close
دانلود آهنگ جدید
زینب کبری
آخرین ارسال های انجمن


کردی خزان یاس نبی را             کردی روان اشک علی را
ای میخِ دَر با سیـنۀ زهـرا چه کردی
====================================
آن بانوئی کـه صـاحب چشمان تر بـود
هـم یـار مولا هـم عـزادار پـدر بـود
در پشت در دیدی که آتش شعله ور بود
دیدی که زهرا حایل دیوار و در بود
یالَلعَجَب با بضـعۀ طاها چـه کردی

تو دیده بودی خانه... نَه عرش برین را
بر اهل آن تکریم ختم المرسلین را
تـو دیده بودی اِذن جبریل امین را
ایثـار زهـرا و امیـرالمـؤمنــیـن را
ای وای من با کعبۀ دلها چه کردی

تو خط خون بر پهلوی زهرا کشیدی
بـر آتـشِ آهِ دلِ حیــــدر دمیـدی
تـو نـالـۀ جانسوز زهــرا را شنیدی
پشتِ درِ خـانـه مگـر او را ندیدی؟
با محسن شش ماهه اش آیا چـه کردی

آن سینه که می آمد از آن بوی عنبر
بـوی دل انگیـز بهشـت حیّ ِ داور
آن سیـنه که بوسیده لبهای پیمبر
آن سینه که بوده پر از اسرار حیدر
با ماهِ هجـده سالۀ بطحا چه کردی

با دست بسته دیده بودی همسرش را
هم دیده بودی گوهر چشم ترش را
هـم دیده بودی سیـنۀ پر آذرش را
هم دیده بودی کودکیّ ِ دخترش را
بر گو به من با زینب کبری چه کردی

از مصـطفی دخت فداکـاری گرفتی
از مرتـضـی یـار وفـاداری گـرفتـی
از آسمـان مـاهِ شب تـاری گـرفتی
از بـاغبـانِ لالـه گـلـزاری گـرفتی
ای وای تو با مادر گلها چه کردی

یـاس نبی را پشتِ در پرپر نمـودی
از خـونِ دل چشم علی را تَر نمودی
شیر خـدا را بی کس و یـاور نمودی
سـاقیّ ِکـوثر را تـو بی کـوثر نمودی
با همسر مظلـومۀ مولا چـه کردی


علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : ایثار زهرا , کردی خزان , یاس نبی , کردی روان , اشک علی , میخ در , چه کردی , یار مولا , چشمان تر , شعله ور , یالَلعَجَب , بضـعۀ طاها , شش ماهه , بوی عنبر , دل انگیز , هجده ساله , زینب کبری , مادر گلها , چشم علی , شیر خدا ,
بازدید : 13
[ چهارشنبه 02 بهمن 1398 ] [ 23:6 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()



روشن گر است ناله ي پشت شرارها

چون آفتاب در همه ی روزگارها


روشن تر است از همه ي روزها شبش

شب دیدنی ست جلوه ي شب زنده دارها


خاک رهش بلند که شد ، تربتش کنید

فرقی نمی کنند تراب نگارها


این است معجزش که دمی معجزه نکرد

از هیچ خلق سر نزد این گونه کارها


این شانه را به هیچ نبی ای نداده اند

که بارها بلند شود زیر بارها


یک ذره از تلألؤ خورشید کم نشد

ذره کجا و جلوه ي پروردگارها


این دشت با اراده ي زینب اداره شد

در دست جبر اوست همه اختیارها


زینب سواره است، اگرچه پیاده است

این ها پیاده اند، همین ها، سوارها


وا کرده است فکر کنم بال خویش را

بیهوده نیست این همه گرد و غبارها


آهش تمام لشگریان را مچاله کرد

از او گرفته اند ، نسب ذوالفقارها


گیسو اگر شتاب کند گیر می کند

یعنی به نفع نیست همیشه فرارها

(علی اکبر لطیفیان)



ادامه مطلب


برچسب ها : زینب کبری , روشنگر , روزگارها , نگارها , زیر بار , تلألو , اداره شد , اختیارها , سوارها , بیهوده , مچاله , ذوالفقارها , گیسو , همیشه فرارها , معجزش , معجزه , کارها , تراب , شرارها , دیدنی ,
بازدید : 359
[ شنبه 04 ارديبهشت 1395 ] [ 7:22 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت