close
تبلیغات در اینترنت
جماران
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
سروده های قرآنی 4 187 mahdavi
در مذمت استکبار جهانی 0 8 mahdavi
دیپلماسی التماسی 0 9 shejan
عاشقانه ها 28 1342 shejan
درعزای حضرت زهرا(س) 9 450 shejan



ياران مه بهمن شد ماه غم دشمن شد
ازخون همه گلها ايران همه گلشن شد

بهمن مه پيروزي بهمن مه آزادي
بهمن مه استقلال ماه شعف و شادي

در فصل خزان دل غوغاي بهاران شد
دنيا همه تسخير خورشيد جماران شد

با همدلي و عشق و ايثار و خدا خواهی
از تخت نگون گشته عفريت ستمشاهي

مارهرو اسلاميم ما پيرو قرانيم
آزادگي خود را مرهون شهيدانيم

حق كرده به ما اعطا فرخنده سرانجامي
آزادي و استقلال جمهوري اسلامي

شب رفته و هنگام پرفيض سحر آمد
فجرآمده اي ياران رهبر زسفر آمد

تاصبح ظهورحق چون آينه اي باشيم
دررهگذر مهدي باخامنه اي باشيم


علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : دشمن , گلشن , پیروزی , استقلال , شعف , شادی , غوغای , بهاران , جماران , همدلی , خورشید , ستمشاهی , آزادگی , مرهون , اعطا , فرخنده , خامنه ای ,
بازدید : 16
[ دوشنبه 15 بهمن 1397 ] [ 9:42 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


صبحِ روزی کز دلِ شب خون چکید

بدترین طوفان غم بر دل وزید

نیمه ی خردادِ ما غمباره شد

بَندِ دلهامان به نا گه پاره شد

وامصیبت ، وافغانُ اَلأمان،

مِهر تابان و فروزان،  شد نهان

خودزنی ها ، ناله های بی ثمر

آه و فریاد و فغانها از جگر

ناخود آگه دست بر سر می زدیم

دادو فریادی زحنجرمی زدیم

دیده ها آماج اشک و خون و دَرد

نیمه ی خرداد ما با رویِ زرد،

از افق تا بیکران غمباره شد

ابرهای آسمان صد پاره شد

سیلِ جمعیّت ز هر سو سر گرفت

پیکر جانانه اش در بر گرفت

سینه سوزان عاشقانِ کوی او

سر یکی سودا هزاران موی او

باورم هرگز نبود؛ او رفته است!

آفتابی درجماران خفته است

نعش او در جمع یارانِ عزا

جای خالی درجماران اَلقضا

در مصلاّ شور و واویلا به پاست

کوی و برزن محشر کبرا به پاست

سرورِ ما، آن امام از پا فتاد

سروِ آیاتِ عظام از پا فتاد

آه ،بی روح خدا چون سر کنیم

غربت آئینه را باور کنیم

سایه از سر می رود داد از فراق

وای  بر حالِ اسیران در عراق

خاک غربت بر سرِ یاران نشست

پُشتِ اصحابِ جماران را شکست

درشب آن فاجعه دنیا گریست

پاره های خشکی و دریا گریت

شام غربت بود ودلها پُر زِ غم

هم به دل خنجر زد و تیغِ دو دِم

اشکِ فُرقَت گونه ها را می نواخت

شمعِ غربت یار خود را می گداخت

حِق حِقِ گریه مرا مهلت نداد

چشمه ی اشکم مرا خجلت نداد

آخ آن شب بر دلم خون، چون گذشت؟

در جماران لیلی از مجنون گذشت

مهدوی تقدیرِ ما وُ دستِ دوست

"می بَرَد آنجا که خاطرخواهِ اوست"

غلامرضا مهدوی آزاد

استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : سوگ , خمینی , چکید , طوفان , وزید , نیمه ی , خرداد , غمباره , وامصیبت , وافغان , فغانها , آماج , اشک , بیکران , آسمان , جمعیت , عاشقان , جماران , مصلا , روح خدا ,
بازدید : 126
[ یکشنبه 14 خرداد 1396 ] [ 10:4 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت