close
تبلیغات در اینترنت
خسته
آخرین ارسال های انجمن


با گرامیداشت یاد سید آزادگان شهید ابوترابی و شهدای غریب آزاده ؛
تقدیم به آزادگان صبور و قهرمان

خسته ، با چشم تر پرستو ها
آمدند از سفر پرستوها

سالها دوختند چشمم را
منتظر پشت در پرستوها

داشتند از جفای بعثی ها
زخم ها روی پر پرستوها

با سپاه ستم درافتادند
در میان خطر پرستوها

خم نکردند در قفس حتی-
پیش دشمن کمر پرستوها

با شکیبائی و شرف کردند
شام ما را سحر پرستو ها

آمدند و دوباره آوردند
از بهاران خبر پرستوها

آتش اشتیاق را کردند
در وطن شعله ور پرستوها

نغمه دلنشین آزادی
جمله دادند سر پرستوها

با مسرت به لانه برگشتند
بامداد ظفر پرستوها

باغبان رفته بود وقتی که
آمدند از سفر پرستوها



محزون اصطهباناتی
کانال رسمی اشعار علی اکبر شجعان
https://telegram.me/mahzoon_shajaan



ادامه مطلب


برچسب ها : آزادگان , صبور , قهرمان , خسته , پرستوها , زخم , منتظر , قفس , شکیبائی , دوباره , بهاران , دلنشین , لانه , باغبان , آمدند , ظفر , آزادی , اشتیاق , مسرت , سحر ,
بازدید : 21
[ جمعه 27 مرداد 1396 ] [ 7:48 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


آیینه ی ذات سرمدی کرد طلوع
مرآت جمال احمدی کرد طلوع
رخشنده ستاره ی سپهر توحید
از مشرق خانه ی علی کرد طلوع


........؛........؛.......


آئینه به سیمای تو می اندیشد

مومن به تولاّی تو می اندیشد
بردار ز رخ نقاب ای ماه و ببین
یوسف به تماشای تو می اندیشد


.......؛........؛.......


تو شمعی و هر دل است پروانه ی تو

بار غم مردم است بر شانه ی تو
تحریم نمی کند اثر وقتی که -
باز است به روی ما در خانه ی تو


.......؛.......؛......


حق در تو همیشه خودنمائی کرده

لطف و نظرت کار خدائی کرده
از کار فروبسته ی ما در همه عمر
دست کرَمت کره گشائی کرده


........؛........؛.........


بر خلقِ تو آقا پدرت فخر کند

بر حُسن تو نیز مادرت فخر کند
از بس که کریمی و سخاوت داری
حاتم به گدائیِ درت فخر کند


.........؛........؛........


ای گردش روز و شب به چشمان شما !!!

ای جنّ و ملَک مطیع فرمان شما !!!
ای آنکه کریمِ اهلِ بیتت خوانند !!!
دست منِ خسته دل به دامانِ شما


..........؛.......؛.......
علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : آیینه , ذات , سرمدی , طلوع , مرآت , سیمای , تولاّی , یوسف , پروانه , تحریم , همیشه , کرَمت , فروبسته , خلق , حُسن , سخاوت , گدائی , گردش , خسته , مطیع ,
بازدید : 24
[ شنبه 20 خرداد 1396 ] [ 16:2 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()



گشته مقیمِ کویِ تو مرغِ خیالِ ما رضا
خواجه توئی، شاه توئی، ما به دَرَت گدا رضا

از قدمت شکفته گل، فصلِ بهار آمده
بادِ صبا زِ مقدمت، آمده با صفا رضا

کرده دلم هوایِ تو، برده دلم صفای تو،
کاش کنم دو دیده وا، به گنبدِ طلا رضا

زاروعلیل وخسته ام، برتو دخیل بسته ام
تا که کنی زِ لطفِ خود، دردِ مرا دوا رضا

از رَهِ دل به سوی تو، آمده ام به کویِ تو
تا که کنم دو دیده با ضریحَت آشنا رضا

خسروِ مُلکِ جان توئی، حامیِ شیعیان توئی
خوار نما زِ خشمِ خود، دشمنِ شیعه را رضا

نهضتِ ما به یُمنِ تو فاتح وسربلند شد
چون که گرفت از ازل، ریشه زِ کربلا رضا

بسته چمن زِ لاله ها، زیورِ سرخ را به خود
بلبلِ شاد می زند، نغمه به صد نوا رضا

گشته بهارِ مقدمت، فَرّو شکوهِ فروَدین
لاله و یاس ویاسمن، رسته به هرکجا رضا

غرقِ گناه آمدم، این همه راه آمدم
از رَهِ لطف ومرحمت، باش زِ من رضا رضا


علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : دوا , رضا , لطف , مرحمت , غرق گناه , آمدم , یاسمن , هرکجا , نغمه , سرخ , نهضت , فاتح , سربلند , دشمن , شیعه , خسرو , ملک , آشنا , علیل , خسته ,
بازدید : 128
[ یکشنبه 24 مرداد 1395 ] [ 0:8 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()



««« بـــــــــــــــهــــــــــــــــــــار »»»



گــوش کــن یـک ســوار مـــی آیـــد
خــســتــه از انــتــــــظار مـــی آیـــد **

هــمـرهــش صـد طَـبق گــل وُ سبزه
پـشـتِ هـم چـون قـــطـار مـــی آیـــد **

مـوعــدش را چـه خـــوب مــی دانـد
فـــارغ از هـــر شُـــعـار مـــی آیـــد **

مــی نـشــیـنــد درونِ هــر گــلـــدان
بــا گــلــســـتــان کــنــار مـــی آیـــد **

پشتِ در مـانده، سخـت منتظر اسـت
گــل بـه شــهــر وُ دیــار مـــی آیـــد **

بـــاغِ بـــی بـــرگ، عجـیب افـسرده
بــا حـضـورش بــه بــار مـــی آیـــد **

شــاخـه ای در بــهــشـت مـی رویَـد
بـــوی ســـیــب وُ انـــار مـــی آیـــد **

آب شـــد بـــرف وُ رودهـــا جــاری
از زمـــســــتــان دَمـــار مـــی آیـــد **

کــودکــی بــر لـبـش «بـاز بـاران»
شـــــادمــــان، نـُو نَـوار مـــی آیـــد **

بــر دلِ بــی قــــرارِ شــب زدگــان
آیــــــه ای از قــــــــرار مـــی آیـــد **

ســرو قـــامـت، عـروسِ سبزِ چـمن
دســت در دســتِ یــــار مـــی آیـــد **

تــا زمــیـــن وُ زمــــان بــیــارایـــد
ایــن کُـــهــن یــــادگــار مـــی آیـــد **

فَــرشِــتــان را بـکِــش لــبِ ایـــوان
گــل بـه گــل در جــوار مـــی آیـــد **

پـهـن کـن سـفـره ی هـفـت سیـن را
بـرکـتـَت بـی شـــمــــار مـــی آیـــد **

دل بِـــدِه بــر زلـالِ هـــر بـُســتــان
صــوتِ صــدهـا هَــزار مـــی آیـــد **

شعرِ دل را بخوان وُ "شــاهد" باش
شــاد بنگر، «بـــــهـــــــار» می آید ***!!!

محمدمهدی جلادت
"میم.میم.جیم"



ادامه مطلب


برچسب ها : بهار , گوش کن , خسته , انتظار , طبق گل , می آید , قطار , شعار , گلدان , گلستان , درمانده , منظر , شهر , دیار , افسرده , بهشت , بوی سیب , زمستان , باز باران , شادمان ,
بازدید : 135
[ سه شنبه 03 فروردين 1395 ] [ 11:4 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


لحظه ای بادل دیوانه بمان ای ساقی

تاکنم قصه ی این عشق بیان ای ساقی

تابه میخانه ی چشم توگذارم افتاد

رفت ازدست همه ی تاب وتوان ای ساقی

عشق چون درسرم افتادجنون پیداشد

تابه عقلم ندهد فکر امان ای ساقی

تادمی مَست شوم ازمی مینای لبت

رستم ازهر دوجهان وقت اذان ای ساقی

رنجها برده ام از این دل دیوانه که هیچ

قصه ی عشق نیاردبه زبان ای ساقی

عمر پیموده ام وپیرره عشق شدم

تامگر کام بگیرم زجهان ای ساقی

باده ای ده که بهارم به پریشانی رفت

دست گیرم تودراین فصل خزان ای ساقی

تامگرزلف پریشان توتابم بدهد

که دگرتاب وتوان نیست بجان ای ساقی

خسته ام ازغم ایّام وپریشانی خویش

بگذرازشکوه ی این پیرجوان ای ساقی

محمد کربلایی زاده(جامی)


لینک ثابت

برچسب ها : ای ساقی , باده , پریشانی , فصل خزان , زلف پریشان , تاب وتوان , خسته , خویش , میخانه , عشق , جنون , مست , وقت اذان , دیوانه , قصه , کام , خزان , شکوه , پیر , جامی ,
بازدید : 173
[ شنبه 09 خرداد 1394 ] [ 11:15 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()

پشت دیوارهای کاهی رنگ، عاشقی خسته ناصبور هستم

سالها عاشقم ولی افسوس، از جمال تو دورِ دور هستم 

شاعری پیر و ناتوانم من، غرق مرداب این جهانم من

باتویک فصل زنده­ ی تاریخ، بی­ توآن شعرسوت وکورهستم 

من غروب خزان پائیزم ،شیشه­ ی عمر گشته لبریزم

با تو کامل­ترین کمال منم، بی­ تو یک راه بی ­عبور هستم

از ازل چشم به راه توأم، آرزومند یک نگاه توأم

با تو رودم به دامن دریا، بی ­تو تندیسی از غرور هستم 

جمعه­ ها شور دیگری دارم ،چشم در راه دلبری دارم

روشنی بخش این دل تاریک با تو قندیل غرق نور هستم

ای شفابخش این دل تنگم، شیشه­ ای، در مقابل سنگم

با تو آرامشی دگر دارم چون که پیوسته در حضور هستم 

در فراق تو اشک خون دارم ، عشق لبریز از جنون دارم

انتظار تو می­ کشم شب و روز، ای سفر کرده ناصبور هستم

مثل دریا زلال  و پاکم من، یک کفن پوش سینه چاکم من

ساده­ ام مثل آب و آئینه، با تو از معصیت به دور هستم 

جمعه ها رفت و داغدار منم، عاشقی مست و بی­ قرار  منم

با تو آزادم از  قفس مولا، بی تو صیدی اسیر تور هستم

دلخوشم من به صبح آدینه، می­ پرد قلب من از این سینه

بی توازچشم شورمی­ ترسم، با تو ایمن زچشم شورهستم 

در یقینم بهار می­ آئی، جمعه ­ای بی­قرار می­ آئی

غنچه­ ی باغ دامن زهرا، قاصد مژده­ی ظهور هستم

محمد ضیایی پور



ادامه مطلب


برچسب ها : مژده , ظهور , هستم , خسته , صبور , رنگ , افسوس , جمال , دور , پیر , غرق , چشم , نگاه , تاریک , اشک , جنون , معصیت , صبح , ضیایی , محمد ,
بازدید : 204
[ شنبه 03 اسفند 1392 ] [ 16:35 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()

ای گــل پـرپـر بـاغ ایـمـان

فاطمه فاطـمـه فاطمه جان

================
بر تو چشم علی گشته گریان

فاطمه فاطـمـه فاطمه جان
================
فاطمـه شمع شب های تارم

بی تو خـون دل از دیده بارم
در فـراق تـو ای غمگـسـارم

سر به دیـوار غـم می گذارم

گشته هر دیده بهر تو گریان
فاطمه فاطـمـه فاطمه جان

ای گـل یـاس پهلو شکسته

مرتضی در غمت زار و خسته

در کنـار تـو تنهـا نشـستـه

دل به بهبـود حـال تو بسـته

علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : گل پرپر , باغ ایمان , فاطمه جان , چشم علی , گشته گریان , شب تار , خون دل , در فراق , غمگسار , دیوار غم , گل یاس , پهلو شکسته , کنار تو , مرتضی , بهبود , بسته , حال تو , تنها , نشسته , خسته ,
بازدید : 172
[ شنبه 17 فروردين 1392 ] [ 11:9 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان