close
تبلیغات در اینترنت
سینه
آخرین ارسال های انجمن


تقدیم به : 
آستان ملک پاسبان حضرت احمد بن موسی (ع) 

====================

فصـل گل شـد چمن مصفّا شد
نـور تابيد و سيـنه سيـنا شد 

مرغ دل پـرگـرفت از شــادي
هر كجا شـور و نغمه بر پا شد 

ابـر رحمت بـه دشت بـاران زد
دشت و صحـرا عجب دل آرا شد


سوسن و يـاس و ياسمن روئيـد

در گلسـتان بهـار پيـدا شـد 

نخـل عترت جـوانه اي نـو زد
پُـر ثمـر باغ سبـز زهـرا شد 

سـر زد از مشـرق وِلا مِهـري
كز فروغش دو ديده بيـنا شد

فـارس آئيـنـۀ خراسـان گشت
جلـوۀ سـرمـدي هويدا شـد 

بـر رخ خلـق از ره احسـان
باز درهـاي آسمـان وا شـد 

خيمـه زد آفتـاب در شيــراز
ديـده در لـذّتِ تمـاشـا شد 

بوي توحيـد در فضـا پيچيـد
جلـوه گر نـورِ آلِ طـاها شد 

كـاروانِ بهشـت منـزل كـرد
در زميني كه عرش اَعلي شد 

عشق از خويش جلوه اي نو ساخت
تـا دل شيعـه باز شيـدا شد 

بعدِ شمسِ شموس شاهچراغ
زينـت آسـمـان دلهـا شـد 

نه فقـط این دیـار گلبـاران -
از بـهـار وجـودِ آقـا شـد 

بلکه ايران مبـارك از يُمـنِ
حضرت احمدبن موسي(ع) شد. 

***** 
علی اکبر شجعان ـ استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : شاهچراغ , احمدبن موسی , آستان , حضرت , مصفّا , تابید , سینه , سینا , فصل , نغمه , مشرق , فارس , خراسان , احسان , شیراز , طاها , شیعه , گلباران , موسی , ؛شمس ,
بازدید : 214
[ شنبه 07 مرداد 1396 ] [ 12:58 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


امشب دوباره ابرِ کَرَم آفریده شد
نام تو بر زبان قلم آفریده شد


با یاد گونه و لبِ شکّر فشانِ تو

سیب گلاب و رطب بم آفریده شد


ای آنکه در جمال و کمال و به خلق و خوی

روز الست مثل تو کم آفریده شد


جودِ تو چون به فهم بشر جا نمی گرفت

باران پدید آمد و یَم آفریده شد


عیسی اگر که با دَمِ خود مرده زنده کرد

دَم از تو زد که صاحبِ دم آفریده شد


حاتم گرفت دست گدائی به سوی تو

آنگاه اهلِ جود و کرم آفریده شد


سردار بی سپاه غریبی که پیش تو

از بهرِ صبر قامت خم آفریده شد ! ـ


صلح تو بوده است قیامی ، که بی صدا

مردانه بر علیه ستم آفریده شد


شمشیر قتلِ تو چو دل شیر را نداشت

در ذهنِ دشمنانِ تو، سَم آفریده شد


آنگاه در بقیع ... نه ، بلکه برای تو

در باغِ سبزِ سینه حرم آفریده شد


جبریل تا عزای تو در گوش نی دمید

نی ناله کرد و غصه و غم آفریده شد


امشب دلم هوای تو کرد و دلم گرفت

امشب دوباره ابر کرم آفریده شد


علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : ابر کرم , آفریده , زبان قلم , الست , باران , سدار , بی سپاه , غریبی , صلح , قیامی , مردانه , ستم , شمشیر , قتل , دشمنان , بقیع , سینه , جبریل , غصه , امشب ,
بازدید : 182
[ شنبه 20 خرداد 1396 ] [ 9:50 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


کردی خزان یاس نبی را
کردی روان اشک علی را
ای میخِ دَر با سیـنۀ زهـرا چه کردی
........؛.......؛.......
آن بانوئی که صاحب چشمان تر بود
هـم یـار مولا هـم عـزادار پـدر بـود
در پشت در دیدی که آتش شعله ور بود
دیدی که زهرا حایل دیوار و در بود

یالَلعَجَب با بضـعۀ طاها چـه کردی

تو دیده بودی خانه... نَه عرش برین را
بر اهل آن تکریم ختم المرسلین را
تـو دیده بودی اِذن جبریل امین را
ایثـار زهـرا و امیـرالمـؤمنــیـن را

ای وای من با کعبۀ دلها چه کردی

تو خط خون بر پهلوی زهرا کشیدی
بـر آتـشِ آهِ دلِ حیــــدر دمیـدی
تـو نـالـۀ جانسوز زهــرا را شنیدی
پشتِ درِ خـانـه مگـر او را ندیدی؟

با محسن شش ماهه اش آیا چـه کردی

آن سینه که می آمد از آن بوی عنبر
بـوی دل انگیـز بهشـت حَیّ ِ داور
آن سیـنه که بوسیده لبهای پیمبر
آن سینه که بوده پر از اسرار حیدر

با ماهِ هجـده سالۀ بطحا چه کردی

با دست بسته دیده بودی همسرش را
هم دیده بودی گوهر چشم ترش را
هـم دیده بودی سیـنۀ پر آذرش را
هم دیده بودی کودکیّ ِ دخترش را

بر گو به من با زینب کبری چه کردی

از مصـطفی دُختِ فداکـاری گرفتی
از مرتـضـی یـار وفـاداری گـرفتـی
از آسمـان مـاهِ شب تـاری گـرفتی
از بـاغبـانِ لالـه گـلـزاری گـرفتی

ای وای تو با مادر گلها چه کردی

یـاس نبی را پشتِ در پرپر نمـودی
از خـونِ دل چشم علی را تَر نمودی
شیر خـدا را بی کس و یـاور نمودی
سـاقیّ ِکـوثر را تـو بی کـوثر نمودی

با همسر مظلـومۀ مولا چـه کردی

علی اکبر شجعان ـ استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : خط خون , پهلوی زهرا , یاس نبی , اشک علی , میخ در , یار مولا , عزادار , بضعه طاها , دیوارودر , عرش برین , ایرالمؤمنین , ناله جانسوز , چه کردی , سینه , بوسیده , مصطفی , وفاداری , گرفتی , شیرخدا , ساقی کوثر ,
بازدید : 344
[ پنجشنبه 12 اسفند 1395 ] [ 7:58 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


شعرخوانی برقعی: غروب فرشچیان


با اشك هاش دفتر خود را نمور كرد

ذهنش ز روضه هاي مجسّم عبور كرد


در خود تمام مرثيه ها را مرور كرد

شاعر بساط سينه زدن را كه جور كرد


احساس كرد از همه عالم جدا شده ست

در بيت هاش مجلس ماتم به پا شده ست

 

در اوج روضه خوب دلش را كه غم گرفت        وقتي كه ميزو دفتر و خودكار دم گرفت

وقتش رسيده بود به دستش قلم گرفت        مثل هميشه رخصتي از محتشم گرفت

 

باز اين چه شورش است كه در جان "واژه" هاست

شاعر شكست خورده ي طوفان "واژه" هاست

 

بي اختيار شد قلمش را رها گذاشت                 دستي ز غيب قافيه را كربلا گذاشت

يك بيت بعد واژه لب تشنه را گذاشت             تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت

 

حس كرد پا به پاش جهان گريه مي كند

دارد غروب فرشچيان گريه مي كند

 

با اين زبان چگونه بگويم چه ها كشيد                بر روي خاك وخون بدني را رها كشيد

او را چنان فناي خدا، بي ريا كشيد                    حتي براش جاي كفن؛ بوريا كشيد

 

در خون كشيد قافيه ها را، حروف را

از بس كه گريه كرد تمام لهوف را

 

اما در اوج روضه كم آورد و رنگ باخت              بالا گرفت كار و سپس آسمان گداخت

اين بند را جداي همه روي نيزه ساخت         خورشيد سر بريده غروبي نمي شناخت

 

بر اوج نيزه گرم طلوعي دوباره بود

او كهكشان روشن هفده ستاره بود

 

خون جاي واژه بر لبش آورد و بعد از آن...       پيشانيش پر از عرق سرد و بعد از آن...

خود را ميان معركه حس كرد و بعد از آن...        شاعر بريد و تاب نياورد و بعد از آن...

 

در خلسه اي عميق خودش بود و هيچ كس

شاعر كنار دفترش افتاد از نفس


لینک این شعرخوانی توسط شاعر




ادامه مطلب


برچسب ها : شب شعر , عاشورا , استهبان , سینما , قدس , اشک , مرثیه , روضه , سینه , مجلس , غم , ماتم , گرفت , خلق , عالم , سرجدا , تشنه , غروب , فرشچیان , گریه ,
بازدید : 393
[ سه شنبه 20 مهر 1395 ] [ 7:13 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


خدایا !


ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﻣﺎﻩ ﻣﺒﺎﺭﮎ رمضان ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ ﻣﻘﺎﺭﻥ ﺑﺎ ﺧﺮﻭﺝ ﺍﺯ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺑﺪﻩ...


ﺍﻟﻬﯽ ﻧﺼﯿﺮﻣﺎﻥ ﺑﺎﺵ ﺗﺎ ﺑﺼﯿﺮ ﮔﺮﺩﯾﻢ، ﺑﺼﯿﺮﻣﺎﻥ ﮐﻦ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺮ ﺑﺮﻧﮕﺮﺩﯾﻢ.


ﺍﻟﻬﯽ ﮐﯿﻨﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﯾﻤﺎﻥ ﺑﺰﺩﺍﯼ، ﺯﺑﺎﻧﻤﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺭﻭﻍ ﻭ ﺗﻬﻤﺖ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ


ﺍﮔﺮ ﻧﻌﻤﺘﻤﺎﻥ ﺑﺨﺸﯿﺪﯼ ﺷﺎﮐﺮﻣﺎﻥ ﮐﻦ، ﺍﮔﺮ ﺑﻼ ﺍﻓﮑﻨﺪﯼ ﺻﺎﺑﺮﻣﺎﻥ ﮐﻦ ﻭ ﺍﮔﺮ ﺁﺯﻣﻮﺩﯼ ﭘﯿﺮﻭﺯﻣﺎﻥ ﮐﻦ .


"ﺁﻣﯿﻦ یارب العالمین"


پیشاپیش عید سعید فطر مبـارک باد


🎀🍥 .¸¸.•°˚˚°❃🍥 .¸¸.•🌟

_________,💚.*`,🌙`,💜
______,💛.*`,.🌙,⭐.
___,💜.*`,.🌙`,💙.
__,💖.*`,🌙`,🌟.
_,💙.*`,🌙,💛.
,❤.*`,🌙,🌟.
💚.*`,🌙`💖.
💛.*`,🌙`,🌟.
💜.*`,🌙`💙.
💖.*`,🌙,🌟.
💙.*`,🌙,💚.
.❤.*`🌙`,🌟.
_,💚.*`🌙`,.💜
__,💛.*`🌙`,🌟.
____,💜.*`🌙`,❤.
______,💖.*`🌙`,🌟.
_________,💙.*`🌙`,💖.
____________,❤.*`🌙`,💜.
________________,💚.*🌙.*🌟


طاعات و عباداتتون قبول درگاه حق تعالی


&


حالا که به دام عشق پابست شدم.

بر من نظری نما که از دست شدم .

در باغ قشنگ آرزوهای محال .
قند لب تو مکیدم و مست شدم.

&


قایق شده ام در یم عشقی که نداری

باید چه کنم با غم عشقی که نداری

چندیست که افراشته ای معجزه آسا
بر بام دلم پرچم عشقی که نداری


&


از من مطلب این که به زنجیر بیفتم

مانند فرج گشته به تأخیر بیفتم

ترسم تو شوی عاشق و در راه بمانی
یا من به تو عادت کنم و گیر بیفتم

&


من با تو چنین ترانه می سازم

با زیر و بم زمانه می سازم

با آمدن بهار یک روزی
بر دوش تو آشیانه می سازم

علی اکبر شجعان


سایت ادبی شهید رابع استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : عید سعید , فطر مبارک , ماه مبارک , مقارن خروج , گناهان , نصیرمان , بصیر گردیم , کینه , سینه , زبانمان , دروغ , تهمت , نگردیم , نگه دار , نعمتمان , بخشیدی , افکندی , آمین , رب العالمین , مبارک باد ,
بازدید : 265
[ سه شنبه 15 تير 1395 ] [ 16:10 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


شکفته غنچه ای نورالیقین است

سرورسینه ی سالاردین است

کند تعظیم خورشیدجهانتاب

به این ماهی که زین العابدین است

قاسم یزدانی

***

ماه را نور جبینش گفته اند

قبله ی اهل یقینش گفته اند

زیب دامان حسین بن علیست

آنکه زین العابدینش گفته اند. 

میلادشان بر شما مبارک

علی اکبر شجعان


***

بی نشانه به بی نشان نزدیک

گشته زخمش به استخوان نزدیک

کرده این سرفه های خون آلود

خط پایان قهرمان نزدیک

سینه اش یک کتاب پر درد است

لیک پایان داستان نزدیک

خواب از دیدگان او دور است

گرچه ما را به دیدگان نزدیک

پله پله ز صبر ، گردیده

ذره ذره به آسمان نزدیک

(اینم نذر جانبازان عزیز )

***

من عاشق و دلباخته ام،مجنونم

از دایره اهل خرد بیرونم

غم حلقه زده میان چشمان ترم

من نخل خزان ساحل کارونم

***

دل خونم  شده بی تاب اروند

بود جاری به چشمم خواب اروند

نمی دانی شبی در زیر آتش

چه باغی شد خزان بر آب اروند !!!

علی اکبر شجعان




لینک ثابت

برچسب ها : اروند , خزان , ساحل , عاشق , دلباخته , اهل خرد , حلقه , جانباز عزیز , آسمان , سینه , خط پایان , قهرمان , بی نشان , خون آلود , مبارک , میلاد , قبله , شکفته , خورشید , جهانتاب ,
بازدید : 340
[ یکشنبه 03 خرداد 1394 ] [ 19:55 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت