close
تبلیغات در اینترنت
استهبان

حضرت زینب علیهاالسلام


از جان گذشته بود


این زن که از برابر طوفان گذشته بود

عمرش کنار حضرت باران گذشته بود


صبرش امان حوصله‌ها را بریده بود

وقتی که از حوالی میدان گذشته بود

باران اشک بود و عطش شعله می‌کشید
آب از سر تمام بیابان گذشته بود

آتش، گرفته بود و سر از پا نمی‌شناخت
از خیمه‌های بی سر و سامان گذشته بود...

اما هنوز آتش در را به یاد داشت
آن روزها چه سخت و پریشان گذشته بود

می‌دید آیه آیهٔ آن زیر دست و پاست
کار از به نیزه کردن قرآن گذشته بود

یک لحظه از ارادت خود دست برنداشت
عمرش تمام بر سر پیمان گذشته بود

زینب هزاربار خودش هم شهید شد
از بس که از کنار شهیدان گذشته بود

بر صفحه‌های سرخ مقاتل نوشته‌اند
این زن هزار مرتبه از جان گذشته بود

احمد_علوی

سایت ادبی شهید رابع استهبان

عاشورا تابلویی است که در آن شعر زیبای عشق را با خون نگاشته اند.
''حضرت امام خامنه ای''

باپیوستن به این سایت، دفتری از آثار ادبی برای خود بازکنید و از آثار دیگر فرهیختگان استفاده کنید:


شاعران گرامی که اشعار خود را در انجمن سایت ارسال نمایند با اولویت در صفحه اول سایت قرار خواهد گرفت.


http://www.rabe.ir

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: جمعه 23 شهريور 1397 ساعت: 9:23 |تعداد بازديد : 35 نويسنده :

شب شعر عاشورا97


عاشورا تابلویی است که در آن شعر زیبای عشق را با خون نگاشته اند .
حضرت امام خامنه ای

قابل توجه شعرای گرامی استان فارس
بیست و چهارمین مراسم
شب شعر عاشورا
۱۳ محرم - شهرستان استهبان
آخرین مهلت ارسال شعر
شنبه ۲۴ شهریور ( ۵ محرم )
علاقمندان می توانند آثار خود را در قالبهای مختلف شعری از طریق سایت ادبی شهید رابع به آدرس:
http://www.rabe.ir/
(بخش تماس با ما)
یا از طریق واتساپ به شماره
09174134425 ارسال نمایند

ستاد مردمی شبهای شعر اهل بیت (ع) - شهرستان استهبان

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: شنبه 17 شهريور 1397 ساعت: 12:18 |تعداد بازديد : 52 نويسنده :

قدر این مرد فاصل را بدانید



چشم وچراغ چراغداران

دراوائل دهه پنجاه ساختمانی درزاویه شمال غرب خیابان شهید فقیهی«کمربندی آن زمان»ساخته شد که به نام دبستان حاقظ معروف شد.خوشه چینان بسیاری دراین مزرعه مشغول خوشه چینی ازخرمن علم ومعرفت آموزگاران وصاحبان معرفت بودند،ازجمله این خوشه چینان کودکی بود که مصطفی میخوانندش،
او درخانه ای محقر وقدیمی باخانواده اش زندگی میکرد،
پدرش پیرمردی متوسط القامه بود بامحاسنی بلند وسفید وچهره ای که حکایت از تحمل رنج فراوان داشت، پای کوره آجرپزی عرقهای بسیار تنها نوازشگر چهره مهربان ونورانیش بود تا بااین رنجهای فراوان لقمه ای نان حلال وخالی ازشبهه به خانه بیاورد ، سرو قامت فرزندانش را بانان حلال سرفراز کند، آری آنمرحوم همنشین آب وخاک و اتش بود،
مرحوم مادر مصطفی اوقات فراغتش رادرخانه باتدریس قرآن به کودکان ونوجوانان محله سپری میکرد،
نهال قامت
مصطفی با نان چنین پدر وتربیت جنین مادری قدکشید،
درنوجوانی باعلاقه تمام به حوزه علمیه قدم گذاشت ،چند سال درحوزه وتحت تعلیم استاتید حوزه استهبان،سرانجام به حوزه علمیه قطب عالم تشیع«قم» قدم نهاد تا ازخرمن علم علمای بزرگ بهره ها ببرد،
پس ازچندین سال باکوله باری سنگین ازعلوم مختلف مجددا به زادگاهش باز گشت،دست تقدیر اورابه زعامت مردم ستمدیده و امامت جمعه مردم این شهربرگزید،
شیخ مصطفی نه تنها امام جمعه بلکه ملجا بیچارگان است،گاهی اوقات مردم حکومت دراختلافات حقوقی وقضایی خود رابه ایشان میسپارند، طرفین دعواپس ازحل اختلافشان خوشخال و راضی ازدرب خانه ایشان برادرانه به سمت خانه خویش رهسپار میشوند،
پاسخگویی به مسائل شرعی،جمع اوری وجوهات،رسیدگی به امور اداری،پیگیری مشکلات عامه وشهری،راهنمایی پدرانه تمامی روسای ادارات و..........را وظیفه خویش میداند،
اینها تنها گوشه ای از شخصیت فرزند راستین این آب وخاک است
اما چیزی که از چند سال پیش تابحال توجه اهل ادب این شهرستان وشهرستانهای مجاور شرق فارس به خودجلب کرده ادب دوستی وشعرشناسی ایشان است،
اولین باری که جهت استمداد معنوی درزمینه برگزاری شب شعرخدمت ایشان رسیدیم،صحبت ازتاتر،فیلنامه نویسی وساخت فیلم درمیان آورد،تعجب کردم،آنجابود که فهمیدم دامنه مطالعات وگستره اطلاعات ایشان خیلی بیشتر ازیک روحانی تحصیلکرده حوزه است،آنگاه ازشعر سخن گفت،!داشتیم کم می آوردیم که خوشبختانه بخیرگذشت ،وقتمان تمام شد.
هرسال قبل ازبرگزاری شب شعر باایشان نشستی داشتیم ،وهرسال نکته ای اموزنده راتذکرمان میداد،نصایحش پدرانه است،استماع سخنانش بخصوص درنشست خصوصی لذتی دوچندان دارد،
امسال نیز صبح پنحشنبه سیزدهم مهرماه درمعیت شاعران کشوری واستانی درب مهربانی اش رابرماگشود،شعرای آیینی وانحمن چراغداران استان فارس بعلاوه اقای حسن اسحاقی شاعر جوان مطرح کشوری که مورد تفقد رهبر عزیز قرار گرفته و اقای علی اکبر فرهنگیان اهل تهران که پیرو سبک مرحوم اغاسی است دراین جمع حضور داشتند،
پس ازمعرفی توسط آقای علیرضا رنجکش ومجریگری ایشان شعرخوانی شروع شد،
نخست علی اکبر فرهنگیان،،،،،جناب خاوری ابیاتی راکه کشفی درکلامش بود بالذت بیشتری نوش جان میکردند
سپس حسن اسحاقی،اوکه شاعری جوان ومخلص است به نظرمی اید اهل بیت به ابشان نظرداشته باشند چون زیباترین وحانسوزترین ابیات برزبان وقلم ایشان جاری میشود،الحق که محتشم ثانی است،
ازهرشهری شاعری انتخاب شد وشعری رادررثای سالار شهیدان وواقعه کربلا قرائت شد،بعضی ازاشعار که خوانده میشد اشک حضار را جاری میکرد،،وگاهی که نمک شعربه قاعده بود صدای ناله وهق هق!!!
ایوب پرند آور، احمد خوانسالار،یادگار دفاع مقدس غلامزضا ظریف،حاج نصیرزاده از نیریز،وشعرایی از خاک پاک خودمان استهبان،
راستی فراموش کردم یادآوری کنم شب شعر عاشورای استهبان به اعتراف شعرای بزرگ آیینی دومین شب شعر بزرگ کشوری است،ستاد شب شعرعاشورا به هیچ اداره وارگانی وابسته نیست،کلیه هزینه های مربوط به آنرا لطف اهل بیت به واسطه همین مردم تامین میکند،پشتیبانی، مادی ومعنوی حاج آقا خاوری قابل تقدیر است،،

صدای موذن ازماذنه بوقهای بلند گو زنگ پایان جلسه شعرخوانی بود،
تجدید وضو،وبه قامت قدبستن جناب خاوری جهت برگزاری جماعت درسالن نمازخانه دفترایشان،
پس ازادای فریضه نماز سفره ضیافتی برای میهمانان با پیش غذای محبت امام جمعه گسترده شد،صرف ناهار میهمان حجت الاسلام خاوری بودیم،یکی ازشاعره ها که میتوان ایشان راازجهت مهربانی مادرانجمن شهید رابع خواند «خانم جواهریان متخلص به سایه»صله ای ازدست جناب خاوری دریافت کرد، واین نشانه ای دیگر ازقدرشناسی وشعرشناسی شیخ مصطفی است، که میتوان به آن استناد کرد،
بساط چایی گسترده شد،پس ازصرف چایی خداحافظی ازآن عالم فاضل،
دربین راه که به کانون فرهنکی سپاه بازمی گشتیم ،سخن ازاخلاص وشفقت امام جمعه پیش آمد،نه توسط من که اهل استهبان بودم بلکه توسط شعرای دیگرشهر،بخصوص اقای فرهنگیان که بارها توصیه کرد«قدراین مرد فاضل رابدانید»
اما حیف که ما دردامنه کوه قرار داریم وعظمت آنرادرک نمیکنیم،اما آنان که درجایگاه دورتری قرار دارند عظمت انرابیشتر درک میکنند
چنانچه شعرای مهمان به اتفاق لسانی مقر به علم، شفقت وخضوع این عالم برجسته داشتند.


احمد جعفری


🆔 @shahidrabe کانال ادبی شهید رابع استهبان



ادامه مطلب

تاريخ ارسال: شنبه 15 مهر 1396 ساعت: 17:37 |تعداد بازديد : 60 نويسنده :

دستخط متن وصیت نامه شهید مدافع حرم محسن حججی


دستخط متن وصیت نامه شهید مدافع حرم محسن حججی:










ادامه مطلب

تاريخ ارسال: پنجشنبه 06 مهر 1396 ساعت: 7:7 |تعداد بازديد : 146 نويسنده :

شب شعر عاشورا-استهبان



🔷بیست و یکمین مراسم شب شعر عاشورا - استهبان
🔅موضوع: حماسه ی خونین کربلا

* مهلت ارسال آثار:
شنبه ۹۶/۷/۱ برابر با دوم محرم ۱۴۳۹

* نحوه ارسال آثار:
از طریق پیام رسان تلگرامی @Shabe_sheer_ahlebeit


تذکّرات:
۱- قید کردن نام و مشخصات کامل صاحب اثر اعم از نام و نام خانوادگی، سن، تحصیلات و شماره تماس و شهرستان در ذیل اثر الزامی ست.

۲ - زمان و مکان و همچنین برنامه زمان بندی برگزاری مراسم متعاقبا و پس از انتخاب آثار اعلام خواهد شد
ستاد مردمی شبهای شعر اهل بیت (ع)
شهرستان استهبان

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: شنبه 01 مهر 1396 ساعت: 10:40 |تعداد بازديد : 79 نويسنده :

فراخوان شب شعر عاشورا


🔷بیست و یکمین مراسم شب شعر عاشورا - استهبان
🔅موضوع: حماسه ی خونین کربلا

* مهلت ارسال آثار:
شنبه ۹۶/۷/۱ برابر با دوم محرم ۱۴۳۹

* نحوه ارسال آثار:
از طریق پیام رسان تلگرامی @Shabe_sheer_ahlebeit


تذکّرات:
۱- قید کردن نام و مشخصات کامل صاحب اثر اعم از نام و نام خانوادگی، سن، تحصیلات و شماره تماس و شهرستان در ذیل اثر الزامی ست.

۲ - زمان و مکان و همچنین برنامه زمان بندی برگزاری مراسم متعاقبا و پس از انتخاب آثار اعلام خواهد شد
ستاد مردمی شبهای شعر اهل بیت (ع)
شهرستان استهبان

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: سه شنبه 21 شهريور 1396 ساعت: 19:11 |تعداد بازديد : 75 نويسنده :

شهید فقیهی 2


 
امشب آواز پرپری دارم
در سرم شور دیگری دارم

امشب آهم شراره می بارد
از نگاهم ستاره می بارد

امشب از آه و ناله لبریزم
اشک غربت ز دیده می ریزم

نایم امشب نوای غم دارد
ساز عشقم صدای غم دارد

در گلو بغض خفته ای دارم
حرف های نگفته ای دارم

از درونم ترانه می جوشد
سخن عاشقانه می جوشد

شعر من شور معنوی دارد
ساز من سوز مثنوی دارد

ساقیا می بریز در جامم
ناله ی نی بریز در کامم

تا غم اشتیاق بنویسم
شرحه شرحه فراق بنویسم

تا بگویم غم "فقیهی" را
قصه ی ماتم فقیهی را

آن که چون غنچه در نجف گل کرد
گوهری بود و در صدف گل کرد

آن که صهبای حیدری نوشید
و ردای پیمبری پوشید

آن که پشت و پناه مردم بود
همدم اشک و آه مردم بود

مثل مولای خود علی ،آن مرد
به فقیران رسیدگی میکرد

آن که الگو به زهد و تقوا بود
در نگاهش خلوص پیدا بود

بانگ یابن الحسن که سر می داد
دامنش را به چشم تر می داد

خصم جان تمام اعداء بود
در زمانه غریب و تنها بود

رنج ها برد و با ستم جنگید
خون دل خورد و با ستم جنگید

آن که هم صحبت جوانان بود
مظهر عقل و عشق و ایمان بود

مرد عشق و عقیده بود و جهاد
و مبارز علیه ظلم و فساد

قاضی شرع شرق استان بود
لاله پرور به باغ و بستان بود

پرچم عدل و داد بر دوشش
و سلاح جهاد بر دوشش

نور توحید در جبینش بود
دست همت در آستینش بود

تا بنای دعای ندبه گذاشت
همه جا بذر عشق و عاطفه کاشت

در تب انتظار جان می داد
راه حق را به ما نشان می داد

عاشقی بی قرار و شیدا بود
عشق مهدی (عج)در او هویدا بود

تا بنای کتابخانه نهاد
بار فرهنگ روی شانه نهاد

همه جا از امام دم میزد
شعله بر خرمن ستم میزد

در نگاهش بهشت پیدا بود
سرخی سرنوشت پیدا بود

زخم جانسوز طعنه می نوشید
و ز هر تهمتی نمی جوشید

در یَمِ انتظار، کشتی بود
ترجمان غم "بهشتی" بود

به ریا هیچ لحظه جلوه نکرد
لب فرو بست و گاه شکوه نکرد

هر کجا می رسید فریادش
فقر مردم نرفت از یادش

او که عشق حسین در سر داشت ـ
او که خوناب دل به ساغر داشت ـ

با دوتا پاسدار خود آن مرد
(زهری زاده) ؛ (میرزائی فرد)

بعد یک عمر شور و سرمستی
پا فراتر گذاشت از هستی

شوق پرواز در پَرَش گل کرد
پر گشود و طی تکامل کرد

هدف تیر اهل باطل شد
و به دیدار دوست نایل شد

علی اکبر شجعان

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: سه شنبه 17 مرداد 1396 ساعت: 14:35 |تعداد بازديد : 110 نويسنده :

رنگ و بوی خراسان




دادار برگزیده تو را...


گرچـون نسـيم بر دل تنگم گـذر كني

مثـل بهــار باغ مرا پر ثمـر كنـي

پَرمي كشم چو ذرّه و خورشيد مي شوم
از مرحمت دمي كه به حالم نظر كني

يخ بسـته است بركۀ چشمم ولـي ز مهر
لطفي نما كه چشم مرا شعله ور كني

گيـرند رنگ و بوي خراسـان الي الأ بَد
تا يك نفـس به كشور دلها سفر كني

بر پا دوباره شـور نشـابور مي شـود
آن دم كه از ديـارِ خيـالم گذر كني

دادار برگزيـده تو را تا كـه از كَـرَم
راهِ قضـا ببنـدي و كارِ قَـدَر كنـي

صبح مرا به نور رخت روشنی دهی
شام مرا به شـوق وصالت سحـر كني

تا نام دلنشـين تو را منتشـر كنــم
ناي ني ام دهي و به كامم شكر كني

تا چتـر نـور بر همـه عالـم بگستري
گاهي نظر به چهرۀ شمس و قمر كني

باران نـور ! نيمـه شبي بر دلـم ببـار
شـايد خليـج چشـم مرا پر گهر كني

علي اكبر شجعان.
استهبان

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: جمعه 13 مرداد 1396 ساعت: 17:13 |تعداد بازديد : 118 نويسنده :

شب شعر کریم اهل بیت96

تاريخ ارسال: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 12:34 |تعداد بازديد : 86 نويسنده :

شهادت امام حسن مجتبی(ع)

تاريخ ارسال: جمعه 05 آذر 1395 ساعت: 7:11 |تعداد بازديد : 182 نويسنده :

شب شعر عاشورا 95


شعرخوانی برقعی: غروب فرشچیان


با اشك هاش دفتر خود را نمور كرد

ذهنش ز روضه هاي مجسّم عبور كرد


در خود تمام مرثيه ها را مرور كرد

شاعر بساط سينه زدن را كه جور كرد


احساس كرد از همه عالم جدا شده ست

در بيت هاش مجلس ماتم به پا شده ست

 

در اوج روضه خوب دلش را كه غم گرفت        وقتي كه ميزو دفتر و خودكار دم گرفت

وقتش رسيده بود به دستش قلم گرفت        مثل هميشه رخصتي از محتشم گرفت

 

باز اين چه شورش است كه در جان "واژه" هاست

شاعر شكست خورده ي طوفان "واژه" هاست

 

بي اختيار شد قلمش را رها گذاشت                 دستي ز غيب قافيه را كربلا گذاشت

يك بيت بعد واژه لب تشنه را گذاشت             تن را جدا گذاشت و سر را جدا گذاشت

 

حس كرد پا به پاش جهان گريه مي كند

دارد غروب فرشچيان گريه مي كند

 

با اين زبان چگونه بگويم چه ها كشيد                بر روي خاك وخون بدني را رها كشيد

او را چنان فناي خدا، بي ريا كشيد                    حتي براش جاي كفن؛ بوريا كشيد

 

در خون كشيد قافيه ها را، حروف را

از بس كه گريه كرد تمام لهوف را

 

اما در اوج روضه كم آورد و رنگ باخت              بالا گرفت كار و سپس آسمان گداخت

اين بند را جداي همه روي نيزه ساخت         خورشيد سر بريده غروبي نمي شناخت

 

بر اوج نيزه گرم طلوعي دوباره بود

او كهكشان روشن هفده ستاره بود

 

خون جاي واژه بر لبش آورد و بعد از آن...       پيشانيش پر از عرق سرد و بعد از آن...

خود را ميان معركه حس كرد و بعد از آن...        شاعر بريد و تاب نياورد و بعد از آن...

 

در خلسه اي عميق خودش بود و هيچ كس

شاعر كنار دفترش افتاد از نفس


لینک این شعرخوانی توسط شاعر


ادامه مطلب

تاريخ ارسال: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 7:13 |تعداد بازديد : 282 نويسنده :

فراخوان شعر عاشورائی

شب روضۀ منظوم و مغموم


بیستمین مراسم شب شعر عاشورا شهرستان استهبان طبق سنوات گذشته در تاریخ ۱۳ محرم برگزار خواهد شد


مهلت ارسال آثار : شنبه ۱۷ مهر ( ۶ محرم )

محل تحویل آثار :

۱. انجمن شعر همسایه واقع در اداره فرهنگ و ارشاد استهبان


۲. انجمن شعر وادب (شهید رابع) واقع در بوستان جمالی استهبان

همچنین

از طریق نمابر : بشماره :

۵۳۲۳۰۳۱۱


از طریق نظرگاه خصوصی "سایت ادبی شهید رابع استهبان": http://www.rabe.ir/


از طریق آدرس ایمیل: Rabe4sh@gmail.com


با خط arial و فونت 14 فایل وورد ( پی دی اف قابل قبول نیست)


قید مشخصات کامل با آدرس وشمارۀ تماس الزامیست

لازم به ذکر است با توجه به ارسال اشعار جهت ارزیابی و گزینش ، به آثاری که بعد از موعدد مقرر ارسال گردد ترتیب اثر داده نخواهد شد


تلفن 09174134425 پاسخگوی سئوالات دوستان وشاعران گرامی


ستاد مردمی شبهای شعر اهل بیت شهرستان استهبان


ادامه مطلب

تاريخ ارسال: یکشنبه 04 مهر 1395 ساعت: 7:36 |تعداد بازديد : 138 نويسنده :

شب شعر عاشورا



13 مُحرّم در


استهبان


برگزار شد


ادامه مطلب

تاريخ ارسال: پنجشنبه 30 مهر 1394 ساعت: 16:4 |تعداد بازديد : 223 نويسنده :

شهادت امام محمد باقر(ع)

 

به نام خدا

اَلسّلام عَلَیکَ یااَباجَعفَر یا مُحَمَّدِ اِبنِ عَلی باقِرِ عِلمِ النَّبیّینَ

مِنَ الأوَّلینَ وَالآ خِرین

دوبیتی

بیا، بیا، بشنو از زبانِ آبِ فُرات

که من هنوز بگریم به کُشته ی عَبَرات

هماره یاد کنم از حسین(ع) و آلِ حسین(ع)

به جانِ باقر و زُوّارِ کربلا صَلَوات

---------

غزل

سَحَر به کِلکِ ولایَت نوشت علم وکمال

به نامِ حضرتِ باقر، به اِذنِ جَلَّ جَلال

سَحَر به معنیِ فرخنده بامدادِ اَلَست

طُلوعِ نورِ فروزنده ی مُحَمَّد(ص) و آل

دریغ و درد که اهل ستم کمر بستند

پَیِ خموشیِ انوارِ خالقِ مُتعال

کُجا خَموش شود نورِ خالقِ اکبر؟

نمادِ کربُ بلا شاهِد اَست و جنگ وجدال

امامِ پنجم، ای باقرِ علومِ نبی(ص)،

که خلق از تو بُوَد در مقامِ استدلال،

خدای خواست که باشی به کربلای حسین(ع)،

میانِ این همه ضلم و فساد و حُزن و مَلال

مدینه، مکّه و اوضاعِ بزم و کوفه و شام،

تو را بسوخت جگر زین هجوم و استقبال

زِ تشنه کامیِ اهلِ حَرَم وَ بی تابی،

چه شد به حالِ تو ای داغدارِ نیک خصال؟!

چه حالی داشتی آن دَم که عَمّه ات، زینب(س)؟!،

به قتلگاهِ برادر زِ داغ رفت از حال!

زِ قتلِ اکبر و عبّاس و اصغر و قاسم،

چه اشکها که فشاندی زِ دیده مالا مال!

به قتلگاه که دیدی حسین(ع) به خون غلطان!،

زدندند آتشِ سوزنده بر خیامِ حَرَم!،

که سوخت ساحتِ عرشِ خدا، بدین مِنوال

جنابِ حضرتِ سجّاد و حلقه ی زنجیر!،

چه شد تورا زِ همه کینه های اهلِ ضَلال؟!

چه شد به حالِ تو خاکَم به سر زِ طشتِ طلا!،

زِ خیزرانِ یزیدِ لعینِ پَستِ فِعال

خدا به حقِّ حُسَین(ع)«شعله»را مُوفّق کن

پذیر عَرضه ی لَبَّیک را به یُمنِ وصال

حاج محمد شعله - استهبان

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: یکشنبه 29 شهريور 1394 ساعت: 23:18 |تعداد بازديد : 182 نويسنده :

گردهمآیی شاعرانه

آخرين ارسالهاي تالار گفتمان

عنوان پاسخ بازديد توسط
سبک شعری 4 193 mahdavi
قالب های شعر 9 6 mahdavi
تعریف شعر 2 6 mahdavi
سلام به سایت ادبی شهید رابع استهبان خوش آمدید. محتوای این سایت و انجمن ادبی آن سروده ها و مطلب های ادبی ارسال شده جمعی از فرهیختگان و شاعران گرامی است؛ شماهم به این جمع بپیوندید و مطلب هاو نظرهای ارزشمند خود را برای دیگران وبرای بهینه سازی سایت ارسال کنید. استفاده از اشعار با درج لینک و نام شاعر آزاد است. امام صادق(ع) فرمودند : ما قالَ فینا قائِلُ بَیْتَ شِعْرٍ حَتّی یُؤَ یِّـدَ بِرُوحِ الْقُدُسِ : هیچ شاعر ی در حق ما شعر نگفت مگر اینکه با روح قدسی تایید و یاری شد: وسایل الشیعه ، ج 1 ص 467) مقام‌ معظم رهبري، حضرت آيت‌الله العظمي امام خامنه‌ای فرمودند : «شعر، ثروتی ملی، عظیم و پر ثمر برای کشور است» و «باید با ایجاد این ثروت بزرگ روز به روز آن را افزایش داد و برای نیازهای کشور از آن استفاده ی بهتر و برتر کرد». کاروان شعر در کشور با سرعت، دقت و جهت گیری درست به پیش می رود ؛ با استمرار این حرکت، کشورِ عزیزِ ایران باردیگر هدیه ای ارزشمند به تمدن و فرهنگ جهانی و خصوصاً این منطقه، اهدا خواهد کرد. شعر علاوه بر اینکه ظرفی برای بیان احساس شاعرانه است باید در خدمت ارزشها باشد و شاعر در عمل به وظیفه و مسئولیت خود، این نعمت بزرگ الهی را در خدمت به دین، اخلاق، انقلاب و معرفت افزایی قرار دهد. شعر می تواند به "معرفت دینی و اخلاق مردم" و "حرکت انقلابی ملت" خدمت کند و این کار حتی با یک یا دو بیت شعر انقلابی،‌اخلاقی و معرفتی در یک غزل محقق می شود و تأثیر می گذارد. قالب شعر نمی تواند نسبت به مسائل موجود کشور بی تفاوت باشد یا از آن صرف نظر کند. + خاندان شهید رابع اصطهباناتی : پدر وی «ملاعبدالمحسن» فرزند مرحوم «ملاباقر» فرزند «ملا سراج الدین» بود و پدر و جد پدری اش در جرگه افرادی بودند که در زمان حمله افغانها به اصطهبان، کشته شدند.[۱] تحصیل : وی در ۱۲ سالگی با راهنمایی دایی‌اش به شیراز رفت و هشت سال در مدرسه منصوریه درس خواند. در سال ۱۲۴۶ به تهران رفت و شاگرد استادانی مانند آقا علی حکیم (مدرس)، محمدرضا حکیم قمشه‌ای، میرزا ابوالحسن جلوه، ملاعلی کنی، سید مهدی قزوینی نجفی و مولی محمدتقی هروی بود. در سال ۱۲۵۸ دوباره به شیراز رفت. به علت درگیری با قوام الملک (حاکم وقت فارس) به سامرا تبعید شد و در درس میرزای شیرازی شرکت کرد و از او اجازه اجتهاد گرفت. پس از فوت میرزای شیرازی به نجف رفت و حوزه فلسفی آنجا را پایه‌گذاری کرد. او علوم مختلف از جمله فقه و احکام را با زبان شعر بیان می‌کرد و رساله احکام دین او مشتمل بر هزار بیت شعر بود. در ریاضی و شاخه‌های آن دستی داشت و مقالات مختلفی در این زمینه از او مانده است. در پزشکی بیشتر به پیشگیری و رعایت بهداشت و نظافت محیط توجه داشت و می‌گفت: «من رسماً طبیب نیستم، ولی هزاران تن را به طریق بهداشت معالجه قطعی کرده‌ام.»[۲] علامه امینی او را به جهت آنچه «نبوغ علمی» خوانده «شکافنده هسته علم و پیشتاز میدان دانش» معرفی کرده‌است.[۳] زندگی‌نامه : آیت الله اصطهباناتی در سال ۱۲۵۸ ش با دختر سید محمد حسن لاریجانی ازدواج کرد. همسرش در سال ۱۲۷۹ درگذشت. وی فرزندی به نام شیخ محمد تقی روانشاد ملقب به فیلسوف روانشاد دارد که از مجموع افکار و اندیشه‌های پدرش بخشی به همت وی با عنوان «شمه‌ای از آثار شهید رابع» تهیه و منتشر شده است. سرانجام وی در دفاع از مشروطه و رهبری قیام مردم شیراز در سال ۱۳۲۶ برابر با ۱۷ اسفند ۱۲۸۶ شهید شد و در باغ غزل حافظیه به خاک سپرده شد. آثار : احکام الدین[۴] رساله حدوث عالم[۵] مجمع المسائل[۶] رساله شمس التصاریف رساله جوابیه شاگردان : محمدجعفر آل کاشف‌الغطاء، محمدحسین غروی اصفهانی، محمدحسین کاشف‌الغطاء، هبةالدین شهرستانی، میرزا عبدالحسین ذوالریاستین، سید محمدحسن نجفی قوچانی (آقا نجفی قوچانی)، علی‌اکبر حکمی یزدی قمی، غلامرضا یزدی، سید ابراهیم حسینی اصطهباناتی (میرزا آقای شیرازی)، زین‌العابدین اسدالله مهربانی سرابی، آقا نجفی قوچانی، غلامرضا فقیه خراسانی. ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پانویس : شهید رابع، آیت‌الله محمدباقر اصطهباناتی عالم مشروعه خواه، نویسنده : محمد جواد اسلامی، با تلخیص، ص۲۵–۲۷. شهید رابع، ص ۴۰ و ۴۱. شهیدان راه فضیلت، ص ۵۱۲. رساله‌ای منظوم در احکام و فرایض که هزار بیت است. در موضوع جهان هستی، حکمت و فلسفه. رساله عملیه و دربردارنده فتواهای او. منابع شبکه اطلاع‌رسانی اجتهاد جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم. گلشن ابرار. ج۷، نشر معروف، قم: ۱۳۷۸.
سایت ادبی شهید رابع استهبان
يا مهدي
ادرکني
بسم الله الرحمن الرحيم
اللّهُمَّ صَلِّ علي مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ
وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ
وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعينْ
التماس دعا
به سايت ادبي شهيد رابع استهبان خوش آمديد براي بهره برداري بهتر از مطالب سايت عضو شويد
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند / روبه صفتان زشتخو را نکشند
گر عاشق صادقی زِ مُردن مهراس / مُردار بود هرآنکه او را نکشند
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِيِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن
صَلَواتُکَ علَيهِ و عَلي آبائِهِ
فِي هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِي کُلِّ سَاعَهٍ
وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً
حَتَّي تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا"
برحمتک يا ارحم الراحمين
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
أنْتَ اللهُ الَّذي لا إلهَ إلّا أنْتَ، مُبْـدِئُ الْخَلْقِ وَمُعيدُهُمْ وَأنْتَ اللهُ الَّذي لا إلهَ إلّا أنْتَ، مُدَبِّـرُ الْاُمُورِ
وَ باعِثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ، وَ أنْتَ اللهُ الَّذي لا إلهَ إلّا أنْتَ الْقابِضُ الْباسِطُ
وَ أنْتَ الله الَّذي لا إلهَ إلّا أنْتَ، وارِثُ الْأرْضِ وَمَنْ عَلَيْها.
أسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذي إذا دُعيتَ بِهِ أجَبْتَ، وَإذا سُئِلْتَ بِهِ أعْطَيْتَ
وَ أسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أهْلِ بَيْتِهِ، وَ بِحَقِّهِمُ الَّذي أوْجَبْتَهُ عَلي نَفْسِكَ
أنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ‌ تَقْضِيَ لي حاجَتي، السّاعَةَ السّاعَةَ،
يا سَيِّداهُ، يا مَوْلاهُ، يا غِياثاهُ، أسْئَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّيْتَهُ بِهِ نَفْسَكَ، وَاسْتَأْثَرْتَ
بِهِ في عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ أنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ تُعَجِّلَ خَلاصَنا
مِنْ هذِهِ الشِّدَّةِ، يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأبْصار، يا سَميعَ الدُّعآءِ،‌إنَّكَ عَلي كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ،
بِرَحْمَتِكَ يا أرْحَمَ الرّاحِمين
يک روز مي افتد ؛
آن اتفاق خوب را مي گويم ...
من به افتادني که برخاستن اوست ايمان دارم ؛
هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه ...
اللهم عجل لوليک الفرج
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
لا اِلهَ اِلا اللَّهُ
عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ
وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ
يا مهدي ادرکني
السلام علي جميع المعصومين عليهما السلام
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ ما شآءَ اللَّهُ كانَ وَ مالَمْ يَشَاْ لَمْ يَكُنْ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّشَيْئٍ قَديرٌ وَ اَنَّ اللَّهَ قَدْ اَحاطَ بِكُلِّ شَيْئٍ عِلْماً اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دآبّةٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِيَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ