close
دانلود آهنگ جدید
سرمستی
آخرین ارسال های انجمن


پرویز بیگی حبیب‌آبادی، شاعری حرفه‌ای‌ست با آن تعبیری که محمد حقوقی از شاعر حرفه‌ای دارد یعنی شاعری که به مرزهای موفقیت و مقبولیت اجتماعی دست یافته اما همین موفقیت‌ها برای او مرزی شده که دیگر دست به توسعه دستاوردهای خود نمی‌زند با این همه او دارای غزلی‌ست که با گذشت چند دهه از سرودنش، هنوز هم در ساختارهای تازه‌ای از تغزلی گرفته تا اجتماعی قابل تأویل دوباره است که موفقیتی است کم‌نظیر برای شاعری معاصر.

او درباره این غزل گفته: «خرمشهر در دست دشمن بود و از محله «کوت شیخ» به آن می‌نگریستم، می‌گریستم. این شعر همانجا جرقه‌اش خورد.

خبر آزادسازی شهر را در تهران شنیدم؛ احساس کردم زیر پوستم هزاران منور روشن کرده‌اند؛ حس و حال عجیبی داشتم، اما سرودن «غریبانه» قبل از این‌ها بود، بعد از برگشتن از خرمشهر و بعد از عارض شدن تبی شدید؛ در اوج تب، به «یاران چه غریبانه، رفتند از این خانه» رسیدم و در عرض چند ساعت، شعر کامل شد.

یک هفته بعد بچه‌ها راهی خرمشهر شدند و من هم سخت بیمار بودم؛ وحید امیری وقتی از جبهه خرمشهر برگشت، خبر آورد که این شعر در تمام جبهه دهان به دهان می‌گردد و همه جا را پر کرده است.

نخستین بار آقای سلحشور آن را اجرا کرد؛ بعد حسام‌الدین سراج آن را همراه با موسیقی خواند؛ بعد آقای کویتی‌پور اجرایش کرد؛ بعد حاج صادق آهنگران خواندند و همین طور بر تعداد این خوانندگان اضافه شد؛ در چند فیلم سینمایی خوانده شد؛ در چند نمایشنامه اجرا شد.»:


یاران چه غریبانه، رفتند از این خانه

هم سوخته شمع ما، هم سوخته پروانه


بشکسته سبوهامان، خون است به دل‌هامان

فریاد و فغان دارد، دُردی‌کش میخانه


هر سوی نظر کردم، هر کوی گذر کردم

خاکستر و خون دیدم، ویرانه به ویرانه


افتاده سری سویی، گلگون شده گیسویی

دیگر نَبُوَد دستی، تا موی کند شانه


تا سر به بدن باشد، این جامه کفن باشد

فریاد اباذرها، ره بسته به بیگانه


لبخند سروری کو، سرمستی و شوری کو

هم کوزه نگون گشته، هم ریخته پیمانه


آتش شده در خرمن، وای من و وای من

از خانه نشان دارد، خاکستر کاشانه


ای وای که یارانم، گل‌های بهارانم

رفتند از این خانه، رفتند غریبانه



پرویز بیگی حبیب‌آبادی



ادامه مطلب


برچسب ها : آزادی , خرمشهر , یاران , چه غریبانه , رفتند , از این خانه , هم سوخته , سوخته پروانه , رفتند غریبانه , سرمستی , سبوهامان , دل هامان , دردی کش , گذر کردم , ویرانه , افتاده سری , گلگون شده , کند شانه , گیسویی , نگون گشته ,
بازدید : 115
[ جمعه 03 خرداد 1398 ] [ 9:49 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


امشب صفای عالمِ بالا مُضاعف است

لُطف وعطای خالقِ یکتا مضاعف است


دُردی کشانِ خیلِ مَلَک باده می بَرَند

خُمها زِ مَی لبالب وصَهبا مضاعف است


رقصِ ستاره های مدینه چه دیدنی ست!

سرمستیِ ملائِکِ زیبا مضاعف است


بر دَف زننــد شـــورِ تَـوَلاّی مُجتبــی

شکرانه های کوثرِ طاها مضاعف است


گل داده است باغِ مُصَفّای بوتراب

شیداییِ شقایق و مینا مضاعف است


آماده گشته خوانِ کرامت که گُستَرند

دربیتِ مُصطفی که توَلاّ مضاعف است


بر سفره ی صیامِ گلستانِ "هَل اَتی"

شهدِ لبانِ غنچه ی فردامضاعف است


درشامِ روزه داری و بَر خوانِ مُرتضی

طعمِ غذای حضرت زهرا مضاعف است


سَرمی زند ستاره ای ازخانه ی علی

شادیِّ قلب "اُمِّ اَبیها" مضاعف است


بر دامنِ سعادتِ خَیرُالنّسا بتول،

انواری ازکرامتِ والا مضاعف است


چشم وچراغِ خانه ی مولا علی رسید

زیبائیِ دونرگسِ شهلا مضاعف است


با آن که مجتبی حسن وسِبطِ اکبر است

مَهجوریِ ولادتِ آقا مضاعف است


مغمومِ درامامت ومدفونِ در بقیع...

مظلومی شهادتِ مولا مضاعف است


قرآنِ ناطق است وغَزَل دونِ شأنِ اوست

شرمندگیِّ شاعرِشیدا مضاعف است


غلامرضا مهدوی آزاد



ادامه مطلب


برچسب ها : شب شعر , کریم اهلبیت , اهل بیت , امام مجتی , امام حسن , مضاعف است , امشب صفای , شاعر شیدا , قرآن ناطق , دون شأن , خالق یکتا , خیل ملک , سرمستی , کوثر طاها , حضرت زهرا , روزه داری , خوان مرتضی , خوان کرامت , شهد لبان , بیت مصطفی ,
بازدید : 278
[ جمعه 28 خرداد 1395 ] [ 11:34 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


امشب صفای عالم بالا مُضاعف است

لُطف وعطای خالقِ یکتا مضاعف است


دُردی کشانِ خیل ملک باده می بَرَند

خُمها زِمَی لبالب وصَهبا مضاعف است


رقصِ ستاره های مدینه چه دیدنی ست!

سرمستی ملایکِ زیبا مضاعف است


بر دَف زنند شورِ تَوَلاّی مجتبی

شکرانه های کوثرِ طاها مضاعف است


گل داده است باغِ مُصَفّای بوتراب

شیداییِ شقایق و مینا مضاعف است


آماده گشته خوانِ کرامت که گُستَرند

دربیتِ مُصطفی که توَلاّ مضاعف است


بر سفره ی صیامِ گلستان هَل اَتی

شهدِ لبانِ غنچه ی فردامضاعف است


درشامِ روزه داری و بر خوانِ مُرتضی

طعمِ غذای حضرت زهرا مضاعف است


سرمی زند ستاره ای ازخانه ی علی

شادیِّ قلب اُمّ اَبیها مضاعف است


بر دامنِ سعادتِ خَیرُالنّسا بتول،

انواری ازکرامتِ والا مضاعف است


چشم وچراغِ خانه ی مولا علی رسید

زیبائیِ چونرگسِ شهلا مضاعف است


با آن که مجتبی حسن وسبط اکبر است

مَحجوریِ ولادتِ آقا مضاعف است


مغمومِ درامامت ومدفونِ در بقیع

مظلومی شهادتِ مولا مضاعف است


قرآنِ ناطق است وغَزَل دونِ شأنِ اوست

شرمندگیِّ شاعرِشیدا مضاعف است


غلامرضا مهدوی آزاد




ادامه مطلب


برچسب ها : میلاد , کریم , اهلبین , علیه السلام , عالم بالا , مضاعف , خیل ملک , لبالب , صهبا , رقص , مدینه , دیدنی , سرمستی , ملایک , تولای , مجتبی , شکرانه , کوثر , طاها , احمدی ,
بازدید : 344
[ پنجشنبه 11 تير 1394 ] [ 15:15 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت