close
تبلیغات در اینترنت
انقلاب

سفيـر انقلاب سـرخ عاشـورا


از سـفـر می آئی و رنـج سـفــر می آوری
بـهـر ديـدار بـرادر چـشــم تـر می آوری

جز حسينت هيچكس باور نمی كرد اينچنين
كـه دَمار از روزگــار خصــم در می آوری

هيچكس باور نمی كرد اينكه با داغ حسين
لحظه ای عُمر اسارت را بـه سـر می آوری

يا بـه هـرجا با غريو خطبـه ی خورشيدی ات
از بــرای خـرمن ظــالـم شَـــرر می آوری

اربعيـنی داغ هجــران را تحمُــل كرده ای
اينك از ره می رسی ، خونِ جگر می آوری

سر بـه روی شـانـه ی خـاك برادر می نهی
مثـل نِی از پَــرده ی دل نـالـه بر می آوری

اشك می ريزی ، فغان سر می دهی با سوز و آه
تـا كـه ظلـم ظالمـان را در نظــر می آوری

در كـنـار علقـمـه هنگـامه بـر پــا می كني
بـرلب آب روان اشــك بـَصَــر می آوری

خـوش روايت می كنی سـوز دل ام البنین
تا كـه ناله زينب از سـوز جگــر می آوری

بـر مـزار لا‌ له هـــای پـرپـر دشـت بــلا
بلبــلانِ خستـه ی بشكسـتـه پَـــر می آوری

انـقــلابی تازه بر پـا می كنی در سيـنـه ها
نــام ليـــلا را سـر قـبـر پسـر می آوری

بی رقيه می رسی از راه و بـا اندوه و درد
كـودكـان را بَهـــرِ ديــدار پــدر می آوری

ای سفيـر انقلاب سـرخ عاشـورا ، ز شـام
می رسی وَ ز طفـل بی بـابـا خبـر می آوری
اسیری,
داغ هفتاد و دو گل در سيـنه داری وَ ز سفر
بــا سپــاه صبـر پيـغـام ظَـفَـــر می آوری

گرچه ای بانو اسيـری رفته ای ؛ اما ز شـام
با جهـاد خويش گلبــانگ سحـر می آوری

از سفـر می آئی و شمشيـر سـرخ انتقـام
از بـرای حـجـت ثـانی عَـشَـــر می آوری

علی اکبر شجعان

محزون اصطهباناتی.
کانال رسمی اشعار علی اکبر شجعان.

تلگرام
https://telegram.me/mahzoon_shajaan

سروش:
https://sapp.ir/shajaan_mahzoon

ایتا:
https://eitaa.com/shajaan_mahzoon

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 21:23 |تعداد بازديد : 10 نويسنده :

به یاد شهید محسن حججی


بیاد نخل سر بریده ی مدافع حرم و به استقبال پیکر مقطع علی اکبر انقلاب
(شهید محسن حججی)
..........؛........؛...........

از جا بیاد غیرت اکبر بلند شد
با یاعلی به یاری رهبر بلند شد

تنها نه اینکه از زن و فرزند خود گذشت
از سر گذشت و پیش خدا سربلند شد

سر داد وتن نداد به ذلت ؛ بدین سبب
بی سر ز روی خاک رهاتر بلند شد

این درس از دفاع مقدس فرا گرفت
درسی که از میانه ی سنگر بلند شد

بهر دفاع ؛ با شهدا عهد تازه بست
پرچم گرفت و از کنار برادر بلند شد

عباس وار دل به حریم حرم سپرد
افتاد یک مجاهد و لشکر بلند شد

فریاد یا حسین به گوش جهان رسید
در دست شمر باز چو خنجر بلند شد

مکشوف شد برای همه روضه ی حسین
وقتی رگی بریده شد و سر ؛ بلند شد

دست ستم اگر چه خزان کرد غنچه را
بر دوش باد لاله ی پرپر بلند شد

با تیشه ی جنایت داعش به دشت عشق
افتاد سرو و باغ صنوبر بلند شد

بر خاک اگر که پیکر رزمنده ای فتاد
از جا هزار مرد دلاور بلند شد

وقتی خبر رسید که (محسن ) شهید گشت
فریاد آه از دل مادر بلند شد

.؛ . 🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥

این آتشی که سوخت دل و جان شیعه را
روشن شد از سقیفه و از در بلند شد

علی اکبر شجعان - استهبان.


حسرت ز نگاه مات ما لبریز است
از جوهر غم دوات ما لبریز است
با یاد کبوتران خونین پر عشق
دفترچه ی خاطرات ما لبریز است


رفتی تو به آسمان که اختر گردی
پرواز نوشتی که کبوتر گردی
دلتنگ تو ام که می نویسم نامه
شاید سحری بخوانی و برگردی
........؛.......؛........

؛.......؛........
وقتی به گوش نام خوش جبهه ها رسد
بوی حسین و رایحه ی کربلا رسد
نام شهید در دل ما زنده می شود
چون هفته ی دفاع مقدس فرا رسد
...............؛............؛........

...؛.......؛.......
خزان ندیده چه داند بهار یعنی چه
شب سیاه نداند سپید یعنی چه
برای لاله بگو قصه ی شهیدان را
ندیده داغ چه داند شهید یعنی چه
..........؛.........؛.......

علی اکبر شجعان - استهبان.


ادامه مطلب

تاريخ ارسال: پنجشنبه 06 مهر 1396 ساعت: 6:19 |تعداد بازديد : 69 نويسنده :

رهبری و شعر


سه اشاره به شعرا

گزیده سخنان رهبر فرزانه انقلاب
در دیدار شاعران
مصادف با20 خرداد 96

فایل کامل صوتی سخنان

⁣🔸 شعر، ثروت ملی است
شعر، یک ثروت ملّی است؛ همه‌ی انواع شعر، غزل، قصیده، رباعی، قطعه، مثنوی یا انواع شعرهای به‌اصطلاح نوع قدیمی یا حتّی شعرهای نیمایی، اینها همه ثروت است، ثروت ملّی است؛ اینکه این ثروت در چه راهی بنا است مصرف بشود، مهم است؛ سعی‌ای در کشور وجود داشت و الان هم وجود دارد که این ثروت در خدمت مفاهیم و عناوینی غیر از آنچه انقلاب به ما داد و ارائه کرد و تثبیت کرد، به راه بیفتد.

🔸 شعر، رو به بالندگی و پیشرفت است
امروز در سطح عمومی کشور، غلبه با شعری است که باب انقلاب است؛ حالا یا مفاهیم مذهبی است یا مفاهیم انقلابی است یا مفاهیم مربوط به دفاع مقدّس و مسائل این‌جوری است؛ انواع و اقسام شعرها. امروز این ثروت خوشبختانه در این جهت دارد به کار می‌افتد.
آن اوایل در همین جلسه‌ی نیمه‌ی ماه رمضان ـ که خب چندین سال است دیگر، شاید سی سال مثلاً یا بیشتر یا کمتر ـ می‌شنفتم، گوش می‌کردم امّا واقعاً حرص می‌خوردم از شعری که خوانده می‌شد؛ چون می‌دیدم سطح شعرها، سطح مناسب و مطلوبی نیست. حالا نه! واقعاً هرکدام از این دوستان که شعر می‌خوانند، آدم احساس افتخار می‌کند، احساس می‌کند که الحمدلله کار دارد پیش می‌رود؛ یعنی شعر ـ خود این مایه‌ی روینده و بالنده و پیش‌رونده ـ همین‌طور مدام دارد می‌بالد و پیش می‌رود....

⁣🔸 ما ایرانی‌ها تنبلیم!
انصافاً ما ایرانی‌ها در گزارش حقایق و حوادث و شخصیّت‌های خودمان، آدم‌های تنبلی هستیم؛ واقعاً این‌جوری است. حالا البتّه این درخور تحقیق آقایان جامعه‌شناس است که تحقیق کنند ببینند آیا این تنبلی یک خصوصیّت ملّی ما است یا در طول زمان بر ما تحمیل شده؟ ما درباره‌ی شخصیّت‌هایمان [کار نمی‌کنیم]. حالا مثلاً فرض کنید امام بزرگوار ما یک شخصیّت درجه‌ی یک است دیگر؛ یعنی هیچ کسی ـ چه دوست، چه دشمن ـ مثلاً درباره‌ی شخصیّت امام تردید ندارد و عظمت این شخصیّت را کسی تردید نمی‌کند. ممکن است یکی [او را] قبول نداشته باشد، امّا عظمت او را قبول دارد. حالا ما درباره‌ی این شخصیّت عظیمی که در زمان ما بود و قریب سی‌سال از درگذشت او می‌گذرد، چند جلد کتاب نوشته‌ایم؟ واقعاً فکر کنید ببینید ما چند کتاب درباره‌ی امام نوشته‌ایم! این را مقایسه کنید با تعداد کتاب‌هایی که مثلاً درباره‌ی آبراهام لینکلن در آمریکا نوشته شده.

⁣🔸 ظرفیت شعر مدافعان حرم
همین قضایای شام، همین قضایای مدافعین حرم، خب جا دارد که درباره‌ی این، مثلاً صدها شعر گفته بشود. یا فرض کنید قضایای عراق؛ قضایای عراق خیلی قضایای مهمّی است؛ البتّه آن را شاید یک مقداری آدم بتواند حق بدهد به مردم، [چون] اغلب مردم ما از حقیقت قضیّه‌ی عراق و آنچه در عراق پیش آمد ـ کاری که آمریکایی‌ها می‌خواستند در عراق بکنند و چطوری سرشان به سنگ خورد و چه عواملی این حالت را به وجود آورد ـ قاعدتاً خبر ندارند، امّا خب واقعاً یک قضیّه‌ی عجیبی است قضیّه‌ی کشور عراق؛ کشور عراقِ صدّام حسین، تبدیل بشود به کشور عراق شهید حکیم! اصلاً شما ببینید این فاصله چقدر است؟ اصلاً قابل تصوّر نیست این فاصله؛ این، اتّفاق افتاده. خب درباره‌ی این صدها بلکه هزارها شعر باید گفت، باید منظومه گفته بشود.

⁣🔸 رقص شمشیر را هجو کنید
یکی از دوستان تذکّر دادند به من که از جمله‌ی چیزهایی که ما نداریم ـ به قول ایشان ـ ژانر هجو است.... پیغمبر به حسّان ‌بن‌ ثابت گفت که هجوشان کن اینها را؛ او ‌هم بنا کرد هجو کردن. [شما هم] هجو کنید؛ خب رقص شمشیر می‌کند! این جاهلیّت مدرن با جاهلیّت قبیله‌ای کنار هم قرار گرفته‌اند! از این بهتر، منظره از این زیباتر! این را در شعر هجو کنید. هزار شعر درباره‌ی این می‌شود.... حالا هجو یک مسئله‌ است، طنز هم یک مسئله‌ی دیگر است که خب البتّه طنز خوشبختانه هست؛ منتها هجو جایش خالی است؛ باید هجو بشوند اینها که یک کارهایی گاهی می‌کنند. اینکه بیایند مثلاً فرض کنید کشوری مثل عربستان سعودی را بکنند [فلان‌کاره‌ی] کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل! دیگر از این جالب‌تر چیزی نیست! واقعاً جای هجو دارد، حیف است که هجو نشود. واقعاً [اگر] یک چنین چیزی هجو نشود حیف است، از دست می‌رود.

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 12:43 |تعداد بازديد : 63 نويسنده :

میلاد فاطمه - س


در نیمه یِ شب شهاب گل کرد 
بر رَغمِ شب آفتاب گل کرد 

بارِش بگرفت رحمتِ عشق 
در فصلِ خزان سحاب گل کرد 

جوشید گلاب از دلِ گل 
در موسمِ گل گلاب گل کرد 

ساقی بگرفت دورِ دیگر 
در ساغرما شراب گل کرد 

مستان همه فکر نوش نوشند، 
در گردشِ می شتاب گل کرد 

شد بدر؛ مَهِ وجودو هستی 
صبح آمد وآفتاب گل کرد 

خورشید شکفت در مدینه 
برطعنه ی شب جواب گل کرد 

نقّاشِ اَزَل کشید نقشی 
کز قدرتِ او کتاب گل کرد 

نیلوفرِ باغ ؛ آفرینش، 
با آن هم پیچ وتاب گل کرد 

در جوششِ چشمه سارِ هستی 
سیمای زلالِ آب گل کرد 

از بطنِ خدیجه نورِ توحید، 
در بسترِ آن جناب گل کرد 

حوران بهشت پایکوبان، 
بربط به سرِ رَباب گل کرد 

شادیّ و سرور وشورِمیلاد 
در سینه یِ شیخ وشاب گل کرد 

از بویِ گلِ وجودِ زهرا، 
شادی به لبانِ باب گل کرد 

بر رغمِ خزان، بهار این بار 
شاهد شد و بی نقاب گل کرد 

آن گلبنِ پاکدامنِ دهر 
در خانه ی بوتراب گل کرد 

تابید فروغِ روی زهرا .
در شأنِ زنان، حجاب گل کرد 

در گلشنِ مِهرِ او عفافش، 
هر زن کند انتخاب گل کرد 

هر یاسمنی که کرد در عمر، 
از اجنبی اجتناب گل کرد 

با تربیتِ شهید، مادر 
در صحنه ی انقلاب گل کرد 

از مقدم گل به وجد آمد 
"محزون" که به شعرِ ناب گل کرد 

علی اکبر شجعان

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: یکشنبه 29 اسفند 1395 ساعت: 14:38 |تعداد بازديد : 173 نويسنده :

روز شعرو ادب فترسی


عکس یادگاری مرحوم نیما یوشیج به همراه پسرش در کنار شهریار و دخترش.


* غزل معروف شهریار، علی ای همای رحمت:


‏این شاعر پرآوازه کشورمان در سرودن انواع گونه‌های شعر فارسی مانند غزل، قصیده، مثنوی، قطعه، رباعی و شعر نوِ نیمایی تبحر داشت؛ از جمله غزل‌های معروف او می‌توان به «علی ای همای رحمت» اشاره کرد.

علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را //  که به ماسوا فکندی همه سایه ی هما را

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین // به علی شناختم به خدا قسم خدا را

به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند // چو علی گرفته باشد سر چشمه ی بقا را

مگر ای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ //  به شرار قهر سوزد همه جان ماسوا را

برو ای گدای مسکین در خانه علی زن //  که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را

بجز از علی که گوید به پسر که قاتل من // چو اسیر تست اکنون به اسیر کن مدارا

بجز از علی که آرد پسری ابوالعجائب //  که علم کند به عالم شهدای کربلا را

نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت // متحیرم چه نامم شه ملک لافتی را

در هر حال به بهانه سالروز در گذشت این شاعر که در تقویم رسمی کشور، روز شعر و ادب فارسی نامگذاری شده، به برخی بیانات و دیدگاه‌های رهبر معظم انقلاب در خصوص شخصیت و سبک زندگی شهریار و اشعار وی می‌پردازیم.

* شهریار همیشه می‌ماند

رهبر معظم انقلاب اسلامی از استاد شهریار به عنوان «حکیم» یاد می‌کنند که همیشه می‌ماند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در دیدار با اعضای کنگره بزرگداشت استاد شهریار در یازده آذر ۱۳۷۱ در مورد شخصیت وجودی شهریار بر این باور هستند که «شهریار شاعر متواضعی بود. دنبال نام و نشان نبود و برای خدا و وظیفه کار می‌کرد و حالا خدای متعال، پاداش او را می‌دهد. امروز شهریار در داخل کشور ما یک چهره‌ی بسیار نورانی است، … این، محبوبیت عجیبی است که شهریار پیدا کرده؛ این به خاطر خدمات و کار برای خدا بود که او انجام داد. شهریار قطعاً ماندنی است؛ از آن شعرایی است که مثل سعدی و حافظ و از این قبیل، در دوران‌های بعد از دوران خودش، معروف‌تر و بزرگ‌تر خواهد شد».

مقام معظم رهبری همچنین در این دیدار از وی به عنوان یک شاعر اسلامی و انقلابی یاد می‌کنند.

« به‌ هرحال، شهریار یک شاعر اسلامی و انقلابی بود؛ من خبر داشتم در همان اوقاتی که شهریار برای انقلاب می‌سرود، یک عده از روشنفکران وابسته به رژیم گذشته که با او سابقه‌ دوستی داشتند، مرتب فشار می‌آوردند، نامه برایش می‌نوشتند و شعر در هجوش می‌گفتند، حتی اطلاع داشتم که رفته بودند و او را ملامت کرده بودند که «تو چرا برای انقلاب اسلامی، این‌طور دل می سوزانی!؟» و او مثل کوه ایستاده بود».

* صدای شهریار در ستایش انقلاب

رهبر معظم انقلاب در خصوص خدماتی که این شاعر بر انقلاب کرده، می‌گویند: شهریار در دوران مهمی از زندگی‌اش – در حدود شاید سی‌سال آخر زندگی‌اش – دوران عرفانی و معنوی بسیار زیبایی را گذراند و به انس با قرآن و انس با معنویات و خودسازی پرداخت؛ یعنی به خودش رسید و سعی کرد باطن و معنویت خودش را صفایی ببخشد.

« در همه‌ مواقع حساس انقلاب، او نقش مؤثری ایفا کرد. یک جنگ هشت ساله بر ما تحمیل شد که یکی از سخت‌ترین تجربه‌های ما بعد از انقلاب اسلامی بود. تعداد شعرهایی که شهریار برای جنگ گفته؛ حضوری که او در مراکز مربوط به جنگ، مثل کنگره‌های مربوط به جنگ و شعر جنگ پیدا کرده و مدحی که او از بسیج عمومی مردم یا از سپاه یا ارتش کرده، به قدری زیاد است که اگر انسان نمی‌دید و نمی‌شنید و خودش لمس نمی‌کرد، به دشواری می‌توانست آن را باور کند. مردی در حدود هشتاد سال سن – بلکه بیش از هشتاد سال – در مجامع شعری حضور پیدا کند و برای هر مراسمی، شعر یا شعرهایی بگوید! این در حالی بود که از مثل او، چنین توقعی هم نبود. این، نشان‌دهنده‌ نهایت اخلاص، صفا و بزرگواری آن مرد بود».

* شاهکارترین شعر شهریار در مورد انقلاب

خدایا. خدایا.

تا انقلاب مهدی

خمینی را نگهدار

وی در مورد رشادت و شجاعت رزمندان اسلام، در عرصه دفاع از خاک مقدس ایران می‌سراید:

سلام ای جنــگ‌جــویان دلاور // نهنگانی به خاک و خــون شنــاور

سلام ای صخره‌های صف کشیده // بـه پیش تــانک‌های کوه پیکر

استاد شهریار همچنین رزمندگان اسلام را با مجاهدین صدر اسلام مقایسه نموده و می‌گوید:

صف جنگ و جهـاد صــدر اسلام // صفِ عمّار یاســر یا که اشتـــر

به قرآن وصف او بنیان مرصوص // صف مـولا علی، ســردار صفــدر

صفی کانجا به فرمان نیست گوشی // مگــر گوشی که با فرمـان رهبـر

شهریار همچنین در ابیاتی در وصف نیروهای سپاه اسلام اینگونه می‌سراید:

سلام، ای ارتش جانبــــاز اسلام // به ســر، با هر صف سرباز و افسر

اگــر ژاندارمـــری، یا شهربانی // وگــر مجـریّ و بـرّی، یا همافــر

مجهــز بــا جهـاز عشق و ایمــان // هنــرآمـــــوز یاران هنـــرور

بسیجی پروانید و عشایر // که این خورشید باید ذره‌پـــرور

که پنج انگشت خود، مشتی بسازید // پی کوبیدن صــــدام کافــــر

در وصف خلبانان شجاع هم می‌آورد:

سلام، ای شاهبـــازان شکاری // هوا نیروزِ خونین یال و شهپـــر

به گاه صید، شاهینی سبکبـال // به قاف قــرب، عنقایی موقـــر

چــو کشتیِ فضـــایی اژدرانداز // به خصـم کافـــر اندازید اژدر

به چشم دشمنان، شهباز و شاهین // به چشم دوستان، کبک و کبوتــر

و یا در وصف پیر دلیران بسیجی مجاهد گفته است:

سلام ای پیرمــردان مجاهـــد // دل از جا کنده، همپـای پیمبــر

به جبهه خود، حبیب بن مظاهر // به پشت جبهه سلمـان و ابــاذر

* ارادت خاص شهریار به رهبر کبیر انقلاب و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای

استاد شهریار همچنین ارادت خاصی به امام خمینی(ره) حضرت آیت‌الله العظمی سید علی خامنه‌ای(مدظله‌العالی) داشت.

در قصیده‌ای در وصف «خمینی بت‌شکن» می‌گوید:

دل که خط امام دلبر اوست

تاج هر افتخار بر سر اوست

چه امامی که مؤمن و کافر

سر فرود داشته به محضر اوست

چون صلاﺓ خدا عمود الدین

این ستونی که چرخ خیبر اوست

آری آفاق را به پشت دو تا سر تعظیم در برابر اوست

چرخ هر انقلاب اسلامی

از امام و امام محور اوست

* شمع جماران؛ نگین خاتم ایران

در قصیده دیگر این شاعر«شمع جماران» نگین خاتم ایران و انقلاب حضرت امام(ره) است، خط او صراط مستقیم، انقلاب است:

سلام، ای پاسـدار کعبــه عشق

حریم عشق را چون حلقه بر در

به جان، پروانه شمع جمـــاران

به دل، گــرم طواف حج اکبــر

و یا:

خط رهبر، صراط مستقیم است

نه راه باختر بویی نــه خـــاور

* شعر استاد شهریار در وصف قنوت رهبر معظم انقلاب

همچنین استاد شهریار در وصف قنوت نماز حضرت آیت‌الله سید علی خامنه‌ای(مدظله‌العالی) می‌گوید:

در رکوع و سجودِ خامنه‌ای

من هم از دور سرنگون دلم

خاصه وقتِ قنوت او کز غیب

دست‌ها می‌شود ستون دلم

او به یک دست و من هزاران دست

با وی افشانم از بطون دلم

عرشیان می‌کشند صف به نماز

از درون دل و برون دلم

من برونی نیم، خدا داند

کاین صلا خیزد از درون دلم

* شعر زیبای شهریار در وصف رهبر معظم انقلاب

شهریار شعر زیبایی در وصف آیت‌الله خامنه‌ای(مدظله‌العالی) دارد که در آن می‌گوید:

رشگم آید که تو حیدر بابا // بوسی آن دست که خود دست خداست

راستان دست چپ از وی بوسند //  که خدا بوسد از او دست راست

در امامت به نماز جمعه // صد هزارش به خدا دست دعاست

من بیان هنرم، یک دل و بس // او عیان هنر از سر تا پاست

او شب و روز برای اسلام //  پای پویا و زبان گویاست

او چه بازوی قوی و محکم // با امامی که ره و رهبر ماست

شهریارا سری افراز به عرش //  کو نگاهیش به (حیدربابا) ست

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با تجلیل از شخصیت معنوی و هنری شهریار در مورد اشعار وی نیز معتقد هستند:

«درباره‌ استاد شهریار، گفتنی زیاد است. یک مقوله، مقوله‌ شاعری اوست. درباره‌ شاعری شهریار دو حرف می‌شود زد: یک حرف این است که شهریار، یکی از بزرگترین شعرای معاصر ماست؛ هم در شعر فارسی و هم در شعر ترکی؛ البته شعر فارسی او خیلی بیشتر از شعر ترکی است و به نظر می‌رسد که اولین و معروفترین شعرهای او به زبان فارسی است؛ البته منظومه‌ «حیدر بابایه سلام» را بایستی استثناء کرد».

* حیدر بابایه سلام؛ یک شعر استثنایی

…؛ ولی آنچه که از شهریار در شعر فارسی می‌بینیم، او را در ردیف یکی از بزرگترین شعرای زمان ما قرار می‌دهد؛ مطلب دومی که در مورد شاعری شهریار باید گفت، یک چیز بالاتر از این است و آن این است که می‌شود گفت که شهریار یکی از بزرگترین شاعران همه‌ دوران‌های تاریخ ایران است و آن به لحاظ «حیدر بابایه سلام» است. «حیدر بابایه سلام» یک شعر استثنایی است. همه‌ خصوصیات شعری مثبت شهریار در این شعر هست. یعنی روانی، صفا، ذوق و دیگر خصایصی که مربوط به شعر است، همه در «حیدر بابایه سلام» جمع شده است. لکن علاوه بر اینها، ویژگی دیگری هم در «حیدر بابایه سلام» هست و آن این است، که در این شعر که تصویری از سابقه‌ی ذهنی خود شاعر است، مطالب بسیار حکمت‌آمیز وجود دارد. با این حساب، می‌توان شهریار را یک حکیم به حساب آورد. پایه‌ی شعر «حیدر بابایه سلام» به نظر ما خیلی بالاست».

ناگفته نماند، شهریار با منظومه ماندگار حیدربابا که با شاه بیت«حیدربابا ایلدیریملار شاخاندا ـ سئل لر سولار شاققیلدیوب آخاندا» آغاز می‌شود؛ شهرت جهانی پیدا کرد، به طوری که در حال حاضر این اثر مهم ادبی ترکی آذربایجانی به بیش از ۹۰ زبان در جهان ترجمه شده است.

حیدربابا ایلدیریملار شاخاندا

سئللر، سوللر شاققیلدیب آخاندا

قیزلار اونا صف باغلاییب باخاندا

سلام اولسون شوکتیزه ائلیزه

منیم ده بیر آدیم کلسین دیلیزه

* حیدربابایه سلام؛ سند زنده تاریخ یک روستا

البته این نکته را نیز نباید از نظر دور داشت و آن اینکه، این اثر در ۱۲۵ بند، با ۶۲۵ مصراع نوشته شده است، از این حیث می‌گویند، «حیدربابایه سلام» سند زنده تاریخ یک روستا است که شهریار در آن با قلبی پاک و نیتی صادق، با ساده‌ترین شکل و در عین حال ادبی‌ترین حالت از خویشان و آشنایان و مردم زادگاه خود و حتى چشمه‌ها و زمین‌ها و صخره‌هاى اطراف خشکناب نام می‌برد و هر یک را در شعر خود جاودانگى مى‌بخشد.

حیدربابا، کهلیک لروْن اوچاندا

کوْل دیبینَّن دوْشان قالخوب، قاچاندا

باخچالارون چیچکلنوْب، آچاندا

بیزدن ده بیر موْمکوْن اوْلسا یاد ائله

آچیلمیان اوْرکلرى شاد ائله

* شناخت وظیفه‌ تاریخی خود؛ درخشان‌ترین هنر شهریار

با این وجود سخن پایانی این گزارش را با پیام تسلیت رهبر معظم انقلاب در پی درگذشت استاد شهریار به پایان می‌رسانیم:

« در ده سال آخر عمر، این مرد بزرگ و این شاعر کهن، با دلی جوان و لبالب از شوق و احساس و با درک وظیفه بزرگ شاعر دوران انقلاب، همه‌ی سرمایه‌ی عظیم ذوق و هنر خود را در خدمت هدف و راهی گذاشت که کشور او و مردم او برگزیده و برای آن تن به فداکاری داده بودند. او انقلاب را و جهاد و شهادت را در شعر روان و روشن خود سرود و برترین مضمون دوران عمر بابرکت خود را در بخش پایانی شعر خویش گنجانید. او پیام انقلاب اسلامی را با دلی بنوشید که از کودکی به پیام قرآن گوش سپرده و در دهه‌های آخر عمر، در اسرار و معارف آن به غور و تدبیر پرداخته بود. او عاشق قرآن بود و قرآن مجسّم و زنده را در انقلاب اسلامی و نظام اسلامی مشاهده می‌کرد، از آن رو خود را در خدمت انقلاب خواست و گذاشت و به مردمی که جان در گروی آن نهاده بودند پاسخ مثبت داد. درخشان‌ترین هنر شهریار آن است که وظیفه‌ تاریخی خود را شناخت و با همه‌ وجود و به کمال خلوص به آن عمل کرد».

*به خدا ملک دلی نیست که تسخیر نکردی

استاد شاعرى که سال‌ها با یکه‌تازى در میدان توحید و وادى عرفان ثمره اشعارش هم اکنون زینت‌بخش محافل خاص و عام ماست. رند پیر عالم‌سوزى که هبه شهریاری‌اش را از کف عطاى خواجه شیراز برگرفته بود و همچون مراد خود زمزمه غزل‌هایش عشق را در رگ‌ها به جوش مى‌آورد، گرانقدرى که غزل «على اى هماى» رحمتش او را فارغ از زمان و مکان کرد و در ابتداى ابد و انتهاى ازل جایش داد.

امروزه در پهن دشت سرزمین ایران کمتر جایی را می‌توان یافت که نام و نشانی از سروده‌های شهریار در آن نباشد و شمار اندکی از مردم باسواد را می‌توان دید که بیتی، قطعه‌ای و غزلی از شهریار را بر لوح خاطر نسپرده باشند و این نشانه‌ای است از نفوذ معنوی کلام شاعر بر سراچه دل آشنا و بیگانه.

نام «شهریار» فرزند نامدار تبریز سال‌هاست که از مرزهای ایران گذشته و در چهار گوشه گیتی هر جا که از ادب فارسی و زبان حافظ، سعدی و فردوسی سخن می‌رود از لاهور و کشمیر و پیشاور و کراچی تا مدرسه السنه شرقیه پاریس و مکتب شرقی و‌ آفریقایی، از فرانکفورت و … تا راهروهای دانشگاه هاروارد، زبانزد پارسی شناسان است و دیر زمانی است که نام شهریار با حدیث ادب معاصر ایران عنای بر عنای می‌رود و شعر فارسی با دیوان و‌ آثار شهریار پیوند استوار و ناگسستنی دارد.

امروز به جرأت می‌توان گفت «شهریار» از برجسته‌ترین مظاهر جهان شعر و پر فروغ‌ترین ستارگان آسمان ادب ایران به شمار می‌رود و آنان که ادبیات شیرین فارسی را نیک می‌شناسند وی را نظامی، سعدی و حافظ امروز می‌خوانند و آثار وی را از نظر رعایت نکات اخلاقی، عرفانی و برانگیختن غرور ملی،حسن میهن پرستی و نوعدوستی گل سرسبد ادبیات معاصر می‌دانند.

ولیکن آنچه در این میانه گفتنی است، این است که «شهریار» نیز به مانند هر انسان اندیشه‌ورز در راستای آفرینش‌های هنری خود با افت و خیزهایی روبرو بوده و در گذرگاه حیات خویش فراز و نشیب‌های بسیاری را دیده و از پیچ و خم‌های دور و درازی گذشته تا راه خود را در جهت حرکت استکمالی و خلق آثار و سروده‌هایی جاودانه و ماندگار یافته است.

استاد ملک‌الشعرای بهار او را بداعت شاعری نه تنها افتخار ایران بلکه افتخار عالم شرق می‌داند.

ایران شهریار، شهریار ایران

توجه شهریار به عنوان یک ایرانی دوستدار وطن، به شعر ترکی، تنها از راه عشق به احیای زبان مادری بوده است. پس توان گفت که چهره ادبی شهریار از دو نیم‌رخ شعر فارسی و شعر ترکی آذری تشکیل یافته است. هر دو سوی این نیم‌رخ‌ها، صورت زیبا و دلنشین «شهریار ایران» را تشکیل می‌دهند.

یکی از بزرگ‌ترین ویژگی‌های شهریار که موجب شده آثارش در میان شاعران معاصر از جایگاه ویژه‌ای برخوردار باشد، استقرار او در جایگاه بزرگ‌ترین شاعران دو زبانه تاریخ ادبیات ایران است. شهریار که از سلسله شاعران فارسی‌گوی آذربایجان است، به دلیل تسلط ماهرانه به زبان فارسی و پیوند آن با ظرایف آذری، شایسته دریافت عنوان فوق شده است. در این میان دیوان شهریار منبع مهم و قابل توجهی برای بازتاب عاطفه‌های میهنی اوست. شهریار در جای جای آثارش از مقام میهن یاد می‌کند و مقام ایران را گرامی می‌دارد.

بخش قابل توجهی از سروده‌های شهریار، مربوط به آن دسته اشعاری است که در آنها، عواطف میهنی و دلدادگی شاعر به ساحت مقام میهن متجلی شده است.

وطن شاعر برابر ایران در شعر او از جایگاه والایی برخوردار است و اگرچه گستره‌ ارادت سلطان غزل معاصر به آستانه این وطن به سالیان دوره حاکمیت هخامنشیان و کوروش باز می‌گردد، منتهی به خوبی پیداست که علاقه و شیفتگی شهریار به ایران پس از اسلام، بسیار مشعوفانه است. به عبارتی گاهی گذشته‌های بسیار دور توجه شاعر را به خویش می‌خواند و او را مفتون عظمت و شکوه دوران باستان می‌سازد، اما با یادآوری این‌که ایران با آغوش باز و سویدای دل، دین اسلام را پذیرفت، بر ایرانی و مسلمان بودن خویش می‌بالد و نیش دوری از آن عظمت ظاهری با مشاهده نوش صبغه اسلامی ایران فراموش می‌کند.

یک نکته بسیار مهم پیرامون اشعار میهنی شهریار، توجه او به اسلامیت ایران است. به جرأت می‌توان گفت وطن در اندیشه شهریار و در وادی شعرهای او، رنگ و بوی کاملاً شیعی دارد. در نظام فکری و ادبی شهریار، مذهب ایرانی مساوی اسلام و ایران مذهبی مساوی ام‌القرای اسلام از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است؛ پر واضح است که قالب قصیده و مثنوی بیش از ظرف غزل، مجال انعکاس چنین ایده‌های اجتماعی را دارد. در شعر شهریار هم، اگر غزل بیش از همه، در خدمت اشعار عاشقانه و گاهی عارفانه او قرار گرفته، این قصیده‌ها و مثنوی‌های اوست که منعکس کننده دیدگاه‌های اجتماعی و گاهی سیاسی او گردیده است.

موسی کاظم‌زاده و وحید زینالی

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: شنبه 27 شهريور 1395 ساعت: 10:12 |تعداد بازديد : 155 نويسنده :

روحِ خدا


ای امـام راحـل ای روحِ خدا
ای به جانان واصل ای روحِ خدا

ای به قـربـانِ نـگـاه مسـت تو

بر سر مـا سـايبـانِ دسـت تـو

ای سـرآغـازِ كتـابِ عشــق ما

ای درخشان آفـتابِ عشـق مـا

بعـدِ تو ای باغبـانِ انــقــلاب

گشته ابری آسمــانِ انقــلاب

لــكّه های سركـش ابـر سياه

هجـمه آوردند ازهر سو به ماه

ای رسـولِ بـي نـظـيرِ انـقلاب

بعـد تو بعـد از غديــر انـقلاب،

از جفـــایِ همـرهانِ بـي وفـا

باز غوغـایِ سقـيفه شـد به پا

همرهانِ مانده جا از همـرهی

بر عليــه نایـبَت سيـد عـلـي

فتنه پشـت فتنه راه انداختند

خلــق را در اشتباه انداختنـد

اين گــروهِ منـحرف از راهِ تـو

وز جهــادِ فـي سَبــيلِ اللهِ تـو

سنگـرِ امــنِ جهانخواران شدند

با هـوایِ نفس هم پيمان شدند

با شعـارِ دلكشِ خــطّ امـام

دشمني كردند با رأس نظـام

اين خواصِ سركشِ بَد سرگذشت

درغبــار فتنـۀ هشتـاد و هـشت

دسـت در دسـتِ اراذل داده انـد

سنگرِ حق را به باطــل داده انـد

***

اي خمـينی ای امـامِ لالــه ها

ای عــلمــدارِ تمـامِ لالــه ها

گــر به پا دارنــدگانِ غائــله ،

هي بگيرند از ولايت فاصلــه

گرچه از اين عدّۀ پيمان گُسِل

خورده ايـم آقا دمـادم خون دل

گــركه ما هــردم عزادار توايـم

تا به پاي جـان وفــادار توايــم

با تو آن عهدی كه بستيم ای امام،

رهـــروِ راهِ توهستيــم ای امـام

بهــرِ تــو تا بذلِ جان آماده ايم

دستِ بيعــت با ولايت داده ايم

اي تو ما را ســيد و ما را ولی

بعد تو مولاي مـــا سيد علی...


علی اکبر شجعان

سایت ادبی شهید رابع استهبان

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: جمعه 14 خرداد 1395 ساعت: 18:17 |تعداد بازديد : 230 نويسنده :

وصیت امام خمینی



تا نهضت ما در ولایت ریشه دارد
نور علی بر تارک اندیشه دارد

اندیشه های انقلاب سرخ ایران
دارد هزاران ریشه در اسلام و قرآن

تا روح حق از پیکر امت جدا شد
ایران زداغ حضرتش ماتم سرا شد

در سالروز رحلت فرزند زهرا
شد خیمه ی ماتم به پا در دشت دلها

شد باغبان لاله های باغ ایمان
جاوید در تاریخ عاشورای ایران

یاد خمینی یاد هر دو یادگارش
یاد شهیدان عزیز جان نثارش

تا نور حق خامنه ای صاحب لوا شد
پرچم بدوش نهضت روح خدا شد

روح خدا سر حلقه ی اهل ولا بود
آئینه دار انقلاب کربلا بود

امروز باید کرد از روی ارادت
از نائب روح خدا هر دم اطاعت

راه ولایت راه خونبار حسینی
سرمایه ی عزت وصایای خمینی

کرده وصیت کاروان سالار نهضت
امت نماند جا زِ پرچمدار نهضت

گفتا مبادا از کَفَش پرچم بگیرند
نامحرمان شان ولی را کم بگیرند

گفتا مبادا روی لاله پا گذارید
مولای خود را بیکس و تنها گذارید

گفتا مبادا بی ولایت ره سپارید
این نهضت و کشور به دشمن واگذارید

گفتا مبادا جای حق،باطل نشیند
اُمّت مبادا از علی غافل نشیند

کرده وصیت روح حق پیر جماران
خارج نگردد امت از راه شهیدان

کرده وصیت تا که در وحدت بکوشیم
جام از کف مولای جانبازان بنوشیم

کرده وصیت تا کند نسل خمینی
با جان اطاعت از ابالفضل خمینی

آری ابالفضل خمینی چون حسین است
میراث دار مسند پیر خمین است

کرده وصیت با ستم بیگانه باشیم
گِردِ وجودِ رهبری پروانه باشیم

کرده وصیّت نهی از منکر نمائیم
مثل شهیدان یاریِ رهبر نمائیم

علی اکبر شجعان
تاريخ ارسال: پنجشنبه 14 خرداد 1394 ساعت: 14:2 |تعداد بازديد : 207 نويسنده :

گردهمآیی شاعرانه

آخرين ارسالهاي تالار گفتمان

عنوان پاسخ بازديد توسط
استهبان (Estahban) 0 6 mahdavi
اشعار محرّم و صفر 5 502 mahdavi
وزنهای عروضی 7 127 mahdavi
سلام به سایت ادبی شهید رابع استهبان خوش آمدید. محتوای این سایت و انجمن ادبی آن سروده ها و مطلب های ادبی ارسال شده جمعی از فرهیختگان و شاعران گرامی است؛ شماهم به این جمع بپیوندید و مطلب هاو نظرهای ارزشمند خود را برای دیگران وبرای بهینه سازی سایت ارسال کنید. استفاده از اشعار با درج لینک و نام شاعر آزاد است. امام صادق(ع) فرمودند : ما قالَ فینا قائِلُ بَیْتَ شِعْرٍ حَتّی یُؤَ یِّـدَ بِرُوحِ الْقُدُسِ : هیچ شاعر ی در حق ما شعر نگفت مگر اینکه با روح قدسی تایید و یاری شد: وسایل الشیعه ، ج 1 ص 467) مقام‌ معظم رهبري، حضرت آيت‌الله العظمي امام خامنه‌ای فرمودند : «شعر، ثروتی ملی، عظیم و پر ثمر برای کشور است» و «باید با ایجاد این ثروت بزرگ روز به روز آن را افزایش داد و برای نیازهای کشور از آن استفاده ی بهتر و برتر کرد». کاروان شعر در کشور با سرعت، دقت و جهت گیری درست به پیش می رود ؛ با استمرار این حرکت، کشورِ عزیزِ ایران باردیگر هدیه ای ارزشمند به تمدن و فرهنگ جهانی و خصوصاً این منطقه، اهدا خواهد کرد. شعر علاوه بر اینکه ظرفی برای بیان احساس شاعرانه است باید در خدمت ارزشها باشد و شاعر در عمل به وظیفه و مسئولیت خود، این نعمت بزرگ الهی را در خدمت به دین، اخلاق، انقلاب و معرفت افزایی قرار دهد. شعر می تواند به "معرفت دینی و اخلاق مردم" و "حرکت انقلابی ملت" خدمت کند و این کار حتی با یک یا دو بیت شعر انقلابی،‌اخلاقی و معرفتی در یک غزل محقق می شود و تأثیر می گذارد. قالب شعر نمی تواند نسبت به مسائل موجود کشور بی تفاوت باشد یا از آن صرف نظر کند. + خاندان شهید رابع اصطهباناتی : پدر وی «ملاعبدالمحسن» فرزند مرحوم «ملاباقر» فرزند «ملا سراج الدین» بود و پدر و جد پدری اش در جرگه افرادی بودند که در زمان حمله افغانها به اصطهبان، کشته شدند.[۱] تحصیل : وی در ۱۲ سالگی با راهنمایی دایی‌اش به شیراز رفت و هشت سال در مدرسه منصوریه درس خواند. در سال ۱۲۴۶ به تهران رفت و شاگرد استادانی مانند آقا علی حکیم (مدرس)، محمدرضا حکیم قمشه‌ای، میرزا ابوالحسن جلوه، ملاعلی کنی، سید مهدی قزوینی نجفی و مولی محمدتقی هروی بود. در سال ۱۲۵۸ دوباره به شیراز رفت. به علت درگیری با قوام الملک (حاکم وقت فارس) به سامرا تبعید شد و در درس میرزای شیرازی شرکت کرد و از او اجازه اجتهاد گرفت. پس از فوت میرزای شیرازی به نجف رفت و حوزه فلسفی آنجا را پایه‌گذاری کرد. او علوم مختلف از جمله فقه و احکام را با زبان شعر بیان می‌کرد و رساله احکام دین او مشتمل بر هزار بیت شعر بود. در ریاضی و شاخه‌های آن دستی داشت و مقالات مختلفی در این زمینه از او مانده است. در پزشکی بیشتر به پیشگیری و رعایت بهداشت و نظافت محیط توجه داشت و می‌گفت: «من رسماً طبیب نیستم، ولی هزاران تن را به طریق بهداشت معالجه قطعی کرده‌ام.»[۲] علامه امینی او را به جهت آنچه «نبوغ علمی» خوانده «شکافنده هسته علم و پیشتاز میدان دانش» معرفی کرده‌است.[۳] زندگی‌نامه : آیت الله اصطهباناتی در سال ۱۲۵۸ ش با دختر سید محمد حسن لاریجانی ازدواج کرد. همسرش در سال ۱۲۷۹ درگذشت. وی فرزندی به نام شیخ محمد تقی روانشاد ملقب به فیلسوف روانشاد دارد که از مجموع افکار و اندیشه‌های پدرش بخشی به همت وی با عنوان «شمه‌ای از آثار شهید رابع» تهیه و منتشر شده است. سرانجام وی در دفاع از مشروطه و رهبری قیام مردم شیراز در سال ۱۳۲۶ برابر با ۱۷ اسفند ۱۲۸۶ شهید شد و در باغ غزل حافظیه به خاک سپرده شد. آثار : احکام الدین[۴] رساله حدوث عالم[۵] مجمع المسائل[۶] رساله شمس التصاریف رساله جوابیه شاگردان : محمدجعفر آل کاشف‌الغطاء، محمدحسین غروی اصفهانی، محمدحسین کاشف‌الغطاء، هبةالدین شهرستانی، میرزا عبدالحسین ذوالریاستین، سید محمدحسن نجفی قوچانی (آقا نجفی قوچانی)، علی‌اکبر حکمی یزدی قمی، غلامرضا یزدی، سید ابراهیم حسینی اصطهباناتی (میرزا آقای شیرازی)، زین‌العابدین اسدالله مهربانی سرابی، آقا نجفی قوچانی، غلامرضا فقیه خراسانی. ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پانویس : شهید رابع، آیت‌الله محمدباقر اصطهباناتی عالم مشروعه خواه، نویسنده : محمد جواد اسلامی، با تلخیص، ص۲۵–۲۷. شهید رابع، ص ۴۰ و ۴۱. شهیدان راه فضیلت، ص ۵۱۲. رساله‌ای منظوم در احکام و فرایض که هزار بیت است. در موضوع جهان هستی، حکمت و فلسفه. رساله عملیه و دربردارنده فتواهای او. منابع شبکه اطلاع‌رسانی اجتهاد جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم. گلشن ابرار. ج۷، نشر معروف، قم: ۱۳۷۸.
سایت ادبی شهید رابع استهبان
يا مهدي
ادرکني
بسم الله الرحمن الرحيم
اللّهُمَّ صَلِّ علي مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ
وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ
وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعينْ
التماس دعا
به سايت ادبي شهيد رابع استهبان خوش آمديد براي بهره برداري بهتر از مطالب سايت عضو شويد
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند / روبه صفتان زشتخو را نکشند
گر عاشق صادقی زِ مُردن مهراس / مُردار بود هرآنکه او را نکشند
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِيِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن
صَلَواتُکَ علَيهِ و عَلي آبائِهِ
فِي هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِي کُلِّ سَاعَهٍ
وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً
حَتَّي تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا"
برحمتک يا ارحم الراحمين
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
أنْتَ اللهُ الَّذي لا إلهَ إلّا أنْتَ، مُبْـدِئُ الْخَلْقِ وَمُعيدُهُمْ وَأنْتَ اللهُ الَّذي لا إلهَ إلّا أنْتَ، مُدَبِّـرُ الْاُمُورِ
وَ باعِثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ، وَ أنْتَ اللهُ الَّذي لا إلهَ إلّا أنْتَ الْقابِضُ الْباسِطُ
وَ أنْتَ الله الَّذي لا إلهَ إلّا أنْتَ، وارِثُ الْأرْضِ وَمَنْ عَلَيْها.
أسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذي إذا دُعيتَ بِهِ أجَبْتَ، وَإذا سُئِلْتَ بِهِ أعْطَيْتَ
وَ أسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أهْلِ بَيْتِهِ، وَ بِحَقِّهِمُ الَّذي أوْجَبْتَهُ عَلي نَفْسِكَ
أنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ‌ تَقْضِيَ لي حاجَتي، السّاعَةَ السّاعَةَ،
يا سَيِّداهُ، يا مَوْلاهُ، يا غِياثاهُ، أسْئَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّيْتَهُ بِهِ نَفْسَكَ، وَاسْتَأْثَرْتَ
بِهِ في عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ أنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ تُعَجِّلَ خَلاصَنا
مِنْ هذِهِ الشِّدَّةِ، يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأبْصار، يا سَميعَ الدُّعآءِ،‌إنَّكَ عَلي كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ،
بِرَحْمَتِكَ يا أرْحَمَ الرّاحِمين
يک روز مي افتد ؛
آن اتفاق خوب را مي گويم ...
من به افتادني که برخاستن اوست ايمان دارم ؛
هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه ...
اللهم عجل لوليک الفرج
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
لا اِلهَ اِلا اللَّهُ
عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ
وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ
يا مهدي ادرکني
السلام علي جميع المعصومين عليهما السلام
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ ما شآءَ اللَّهُ كانَ وَ مالَمْ يَشَاْ لَمْ يَكُنْ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّشَيْئٍ قَديرٌ وَ اَنَّ اللَّهَ قَدْ اَحاطَ بِكُلِّ شَيْئٍ عِلْماً اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دآبّةٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِيَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ