close
تبلیغات در اینترنت
حسین
آخرین ارسال های انجمن


آسمان زیر پرت بود زمین افتادی

یک عبا روی سرت بود زمین افتادی

نه صدای تو به گوش کسی آن روز رسید

نه کسی دور و برت بود زمین افتادی

صورتت خاکی و دستار و عبایت خاکی

مادرت در نظرت بود زمین افتادی

زهر از جان تو آقا جگرت را می‌خواست

آتشی بر جگرت بود زمین افتادی

ناله می‌کرد جوادت به سرش می‌زد آه

اشک در چشم ترت بود زمین افتادی

مثل یک مارگزیده به خودت پیچیدی

خوب شد که پسرت بود زمین افتادی

ولی افسوس به میدان دل خون برد حسین

نیزه از پشت زدند و به زمین خورد حسین...

مسعود اصلانی



ادامه مطلب


برچسب ها : امام رضا , علی ابن , موسی الرّضا , مارگزیده , پیچیدی , افتادی , افسوس , آسمان , دستار , خاکی , مادرت , آتشی , جوادت , پسرت , چشم ترت , جگرت , اشک , میدان , حسین , نیزه ,
بازدید : 9
[ یکشنبه 28 آبان 1396 ] [ 10:51 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()




ای قوم که وارث شهیدانید
میراث شهید چیست؟ می دانید؟


میراث شهید عزت و دین است

میراث شهید، حفظ آئین است


میراث شهید جز ولایت نیست

راهی که جز این به بی نهایت


ای قوم که بستگان ایثارید

نیست با عشق ره شهید بسپارید


از خون شهید مشعلی سازید

کانون حمایت از علی سازید


امروز علی ولی دوران است

آئینه منجلی دوران ست


امروز نفاق سر بر آورده ست

معروف گرفته منکر آورده ست


داده ست قلم به دست نا اهلان

بر ماست همی شکست نا اهلان


امروز عدو خطر به پا کرده ست

قرآن دگر به نیزه ها کرده ست


ابزار عدو فریب و نیرنگ است

در سینه خاکریز فرهنگ است


امروز قلم به دست کین افتاد

پرچم به کف منافقین افتاد


این قوم برای انتقام آمد

هر چند که در خط امام آمد


از راه رسیده ها علمدارند

از زجر کشیده ها طلبکارند


امروز عدو، به صد امید آمد

از بهر نبرد با شهید آمد


ای قوم که عاشق شهیدانید

گر رهرو صادق شهیدانید


امروز به یاری شهید آئید

رزمنده ی جبهه ی جدید آئید


امروز به دوش خود علم گیرید

از دست منافقین قلم گیرید


امروز سکوت، جز سیاهی نیست

بر مرد به جز نبرد راهی نیست


امروز عدو، شعار حق دارد

فحشا و فساد در طبق دارد


در خدمت خود گرفته مطبوعات

برده ست به زیر تیغ مشروعات


هر چند که سینه چاک آزادیست

والله پی هلاک آزادیست


آزادی اگر که هست، از خون است

محصول حماسه های گلگون است


این قوم که در نفاق استاد است

از راه رسیده مست خرداد است


خرداد ز لاله رنگ و بو دارد

از خون شهید آبرو دارد


خرداد میان خون، شنا کرده است

ما را به ولایت آشنا کرده ست


خرداد ز کربلاست، آغازش

رزمنده جبهه هاست، جانبازش


خرداد لباس خون به تن دارد

یک دشت شهید بی کفن دارد

علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : حسین , یار , رزمنده , جبهه , شهید , کربلا , خرداد , محصول , مشروعات , مطبوعات , فحشا , سکوت , سیاهی , شکست , نفاق , حمایت , کانون , بستگان , میراث , آئین ,
بازدید : 136
[ جمعه 02 مهر 1395 ] [ 0:42 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()



اي ضريحت همه را قبلة حاجات حسين

ذكر نامت به لبم در همه اوقات حســين

كعبــه هردم بـه طواف حَرَمت مي آيد

اي خدا را به جهان مظهر و مِرآت حسين

دست در دست ستمگر ننهادي و هنـــوز

آيد از حنجره ات نغمۀ « هيهات» حسين

تو چه كردي كه خدا تا به قيامت كرده

در دل خلق بـه پـا ماتم عُظمـات حسين

در كنــار بدنت آمدم و ديدم كـــه ـ

تيغ كين بوسه زده برهمه اعضات حسين

دم به دم داغ بـه داغ دلت افزود عدو

اي بـه قربان تـو و قلب شكيبـات حسـين

مي شــوي پيـشـروِ قـافـلـه و مي آيـد

دختر فاطمـــه همواره به همرات حسين

بر سر ني سر تو جلوه گري مي كند و ـ

مي شود چشم رقيـّه به رُخَت مات حسين

دخترت گاه به رخسارۀ خود حس ميكرد

دست سنگين و پر از سيلي اعدات حسين

چه گذشته بـه دل خواهر تو وقتي كه ـ

ديده چشمـان تَـر و خشكي لبهات حسين

*‌‌‌‌‌ ‌‌ * ‌‌ *
شام روشن شده از روي تو اي ماه وببين

چشــم هــا آمده از بهر تماشات حسين

خوب شــد بودي و ديدي چــــه كشيد

اهل بيت تــو به دروازه ی ساعات حسين

خوب شد آمدي و دختر غمديده تــورا

كرد در گوشــه ی ويرانه ملاقات حسـين

دختر كوچك تو پيش تو جان داد چو ديد

غرق خاكستر و خون چهرۀ زيبات حسين


علي اكبر شجعان

سایر اشعار...



ادامه مطلب


برچسب ها : قبله حاجات , حسین , همه اوقات , طواف , مظهر , مرآت , ستمگر , حنجره , هیهات , قیامت , تیغ کین , قربان , قافله , جلوه گریرخساره , شام روشن , خوب شد , چه کشید , غمدیده , ویرانه , خاکستر ,
بازدید : 161
[ جمعه 24 مهر 1394 ] [ 10:55 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


آمد قمری که ماه رو گیرد از او 

 گل در صف باغ رنگ و بو گیرد از او 

ایثار و وفا به نام او فخر کنند 

دل جرأت و آب آبرو گیرد از او

علی اکبرشجعان

&

دلت سرشار از یاد اباالفضل

تنت  مجروح امداد اباالفضل 

شبت رنگ شب سنگرنشینان 

و روزت روز میلاد اباالفضل

علی اکبر شجعان

&

ماه آمده تاکه هستی اش بذل کند

برساحت خورشیدجهان فضل کند

جاداشت خدابه جشن میلاد حسین

قربانی اوراچو اباالفضل کند

قاسم یزدانی

تا نقشه ابتلا کشیده ست خدا

جان همه مومنان خریده ست خدا

واز بهر نجات خلق از بحر بلا

کشتی نجات آفریده ست خدا


علی اکبر شجعان


لینک ثابت

برچسب ها : ایثار , وفا , فخر , جرأت , آبرو , سرشار , ابالفضل , مجروح , امداد , رنگ شب , سنگرنشینان , بذل , ساحت , خورشید , جهان , فضل , جاداشت , جشن میلاد , حسین , قربانی ,
بازدید : 199
[ شنبه 02 خرداد 1394 ] [ 12:10 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()

مي بُرد دليرانه به ميدان بدنش را
تا نذر كند سرخي رگهاي تنش را

مي تاخت به تيغي كه به خورشيد نظر داشت
تا نيزه بشويد تب و تاب كفنش را

يوسف سر بازار خريدار فراوان

گرگ آمده تا پاره كند پيرهنش را

تكبير به لب مي شكند همهمه خصم
تا شب بشناسند دم دندان شكنش را

فرياد بر آورد كه تا شب بگريزد
در معركه پاشيد نسيمي سخنش را

مي بُرد دليرانه به ميدان بدنش را
تا نذر كند سرخي رگهاي تنش را

مي تاخت به تيغي كه به خورشيد نظر داشت
تا نيزه بشويد تب و تاب كفنش را

يوسف سر بازار خريدار فراوان

گرگ آمده تا پاره كند پيرهنش را

تكبير به لب مي شكند همهمه خصم
تا شب بشناسند دم دندان شكنش را

فرياد بر آورد كه تا شب بگريزد
در معركه پاشيد نسيمي سخنش را

مي تاخت چه بي باك ولي تشنه و زخمي
افسوس زره برده توان بدنش را

انگار هياهوي غدير آمده از نو
يك باره خبر داد كسي آمدنش را

مي رفت كه خاموش كند آتش دشمن
تا شعله نسوزد گل باغ چمنش را

تن در گرو تير و دلش در گرو يار
پامال سم اسب نبيند سمنش را

مي ريخت پرش در شط خون موسم پرواز
معشوقه ببيند دم پرپر زدنش را

مي ديد حسين از دم هر نيزه دمادم
در غربت هر نيزه برافروختنش را

آنگاه كه در آتش و در هرم عطش بود
با شهد زبان شست لبش را دهنش را

مي برد به معراج ملك گيسوي مجنون
تا فاش كند قصة عاشق شدنش را

قرآن خدا بر سر هر نيزه ورق شد
بردند ملائك همه آيات تنش را

محمد ضيايي پور



ادامه مطلب


برچسب ها : مشق شجاعت , میدان , سرخی رگها , خورشید , یوسف , فراوان , گرگ , تکبیر , همهمه , فریاد , بازار , افسوس , غدیر , پامال , معشوقه , حسین , آتش , ملائک , قرآنعاشق ,
بازدید : 190
[ سه شنبه 26 آذر 1392 ] [ 16:40 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


اي ضريحت همه را قبلة حاجات حسين 

ذكر نامت به لبم در همه اوقات حســين

كعبــه هردم بـه طواف حَرَمت مي آيد

اي خدا را به جهان مظهر و مِرآت حسين

دست در دست ستمگر ننهادي و هنـــوز

آيد از حنجره ات نغمة « هيهات » حسين

تو چه كردي كه خدا تا به قيامت كرده

در دل خلق بـه پـا ماتم عُظمـات حسين

در كنــار بدنت آمدم و ديدم كـــه ـ

تيغ كين بوسه زده برهمه اعضات حسين

دم به دم داغ بـه داغ دلت افزود عدو

اي بـه قربان تـو و قلب شكيبـات حسـين

مي شــوي پيـشـروِ قـافـلـه و مي آيـی

دختر فاطمـــه همواره به همرات حسين

بر سر ني سر تو جلوه گري مي كند  و ـ

مي شود چشم رقيـه به رُخَت مات حسين

دخترت گاه به رخسارة خود حس مي كرد

دست سنگين و پر از سيلي اعدات حسين

چه گذشته بـه دل خواهر تو وقتي كه ـ

ديده چشمـان تَـر و خشكي لبهات حسين

*‌‌‌‌‌ ‌‌     *  ‌‌     *

شام روشن شده از روي تو اي ماه و ببين

چشــم هــا آمده از بهر تماشات حسين

خوب شــد بودي و ديدي چــــه كشيد

اهل بيت تــو به دروازة ساعات حسين

خوب شد آمدي و دختر غمديده تــو را

كرد در گوشــة ويرانه ملاقات حسـين

دختر كوچك تو پيش تو جان داد چو ديد

غرق خاكستر و خون چهرة زيبات حسين

  علی اکبر شجعان




ادامه مطلب


برچسب ها : ضریح , قبله , حاجات , حسین , خدا , قیامت , خلق،ماتم , بدنت , کنار , تیغ , بوسه , دم به دم , عدو , قربان , قافله , فاطمه , نی , جلوه , خون ,
بازدید : 208
[ پنجشنبه 06 تير 1392 ] [ 13:53 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان