close
تبلیغات در اینترنت
خون جگر
آخرین ارسال های انجمن


از سـفـر می آئی و رنـج سـفــر می آوری
بـهـر ديـدار بـرادر چـشــم تـر می آوری

جز حسينت هيچكس باور نمی كرد اينچنين
كـه دَمار از روزگــار خصــم در می آوری

هيچكس باور نمی كرد اينكه با داغ حسين
لحظه ای عُمر اسارت را بـه سـر می آوری

يا بـه هـرجا با غريو خطبـه ی خورشيدی ات
از بــرای خـرمن ظــالـم شَـــرر می آوری

اربعيـنی داغ هجــران را تحمُــل كرده ای
اينك از ره می رسی ، خونِ جگر می آوری

سر بـه روی شـانـه ی خـاك برادر می نهی
مثـل نِی از پَــرده ی دل نـالـه بر می آوری

اشك می ريزی ، فغان سر می دهی با سوز و آه
تـا كـه ظلـم ظالمـان را در نظــر می آوری

در كـنـار علقـمـه هنگـامه بـر پــا می كني
بـرلب آب روان اشــك بـَصَــر می آوری

خـوش روايت می كنی سـوز دل ام البنین
تا كـه ناله زينب از سـوز جگــر می آوری

بـر مـزار لا‌ له هـــای پـرپـر دشـت بــلا
بلبــلانِ خستـه ی بشكسـتـه پَـــر می آوری

انـقــلابی تازه بر پـا می كنی در سيـنـه ها
نــام ليـــلا را سـر قـبـر پسـر می آوری

بی رقيه می رسی از راه و بـا اندوه و درد
كـودكـان را بَهـــرِ ديــدار پــدر می آوری

ای سفيـر انقلاب سـرخ عاشـورا ، ز شـام
می رسی وَ ز طفـل بی بـابـا خبـر می آوری
اسیری,
داغ هفتاد و دو گل در سيـنه داری وَ ز سفر
بــا سپــاه صبـر پيـغـام ظَـفَـــر می آوری

گرچه ای بانو اسيـری رفته ای ؛ اما ز شـام
با جهـاد خويش گلبــانگ سحـر می آوری

از سفـر می آئی و شمشيـر سـرخ انتقـام
از بـرای حـجـت ثـانی عَـشَـــر می آوری

علی اکبر شجعان

محزون اصطهباناتی.
کانال رسمی اشعار علی اکبر شجعان.

تلگرام
https://telegram.me/mahzoon_shajaan

سروش:
https://sapp.ir/shajaan_mahzoon

ایتا:
https://eitaa.com/shajaan_mahzoon



ادامه مطلب


برچسب ها : سفيـر , انقلاب , سـرخ , عاشـورا , سفر , می آوری , خصم , حسینت , خطبه , شرر , اربعینی , هجران , خون جگر , فغان , ظالمان , ام البنین , علقمه , هنگامه , انتقام , ثانی عشر ,
بازدید : 16
[ پنجشنبه 10 آبان 1397 ] [ 21:23 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


فلک ماتم زده لرزان زمین است
عزای قتل زین العابدین است
بهاران آمد و دلها غمین است
عزای قتل زین العابدین است

شده عرش برین از غم سیه پوش
نبی زانوی غم دارد در آغوش
چو خورشید مدینه گشته خاموش
دل هر شیعه با ماتم قرین است
عزای قتل زین العابدین است

جهان غرق عزا و شور و شین است
روان خون جگر از هر دو عین است
شب قتل علی بن الحسین است
که لرزان پایۀ عرش برین است
عزای قتل زین العابدین است

مَهی که یادگار کربلا بود
انیس زینب غم مبتلا بود
اسیر کوفیان  بی وفا بود
غریبانه شهید زهر کین است
عزای قتل زین العابدین است

ز  ابرِ  چشم گریانش هَماره
فرو می ریخت روز و شب ستاره
زده   هجران  او  بر  دل  شراره
که محبوب همه اهل یقین است
عزای  قتل زین العابدین  است

کسی که خون دل در چشم تر داشت
همیشه کربلا  را  در نظــر  داشت
هزاران زخم کاری بر جگر داشت
پر از شور و نوا عرش برین است
عزای  قتل زین العابدین  است


فراق  کودک  بی شیر دارد
به تن جای غل و زنجیر دارد
اگر که ناله ی شب گیر دارد
عزادار غم سالار دین است
عزای  قتل زین العابدین  است

محزون اصطهباناتی
کانال رسمی اشعار علی اکبر شجعان

https://telegram.me/mahzoon_shajaan




ادامه مطلب


برچسب ها : عزای قل , زین العابدین , ماتم زده , بهاران , دلها غمین , عرش برین , سیه پوش , غرق عزا , زانوی غم , آغوش , شور شین , خون جگر , شب قتل , الحسین , انیس زینب , شراره , محبوب , زخم کاری , شور نوا , شب گیر ,
بازدید : 69
[ یکشنبه 23 مهر 1396 ] [ 19:38 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت