close
تبلیغات در اینترنت
خدایا شکرت
آخرین ارسال های انجمن


روی قبرم بنویسید که خواهر بودم
سال‌ها منتظر روی برادر بودم

بنویسید گرفتار نباشم چه کنم؟
من اگر منتظر روی برادر نباشم چه کنم؟

روی قبرم بنویسید جدایی سخت است
اینهمه راه بیایم، تو نیایی سخت است

یوسفم رفته و از آمدنش بی خبرم
سال‌ها میشود واز پیرهنش بی خبرم

روی قبرم بنویسید ندیده رفتم
با تن خسته و با قد خمیده رفتم

بنویسید همه دور ربرم ریخته اند
چقدر دسته‌ی گل روی سرم ریخته اند

چقدر مردم این شهر ولایی خوبند
که سرم را نشکستند خدایی خوبند

بنویسید در این شهر سرم سنگ نخورد
به خداوند قسم بال وپرم سنگ نخورد

چادرم دور وبرم بود وبه پایی نگرفت
معجرم روی سرم بود وبه جایی نگرفت

... من کجا شام کجا زینب بی یار کجا؟
من کجا بام کجا کوچه و بازار کجا؟

بنویسید که عشاق همه مال هم اند
هر کجا نیز که باشند به دنبال هم اند

گر زمانی به سوی شاه خراسان رفتید
من نبودم به سوی مرقد جانان رفتید...

روی قبرش بنویسید برادر بوده
سال‌ها منتظر دیدن خواهر بوده

روی قبرش بنویسید که عطشان نشده
بدنش پیش نگاه همه عریان نشده

بنویسید کفن بود، خدایا شکرت
هرچه هم بود بدن بود خدایا شکرت

یار هم آنقدری داشت که غارت نشود
در کنارش پسری داشت که غارت نشود

اوکجا نیزه کجا گودی گودال کجا؟
اوکجا نعل کجا پیکر پامال کجا؟

بنویسید سری بر سر نی جا می‌کرد
خواهری از جلوی خیمه تماشا می‌کرد
 

علی اکبر لطیفیان



ادامه مطلب


برچسب ها : وفات حضرت , حضرت معصومه , خواهری , بنویسید , جلوی خیمه , پیکر پامال , گودی گودال , پسری داشت , غارت نشود , خدایا شکرت , عطشان , عریان , نگاه همه , شاه خراسان , مرقد جانان , روی سرم , ریخته اند , تن خسته , روی قبرم , سخت است ,
بازدید : 8
[ جمعه 08 دي 1396 ] [ 14:11 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان