close
تبلیغات در اینترنت
مسلم ابن عقیل

سایت ادبی شهید رابع استهبان
باپیوستن به این سایت، دفتری از آثار ادبی برای خود بازکنید و از آثار دیگر فرهیختگان استفاده کنید.
ورودی انجمن
شبهای شعر استهبان




سال 1395
-----------****------------



---------***----------


-----------****------------
سال
1394
-----------****------------
سال
1395
-----------****------------

سال
1396
-----------****------------

--------****-------

-----------****------------
برای ورود به انجمن
کلیک کنید
گردهمایی شاعرانه

شنبه شبها

بوستان جمالی 9:30 شب


ما قالَ فینا قائِلُ بَیْتَ شِعْرٍ حَتّی یُؤَیِّدَ بِرُوحِ الْقُدُسِ.
هیچ شاعر ی در حق ما شعر نگفت مگر اینکه با روح قدسی تایید و یاری شد.
(وسایل الشیعه ، ج 1 ص 467)

شعر را مقصود اگر آدم گری ست
شاعری هم مسند پیغمبری ست
"اقبال لاهوری"

استفاده از اشعار باذکر صلوات ودرج منبع آزاد است ؛ بانقد اشعار و پیشنهادهای سازنده در اجر معنوی شریک باشید.


-----------****------------

آموزش وزن به زبان ساده:


-----------****------------

توجه!
با دوبار کلیک برروی هر واژه ای در این سایت معنی آن را دریافت کنید.
شاعران استهبانی

زنده یاد استاد محمد خلیل مذنب  متخلص به جمالی درسال ۱۳۱۰ در شهر استهبان از دیار شاعر خیز فارس دیده به جهان گشود. در سن جوانی به شیراز مهاجرت کرد و در آنجا سکنی گزید و با شاعران بزرگی از خطه فارس از جمله نصراله مردانی و احد ده بزرگی و دیگر شاعران و ادیبان گشور آشنا شد.






آقای «علی حکمت» شاعر استهبانی متولد 1324 و بازنشسته فرهنگی و ساکن تهران است. ایشان شاعر استهبانی است که بعد از مرحوم استاد جمالی توفیق یافته به محضر مقام معظم رهبری برسد و شعر خوانی کند.

حسین گلچین

متولد 1352 شهرستان استهبان فارس، ساکن مازندران

  کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی

مؤلف کتاب های :

مجموعه رباعی«یک چای برای آدم برفی»- نشر فصل پنجم-1389- چاپ دوم

مجموعه رباعی«دام بادام»- نشر هنررسانهه اردی بهشت-1389

مجموعه چارابند«شب بخیر زندگی!»- نشر پارسی سرا-1394

مجموعه شعر طنز«خ!»- نشر پارسی سرا-1394

لینک گوگل این سایت
نظر سنجی
این سایت از دیدگاه شما...؟






لینک دوستان

آخرین مطالب ارسال شده
جستجو

آخرین ارسال های انمن
عنوان ارسال های جدید انجمن پاسخ بازدید توسط
محمد خلیل مذنب (جمالی) 4 403 mahdavi
طراحی سایت تولید دمنوش های گیاهی 0 6 baharnpco
حاج محمدشعله1 0 5 mahdavi
سروده های زهرایی 0 5 mahdavi
محسن میرزایی1 0 6 mahdavi


مأموریتِ مسلم ابن عقیل از سوی امام حسین(ع) برای گرفتن بیعت درپاسخ به دعوتِ کوفیان از ایشان:

 

این علمدارو وزیرم مسلم است

ابنِ عمّ من سفیرم، مسلم است


می فرستم پیشتان باصدامید
جملگی باحضرتش بیعت کنید

 

عاقل ودانا و اشرف برشما

از تبار حیدرآن شیر خدا

هم علمدارِ یل و یار حسین
یادگارو زاده ی بدر وحنین

 

این عمو زاده بود اِبنِ عقیل

بر شما باشد زِ مردو زن کفیل


رازِتان را در میان با او نهید

دستِ بیعت با دو دست او دهید


می سراید باشما از عشق پاک
او شجاع است و ندارد هیچ باک

 

دارد الآن برشما اِذنِ، ولی

از امامِ خود، حسین ابنِ علی


کوفیان، مسلم سُکاندارِ من است
بهترین سالار و سردارِ من است

 

"حُجَّتِ اَمرِ" ولایت برِشما

تا نویسد برمن از صبر ِشما


نامه هاتان دیده ام چندین هزار
بادوصد اِمضایِ اَشراف و کبار

 

شکوه هاتان حاکی ازبی رهبریست

کز امامت غیرِ معصومان بَریست


هان شوید آگه ز گفتارمبین

زودباشد تا کنم اصلاحِ دین

 

حُکمِ دین تنها کتاب وسنّت است

قائمِ اَمرِ خدا بی منّت است

#

چون سعید و هانی آخرنامه ها

نزدم آوردند از سوی شما

 

رَدِّ دعوت کی کنم از اُمّتَم

عِترَتِ پیغمبرِ بی مِنّتَم

 

کوفیان باوی اگربیعت کنید

خواهم آمد نزدتان با صد امید...


مهدوی

بقیه در ادامۀ مطلب...



 

(راوی):

 

چون سفیر آمد به گِردَش آمدند

دورِ اوپیر وجوان حلقه زدند

 

کُلِّ اقشار ،ازیمین واز یسار

مسلمین افزون زصدها وهزار

 

هر کدام از کوفیان با طَمطراق

غرقِ در شمشیرو خنجر بایراق


به به وچه چه ازآنان شد بلند

حامیِ فرزندِ زهرا سربلند

 

فوج فوجِ مردمان درخدمتش

منزلِ سالِم* مَحلِّ بیعتش

 

از براشان خواند، پیغام ِحسین

خطبه ها خواندند با نام حسین

 

پس رَجَزخوانی نمودندآن سران

ضمن بیعت هم قَسَم تا پایِ جان

 

مسلم از آنان لذا بیعت گرفت

ازخواص وعامی وهیئت گرفت


پس پیامی بر امامِ خود بداد

تا بیاید از برای عدل و داد:

 

کای اماما کوفیان آماده اند

قول همیاری به ما را داه اند

 

درنماز خود به مسلم اقتدا

می نمودند، تا روز ِانتها

 

#

باخبرشد چون یزید از این قیام

می گساری می نمود اندرخیام

 

با سگ وبوزینه ها مفعول بود

درقماروشُربِ می مشغول بود

 

فوراً از روی غضب پیکی نوشت

سوی آن شخص لعین ِپستِ زشت

 

هاخروشید از سر مستی وباد

بر عبیدالله آن اِبنِ زیاد

 

کای فلان ِابن فلانها زود باش

بهر ِاین فرمان به فکرسود باش

 

سویِ کوفه از همین اَلآن بتاز

آب در دستت رهاکن ،حیله باز

 

تا بدانجا یک قدم درجامزن

پس جداکن سَر، ز ِمُنکِرهای من

 

رأسِ آنهارا به نزدِ من فِرِست

تا شود ازبهرِ سگهایم خورشت

 

آن زیادِ نابکار از جا جهید

عین کرکس بر درِ کوفه رسید

 

بافریب وحیلتی بسته نقاب

ریش وموی خود نموده درخضاب

 

جایِ مولامان حسین آمد فرود

قاپِ این کوفی تباران را ربود

 

داخلِ بیت العماره جاگرفت

مثل کفتاری در آن مأوا گرفت

 

با دوصد تهدید وتطمیع وفتن...،

هم ز مأموران مخفی وعلن...،


سُست عنصُرهای کوفی راخرید

جمعی از آنان به صُــّلابه کشید

 

حیلتِ آن دون صفت شد کارگر

شیعیان ازظلم وی خونین جکر

 

خدعه کردو از شکاف فتنه ها

بهره ها بُرد ازغلاف دشنه ها

 

شدجدا خیلِ جماعت از سفیر

ازجوان وخبرگان وخُردو پیر

 

ترسُ وحشت کوفه را دربَر گرفت

مسلمِ تنها عبا بر سر گرفت

 

از پیِ آدم همی گشت و ندید

تا از آنها جملگی شد ناامید

 

نامه ای سویِ امام خود نوشت

کای عموزاده نیا در این بهشت


(شرح حال مسلم(ع) در کوفه:

 

این جماعت دوش کردند اِقتدا

در نمازی از سر ِعُجب و ریا


روز ِدیگر یک نفر برجا نبود

هرکسی رفت از پیِ سودا و سود

 

کوفیانِ بی مروّت جا زدند

اِبنِ عمّت را چه بی پروا زدند

 

در میان شهر سرگردان شدم

کوچه ها می گشتم حیران شدم

 

شهر ِکوفه از وجودم خسته شد

پس همه درها به رویم بسته

 

تشنگی تاب و توانم را برید

گشتم ازنامردمان بس ناامید

 

تاگذر افتاد بن بستی مرا

شربت آبی زیک دستی مرا

 

آن یکی پیره زنِ مهمان نوازدر

"طوعه"، منزل را به رویم کرد باز

 

درسرایش لحظه ای راحت شدم

با وضوئی سوی قدقامت شدم

 

باخدایِ خود به درگاهِ نیاز

غافل از دنیا به پا کردم نماز

 

نیمه شب فرزندِ طوعه سررسید

صیدِ خود را اندرونِ خانه دید

 

این جوانِ ناکِسِ آدم فروش

موضعِ من را گزارش کرد دوش

 

درشبیخونی سحرگه صد سوار

با یراق آمد برای کارزار

 

پس مهیّا گشتم و بالان شدم

ازنفاق ناکسان نالان شدم

 

آیه ی اِنّا اِلَیهِ راجِعون

خواندم وشمشیر خود کردم برون

 

بی حیاها وارد خانه شدند

حمله ور گشتند و دیوانه شدند

 

در دفاع دینِ حق بی چندوچون

ها فکندم دشمنان درخاک وخون

 

کوفیان باسنگ وآتش برسرم

می زدند ازپشت بام این پیکرم

 

اِبنِ عمِّ من ،میا ، کوفه میا

بی وفا این مردم پُرادّعا

 

#

زخمهائی برسرورویم زدند

جای شانه نیزه درمویم زدند

 

پس یکی«حمربن بکران»ضربه زد

برلب ودندانِ من آن بی خرد

 

اِبنِ اشعث این لعین دادم امان

تاگذارم برزمین تیغ وسنان

 

لیک دانستم که اینها خائنند

در امان هم خُلفِ وعده می کنند

 

تا کنم اتمام حجّت برعدو

تیغ کردم در غلافِ آن فرو

 

بار دیگر در امان اصرار کرد

با قَسَمهایش بدان اقرار کرد

 

پس رهاکردم زکف تیغ وسنان

خونِ لبهایم روان بود از دهان

 

اَستری آورد وگشتم من سوار

بُردَنَم نزدِ پلیدِ نابکار

 

هی جسارت کرد برمن ،او زیاد

آن زنا زاده، دَغَل، "اِبنُ الزّیاد"

 

بعد ازآن فرمان قتلم را نمود

بَکرِ ملعون هم به بام اجرانمود

 

از عمارت پیکرم کرده رها

پس فرودآمد تنِ از سر جدا

 

اِبنِ عمِ من میا کوفه میا

بی وفاینداین سگانِ بی حیا

 

#

الغرض، اِبنُ الزّیادِ پستِ دون

این سگِ مست ازسیاست پُرجنون

 

عدّه ای را با زَرِ سُرخش خرید

هرنفس کش را زبانش می بُرید

 

مثله کردو کُشت و ناخنها کشید

پایِ آن دارالماره سربرید

 

شرم از روی رسولُ اللَه نکرد

رحم برجان آلِ آلُ اللَه نکرد

 

کَلبیِ* پیرِ غلامِ  مرتضی

کشته شد این حامی دین خدا

 

دست وپاهای بسی زنجیر کرد

هم ستم بر نوجوان وپیر کرد

 

زیرِ آن دارالعماره سربرید

"هانیِ ابنِ عُروه" باموی سفید

 

یک تن از این کوفیان لب وانکرد

در ادای حقّ ما پروا نکرد

 

بی وفایند وجنانت می کنند

بابرادرهم خیانت می کنند

 

ابنِ عم من میا، کوفه میا

خدعه ها دارند این قومِ دَغا


مهدوی



* - سالم: مختاربن ابوعبیددۀ سقفی معروف به سالم بنِ مسیب (منتهی الأعمالِ حاج شیخ عباس قمی فصل چهارم --  ص366)



*- کلبی: به فرمان ابن زیاد عبدالاَعلی کلبی راکه ازشجعان کوفه بودودر روزخروج مسلم به یاری وی شتافته بود، دستگیروشهید کردند.



برچسب ها : مسلم ابن عقیل , سفیر , پیر وجوان , حلقه زدند , یمین , یسار , مسلمین , کوفیان , طمطراق , شمشیر , شمشیرو خنجر , یراق , به به وچه چه , فرزند زهرا , سربلند , فوج فوج , پیغام حسین , خطبه ها , نام حسین , خروشید ,
بازدید : 295
[ یکشنبه 12 مهر 1394 ] [ یکشنبه 12 مهر 1394 ] [ مهدوی ]
نظر بدهید
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
این نظر توسط عليرضا هوشمند جانباز و خادم ايثارگران در تاریخ 1394/7/20 و 3:17 دقیقه ارسال شده است


سلام بر پرچمدار کربلا ،سلام بر قمر بنی هاشم،سلام برفدایی حسین (ع) و سلام بر رهروان راستین کربلا

سلام ؛ به خانه ی جانبازان والامقام خوش آمدید. ( نشانی وبلاگ http://www.janbaz-8 .blogsky.com )

و با عنوان ساعتی پای درد دل جانبازان )

بدینوسله باطلاع مدیران( برادران و خواهران و فرزندان گهربار در عرصه نشر فرهنگ دین و ایثار و شهادت ) محترم وبلاگها و سایت های ارزشی فرهنگ دین و ایثار و شهادت میرساند که وبلاگ فوق جایگزین وبلاگ قبلی ساعتی پای درد دل جانبازان در بلاگفا ( تا اطلاع ثانوی )گردیده است .لذا نیاز به حضور و همراهی و رهنمودات شما سروران و بزرگواران و تلاشگران خستگی ناپذیر در عرصه نشر و احیای دین اسلام و فرهنگ ایثار و شهادت دارد لذا
منبعد جهت ارائه نظرات و حضور سبزتان به آدرس جدید

(http://www.janbaz-8 .blogsky.com ) همین وبلاگ

مراجعه فرمایید .

با سپاس فراوان





جانباز دفاع مقدس هوشمند ( مرید و خادم جامعه ایثارگران و

خانواده معظم شهدا و شما سروران و بزرگواران )


بهمراه مدیر و همکار بسیار ارزشمندم در این وبلاگ
پاسخ : .
.
درود برشما
آجرک الله
خدمت رسیدم
یاعلی

این نظر توسط رضا در تاریخ 1394/7/19 و 22:46 دقیقه ارسال شده است

سلام
و ممنون از حضورتان
وبسایت خوب و ارزشمندی دارید استفاده می کنم
عالیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
یاعلی
شکلک
شکلکشکلکشکلکشکلک
پاسخ : .
سلام علیکم
خوش آمدی عزیز

این نظر توسط عليرضا هوشمند جانباز و خادم ايثارگران در تاریخ 1394/7/17 و 23:55 دقیقه ارسال شده است


شهید سید مرتضی آوینی

1)الهی اگر جز سوختگان را به ضیافت عنداللهی نمی‌خوانی، ما را بسوز آنچنان که هیچ‌کس را آنگونه نسوخته باشی.

2)شهادت پایان نیست، آغاز است، تولدی دیگر است در جهانی فراتر از آنکه عقل زمینی به ساحت قدس آن راه یابد. تولد ستاره‌ای است که پرتو نورش عرصه زمان را در می‌نوردد و زمین را به نور رب‌الارباب اشراق می‌بخشد.

3)شهادت قلبی است که خون حیات را در شریان‌های سپاه حق می‌دواند و آن را زنده نگه می‌دارد.

4)شهادت، جانمایه انقلاب اسلامی است و قوام و حیات نهضت ما در خون شهید است.

5)شهید منتظر مرگ نمی‌ماند، این اوست که مرگ را برمی‌گزیند. شهید پیش از آنکه مرگ ناخواسته به سراغ او بیاید، به اختیار خویش می‌میرد و لذت زیستن را نیز هم او می یابد نه آن کس که دغدغه مرگ حتی آنی به خود او وانمی‌گذاردش و خود را به ریسمان پوسیده غفلت می‌آمیزد.
پاسخ : .

درود برشما
یاحسین(ع)
.


گردهمآیی شاعرانه
.: Weblog Themes By graphist :.

::

اعضاء
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟



عضویت در سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
شاعران انجمن
علی اکبر شجعان

---------------------***------------------------

محمد ضیایی پور



----------------------***-----------------------

غلامرضا مهدوی آزاد

 پیشنهاد، انتقاد، در میان بگذارید

-----------------------***-----------------------

قاسم یزدانی


در خلوت تنهایی

قاسم یزدانی

(مجموعه شعر)

نوبت چاپ اول - مرداد 1391

-------------------***-----------------
سید مظفر معزی


---------------***----------------

محمد کربلایی زاده (جامی)




-----------------***----------------


سیدحسین ساداتی


----------------***-----------------

احمد جعفری


راز گل
از صبا پرسیدم احوال دل سالارگل
زانکه هنگام سحر می آمد از دیدارگل
حال گل را بازگو بامن که چون درگلشن است
هان! نمی آید به گوشم صوت بوتیمارگل
-

------------------***-------------------

محمد مقتدری


------------------***-------------------

خانم جواهریان

تمام کهکشانها را بریزم زیر پای تو
ببوسم خاک سرد وتیره را بانو به جای تو
حدیث بال زخمی را بیا امشب بگو آخر
بگو تا من بخوانم صد مصیبت در رثای تو

----------------------***----------------------

سید یوسف ضرغامی

----------------------***------------------------

محمد علی یمین


محمدعلی یمین شاعری است که
جانباز انقلاب اسلامی
وهشت سال دفاع مقدس می باشد ...

------------------***--------------------

علی اکبر باقری



-------------------***-------------------
نادر دوربین

------------------***-------------------
محمدرضا اشجار

--------------------***---------------------
محمدمهدی مهرزاد

فکند در سخنم اوج باورت شوری

تو جان روشن شعری، تو طلعۀ نوری!

تو ساده مثل نسیم و زلال چون آبی...

تو خالصی...تولطیفی...تو از ریا دوری

-------------------****-------------------

محمد جواد معصومی


---------------***----------------


محمد مهدی جلادت



-------------------***---------------------


--------------------***---------------------

مهدی صیاد

-----------------***--------------------

محمد مبارکی


-------------------***--------------------

علی ایزدی

متولد 26 خرداد 1371 استهبان_ فارس دانشجوی زبان و ادبیات فارسی

---------------***----------------


محسن میرزایی



----------------***-----------------

حمید امیرخانی----------------***-----------------

مهدی زادسیرجان


--------------***--------------

علیرضا شجعان

--------------***--------------

درباره وبلاگ

سلام به سایت ادبی شهید رابع استهبان خوش آمدید. محتوای این سایت و انجمن ادبی آن سروده ها و مطلب های ادبی ارسال شده جمعی از فرهیختگان و شاعران گرامی است؛ شماهم به این جمع بپیوندید و مطلب هاو نظرهای ارزشمند خود را برای دیگران وبرای بهینه سازی سایت ارسال کنید. استفاده از اشعار با درج لینک و نام شاعر آزاد است. امام صادق(ع) فرمودند : ما قالَ فینا قائِلُ بَیْتَ شِعْرٍ حَتّی یُؤَ یِّـدَ بِرُوحِ الْقُدُسِ : هیچ شاعر ی در حق ما شعر نگفت مگر اینکه با روح قدسی تایید و یاری شد: وسایل الشیعه ، ج 1 ص 467) مقام‌ معظم رهبري، حضرت آيت‌الله العظمي امام خامنه‌ای فرمودند : «شعر، ثروتی ملی، عظیم و پر ثمر برای کشور است» و «باید با ایجاد این ثروت بزرگ روز به روز آن را افزایش داد و برای نیازهای کشور از آن استفاده ی بهتر و برتر کرد». کاروان شعر در کشور با سرعت، دقت و جهت گیری درست به پیش می رود ؛ با استمرار این حرکت، کشورِ عزیزِ ایران باردیگر هدیه ای ارزشمند به تمدن و فرهنگ جهانی و خصوصاً این منطقه، اهدا خواهد کرد. شعر علاوه بر اینکه ظرفی برای بیان احساس شاعرانه است باید در خدمت ارزشها باشد و شاعر در عمل به وظیفه و مسئولیت خود، این نعمت بزرگ الهی را در خدمت به دین، اخلاق، انقلاب و معرفت افزایی قرار دهد. شعر می تواند به "معرفت دینی و اخلاق مردم" و "حرکت انقلابی ملت" خدمت کند و این کار حتی با یک یا دو بیت شعر انقلابی،‌اخلاقی و معرفتی در یک غزل محقق می شود و تأثیر می گذارد. قالب شعر نمی تواند نسبت به مسائل موجود کشور بی تفاوت باشد یا از آن صرف نظر کند. + خاندان شهید رابع اصطهباناتی : پدر وی «ملاعبدالمحسن» فرزند مرحوم «ملاباقر» فرزند «ملا سراج الدین» بود و پدر و جد پدری اش در جرگه افرادی بودند که در زمان حمله افغانها به اصطهبان، کشته شدند.[۱] تحصیل : وی در ۱۲ سالگی با راهنمایی دایی‌اش به شیراز رفت و هشت سال در مدرسه منصوریه درس خواند. در سال ۱۲۴۶ به تهران رفت و شاگرد استادانی مانند آقا علی حکیم (مدرس)، محمدرضا حکیم قمشه‌ای، میرزا ابوالحسن جلوه، ملاعلی کنی، سید مهدی قزوینی نجفی و مولی محمدتقی هروی بود. در سال ۱۲۵۸ دوباره به شیراز رفت. به علت درگیری با قوام الملک (حاکم وقت فارس) به سامرا تبعید شد و در درس میرزای شیرازی شرکت کرد و از او اجازه اجتهاد گرفت. پس از فوت میرزای شیرازی به نجف رفت و حوزه فلسفی آنجا را پایه‌گذاری کرد. او علوم مختلف از جمله فقه و احکام را با زبان شعر بیان می‌کرد و رساله احکام دین او مشتمل بر هزار بیت شعر بود. در ریاضی و شاخه‌های آن دستی داشت و مقالات مختلفی در این زمینه از او مانده است. در پزشکی بیشتر به پیشگیری و رعایت بهداشت و نظافت محیط توجه داشت و می‌گفت: «من رسماً طبیب نیستم، ولی هزاران تن را به طریق بهداشت معالجه قطعی کرده‌ام.»[۲] علامه امینی او را به جهت آنچه «نبوغ علمی» خوانده «شکافنده هسته علم و پیشتاز میدان دانش» معرفی کرده‌است.[۳] زندگی‌نامه : آیت الله اصطهباناتی در سال ۱۲۵۸ ش با دختر سید محمد حسن لاریجانی ازدواج کرد. همسرش در سال ۱۲۷۹ درگذشت. وی فرزندی به نام شیخ محمد تقی روانشاد ملقب به فیلسوف روانشاد دارد که از مجموع افکار و اندیشه‌های پدرش بخشی به همت وی با عنوان «شمه‌ای از آثار شهید رابع» تهیه و منتشر شده است. سرانجام وی در دفاع از مشروطه و رهبری قیام مردم شیراز در سال ۱۳۲۶ برابر با ۱۷ اسفند ۱۲۸۶ شهید شد و در باغ غزل حافظیه به خاک سپرده شد. آثار : احکام الدین[۴] رساله حدوث عالم[۵] مجمع المسائل[۶] رساله شمس التصاریف رساله جوابیه شاگردان : محمدجعفر آل کاشف‌الغطاء، محمدحسین غروی اصفهانی، محمدحسین کاشف‌الغطاء، هبةالدین شهرستانی، میرزا عبدالحسین ذوالریاستین، سید محمدحسن نجفی قوچانی (آقا نجفی قوچانی)، علی‌اکبر حکمی یزدی قمی، غلامرضا یزدی، سید ابراهیم حسینی اصطهباناتی (میرزا آقای شیرازی)، زین‌العابدین اسدالله مهربانی سرابی، آقا نجفی قوچانی، غلامرضا فقیه خراسانی. ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پانویس : شهید رابع، آیت‌الله محمدباقر اصطهباناتی عالم مشروعه خواه، نویسنده : محمد جواد اسلامی، با تلخیص، ص۲۵–۲۷. شهید رابع، ص ۴۰ و ۴۱. شهیدان راه فضیلت، ص ۵۱۲. رساله‌ای منظوم در احکام و فرایض که هزار بیت است. در موضوع جهان هستی، حکمت و فلسفه. رساله عملیه و دربردارنده فتواهای او. منابع شبکه اطلاع‌رسانی اجتهاد جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم. گلشن ابرار. ج۷، نشر معروف، قم: ۱۳۷۸.

آرشيو مطالب
آخرين مطالب
خال در آئینۀ دل تاریخ : جمعه 16 آذر 1397
ورود حضرت معصومه به قم تاریخ : پنجشنبه 08 آذر 1397
رهوار عشق تاریخ : یکشنبه 04 آذر 1397
مصـطفی آمـد تاریخ : شنبه 03 آذر 1397
بسیجی3 تاریخ : شنبه 03 آذر 1397
میلاد پیامبر اسلام (ص) تاریخ : شنبه 03 آذر 1397
مشق عشق تاریخ : جمعه 02 آذر 1397
جانباز تاریخ : جمعه 02 آذر 1397
بسیجی2 تاریخ : پنجشنبه 01 آذر 1397
مطالب پربازدید
موضوعات
موضوع آزمایشی اصلی:
آمار سایت
بازديدهاي امروز : 293 نفر
بازديدهاي ديروز : 661 نفر
كل بازديدها : 659,598 نفر
بازدید این ماه : 1,536 نفر
بازدید ماه قبل : 9,633 نفر
کل نظرات : 427 عدد
كل مطالب : 252 عدد
كل اعضا : 106 عدد
افراد آنلاین : 2 نفر

تبادل لینک

خرید بک لینک