close
تبلیغات در اینترنت
بهشتی
آخرین ارسال های انجمن


گفتند بهشتی كه نباشی برهوت است

دیدیم كه این مُلك ز فیضت ملكوت است

گفتند كه از تیره ی مردان بزرگی

دیدیم تمام تو جلال و جبروت است

گفتند در آئین شما باده حرام است

دیدیم مِی نام تو در جام قنوت است

هرجا سخن از حُسن تو آید به میانه

در كنج لب یوسفیان خال سكوت است

قافیه مهم نیست در آن بیت كه گفتند

الطاف خداوند به عشق تو منوط است

آیینه ی الله نمایی علی اكبر

مستغرق در ذات خدایی علی اكبر

یك عده بر آنند كه قرآن كریمی

یك عده بگویند كه احسان قدیمی

یك قوم تورا زاده ی طوفان بشناسند

یك عده بگویند كه از نسل نسیمی

آن روز كه از راه رسیدی همه گفتند

تو نقطه ی بسم الله رحمن و رحیمی

باید كه تورا قبله ی راهش بشناسد

هر دیده ی بینایی و هر قلب سلیمی

آیینه ی پیغمبری و خَلقاً و خُلقاً

باید همه گویند كه تو خُلق عظیمی

طوبا هوس قامت رعنای تو دارد

عباس دلش میل تماشای تو دارد

فارغ شده بازار دل از سود و زیان ها

كالا به جز عشق تو ندارند دكان ها

بی روح تر از هر جسدم بی غم عشقت

ای نام تو انگیزه ی ضرب ضربان ها

آنجا كه پی حاكم شایسته بگردند

باید سخن از مدح تو آید به میان ها

محدود به یك عصر و زمان نیستی آقا

اندیشه ی تو ریشه دوانده به زمان ها

مجموعه ی علم و ادب و زهد و شجاعت

باید ز تو سرمشق بگیرند جوان ها

الگوی جوان ای پسر ارشد ارباب

دریاب گدا بر درتان آمده دریاب

هرجا خبری غیر تو باشد خبری نیست

جز مهر تو در عمق دل ما اثری نیست

ای میوه ی شیرین درخت علویّون

شیرینی شهد لب تو در شكری نیست

ای حضرت اربابِ ادب محضر ارباب

گر تو پسری هیچكسی را پسری نیست

تو میروی و پشت سر تو دلِ باباست

یك وقت نگویی پی من چشم تری نیست

دانی كه چه آورده غمت بر دل بابا

داغت به جگر هست ولیكن جگری نیست

هر چند كه هر بند تو از بند جدا شد

برخیز كه بابای تو انگشت نما شد


محسن عرب خالقی



ادامه مطلب


برچسب ها : گفتند , بهشتی , نباشی , برهوت , برخیز , بابای تو , انگشت نما , هیچكسی , پسری , نیست , دیدیم , این مُلك , فیضت , ملكوت , آیینه ی , الله نمایی , علی اكبر ,
بازدید : 2
[ چهارشنبه 28 فروردين 1398 ] [ 1:2 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


**

غسل شهادت کرد و با شبنم اذان گفت

بعد از نماز صبح ، ذکر آسمان گفت

بوسید روی لاله را هنگام رفتن

در گوش لاله‌ راز ، رازی جاودان گفت

هنگام رفتن سیب سرخ گونه‌هایش

از سرخ ُمردن با شقایق داستان گفت

از خود برون زد مرد ، با « الله اکبر »

بر شعله زد ققنوس وار و ناگهان گفت :

« من زنده عشقم، شهید جاودانم »

این جمله‌ها را َمرد سرخ و بی ‌زبان گفت

او رفت ، اما تا ابد با لهجه عشق

ذکر بهشتی سیرتان را می‌توان گفت


رضا اسماعیلی



ادامه مطلب


برچسب ها : شهید , بهشتی , لهجه , لهجه عشق , غسل , غسل شهادت , شبنم , اذان گفت , نماز , نماز صبح , ذکر آسمان , روی لاله , گوش لاله , جاودان , رازی جاودان , سیب سرخ , شقایق , داستان , الله اکبر , ققنوس ,
بازدید : 111
[ پنجشنبه 07 تير 1397 ] [ 10:12 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت