close
تبلیغات در اینترنت
آل علی
آخرین ارسال های انجمن


گشته خزان بهار و گلها رها در آتش

آتش ميان خيمه يا خيمه ها در آتش

در اوج تشنه كامي با ديده اي چو دريا

طفلي غمين پدر را مي زد صدا در آتش

رفته همه خيام آل علي به غارت

اي واي از اين مصيبت

 اي واي از اين مصيبت


طوفان تير و نيزه از هر طرف وزان است

لرزان چو بيد مجنون دلهاي كودكان است

مرغان پرشكسته آواره در بيابان

راهي نمانده وقتي آتش در آشيان است

رفته همه خيام آل علي به غارت

اي واي از اين مصيبت

اي واي از اين مصيبت


وقتي ستاره ها را كشتند لشكر شب
يك تك ستاره سوسو مي زد در آتش تب
وقتي سپاه ظلمت رو سوي خيمه ها كرد
افزوده شد دوباره داغي به داغ زينب
رفته همه خيام آل علي به غارت
اي واي از اين مصيبت
 اي واي از اين مصيبت


درياي غم ندارد در كربلا كناره
بسته به روي زينب اي واي راه چاره
شب چادرش كشيده خفته بخون سپيده
رخشان به روي نيزه هفتاد و دو ستاره
رفته همه خيام آل علي به غارت
اي واي از اين مصيبت
 اي واي از اين مصيبت


روشن نموده آتش شام سياه زينب
قلب فلك گرفته از دود آه زينب
خورشيد سر به زير پر برده چونكه ديده
بي سر ميان مقتل افتاده ماه زينب
رفته همه خيام آل علي به غارت
اي واي از اين مصيبت
 اي واي از اين مصيبت


باد خزان وزيده بر باغي از اقاقي
ديگر گلي براي زينب نمانده باقي
دريا دراين حوالي آتش به روي لبها
افتاده مشك زخمي افتاده دست ساقي
رفته همه خيام آل علي به غارت
اي واي از اين مصيبت
 اي واي از اين مصيبت

علی اکبر شجعان ـ استهبان

محزون اصطهباناتی, [۰۱.۱۰.۱۷ ۱۹:۵۸]




ادامه مطلب


برچسب ها : مصیبت , عظما , شام غریبان , خزان بهار , در آتش , میان خیمه , تشنه کامی , آل علی , ای وای , طوفان , کودکان , پرشکسته , آشیان , کشتند , لشکر شب , سوسو , غارت رفته , دریای غم ,
بازدید : 7
[ دوشنبه 10 مهر 1396 ] [ 10:17 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


سنگ است دلم عشق علی سنگ نوشته
می‌سوزم از این عشق چو اسفند برشته
با جوهر اشك و قلم بال فرشته
بر لوح دل خسته ام این جمله نوشته

 جز مهر علی در دل من خانه ندارد
"
كس جای در این خانهء ویرانه ندارد"

 ما از می مرد افكن این میكده مستیم
شادیم كه پیمانه و پیمان نشكستم
تا عشق علی هست در این میكده هستیم
پس خورده نگیرید كه ما باده پرستیم

 هشدار كه نوشیدن این باده مجاز است
"
المنة لله که در میکده باز است"

 فهمیدم از این راز كه در كعبه شكاف است
هر جا كه بود نام ید الله مطاف است
این گفته نه بیهوده و این دم نه گزاف است
در روز جزا شیعه‌ات از نار معاف است

 چون غیر علی در دو جهان هیچ ندیدند
"
مردان خدا پرده پندار دریدند"

 تا نام تو پیچید در آن شبه جزیره
شد پاك از این خاك گناهان كبیره
زد چنگ به دامان تو هر ایل و عشیره
شد ثابت و سیار در اوصاف تو خیره

 جز ساقی كوثر ز كسی جام نگیریم
"
ما زنده به آنیم كه آرام نگیریم"

 زان باده كه در روز غدیریه به خم بود
پیدای تو شد هر كه در آن حادثه گم بود
فریاد ملائك بابی انت و ام بود
زان راز كه در آیه اكملت لكم بود

 بیتی ست امامت در این خانه تویی تو
"
امروز امیر در میخانه تویی تو"

 آن بازوی خیبر شكنش رفت چو بالا
با دست شریف پدر ام ابیها
دادند دو دریا چو به هم دست تولا
شد ولوله و غلغله در عرش معلا

 گفتند ملائك همگی عید مبارك
این عید به هر پیرو توحید مبارك

 ای عقل در اوصاف تو حیران و مردد
وصف تو نگنجیده به هفتاد مجلد
عالم همه گم گشته آن موی مجعد
محبوب ابوالقاسم محمود محمد

 نامش همه جا هست بگویید كجا نیست
"
كس نیست كه آشفته آن زلف دو تا نیست"

 هر كس كه ز حبّ تو به لب ناد علی داشت
در جام دل خویش صفایی ازلی داشت
آسودگی از شرك خفی شرك جلی داشت
گمراه نگردید هر آن كس كه ولی داشت

 از نام علی كاخ ستم در خطر افتاد
"
با آل علی هر كه در افتاد ور افتاد"

 "تا صورت پیوند جهان بود علی بود"
یعنی هدف از عالم موجود علی بود
تسكین دل آدم و داود علی بود
از آیه انفاق چو مقصود علی بود

 ای محو جمال تو شده صاحب خانه
"
مقصود تویی كعبه و بتخانه بهانه"

 ای كاش شود میثم و سلمان تو باشم
تا روز جزا دست به دامان تو باشم
در هر دو جهان ریزه خور خوان تو باشم
كافر شوم از خویش و مسلمان تو باشم

 كردیم نثار قدم تو دل و دین را
"
تقدیم نمودیم همان را و همین را"

 افسوس كه با نام تو كردند خرافات
در دایره تنگ جنایات و مكافات
یك عده پی شطح و گروهی پی طامات
در كاخ نشستند به عنوان خرابات

 ما با تو نشستیم و از این قوم بریدیم
"
ما چون ز دری پای كشیدیم، كشیدیم"



ادامه مطلب


برچسب ها : باده خم , عشق علی , سنگ نوشته , جوهر اشک , خانه ویرانه , مرد افکن , میکده , در کعبه , شکاف , مردان خدا , اوصاف , ساقی کوثر , دست تولا , ملائک , عید مبارک , ابوالقاسم , زلف دوتا , نادعلی , آل علی , تسکین دل ,
بازدید : 141
[ پنجشنبه 02 ارديبهشت 1395 ] [ 7:40 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()

هنوز از قتلگاه كربلا آلاله جوشان است
و در فصل قساوت پيكر خورشيد عريان است

فتاده لاله هاي سر جدا در بستري از خون
و اينك آسمان در اين بلا اشكش به دامان است

پذيرايي عجب كردند از آل علي كوفه
لگدمال ستوران وارث آيات قرآن است

ميان پنجه هاي برف و بوران مهرباني كو؟
عذار لاله ها سيلي خور فصل زمستان است

به چشم خار و خسها كي گل نرگس عزيز آيد
كنون كه باغباني نوبت خار مغيلان است

نشسته بر حرير غنچه ها دريايي از شبنم
نوازشگر به اشك كودكان شلاق طوفان است

ترنم هاي باران را فقط آيينه مي فهمد
ولي آيينه هم در هاله اي زار و پريشان است

و تحريم است صحبت در كنار نعش آلاله
كتاب ناطق قرآن سرش بر نيزه مهمان است


قاسم یزدانی



لینک ثابت

برچسب ها : پیکر خورشید , قتلگاه , آلاله جوشان , قصاوت , لاله های سرجدا , آل علی , لگدمال , وارث آیات قرآن , برق و بوران , عذار لاله , فصل زمستان , گل نرگس , خار مغیلان , حریر غنچه , نوازشگر , شلاق طوفان , نعش آلاله , زارو پریشان , کتاب ناطق , تحریم است ,
بازدید : 202
[ جمعه 07 آذر 1393 ] [ 6:59 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه



.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان