close
تبلیغات در اینترنت
ساقی
آخرین ارسال های انجمن


🌷
اربعین


سقا دلم گرفته و امسال اربعین

نامم ببر به سرخط نام پیاده ها


لب تشنه ام تو ساقی لب تشنگان بیا

مستم کن از سبوی امام پیاده ها


دل می رود به سمت حرم با خودت ببر

مارا رسان به جاه ومقام پیاده ها


در انتظار حاجتم ای ماه بی کفن

دستم رسان به دست تمام پیاده ها


موکب به موکب از تو طلب میکنم شفا

شعرم شده است ذکر مدام پیاده ها


بر من ببخش نو کری بارگاه خویش

من کیستم همیشه غلام پیاده ها


روشن نمای شمع وجودم به نور عشق

ما را ببخش به حرمت شام پیاده ها


بادصبا بگو ببردتا به کوی دوست

از ما سلام به زینب وزخم پیاده ها

محمد ضیائی پور استهبان

shahidrabe@



ادامه مطلب


برچسب ها : اربعین , سقا , امسال , سرخط , پیاده ها , لب تشنه , ساقی , مستم , سمت حرم , مقام , موکب , نورعشق , بادصبا , کوی دوست , شمع وجود , غلام , نوکری , بارگاه , وجودم ,
بازدید : 12
[ دوشنبه 08 آبان 1396 ] [ 10:13 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


ساقی امشب دوباره دستم گیر 
می بریز و تمام هستم گیر 
امشب اندر خودم نمی گنجم 
مستم و در خودم نمی گنجم 
مطربا دف بزن که سرمستم 
عشق تو دل ربوده از دستم 
فصل گل، موسم غزلخوانی است 
آسمان دلم چرا غانی است 
گشته میلاد لاله ی احمر 
فاطمه(س) دخت موسی بن جعفر(ع) 
آن که معصومه است در دنیا 
دُرِّ منظومه است در دنیا 
آنکسی که نهاده پا در قم 
گشته پشت و پناه این مردم 
آنکه خورشید آستان بوسش 
آنکه مهتاب نور فانوسش 
بر درش هر کسی که رو کرده 
حتماً اینگونه گفتگو کرده : 
ای تو خورشید آسمان دلم 
ذکر تو شرح داستان دلم 
ای که مرأت حق نمائی تو 
زینب(س) حضرت رضائی(ع) تو 
سرنهاده دلم به درگاهت 
چون گدا آمده سر راهت 
ای سرآغاز عشق لَم یَزَلی 
مطلع شعر دفتر ازلی 
ای که مهتاب گشته بیدارت 
تا نماید ز شوق ، دیدارت 
ای که هر صبح با هزار امید 
بر درت بوسه می زند خورشید 
بانوی پاکی ! ای عقیلۀ عشق 
دختر اطهر قبیلۀ عشق 
تا رضا را ز خود رضا کردی 
کعبه در شهر قم به پا کردی 
ای گل سرخ باغ زهرائی 
نغمه ی خوش نوای مولائی 
ای تو مرأت حضرت زهرا 
وارث عشق و عصمت زهرا 
ای تو منظومه ی روایت عشق 
ای تو معصومه ی ولایت عشق 
بارگاه تو عرش روی زمین 
دل ما با تو می رسد به یقین 
ای که خیل مَلَک نگهبانت 
بال جبریل فرش ایوانت 
ای حریمت چو عرش رحمانی 
مَلَکَت مفتخر به دربانی 
دلم از شوق دام و دانه ی تو 
سرنهاده بر آستانه ی تو 
از جمال تو نور می بارد 
بر درت عشق بوسه می کارد 
مِهرِ تو با گِلَم سرشته خدا 
نام تو بر دلم نوشته خدا 
من گدای تو بوده ام زالست 
همه از توست هرچه بوده و هست 
بانوی بی قرینه ای بی بی 
بحر دین را سفینه ای بی بی 
ای دل ما کبوتر حرمت 
که نشسته به سفره کرمت 
ای گل باغ موسی جعفر(ع) 
فاطمه (س) اِشفِعی لَنا المَحشر


علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : دختر , قبیله , عشق , ساقی , امشب , دوباره , مستم , گنجم , ربوده , میلاد , چراغانی , فاطمه , معصومه , منظومه , خورشید , مهتاب , آسمان , سرآغاز , مطلع , عقیله ,
بازدید : 37
[ دوشنبه 02 مرداد 1396 ] [ 20:0 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
[ دوشنبه 19 مهر 1395 ] [ 19:31 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


ساقی امشب دوباره دستم گیر
می بریز و تمام هستم گیر



مطربا دف بزن که سرمستم

عشق تو دل ربوده از دستم


فصل گل، موسم غزل خوانی است

آسمان دلم چراغانی است


گشته میلاد لاله ی احمر

فاطمه(س) دخت موسیِ جعفر(ع)


آنکه معصومه است در دنیا

دُرِّ منظومه است در دنیا


آنکسی که نهاده پا در قم

گشته پشت و پناه این مردم


آنکه خورشید آستان بوسش

آنکه مهتاب نور فانوسش


بردرش هرکسی که رو کرده

حتماً اینگونه گفتگو کرده :


ای تو خورشید آسمان دلم

ذکر تو شرح داستان دلم


ای که مرأت حق نمائی تو

زینب(س) حضرت رضائی(ع) تو


سر نهاده دلم به درگاهت

چون گدا آمده سر راهت


ای سرآغاز عشق لَم یَزَلی

مطلع شعر دفتر ازلی


ای که مهتاب گشته بیدارت

تا نماید ز شوق ، دیدارت


ای که هرصبح با هزار امید

بر درت بوسه می زند خورشید


بانوی پاکی ! ای عقیلۀ عشق

دختر اطهر قبیلۀ عشق


تا رضا را ز خود رضا کردی

کعبه در شهر قم به پا کردی


ای گل سرخ باغ زهرائی

نغمه ی خوش نوای مولائی


ای تو مرأت حضرت زهرا

وارث عشق و عصمت زهرا


ای تو منظومه ی روایت عشق

ای تو معصومه ی ولایت عشق


بارگاه تو عرش روی زمین

دل ما با تو می رسد به یقین


ای که خیل مَلَک نگهبانت

بال جبریل فرش ایوانت


ای حریمت چو عرش رحمانی

مَلَکَت مفتخر به دربانی


دلم از شوق دام ودانه ی تو

سر نهاده بر آستانه ی تو


از جمال تو نور می بارد

بر درت عشق بوسه می کارد


مِهرِ تو با گِلَم سرشته خدا

نام تو بر دلم نوشته خدا


من گدای تو بوده ام ز الست

همه از توست هرچه بوده و هست


بانوی بی قرینه ای بی بی

بحر دین را سفینه ای بی بی


ای دل ما کبوتر حرمت

که نشسته به سفره کرمت


ای گل باغ موسی جعفر(ع)

فاطمه (س) اِشفِعی لَنا المَحشر


علی اکبر شجعان


سایت ادبی شهید رابع استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : قبیله عشق , ساقی , امشب , دوباره , می بریز , دف بزن , تمام هستم , مطربا , عشق تو , ربوده , موسم غزل , غزل خوانی , چراغانی , موسی جعفر , معصومه , منظومه , خورشید آسمان , شرح داستان , مرآتحق , سر نهاده ,
بازدید : 112
[ چهارشنبه 13 مرداد 1395 ] [ 15:53 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


مژده؛ ای هم نفسانم رمضان می آید
شاهد وساقی و سالارِ زمان می آید

عاشقان باده زنید از قدح و خوش باشید
که زِ خـُم خانه سبوئی به میان می آید

"نرگسش عربده جوی ولبش افسوس کنان"
یار شیرین دهنان دُرد کشان می آید

پُرکند ساقی ما، ساغرِمان از می باب
جُرعه لبریزو روان تا به دهان می آید

سَحَرش غمزه کند، عشوه کند، این طناز
عالَمِ مُرده از این غمزه به جان می آید

دستها حلقه کنید و به میانش گیرید
ساقی سیم تنانِ عشوه کنان می آید

کرده با خرمنِ گیسو شبِ ما روحانی
طُرّه ی زلف کمندش به میان می آید

شعشعِ بَدرِ دُجا ماهِ خدا می تابد
سِبطِ اَکبَر، حَسَن(ع) آن دُرِّ گران می آید

مهدوی آب بزن کوچه ی دل کان دلبر
به گمانم ، رمضان ، وقتِ اذان می آید


غلامرضا مهدوی


سایت ادبی شهید رابع استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : رمضات , می آید , مژده , هم نفس , شاهد , ساقی , سالار زمان , عاشقان , باده زنید , قدح , خوش باشید , خم خانه , شیرین دهنان , درد کشان , ساقی ما , سبوئی , سحرش , غمزه , غالم مرده , حلقه کنید ,
بازدید : 137
[ دوشنبه 17 خرداد 1395 ] [ 6:28 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان