close
دانلود آهنگ جدید
سایت ادبی شهید رابع استهبان - 5
آخرین ارسال های انجمن


آسمان گریه کرد از برایت

سیدی یا جواد الائمه

کاظمین گشته کرببلایت
سیدی یا جواد الائمه

ای گل نورس باغ زهرا
زد غمت خیمه در دشت دلها
رفته در سوگ تو عرش اعلا
خونجگر گشتی از جور اعدا
ای شه ملک جان ، جان فدایت
سیدی یا جواد الائمه

ای که حاتم گدای در تو
زهر کین برده جان از بر تو
غم زده سایه بان بر سر تو
قاتل تو شده همسر تو
ای به قربان جود و سخایت
سیدی یا جواد الائمه

تو گل سرخ باغ رضائی
مظهر عشق و نور ولائی
حجت حق امام هدائی
شیعیان را همه مقتدائی
من غلام مدیحت سرایت
سیدی یا جواد الائمه

ای که مرآت ذات خدائی
زاده ی عترت مصطفائی
جلوه ی غیرت مرتضائی
وارث غربت مجتبائی
فاطمه نوحه گر در عزایت
سیدی یا جواد الائمه

مکمن دشمنت خانه ی تو
غم زده تکیه بر شانه ی تو
قلب ما گشته غمخانه ی تو
شمعی و شیعه پروانه ی تو
دیده مشتاق صحن و سرایت
سیدی یا جواد الائمه

ای غریبی که همتا ند…

&


یــا جــوادالائـمـه ادرکنـی
عشـق تو دل ربوده از دستم
من زِ جامِ مَیِ تــو سرمستم
حق به مِهر تـو کرده پابستم
من غلام تـو بـوده و هستـم
یــا جــوادالائـمـه ادرکنـی

ای دل و جان فـدای تو مولا
ای کـه عالـم گدای تـو مولا
مرغ دل در هـوای تـو مـولا
می نهد سر بـه پای تو مـولا
یــا جــوادالائـمـه ادرکنـی
جلـوه ی ذات کبـریـائی تــو
نهمـین حـجـت خـدائی تـو
بـا ستمـدیـده آشـنـائی تـو
نخـلِ نـو رستـۀ رضـائی تـو
یــا جــوادالائـمـه ادرکنـی

میر و سـالار و سـروری ما را
یـادگــار پیـمـبــری مـا را
نـور محـراب و منبـری ما را
شـافـع روز مَـحشـری مـا را
یــا جــوادالائـمـه ادرکنـی

دست کـوتـاه من بـه دامانت
جان من ! جان من بـه قربانت
چشم من سوی لطف و احسـانت
مـرغ طَبـعَـم شـده غزلخوانت
یــا جــوادالائـمـه ادرکنـی
آتش عشـق توست در دل مـا
حق سرشته بنـام تـو گِـل مـا
نـام تـو روشنـای محـفـل مـا
بر سـرِ کـوی توست منزل مـا
یــا جــوادالائـمـه ادرکنـی

نـور سیـمـای مصـطـفی داری
بـوی گـلــزار مرتـضــی داری
روی سر تاج « هَل اَتی » داری
ای کـه دستی گِره گُشـا داری
یــا جــوادالائـمـه ادرکنـی

گر عنایت به ما کنی چـه شود
دردِ مـا را دَوا کنی چــه شـود
حـاجت مـا رَوا کنی چـه شـود
زائـر کـربـلا کنـی چــه شـود
یــا جــوادالائـمـه ادرکنـی

ای  فـدای بـزرگـی و کَـرَمَـت
مرغ دل سـر نهـاده بـر قَدَمت
کـاش بـودم کـبـوتـر حَـرَمَت
تـا نشیـنم بـه سـایـۀ عَلَمَـت
یــا جــوادالائـمـه ادرکنـی

دلبـری کـرده طَلعَـت مـاهت
جـان بـه قربان عمر کوتاهت
چـون گـدا آمـدم سـرِ راهت
سر نهادم به خـاک درگـاهت
یــا جــوادالائـمـه ادرکنـی


علی اکبر شجعان ـ استهبان

سایر اشعار



ادامه مطلب


برچسب ها : شهادت , امام جواد , یاجواد , جوادالأئمه , ادرکنی ,
بازدید : 29
[ جمعه 11 مرداد 1398 ] [ 9:46 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


یکایک سر شکست آن روز اما عهد و پیمان نه

غم دین بود در اندیشه ی مردم، غم نان نه


شبی ظلمانی و تاریک حاکم بود بر تهران

به لطف حضرت خورشید اما بر خراسان نه


کبوترهای گوهرشاد بودیم و صدای تیر

پریشان کرد جمع یکدل ما را ، پشیمان نه


سراسر، صحن از فوج کبوترها چنان پر شد

که چندین بار خالی شد خشاب آن روز و میدان نه


یکی فریاد می زد شرمتان باد آی دژخیمان!

به سمت ما بیاندازید تیر، اما به ایوان نه


یکی فریاد سر می داد بر پیکر سری دارم

که آن را می سپارم دست تیغ و بر گریبان نه


برای او که کشتن را صلاح خویش می داند

تفاوت می کند آیا جوان یا پیر؟ چندان نه


دیانت بر سیاست چیره شد، آری جهان فهمید

رضاجان است شاه مردم ایران، رضاخان نه!


کلاه پهلوی هم کم کم افتاد از سر مردم

نرفت اما سر آن ها کلاه زورگویان، نه!


گذشت آن روزها، امروز اما بر همان عهدیم

نخواهد شد ولی اینبار جمع ما پریشان، نه!


به جمهوری اسلامی ایران گفته ایم «آری»

به هرچه غیر جمهوری اسلامی ایران: «نه»


کجا دیدی که یک مظلوم تا این حد قوی باشد

اگرچه قدرت ما می شود تحریم، کتمان نه


دفاع از حرم یعنی قرار جنگ اگر باشد
زمین کارزار ما تلاویو است، تهران نه!

شاعر:

محمدحسین ملکیان



ادامه مطلب


بازدید : 74
[ شنبه 22 تير 1398 ] [ 23:5 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()

 

اذن دخول... آمده ام عقده وا کنم

اینجا کنار مرقدتان یک دعا کنم


امشب دلم حوالی گنبد ... کنار صحن

هی پرسه می زند... که شما را صدا کنم


با دست خالی و دل پر غصه آمدم

تا یک غزل برای شما دست و پا کنم


من زنده ام به این دو سه بیتی که گه گدار

تقدیم شاه تشنه کرببلا کنم


دستم به دست پنجره فولاد و در دلم

هیات به پاست تا که رضا ..یا رضا کنم


من بی خیال عشق شما ...نه نمی شود

هیهات خاکبوسی تان را رها کنم


آقا نمی شود که بمانم کنارتان..؟

جارو کش حرم بشوم ...تا... صفا کنم


عکس ضریح حلقه زده گرد چشمهام

میبارد از دوچشم ترم ... تا دعا کنم


امضا کن این دوبیتی صدپاره را کریم

رخصت بده به پای تو جان را فدا کنم 


"دردم نهفته به ز طبیبان مدعی"

این غم... دوا به رئفت موسی الرضا کنم

 

نعیمه امامی



ادامه مطلب


برچسب ها : یا ضامن , ضامن آهو , دردم نهفته , طبیبان مدعی , این غم , دوا , رئفت موسی , موسی الرضا , عکس ضریح , حلقه زده , گرد چشمهام , هیهات , خاکبوسی , رها کنم ,
بازدید : 51
[ شنبه 22 تير 1398 ] [ 10:4 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


نام تو مي برم كه گل افشاني ام كني
ياد تو مي كنم كه فرا خواني ام كني

سامان بگيرم از نفس ذره پرورت
گر يك نظر به بي سر و ساماني ام كني

آلاله در كوير دلم سبز مي شود
وقتي نظر به ديدۀ باراني ام كني

با صد اميد بر در مهمانسراي تو
بنشسته ام به شوق كه مهماني ام كني

شرمنده ام كه نور خداوندگار نيست
هرچه نظر به پينۀ پيشاني ام كني

آشفته حال آمده ام تا ز مرحمت
با يك نگاه دفع پريشاني ام كني

كرببلاست حاجت ديرينه ی دلم
كي مي شود زيارتش ارزاني ام كني

گيرم زتو شفاعت محشر به اشك و آه
در اولين سفر كه خراساني ام كني


علي اكبرشجعان

استهبان

سایر اشعار



ادامه مطلب


برچسب ها : گل افشانی , یاد تو , ذره پرورت , سامان بگیرم , آلاله , کویر دلم , دیدۀ بارانی , بنشسته ام , شرمنده ام , پینۀ پیشانی , صد امید , آشفته حال , آمده ام , دفع پریشانی , یک نگاه , حاجت دیرینه , شفاعت محشر , خراسانی ام , ام کنی ,
بازدید : 28
[ شنبه 22 تير 1398 ] [ 8:4 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


21 تیر 1314 قیام مردم مشهد در اعتراض به سیاستهای ضداسلامی رضاخان در صحن مسجد گوهرشاد سرکوب شد. این قیام زمانی شکل گرفت که رضاخان دین ستیزی را به اوج خود رسانده و درصدد بود تا سنتهای مذهبی وقوانین اسلامی رامحو و نابود کند و فرهنگ غربی را به جای آن بنشاند.

رضاخان در پیگیری این سیاست دستور داده بود تا حجاب از سر زنان مسلمان برگیرند، مردان کلاه غربی به سر کنند، روحانیون لباس روحانیت را از تن بیرون کنند و...

در واکنش به این سیاست، روحانیون و مردم مسلمان در هر نقطه ای به مخالفت برخاستند ولی در این ماجرا مشهد پیشقدم شد و قیام شکوهمندی در دل تاریخ به ثبت رسید.

علما و روحانیون مشهد طی جلساتی پنهانی تصمیم گرفتند با این حرکت رضاخان مقابله کنند و او را از این کار بازدارند. در یکی از این جلسات پیشنهاد شد آیت الله حاج آقا حسین قمی به تهران برود و در مرحله اول با رضاخان مذاکره نماید تا شاید بتواند او را از اجرای تصمیماتش باز دارد.

وقتی آیت الله قمی به تهران آمد، بلافاصله از سوی حکومت دستگیر و ممنوع الملاقات شد. سایر روحانیون نیز در مساجد و مجالس، به آگاه کردن مردم پرداختند. مسجد گوهرشاد از جمله مکانهای تجمع مردم بود. اجتماعات مردم در این مسجد هر روز بیشتر میشد و شهر حالت عادی خود را از دست میداد و سخنرانان نیز به ایراد بیانات آتشین میپرداختند.

همزمان با بازداشت حاج آقا حسین قمی، در مشهد نیز به دستور حکومت، روحانیونی همچون شیخ غلامرضا طبسی و شیخ نیشابوری دستگیر شدند. صبح روز جمعه 20 تیر 1314 نظامیان مستقر در مشهد برای متفرق ساختن مردم وارد عمل شدند و به روی آنان آتش گشودند و تعداد زیادی را کشتند و زخمی کردند، ولی مردم مقاومت کرده و سربازان نیز بنا به دستوری که به آنها رسیده، مراجعت کردند. به دنبال این حادثه مردم اطراف مشهد با بیل و داس و... به سوی مسجد حرکت کردند.

فردای آن روز جمعیت زیادتری در مسجد گوهرشاد تجمع کردند وعلیه اقدامات دولت اعتراض نمودند. سران نظامی و انتظامی مشهد این بار بنا به دستور رضاخان با تجهیزات کامل و افراد فراوان در نقاط حساس مستقر شدند و تفنگها، سلاحهای خودکار و حتی توپها را به منظور سرکوب مردم به میدان آوردند. در حوالی ظهر مأمورین نظامی و انتظامی از هر سو به مردم هجوم آورده و در داخل مسجد به کشتار آنان پرداختند. در این واقعه تعداد بسیاری شهید، مجروح و بازداشت شدند.

کشتار مردم در این مسجد به اندازهای بود که به نقل از شاهدان عینی چند کامیون جنازه از صحنه کشتار خارج کردند. یک روز پس از این فاجعه عملیات دستگیری علما و روحانیون آغاز شد و تعداد کثیری از آنان بازداشت و روانه زندان شدند.

قیام مسجد گوهرشاد برای همیشه در دفتر اقدامات سلسله پهلوی ثبت شد. گفتنی است این قیام یک سال پس از بازگشت رضاخان از سفر به ترکیه و در پی مشاهده بی بند و باری و بی حجابی زنان ترکیه توسط وی، به وقوع پیوست.



شعری از علی داودی که روزگار خفقان آن زمان را، اینچنین ترسیم کرده است:


صدایی زیر آوار زمان مانده‌ست در سرها

صدا انگار می آید از این دیوارها درها


صدا از کاشی و آجر صدا از درد غُربت پُر

صدا باری، صدایی هست می دانند خنجرها


صدا بُغضی ست زندانی به غوغای رضاخانی

کلاه نوکری تاجی ست می ‌بافند افسرها


چراغ مرده مشروطه چی ها جز سیاهی چیست؟

طلوع صبح کاذب بود آن صبحی که باورها


چنین گفتند آمد نوبهاری فصل گُل کردن

بهار آمد و لیکن گل نزد افسوس بر سرها


چه خوابی دید آیا چشم مست شهریار آن روز

که خون شهرزادان را چنان خوردند ساغرها


چه خوابی دید وقتی در حریم امن سلطانی

به خون افتاده آهوها شده پرپر کبوترها


مگر بهلول مردی خشم بر دیوانگان گیرد

خروش نور باری نور می آید ز منبرها


هلا ای پادشاه لخت! ما را رخت و بخت این نیست

چرا باید که از سر، باز می افتاد معجرها


اگرچه موجها کوبان صدفها در کف طوفان

ولی شادند در دریا که نشکستند گوهرها


اگر چون گنج در ویرانه پوسیدند دلبرها

خدا را شکر عریانی نپوشیدند پیکرها


هنوز از قصه گیسو خیال عالمی در بند

هنوز از چادر خود پرچمی دارند مادرها


صدایی زیر آوار زمان زنده ست و می خواند

که شرح این حکایت باز می ماند به دفترها




ادامه مطلب


بازدید : 42
[ جمعه 21 تير 1398 ] [ 2:5 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه
:: تعداد صفحات : 66
صفحه قبل 1 2 ...4 5 6 ...65 66 صفحه بعد


.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت