close
دانلود آهنگ جدید
از الف تا یا علی

سایت ادبی شهید رابع استهبان
به سایت ادبی شهید رابع استهبان خوش آمدید. باپیوستن به این سایت، دفتری از آثار ادبی برای خود بازنمایید و از آثار دیگر فرهیختگان استفاده کنید.
ورودی انجمن
ورودی انجمن ادبی


عضویتِ سایت و انجمن
آلبومهای نماهنگها
نظر سنجی
این سایت از دیدگاه شما...؟






لینک دوستان

آخرین مطالب ارسال شده
جستجو

آخرین ارسال های انمن

از  پی آن مُـقـتــدا  مــــولا  عــلی

باعـلی قـرآن و عِتـرت مِهـر وماه

پشتِ من گرم است وسالاری ازاو

تا نَـفَـس درجان وتـن باشـد روان

ثابـت از او  شــد قـیــامِ هـر امـام

جـیـمِ جــاءَ الحَق زِ پـیغـامِ  رُسُـل

چـاهِ کــوفه نالَـد وهـرنخل وبـرگ

حـالِ مـولا چــون شـد از یادِ فدَک

خـدعه کردنـد اَرچه اصحابِ سَبَق

دستِ او دسـتِ خدا،دســتِ عـفاف

ذَرَّةُالـمِـثـقـالِ  حَـقّ و  چـلچـــراغ

رایـتِ مـــولا علـی  باشـــد  وَرَع

زادگاهـش کعـبه بود از این لحاظ

ژاژ خـایـان  اَرچه  کردند اختلاط

سالک اَرهستی ولایش برتوفرض

شیعگی کُن،شیعگی،جانا،خَلاص

«مهـدوی» نجوا نما با هر قیام


از  الـف  تـا  یـــا  بگـویـم  یـا عـلی

بـی عـلی هـر مُـدَّعـی افتـد بـه  چـاه

پایِ من لنگ است وغمخواری ازاو

تــازه بـاشـد یـاعـلـی بَــر هـر زبـان

ثـلمه ای شــد قتـلِ او ، دین نا تمام

جـان گرفـت اَنــدَر کـلامِ ایـن  رَجُـل

چـشـم گـریَـد بَـرعلـی هنگامِ  مرگ

حـمله یِ اصحابِ رزل و پُـر کَـلَـک

خـاکسـارِ درگَـه اَش  مَـــردانِ حـق

دادِ او  هـرگـز نـبــاشــد اختــــلاف

ذرّه هـای عـدل از او گیـرد سُـراغ

روحِ  ابـلیـس از وِلایـش در جَـزَع

زان  سَـبَـب آمـد نـگینی را حفــاظ

ژِستـشان  اِفشا شـد انـدر انحطاط

ســَر مَتاب ازآن سراجِ روزِعَرض

شـاهـدِ ما باشـدآن  مـولایِ خَـاص

باعلی، مولای خوبان، صبح و شام

غلامرضا مهدوی

- این شعرازالف تا ی با طرح لِله می باشد.

1- اصحابِ سَبَق : صحابه که پیشدستی کردند

2-  ژاژخایان :  بیهوده گویان

3-  روزعرض : روزقیامت



برچسب ها : الف تا ی , الف , یاعلی , مقتدا , مولا , بگویم , قرآن , عترت , مدعی , غمخواری , کوفه , ثلمه , اصحاب , فدک , جاءَ الحق , حق , خدعه , خاکسار , چلچراغ ,
بازدید : 883
[ جمعه 26 ارديبهشت 1393 ] [ جمعه 26 ارديبهشت 1393 ] [ مهدوی ]
نظر بدهید
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
این نظر توسط ساده در تاریخ 1393/4/6 و 23:30 دقیقه ارسال شده است

جالب بود و البته قشنگ .ممنون که به وبم سر زدی شکلک
پاسخ : :
درود برشما
و ممنون از حضورو نظرتون
حلول ماه میهمانی خداوند برشما مبارک.
یاعلی
[گل]

این نظر توسط مهدی در تاریخ 1393/4/6 و 10:07 دقیقه ارسال شده است

سلام دوست عزیز متشکرم ازنظر لطفتون
پاسخ : :
سلام علیکم
سربلند باشی
یاعلی
.

این نظر توسط هدایت در تاریخ 1393/4/5 و 3:48 دقیقه ارسال شده است

سلام دوست در این ملک پیر و جوان مرد و زن همه شاگردان مکتب مولایمان حضرت علی بزرگ مقتدای جهان اسلام بخصوص شیعه هستیم .اما من جراتش را ندارم بدون وضو نامش را به زبان جاری سازم شما که شعر میسرایید باید روشی را انتخاب کنی که جذب کند مخاطبان را این روایت را شنیدی که روزی حضرت علی از کوچه ای میگذشت صدای کسی که با صوتی گوش خراش قران میخواند شنید رفت به ان شخص گفت تو که قران بدین نمط خوانی ببری رونق مسلمانی اگر دقت ئکرده باشی خیلی ها اذان میگویند اما صدای اذان موذن زاده دل انسان را تکان میدهد.دوست من واژه هایت زیبا اما ساخت شعر شما دلنشین نیست از من دلگیر نشو من فقط حس خودم را گفتم شاید برای دیگران جالب باشد شما اگر یکنفر هم جذب حرفهایت شود اجرت پیش خدا محفوظ است اجرکم عندالله
پاسخ : :
سلام علیکم دوست گرامی
خوش آمدی وممنون از حضور و نظر ارزشمندت، راست گفتی ودرست اما:
ای کاش امام امیرالمؤمنین علی(ع)مارا به نوکری شاگردان مکتبش قبول کند؛ خوشابحال شماکه بی وضو، نام آن بزرگواربه زبان جاری نمی کنی و درود برشما، قابل بدون دستِ پَست وگنه کارِ منِ عاصی را هم بگیر.
بسیار ممنونم از راهنمایی شما گرامی درست گفتی اما منِ گشنه گدا هم برای خرید آن یوسف عزیز بیش از این در بساط ندارم چه کنم آخر هرشاعری سبکی دارد:

بلبل به چمن زان گل رخسار نشان دید

پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

عارف صفت روی تو در پیر و جوان دید

یعنی همه جا عکس رخ یار توان دید

دیوانه منم من که روم خانه به خانه

عاقل به قوانین خرد راه تو پوید

دیوانه برون از همه آیین تو جوید

تا غنچهٔ بشکفتهٔ این باغ که بوید

هر کس به زبانی صفت حمد تو گوید

بلبل به غزلخوانی و قمری به ترانه

من نه قمری هستیم و نه بلبل بلکه لکنتی زبانی هستم که برای گفتار درمانی مراجعه کرده ؛ تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
ولی من به آن مولای بزرگوار با آن همه کراماتی که شما بهتر از بنده در ایشان سراغ دارید، خوش گمان تر از آنم که ...
اجرکم عندالله
یاعلی[گل]
.

این نظر توسط فاطمه در تاریخ 1393/4/4 و 13:05 دقیقه ارسال شده است

گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم

گفت: دارم میمیرم

گفتم: یعنی چی؟

گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه

گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.

گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده

با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش

گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم

از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن،

تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم،

خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم،

اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت،

خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد

با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن،



آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه

سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم

بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم

ماشین عروس که میدیدم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم

گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم

مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم

الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم

و آیا خدا این خوب شدن و قبول میکنه؟

گفتم: بله، اونجور که یادگرفتم و به نظرم میرسه آدما

تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه

آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر

داشت میرفت

گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!

یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم.

با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟

گفت: بیمار نیستم!

هم کفرم داشت در میومد وهم ازتعجب داشتم شاخ دار میشدم

گفتم: پس چی؟

گفت: فهمیدم مردنیم،

رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن:

نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه!

خلاصه ما رفتنی هستیم کی ش فرقی داره مگه؟

باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد
پاسخ : :
خوش آمدید
سپاس از حضور وارسال نظرگاه ارزشمندت
خدمت رسیدم
یاعلی
.

این نظر توسط ببخش تا ...بدرخشی در تاریخ 1393/4/4 و 11:25 دقیقه ارسال شده است

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

وبلاگ بسیار پر وپخته ای دارین


ارادتمند شما ببخش تا ...بدرخشی
پاسخ : :
درود برشما
خوش آمدید
.

این نظر توسط رزمی در تاریخ 1393/4/3 و 8:39 دقیقه ارسال شده است

سلام
ممنونم از حضور ارزشمندتان
استفاده کردم از سروده های زیبایتان
آقای مهدوی باز هم به کلبه فقیرانه ما سر بزن واگر وقت دارید درباره سروده ام نظرتون بفرماییدو نقد بفرمایید خوشحالم می کنید
اعیادد شعبانیه بر شما و خانواده مبارک باد..........الحمدالله کل نعمة
پاسخ : :
سلام علیکم
ممنون از حضورو نظر ارزشمندت
همه ی ایام برشما مبارکباد
خدمت رسیدم
یاعلی
.

این نظر توسط سهیل یاری گل دره در تاریخ 1393/4/2 و 7:39 دقیقه ارسال شده است

مهدوی جان؛ امیدوارم همیشه «رضوی» و «مهدوی» و «علوی» بمانی. آفرین بر تو و سروده های خوشت..
پاسخ : :
درود برشما
التماس دعای خیر
.

این نظر توسط حیدری در تاریخ 1393/3/30 و 23:24 دقیقه ارسال شده است

حضرت امام خامنه ای ولی امر مسلمین جهان حفظه الله تعالی :

«یکی از شاخصه‌های حکومت امیرالمؤمنین، برخاسته از اراده مردم و خواست مردم است. «تغلّب» - یعنی از راه غلبه و زور بر مردم حاکم شدن - در منطق امیرالمؤمنین نیست. با این که خود را بر حق می‌دانست، اما کنار نشست، تا وقتی مردم آمدند، اصرار کردند، ابرام کردند، شاید گریه کردند، التماس کردند که آقا شما بیا زمام امور ما را در دست بگیر. آن وقت آمد و زمام امور مردم را در دست گرفت. خودش گفت که اگر مردم نیامده بودند؛ اگر مردم اصرار نمی‌کردند، اگر این طلب جدّی مردم نبود، من علاقه‌ای به این کار نداشتم. قدرت در دست گرفتن و اعمال اقتدار، برای امیرالمؤمنین جاذبه‌ای ندارد. قدرت‌طلبی برای کسانی جاذبه دارد که می‌خواهند خواهشهای نفسانی و هواهای نفسانی خودشان را ارضا کنند، نه برای امیرالمؤمنین. او دنبال تکلیف شرعی است؛ دنبال اقامه حقّ است. مردم قدرت را به او سپردند، او هم قدرت را گرفت و بعد با اقتدار آن قدرت را نگه داشت. آن جایی هم که کسانی با قدرت اسلامی او، با حکومت اسلامی او معارضه کردند، هیچ مجامله و ملاحظه‌ای نکرد. صحابه پیغمبرند، باشند! موجّهین‌اند، باشند! سابقه جهاد در راه اسلام دارند، داشته باشند! با حکومت حق معارضه و مقابله کرده‌اند و باید در مقابلشان با اقتدار ایستاد؛ و ایستاد! این سه جنگ امیرالمؤمنین از این قبیل بود. اینها شاخصه یک حکومت صحیح است.»
پاسخ : :
سلام
خوش آمدید
و از ارسال کامنت ارزشمند (بیانات مقام معظم رهبری) سپاسگزارم.
بازهم سر بزن موفق باشی.
یاعلی
[گل][بدرود]
.


گردهمآیی شاعرانه
.: Weblog Themes By graphist :.

::

اعضاء
ورود کاربران
نام کاربری :
رمز عبور :

رمز عبور را فراموش کردم ؟



عضویت در سایت
نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
درباره وبلاگ

سلام به سایت ادبی شهید رابع استهبان خوش آمدید. محتوای این سایت و انجمن ادبی آن سروده ها و مطلب های ادبی ارسال شده جمعی از فرهیختگان و شاعران گرامی است؛ شماهم به این جمع بپیوندید و مطلب هاو نظرهای ارزشمند خود را برای دیگران وبرای بهینه سازی سایت ارسال کنید. استفاده از اشعار با درج لینک و نام شاعر آزاد است. امام صادق(ع) فرمودند : ما قالَ فینا قائِلُ بَیْتَ شِعْرٍ حَتّی یُؤَ یِّـدَ بِرُوحِ الْقُدُسِ : هیچ شاعر ی در حق ما شعر نگفت مگر اینکه با روح قدسی تایید و یاری شد: وسایل الشیعه ، ج 1 ص 467) مقام‌ معظم رهبري، حضرت آيت‌الله العظمي امام خامنه‌ای فرمودند : «شعر، ثروتی ملی، عظیم و پر ثمر برای کشور است» و «باید با ایجاد این ثروت بزرگ روز به روز آن را افزایش داد و برای نیازهای کشور از آن استفاده ی بهتر و برتر کرد». کاروان شعر در کشور با سرعت، دقت و جهت گیری درست به پیش می رود ؛ با استمرار این حرکت، کشورِ عزیزِ ایران باردیگر هدیه ای ارزشمند به تمدن و فرهنگ جهانی و خصوصاً این منطقه، اهدا خواهد کرد. شعر علاوه بر اینکه ظرفی برای بیان احساس شاعرانه است باید در خدمت ارزشها باشد و شاعر در عمل به وظیفه و مسئولیت خود، این نعمت بزرگ الهی را در خدمت به دین، اخلاق، انقلاب و معرفت افزایی قرار دهد. شعر می تواند به "معرفت دینی و اخلاق مردم" و "حرکت انقلابی ملت" خدمت کند و این کار حتی با یک یا دو بیت شعر انقلابی،‌اخلاقی و معرفتی در یک غزل محقق می شود و تأثیر می گذارد. قالب شعر نمی تواند نسبت به مسائل موجود کشور بی تفاوت باشد یا از آن صرف نظر کند. + خاندان شهید رابع اصطهباناتی : پدر وی «ملاعبدالمحسن» فرزند مرحوم «ملاباقر» فرزند «ملا سراج الدین» بود و پدر و جد پدری اش در جرگه افرادی بودند که در زمان حمله افغانها به اصطهبان، کشته شدند.[۱] تحصیل : وی در ۱۲ سالگی با راهنمایی دایی‌اش به شیراز رفت و هشت سال در مدرسه منصوریه درس خواند. در سال ۱۲۴۶ به تهران رفت و شاگرد استادانی مانند آقا علی حکیم (مدرس)، محمدرضا حکیم قمشه‌ای، میرزا ابوالحسن جلوه، ملاعلی کنی، سید مهدی قزوینی نجفی و مولی محمدتقی هروی بود. در سال ۱۲۵۸ دوباره به شیراز رفت. به علت درگیری با قوام الملک (حاکم وقت فارس) به سامرا تبعید شد و در درس میرزای شیرازی شرکت کرد و از او اجازه اجتهاد گرفت. پس از فوت میرزای شیرازی به نجف رفت و حوزه فلسفی آنجا را پایه‌گذاری کرد. او علوم مختلف از جمله فقه و احکام را با زبان شعر بیان می‌کرد و رساله احکام دین او مشتمل بر هزار بیت شعر بود. در ریاضی و شاخه‌های آن دستی داشت و مقالات مختلفی در این زمینه از او مانده است. در پزشکی بیشتر به پیشگیری و رعایت بهداشت و نظافت محیط توجه داشت و می‌گفت: «من رسماً طبیب نیستم، ولی هزاران تن را به طریق بهداشت معالجه قطعی کرده‌ام.»[۲] علامه امینی او را به جهت آنچه «نبوغ علمی» خوانده «شکافنده هسته علم و پیشتاز میدان دانش» معرفی کرده‌است.[۳] زندگی‌نامه : آیت الله اصطهباناتی در سال ۱۲۵۸ ش با دختر سید محمد حسن لاریجانی ازدواج کرد. همسرش در سال ۱۲۷۹ درگذشت. وی فرزندی به نام شیخ محمد تقی روانشاد ملقب به فیلسوف روانشاد دارد که از مجموع افکار و اندیشه‌های پدرش بخشی به همت وی با عنوان «شمه‌ای از آثار شهید رابع» تهیه و منتشر شده است. سرانجام وی در دفاع از مشروطه و رهبری قیام مردم شیراز در سال ۱۳۲۶ برابر با ۱۷ اسفند ۱۲۸۶ شهید شد و در باغ غزل حافظیه به خاک سپرده شد. آثار : احکام الدین[۴] رساله حدوث عالم[۵] مجمع المسائل[۶] رساله شمس التصاریف رساله جوابیه شاگردان : محمدجعفر آل کاشف‌الغطاء، محمدحسین غروی اصفهانی، محمدحسین کاشف‌الغطاء، هبةالدین شهرستانی، میرزا عبدالحسین ذوالریاستین، سید محمدحسن نجفی قوچانی (آقا نجفی قوچانی)، علی‌اکبر حکمی یزدی قمی، غلامرضا یزدی، سید ابراهیم حسینی اصطهباناتی (میرزا آقای شیرازی)، زین‌العابدین اسدالله مهربانی سرابی، آقا نجفی قوچانی، غلامرضا فقیه خراسانی. ----------------------------------------- پانویس : شهید رابع، آیت‌الله محمدباقر اصطهباناتی عالم مشروعه خواه، نویسنده : محمد جواد اسلامی، با تلخیص، ص۲۵–۲۷. شهید رابع، ص ۴۰ و ۴۱. شهیدان راه فضیلت، ص ۵۱۲. رساله‌ای منظوم در احکام و فرایض که هزار بیت است. در موضوع جهان هستی، حکمت و فلسفه. رساله عملیه و دربردارنده فتواهای او. منابع شبکه اطلاع‌رسانی اجتهاد جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم. گلشن ابرار. ج۷، نشر معروف، قم: ۱۳۷۸.

آرشيو مطالب
آخرين مطالب
میلاد امام صادق(ع) تاریخ : چهارشنبه 22 آبان 1398
آیینه‌ای برای خدا تاریخ : چهارشنبه 22 آبان 1398
تقصیر ماست غیبت طولانی شما تاریخ : پنجشنبه 16 آبان 1398
در عزای عسکری تاریخ : چهارشنبه 15 آبان 1398
روی دیوار لانه جاسوسی تاریخ : دوشنبه 13 آبان 1398
یاحجة ابن الحسن تاریخ : جمعه 10 آبان 1398
ره‌توشه زائران کربلا تاریخ : دوشنبه 22 مهر 1398
رقیه بنت الحسین(ع) تاریخ : جمعه 12 مهر 1398
شکست حصر آبادان تاریخ : جمعه 05 مهر 1398
خونین کفنان دفاع مقدس تاریخ : یکشنبه 31 شهریور 1398
مطالب پربازدید
آمار سایت
بازديدهاي امروز : 109 نفر
بازديدهاي ديروز : 427 نفر
كل بازديدها : 1,009,155 نفر
بازدید این ماه : 6,890 نفر
بازدید ماه قبل : 12,516 نفر
کل نظرات : 427 عدد
كل مطالب : 331 عدد
كل اعضا : 107 عدد
افراد آنلاین : 2 نفر
امکانات وب

انجمن ادبی شهید رابع استهبان

سایت ادبی شهید رابع استهبان

سایت ادبی شهید رابع استهبان

www.sherepaak.com

تبادل لینک

خرید بک لینک