close
تبلیغات در اینترنت
خیمه
آخرین ارسال های انجمن

کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست

با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست


کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر

این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست


ماه من نیست در این قافله راهش ندهید

کاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست


ما هم از آه دل سوختگان بی خبر است

مگر آئینه شوق و دل آگاهش نیست


تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است

خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست


خواهم اندر عقبش رفت و بیاران عزیز

باری این مژده که چاهی بسر راهش نیست


شهریارا عقب قافله کوی امید

گو کسی رو که چو من طالع گمراهش نیست


شهریار



ادامه مطلب


برچسب ها : کاروان , دلخواهش , قصه , همراهش , ماهش , آئینه , آئینه شوق , سوختگان , تخت سلطان , خیمه , عقبش , مژده , چاهی , کوی امید , عقب , قافله , طالع , شهریارا , گمراهش , نیست ,
بازدید : 7
[ یکشنبه 21 آبان 1396 ] [ 7:4 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


هفت آسمان، از کربلاتا کوفه را، باتو عزا داشت


صبرمصیبتهایت ای دُختِ علـی ، تنها خدا داشت

پشتِ صبوری از مصیبتهای این عالم شکستی

امّا دلت هرلحظه ای درآن سفر، ماتم سرا داشت

تـا دراسـارت ماجرای کربلا را زنـده کردی،


سـوزِدلت خونـابـه ها ئی ازجفا را درخفا داشت

باخیمه های آتشین زَینُ العِبادو جسمِ تب دار

این سرورو مـولای دین، صدکربلا درکربلاداشت

لیـلا زِداغ نوجوان وطفلِ معصومش به شبـها ،

خـوابِ پـریشـانِ روان، ازمـاجرای پُر بَلا داشت

اُمُّ البَنیـن آن مــادرِ شیـرانِ شَجعانِ دلاور،

خـونِ بَـصَـر، جـاری زِ روزِ پُربلای نینوا داشت

طفل سه ساله ، نـازنیـن دُردانه ی نابِ برادر،

با رأسِ بابا، در خرابه، یک شبی غوغا به پا داشت

هنگامه ی جان دادنش بانو رُقیّه ، همچو زهرا

برزخمِ تن،گلگون بدن، مرهم، زِشلاّقِ جفا داشت

رأسِ بـرادر ، در بـرابـر، بـرسـر نی ، صوتِ زیبا،

گلواژه هایِ نابِ قُرآنی زِ لب هایش صفا داشت

نیــزارِ بــازارِ اسـارت از غنـائـم ،  بَـَرسـرِدست،

انـواعِ گُلهـای شکوفا ازشهیـدان؛ سـرجـدا داشت

آنجا گُلی خندان به روی نیزه ای فرقش دوتا بود

آلاله ای دیـگر بـه پیشـانـی رَدِ سنگِ بلا داشت

صـد اربعیـن بـرتوگذشت از کربلا تا کوفه و شام

اینها همه درخطبه ی غرّای تو، زیبا جلاداشت

بِـنـتِ اَسَــد ای وارثِ خونِ شـهیـدانِ ولایـت،

تنهـا شهامتهای تو، درکوفه ، مولا، مُرتضی داشت

«اُمُّ المَـصـائـِب» ؛ آفتـابِ کـربــلایِ دراســارت،

هرلحظه ی فریادِ دشمن کوبِ تو صد مرحبا داشت

ذکرِشکیبائیِّ تـو، در نینوا، چندین هزاراست،

صبـرِمُصیبت هـایت ای زینب دراین دنیا، خدا داشت


غلامرضا مهدوی آزاد



ادامه مطلب


برچسب ها : مصیبت زینب , قطره , هفت آسمان , کربلا , کوفه , عزا , داشت , علی , بانو , خدا , صبوری , خونابه , خیمه , جفا , تب دار , پریشان , ام البنین , طفل سه ساله , رقیه , گلواژه ,
بازدید : 195
[ سه شنبه 05 آذر 1392 ] [ 18:54 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان