی اکبر شجعان




ادامه مطلب


برچسب ها : بسیجی , دیروز , امروز , فردا , جبهه , کوله بار , عشق , حصر آبادان , طور سینا , جهان آرا , شهر خون , فکه , شرهانی , خرمشهر , فتح المبین , والفجر , شقایق , سرباز رهبر , سرافرازی , بصیرت ,
بازدید : 8
[ شنبه 04 آذر 1396 ] [ 22:26 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


تقدیم به روح پاک شهدا –


سلام ای لاله های سرخ پرپر

کبوتر های خونین بال بی سر



پرستوهائ گمنآم مهاجر

کبوتر های در کارون شناور



شقایق های دور از چشم مادر

گل خوشرنگ وبوی ما شهیدان



تمام آبروی ما شهیدان

بنال ای نی بنال از داغ یاران



ببار ای چشم من خون همچو باران

تمام آبروی ما شهیدان



گل خوشرنگ وبوی ما شهیدان

سلام ای عطر گلهای معطر



عصای دست روز تنگ مادر

سلام ای فاتحان بدر وخیبر



عطش نو شان مست حوض کوثر

بنال ای نی بنال از داغ یاران



ببار ای چشم من خون همچو باران

گل خوشرنگ وبوی ما شهیدان



تمام آبروی ماشهیدان

گل خوشرنگ وبوی ما شهیدان



عطش نو ش فرات تا جام آخر

دوچشم ماند ه بر دیوارسنگر



بنال ای نی بنال از داغ یاران

ببار ای چشم من خون همچو باران



سلام ای عطر گلهای معطر

عصای دست روز تنگ مادر



سلام ای فاتحان بدر وخیبر

عطش نوشان مست حوض کوثر



خوشا مستی خوشا تا جام آخر

خراباتی شدن باجامدلبر



بریزد ساقی از رضوان به کامت

شوی مدهوش می ساغر به ساغر



بنال ای نی بنال از داغ یاران

ببا ر ای چشم من خون همچو باران



گل خوشرنگ وبوی ما شهیدان
تمام آبروی ما شهیدان

محمدضیائی پور استهبان




ادامه مطلب


برچسب ها : آبروی ما , شهیدان , خوشرنگ , همچو باران , چشم من , داغ یاران , رضوان , مدهوش , خراباتی , فاتحان , عطش , عصای دست , دوچشم , مست حوض , روز ننگ , عطر گلها , خون , باران , شقایق , کارون ,
بازدید : 157
[ دوشنبه 28 دي 1394 ] [ 7:54 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


شب قدراست دلم رنگ شقايق دارد

چشم من سرخي معشوقه و عاشق دارد

من خمار عطش جام حقيقت هستم

زخم مولا خبر از دستِ منافق دارد

@@@


مي بَرَد هوش من امشب مي نابت چه كنم؟

شده آتش دل از اين جامِ شرابت چه كنم؟

خال بالاي لبت مستي من كرد فزون

طفل دل گشته در اين كوچه خرابت چه كنم؟

زلفِ پُر پيچ بر اين باد بهاري مسپار

ديده شد جاري خون از تب و تابت چه كنم؟

دلم آشفته تر از گيسوي طناز تو شد

گشته مجنون دل از اين لحن جوابت چه كنم؟

دوش از ابروي خونريز تو صد دشنه چكيد

تار دل گشته زه چنگ و ربابت چه كنم؟

تو همان موج بلندي كه به ساحل زد و رفت

كه پس از موج فرو رفته حبابت چه كنم؟

دوش دل كوه غمي داشت ز هجران رُخَت

وصل حاصل نشد از شهد گلابت چه كنم؟

ديدنِ "صبح" رُخَت آرزوي شام من است

تا كه تابيد رخ از زير نقابت چه كنم؟


محمد ضیایی

لینک ثابت

برچسب ها : شب قدر , شقایق , معشوقه , خمار , عطش , حقیقت , زخم , منافق , چه کنم , مستی , طفل دل , آشفته , مجنون , ساحل , هجران , صبح , حاصل , موج , دوش , طناز ,
بازدید : 175
[ پنجشنبه 18 تير 1394 ] [ 23:54 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان