close
تبلیغات در اینترنت
سایت ادبی شهید رابع استهبان - 4

اربعین


🌷
اربعین


سقا دلم گرفته و امسال اربعین

نامم ببر به سرخط نام پیاده ها


لب تشنه ام تو ساقی لب تشنگان بیا

مستم کن از سبوی امام پیاده ها


دل می رود به سمت حرم با خودت ببر

مارا رسان به جاه ومقام پیاده ها


در انتظار حاجتم ای ماه بی کفن

دستم رسان به دست تمام پیاده ها


موکب به موکب از تو طلب میکنم شفا

شعرم شده است ذکر مدام پیاده ها


بر من ببخش نو کری بارگاه خویش

من کیستم همیشه غلام پیاده ها


روشن نمای شمع وجودم به نور عشق

ما را ببخش به حرمت شام پیاده ها


بادصبا بگو ببردتا به کوی دوست

از ما سلام به زینب وزخم پیاده ها

محمد ضیائی پور استهبان

shahidrabe@

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: دوشنبه 08 آبان 1396 ساعت: 10:13 |تعداد بازديد : 66 نويسنده :

عزای قتل زین العابدین


فلک ماتم زده لرزان زمین است
عزای قتل زین العابدین است
بهاران آمد و دلها غمین است
عزای قتل زین العابدین است

شده عرش برین از غم سیه پوش
نبی زانوی غم دارد در آغوش
چو خورشید مدینه گشته خاموش
دل هر شیعه با ماتم قرین است
عزای قتل زین العابدین است

جهان غرق عزا و شور و شین است
روان خون جگر از هر دو عین است
شب قتل علی بن الحسین است
که لرزان پایۀ عرش برین است
عزای قتل زین العابدین است

مَهی که یادگار کربلا بود
انیس زینب غم مبتلا بود
اسیر کوفیان  بی وفا بود
غریبانه شهید زهر کین است
عزای قتل زین العابدین است

ز  ابرِ  چشم گریانش هَماره
فرو می ریخت روز و شب ستاره
زده   هجران  او  بر  دل  شراره
که محبوب همه اهل یقین است
عزای  قتل زین العابدین  است

کسی که خون دل در چشم تر داشت
همیشه کربلا  را  در نظــر  داشت
هزاران زخم کاری بر جگر داشت
پر از شور و نوا عرش برین است
عزای  قتل زین العابدین  است


فراق  کودک  بی شیر دارد
به تن جای غل و زنجیر دارد
اگر که ناله ی شب گیر دارد
عزادار غم سالار دین است
عزای  قتل زین العابدین  است

محزون اصطهباناتی
کانال رسمی اشعار علی اکبر شجعان

https://telegram.me/mahzoon_shajaan


ادامه مطلب

تاريخ ارسال: یکشنبه 23 مهر 1396 ساعت: 19:38 |تعداد بازديد : 57 نويسنده :

قدر این مرد فاصل را بدانید



چشم وچراغ چراغداران

دراوائل دهه پنجاه ساختمانی درزاویه شمال غرب خیابان شهید فقیهی«کمربندی آن زمان»ساخته شد که به نام دبستان حاقظ معروف شد.خوشه چینان بسیاری دراین مزرعه مشغول خوشه چینی ازخرمن علم ومعرفت آموزگاران وصاحبان معرفت بودند،ازجمله این خوشه چینان کودکی بود که مصطفی میخوانندش،
او درخانه ای محقر وقدیمی باخانواده اش زندگی میکرد،
پدرش پیرمردی متوسط القامه بود بامحاسنی بلند وسفید وچهره ای که حکایت از تحمل رنج فراوان داشت، پای کوره آجرپزی عرقهای بسیار تنها نوازشگر چهره مهربان ونورانیش بود تا بااین رنجهای فراوان لقمه ای نان حلال وخالی ازشبهه به خانه بیاورد ، سرو قامت فرزندانش را بانان حلال سرفراز کند، آری آنمرحوم همنشین آب وخاک و اتش بود،
مرحوم مادر مصطفی اوقات فراغتش رادرخانه باتدریس قرآن به کودکان ونوجوانان محله سپری میکرد،
نهال قامت
مصطفی با نان چنین پدر وتربیت جنین مادری قدکشید،
درنوجوانی باعلاقه تمام به حوزه علمیه قدم گذاشت ،چند سال درحوزه وتحت تعلیم استاتید حوزه استهبان،سرانجام به حوزه علمیه قطب عالم تشیع«قم» قدم نهاد تا ازخرمن علم علمای بزرگ بهره ها ببرد،
پس ازچندین سال باکوله باری سنگین ازعلوم مختلف مجددا به زادگاهش باز گشت،دست تقدیر اورابه زعامت مردم ستمدیده و امامت جمعه مردم این شهربرگزید،
شیخ مصطفی نه تنها امام جمعه بلکه ملجا بیچارگان است،گاهی اوقات مردم حکومت دراختلافات حقوقی وقضایی خود رابه ایشان میسپارند، طرفین دعواپس ازحل اختلافشان خوشخال و راضی ازدرب خانه ایشان برادرانه به سمت خانه خویش رهسپار میشوند،
پاسخگویی به مسائل شرعی،جمع اوری وجوهات،رسیدگی به امور اداری،پیگیری مشکلات عامه وشهری،راهنمایی پدرانه تمامی روسای ادارات و..........را وظیفه خویش میداند،
اینها تنها گوشه ای از شخصیت فرزند راستین این آب وخاک است
اما چیزی که از چند سال پیش تابحال توجه اهل ادب این شهرستان وشهرستانهای مجاور شرق فارس به خودجلب کرده ادب دوستی وشعرشناسی ایشان است،
اولین باری که جهت استمداد معنوی درزمینه برگزاری شب شعرخدمت ایشان رسیدیم،صحبت ازتاتر،فیلنامه نویسی وساخت فیلم درمیان آورد،تعجب کردم،آنجابود که فهمیدم دامنه مطالعات وگستره اطلاعات ایشان خیلی بیشتر ازیک روحانی تحصیلکرده حوزه است،آنگاه ازشعر سخن گفت،!داشتیم کم می آوردیم که خوشبختانه بخیرگذشت ،وقتمان تمام شد.
هرسال قبل ازبرگزاری شب شعر باایشان نشستی داشتیم ،وهرسال نکته ای اموزنده راتذکرمان میداد،نصایحش پدرانه است،استماع سخنانش بخصوص درنشست خصوصی لذتی دوچندان دارد،
امسال نیز صبح پنحشنبه سیزدهم مهرماه درمعیت شاعران کشوری واستانی درب مهربانی اش رابرماگشود،شعرای آیینی وانحمن چراغداران استان فارس بعلاوه اقای حسن اسحاقی شاعر جوان مطرح کشوری که مورد تفقد رهبر عزیز قرار گرفته و اقای علی اکبر فرهنگیان اهل تهران که پیرو سبک مرحوم اغاسی است دراین جمع حضور داشتند،
پس ازمعرفی توسط آقای علیرضا رنجکش ومجریگری ایشان شعرخوانی شروع شد،
نخست علی اکبر فرهنگیان،،،،،جناب خاوری ابیاتی راکه کشفی درکلامش بود بالذت بیشتری نوش جان میکردند
سپس حسن اسحاقی،اوکه شاعری جوان ومخلص است به نظرمی اید اهل بیت به ابشان نظرداشته باشند چون زیباترین وحانسوزترین ابیات برزبان وقلم ایشان جاری میشود،الحق که محتشم ثانی است،
ازهرشهری شاعری انتخاب شد وشعری رادررثای سالار شهیدان وواقعه کربلا قرائت شد،بعضی ازاشعار که خوانده میشد اشک حضار را جاری میکرد،،وگاهی که نمک شعربه قاعده بود صدای ناله وهق هق!!!
ایوب پرند آور، احمد خوانسالار،یادگار دفاع مقدس غلامزضا ظریف،حاج نصیرزاده از نیریز،وشعرایی از خاک پاک خودمان استهبان،
راستی فراموش کردم یادآوری کنم شب شعر عاشورای استهبان به اعتراف شعرای بزرگ آیینی دومین شب شعر بزرگ کشوری است،ستاد شب شعرعاشورا به هیچ اداره وارگانی وابسته نیست،کلیه هزینه های مربوط به آنرا لطف اهل بیت به واسطه همین مردم تامین میکند،پشتیبانی، مادی ومعنوی حاج آقا خاوری قابل تقدیر است،،

صدای موذن ازماذنه بوقهای بلند گو زنگ پایان جلسه شعرخوانی بود،
تجدید وضو،وبه قامت قدبستن جناب خاوری جهت برگزاری جماعت درسالن نمازخانه دفترایشان،
پس ازادای فریضه نماز سفره ضیافتی برای میهمانان با پیش غذای محبت امام جمعه گسترده شد،صرف ناهار میهمان حجت الاسلام خاوری بودیم،یکی ازشاعره ها که میتوان ایشان راازجهت مهربانی مادرانجمن شهید رابع خواند «خانم جواهریان متخلص به سایه»صله ای ازدست جناب خاوری دریافت کرد، واین نشانه ای دیگر ازقدرشناسی وشعرشناسی شیخ مصطفی است، که میتوان به آن استناد کرد،
بساط چایی گسترده شد،پس ازصرف چایی خداحافظی ازآن عالم فاضل،
دربین راه که به کانون فرهنکی سپاه بازمی گشتیم ،سخن ازاخلاص وشفقت امام جمعه پیش آمد،نه توسط من که اهل استهبان بودم بلکه توسط شعرای دیگرشهر،بخصوص اقای فرهنگیان که بارها توصیه کرد«قدراین مرد فاضل رابدانید»
اما حیف که ما دردامنه کوه قرار داریم وعظمت آنرادرک نمیکنیم،اما آنان که درجایگاه دورتری قرار دارند عظمت انرابیشتر درک میکنند
چنانچه شعرای مهمان به اتفاق لسانی مقر به علم، شفقت وخضوع این عالم برجسته داشتند.


احمد جعفری


🆔 @shahidrabe کانال ادبی شهید رابع استهبان



ادامه مطلب

تاريخ ارسال: شنبه 15 مهر 1396 ساعت: 17:37 |تعداد بازديد : 57 نويسنده :

مصیبت عظما


گشته خزان بهار و گلها رها در آتش

آتش ميان خيمه يا خيمه ها در آتش

در اوج تشنه كامي با ديده اي چو دريا

طفلي غمين پدر را مي زد صدا در آتش

رفته همه خيام آل علي به غارت

اي واي از اين مصيبت

 اي واي از اين مصيبت


طوفان تير و نيزه از هر طرف وزان است

لرزان چو بيد مجنون دلهاي كودكان است

مرغان پرشكسته آواره در بيابان

راهي نمانده وقتي آتش در آشيان است

رفته همه خيام آل علي به غارت

اي واي از اين مصيبت

اي واي از اين مصيبت


وقتي ستاره ها را كشتند لشكر شب
يك تك ستاره سوسو مي زد در آتش تب
وقتي سپاه ظلمت رو سوي خيمه ها كرد
افزوده شد دوباره داغي به داغ زينب
رفته همه خيام آل علي به غارت
اي واي از اين مصيبت
 اي واي از اين مصيبت


درياي غم ندارد در كربلا كناره
بسته به روي زينب اي واي راه چاره
شب چادرش كشيده خفته بخون سپيده
رخشان به روي نيزه هفتاد و دو ستاره
رفته همه خيام آل علي به غارت
اي واي از اين مصيبت
 اي واي از اين مصيبت


روشن نموده آتش شام سياه زينب
قلب فلك گرفته از دود آه زينب
خورشيد سر به زير پر برده چونكه ديده
بي سر ميان مقتل افتاده ماه زينب
رفته همه خيام آل علي به غارت
اي واي از اين مصيبت
 اي واي از اين مصيبت


باد خزان وزيده بر باغي از اقاقي
ديگر گلي براي زينب نمانده باقي
دريا دراين حوالي آتش به روي لبها
افتاده مشك زخمي افتاده دست ساقي
رفته همه خيام آل علي به غارت
اي واي از اين مصيبت
 اي واي از اين مصيبت

علی اکبر شجعان ـ استهبان

محزون اصطهباناتی, [۰۱.۱۰.۱۷ ۱۹:۵۸]


ادامه مطلب

تاريخ ارسال: دوشنبه 10 مهر 1396 ساعت: 10:17 |تعداد بازديد : 116 نويسنده :

متن وصیت نامه شهید مدافع حرم محسن حججی


متن وصیت نامه شهید مدافع حرم محسن حججی:


شهید محسن حججی یکی از نیروهای لشکر زرهی 8 نجف اشرف و از نیروهای فعال مؤسسه شهید احمد کاظمی بود. او اهل اصفهان و 25ساله بود که در منطقه مرزی عراق و سوریه طی یورش داعش، اسیر و دو روز بعد از اسارت همچون سالار شهدا اباعبدالله الحسین علیه السلام به درجه رفیع شهادت نائل شد. از این شهید بزرگوار یک فرزند دوساله به یادگار مانده است.


سرانجام پیکر مطهر شهید حججی پس از گذشت بیش از 50 روز از شهادتش وارد میهن اسلامی شد و پس از مراسم باشکوه تشییع و وداع در تهران و اصفهان، در میان جمع انبوهی از مردم شهیدپرور در زادگاهش نجف آباد اصفهان به خاک سپرده شد.


برای بانوی صبر


السلام ای بانوی سلطان عشق
السلام ای بانوی صبر دمشق
زیبنبِ دنیا و عقبیِ علی
شرح مدح لافتی الا علی
در مسیر شام غوغا کرده ایی
شهر را آشوب برپا کرده ایی
خطبه خواندی از غریبی حسین
زنده کردی کربلا در عالمیین
گر نبودی کربلایی هم نبود
گریه و شور و نوایی هم نبود
رنج هایی ست فراوان دیده ایی
خیمه ها، غارت، سواران دیده ایی
دیده بودی، حلق و چشم و حرمله
گریه کردی پا به پای قافله

  @};-
بسم الله النور...
صَلی الله علیک یا اُماه یا فاطمه الزهرا"سلام علیک"
وَلاتَحسَبن الذینَ قُتلوا فی سَبیل الله اَمواتا، بَل احیاء عند رَبِهم یُرَزقون
هرگز نمیمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است بر جدیده عالم دوام ما...
چند ساعتی بیشتر به رفتن نمانده است، هرچه به زمان رفتن نزدیک تر می شوم قلبم بی تاب تر می شود...نمی دانم چه بنویسم و چگونه حس و حالم را بیان کنم...نمی دانم چگونه خوشحالی ام را بیان کنم و چگونه و با چه زبانی شکر خدای منان را به جای بیاورم...به حسب وظیفه چند خطی را به عنوان وصیت با زبان قلم می نویسم...
نمیدانم چه شد که سرنوشت مرا به این راه پر عشق رساند... نمی دانم چه چیزهایی عامل آن شد...
بدون شک شیر حلال مادرم، لقمه حلال پدرم و انتخاب همسرم و خیلی چیزهای دیگر در آن اثر داشته است...
@};-@};-
عمریست شب و روزم را به عشق شهادت گذرانده ام... و همیشه اعتقادم این بوده و هست که با شهادت به بالاترین درجه ی بندگی میرسم...
خیلی تلاش کردم که خودم را به این مقام برسانم اما نمی دانم که چقدر توانسته ام موفق باشم...
چشم امیدم فقط به کرم خدا و اهلبیت است و بس امید دارم این رو سیاه پرگناه را هم قبول کنند و به این بنده ی بدِ پرخطا نظری از سر رحمت بنمایند...
که اگر این چنین شد؛الحمدالله رب العالمین...
اگر روزی خبر شهادت این بنده حقیر سرا پا تقصیر را شنیدید؛ علت آن را جز کریمی و رحیمی خدا ندانید...
اوست که رو سیاهی چون مرا هم می بخشد و مرا یاری می کند...

همسر عزیزم زهرا جانم
اگر روزی خبر شهادتم را شنیدی بدان به آرزویم که هدف اصلی ام از ازدواج با شما بود رسیدم و به خود افتخار کن که شوهرت فدای حضرت زینب شد...
مبادا بی تابی کنی، مبادا شیون کنی، صبور باش و هر آن خودت را در محضر حضرت زینب بدان... حضرت زینب بیش از تو مصیبت دید.

پدر عزیزم
همیشه و در همه حال الگوى زندگی و مردانگی ام تو بوده و هستی، اگر روزی خبر شهادتم را دیدی، زمانی را در مقابل خود فرض کن که حسین بن علی در کنار جگر گوشه اش علی اکبر حاضر شد...
داغ تو بیشتر از داغ اباعبدالله نیست... پس صبور باش پدرم، می دانم سخت است اما می شود...

مادر عزیزم
ام البنین علیهاالسلام 4جوان خود را فدای حسین و زینب کرد و خم به ابرو نیاورد.
حتی زمانی که خبر شهادت پسرانش را به او دادند باز از حسین سراغ گرفت؛ پس اگر روزی خبر شهادتم را شنیدی، همچون ام البنین صبورانه و با افتخار فریاد بزن که مرا فدای حسین و حضرت زینب کرده ای و مبادا با بی تابی خود دل دشمن را شاد کنید...

برادر عزیزم
اگر روزی مرا در لباس شهادت دیدی آن لحظه ایی را به یاد بیاور که اباعبدالله بر بالین عباس ابن علی حاضر شد و داغ برادر کمرش را خم کرد...
مبادا ناسپاسی کنی، مبادا به هدیه ایی که تقدیم اسلام کرده اید شک بیاورید...

خواهران خوبم
لحظه ی وداع با شما و مادرم و پدرم مرا به یاد آن لحظه ایی انداخت که اهل حرم حضرت علی اکبر را راهی میدان جنگ می کردند؛ پس اگر من هم رو سفید شدم غم و غصه و اشک و ناله خود را فدای علی اکبر کنید و مبادا داغ خود را از داغ دل اهل حرم بیشتر بدانید...

پسر عزیزم، علی جان...
ببخشید اگر قد کشیدنت را ندیدم و مرد شدنت را نظاره نکردم... سعی کن راه مرا ادامه بدهی... سعی کن کاری کنی که سرانجام آن به شهادت ختم شود...

پدر و مادر همسر عزیزم...
همیشه شما را همچون پدر و مادر واقعی خودم می دانستم و خوشحال ام که سرنوشتم با حضور در خانواده شما رقم خورد...
به شما هم جز صبر و تحمل چیز دیگری سفارش نمی کنم، همیشه یاد داشته باشید علی اکبر حسین هم تازه داماد کربلا بود...
از همه میخوام این رو سیاه را حلال کنید، اگر حقی از کسی ضایع کردم، اگر غیبتی پشت سر کسی کردم، اگر دلی را رنجاندم، اگر گناهی از من سر زد؛ حلالم کنید...
اگر شهید شدم تا جایی که اجازه داشته باشم؛ شفیعتان خواهم بود.

اما چند وصیت کلی:
از ولایت فقیه غافل نشوید و بدانید من به یقین رسیدم که امام خامنه ای نائب بر حق امام زمان است.
از همه ی خواهران عزیزم و از همه ی زنان امت رسول الله می خواهم روز به روز حجاب خود را تقویت کنید، مبادا تار مویی از شما نظر نامحرمی را به خود جلب کند؛ مبادا رنگ و لعابی بر صورتتان باعث جلب توجه شود؛ مبادا چادر را کنار بگذارید...همیشه الگوی خود را حضرت زهرا  و زنان اهل بیت قرار دهید؛ همیشه این بیت شعر را به یاد بیاورید
آن زمانی که حضرت رقیه سلام الله خطاب به پدرش فرمودند:
غصه ی حجاب من را نخوری بابا جان
چادرم سوخته اما به سرم هست هنوز...

از همه ی مردان امت رسول الله می خواهم فریب فرهنگ و مدهای غربی را نخورید؛ همواره علی ابن ابی طالب امیرالمومنین(ع) را الگو و پیشوای خود قرار دهید و از شهداء درس بگیرید...

خودتان را برای ظهورامامزمان روحی لک الفدا و جنگ با کفار به خصوص اسرائیل آماده کنید که آن روز خیلی نزدیک است.
همیشه برای خدا بنده باشید که اگر این چنین شد بدانید عاقبت همه ی شما به خیر ختم می شود...
مقداری حق الناس به گردن دارم که عاجزانه می خواهم برایم ادا کنید...
- یک میلیون تومان به مادر بزرگ پدری بدهکارم
- مقداری بدهی به برادر محسن همتی ها بابت محصولات فرهنگی و کار های دیگر بدهکارم
- 32هزارتومان به اضافه مقداری سربند به پایگاه شهدای بنیاد امیرآباد بدهکارم
- اگر برایتان مقدور بود به مقدار یک ماه نماز و روزه برایم ادا کنید که اگر خدایی ناکرده گهگاهی از روی خطا نمازی قضا کردم و یا روزه ایی از دست دادم جبران شود...

اللهم عجل لولیک الفرج
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِی مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّینَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِینَ إِلَیْهِ فِی قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِینَ عَنْهُ وَ السَّابِقِینَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِینَ بَیْنَ یَدَیْه‏

 
آمین
١٣٩٦/٤/٢٧
محسن حججی

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: پنجشنبه 06 مهر 1396 ساعت: 7:45 |تعداد بازديد : 139 نويسنده :

دستخط متن وصیت نامه شهید مدافع حرم محسن حججی


دستخط متن وصیت نامه شهید مدافع حرم محسن حججی:










ادامه مطلب

تاريخ ارسال: پنجشنبه 06 مهر 1396 ساعت: 7:7 |تعداد بازديد : 136 نويسنده :

به یاد شهید محسن حججی


بیاد نخل سر بریده ی مدافع حرم و به استقبال پیکر مقطع علی اکبر انقلاب
(شهید محسن حججی)
..........؛........؛...........

از جا بیاد غیرت اکبر بلند شد
با یاعلی به یاری رهبر بلند شد

تنها نه اینکه از زن و فرزند خود گذشت
از سر گذشت و پیش خدا سربلند شد

سر داد وتن نداد به ذلت ؛ بدین سبب
بی سر ز روی خاک رهاتر بلند شد

این درس از دفاع مقدس فرا گرفت
درسی که از میانه ی سنگر بلند شد

بهر دفاع ؛ با شهدا عهد تازه بست
پرچم گرفت و از کنار برادر بلند شد

عباس وار دل به حریم حرم سپرد
افتاد یک مجاهد و لشکر بلند شد

فریاد یا حسین به گوش جهان رسید
در دست شمر باز چو خنجر بلند شد

مکشوف شد برای همه روضه ی حسین
وقتی رگی بریده شد و سر ؛ بلند شد

دست ستم اگر چه خزان کرد غنچه را
بر دوش باد لاله ی پرپر بلند شد

با تیشه ی جنایت داعش به دشت عشق
افتاد سرو و باغ صنوبر بلند شد

بر خاک اگر که پیکر رزمنده ای فتاد
از جا هزار مرد دلاور بلند شد

وقتی خبر رسید که (محسن ) شهید گشت
فریاد آه از دل مادر بلند شد

.؛ . 🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥🔥

این آتشی که سوخت دل و جان شیعه را
روشن شد از سقیفه و از در بلند شد

علی اکبر شجعان - استهبان.


حسرت ز نگاه مات ما لبریز است
از جوهر غم دوات ما لبریز است
با یاد کبوتران خونین پر عشق
دفترچه ی خاطرات ما لبریز است


رفتی تو به آسمان که اختر گردی
پرواز نوشتی که کبوتر گردی
دلتنگ تو ام که می نویسم نامه
شاید سحری بخوانی و برگردی
........؛.......؛........

؛.......؛........
وقتی به گوش نام خوش جبهه ها رسد
بوی حسین و رایحه ی کربلا رسد
نام شهید در دل ما زنده می شود
چون هفته ی دفاع مقدس فرا رسد
...............؛............؛........

...؛.......؛.......
خزان ندیده چه داند بهار یعنی چه
شب سیاه نداند سپید یعنی چه
برای لاله بگو قصه ی شهیدان را
ندیده داغ چه داند شهید یعنی چه
..........؛.........؛.......

علی اکبر شجعان - استهبان.


ادامه مطلب

تاريخ ارسال: پنجشنبه 06 مهر 1396 ساعت: 6:19 |تعداد بازديد : 69 نويسنده :

شب شعر عاشورا (1396)

تاريخ ارسال: چهارشنبه 05 مهر 1396 ساعت: 20:18 |تعداد بازديد : 92 نويسنده :

شب شعر عاشورا-استهبان



🔷بیست و یکمین مراسم شب شعر عاشورا - استهبان
🔅موضوع: حماسه ی خونین کربلا

* مهلت ارسال آثار:
شنبه ۹۶/۷/۱ برابر با دوم محرم ۱۴۳۹

* نحوه ارسال آثار:
از طریق پیام رسان تلگرامی @Shabe_sheer_ahlebeit


تذکّرات:
۱- قید کردن نام و مشخصات کامل صاحب اثر اعم از نام و نام خانوادگی، سن، تحصیلات و شماره تماس و شهرستان در ذیل اثر الزامی ست.

۲ - زمان و مکان و همچنین برنامه زمان بندی برگزاری مراسم متعاقبا و پس از انتخاب آثار اعلام خواهد شد
ستاد مردمی شبهای شعر اهل بیت (ع)
شهرستان استهبان

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: شنبه 01 مهر 1396 ساعت: 10:40 |تعداد بازديد : 77 نويسنده :

لبیک یاحسین



@shahidrabe

لبیک یاحسین / لبیک یاحسین


مـا بـا مُستکبِرین سـازش نمی کنـیم
بـا دشمـنان دین سـازش نمی کنـیم
لبـیکَ یاحسـین ، لبـیکَ یاحسـین
==================
هرگز نمی کشیم دست از امام خویش
خالی نمی کنـیم پشت نظـام خویش
یک لحظه نشکنیم عهد و مرام خویش
برعهد خود کنیم با خون وفا ،حسین!
لبـیکَ یاحسـین ، لبـیکَ یاحسـین

مـا بـا یـزیـدیـان بیـعت نمی کنـیم
از مَکـر دشمنـان غفلت نمی کنــیم
هـرگـز پـذیـرشِ ذِلّـت نمی کنــیم
زیرا گرفته ایم درس از شمـا حسـین
لبـیکَ یاحسـین ، لبـیکَ یاحسـین

در زیـر بـار ظـلم هـرگـز نمی رویـم
همـرنگ کـوفیـان هرگز نمی شـویم
فـریـاد سـرخ تـو همـواره بشـنویـم
از نـای زخمـی ات در نیـنوا حسـین
لبـیکَ یاحسـین ، لبـیکَ یاحسـین

مـا از یـزیـدیـان پـروا نمی کنـیم
بـر روی دشمـنـان دَر وا نمـی کنیم
مـا صلـح بـا ستـم امضـا نمی کنیم
ایـن را گـرفتـه ایم از تـو فَرا حسـین
لبـیکَ یاحسـین ، لبـیکَ یاحسـین

وقتی کـه می رود دیـن در مُخـاطِره
مَعـنــا نمـی دهــد میـزِ مُـذاکـره
حتـی اگــر کنـند مـا را مُـحـاصِــره
از تـو نمی شـویم یکـدم جدا حسین
لبـیکَ یاحسـین ، لبـیکَ یاحسـین

دارد مَـرامِ مـا ریـشـه بــه کـربـــلا
یعـنی نمی کنـیم دامـان حـق رهــا
از تـن اگـر شـود سـرهـای مـا جـدا
سـازش نمی کنـیم بـا اشقـیا حسین
لبـیکَ یاحسـین ، لبـیکَ یاحسـین

مـا پیـش ظـالمـان زانـو نمی زنیــم
در کــوی عـافیـت اردو نمـی زنیـم
مـا رو بـه دشمن بَـدخـو نمـی زنیـم
از بس که دیده ایم از او جفـا،حسین
لبـیکَ یاحسـین ، لبـیکَ یاحسـین

مـا زیـر بـار ظلـم قد خـم نمی کنیم
از شَـأن و شوکتِ خـود کـم نمی کنیم
سازش نکـرد ه ای ما هـم نمی کنـیم
با دشمـنان دیـن ، بـا کدخدا حسین
لبـیکَ یاحسـین ، لبـیکَ یاحسـین



علی اکبر شجعان ـ استهبان

ادامه مطلب

تاريخ ارسال: چهارشنبه 29 شهريور 1396 ساعت: 18:42 |تعداد بازديد : 72 نويسنده :

گردهمآیی شاعرانه

آخرين ارسالهاي تالار گفتمان

عنوان پاسخ بازديد توسط
استهبان (Estahban) 0 6 mahdavi
اشعار محرّم و صفر 5 502 mahdavi
وزنهای عروضی 7 127 mahdavi
سلام به سایت ادبی شهید رابع استهبان خوش آمدید. محتوای این سایت و انجمن ادبی آن سروده ها و مطلب های ادبی ارسال شده جمعی از فرهیختگان و شاعران گرامی است؛ شماهم به این جمع بپیوندید و مطلب هاو نظرهای ارزشمند خود را برای دیگران وبرای بهینه سازی سایت ارسال کنید. استفاده از اشعار با درج لینک و نام شاعر آزاد است. امام صادق(ع) فرمودند : ما قالَ فینا قائِلُ بَیْتَ شِعْرٍ حَتّی یُؤَ یِّـدَ بِرُوحِ الْقُدُسِ : هیچ شاعر ی در حق ما شعر نگفت مگر اینکه با روح قدسی تایید و یاری شد: وسایل الشیعه ، ج 1 ص 467) مقام‌ معظم رهبري، حضرت آيت‌الله العظمي امام خامنه‌ای فرمودند : «شعر، ثروتی ملی، عظیم و پر ثمر برای کشور است» و «باید با ایجاد این ثروت بزرگ روز به روز آن را افزایش داد و برای نیازهای کشور از آن استفاده ی بهتر و برتر کرد». کاروان شعر در کشور با سرعت، دقت و جهت گیری درست به پیش می رود ؛ با استمرار این حرکت، کشورِ عزیزِ ایران باردیگر هدیه ای ارزشمند به تمدن و فرهنگ جهانی و خصوصاً این منطقه، اهدا خواهد کرد. شعر علاوه بر اینکه ظرفی برای بیان احساس شاعرانه است باید در خدمت ارزشها باشد و شاعر در عمل به وظیفه و مسئولیت خود، این نعمت بزرگ الهی را در خدمت به دین، اخلاق، انقلاب و معرفت افزایی قرار دهد. شعر می تواند به "معرفت دینی و اخلاق مردم" و "حرکت انقلابی ملت" خدمت کند و این کار حتی با یک یا دو بیت شعر انقلابی،‌اخلاقی و معرفتی در یک غزل محقق می شود و تأثیر می گذارد. قالب شعر نمی تواند نسبت به مسائل موجود کشور بی تفاوت باشد یا از آن صرف نظر کند. + خاندان شهید رابع اصطهباناتی : پدر وی «ملاعبدالمحسن» فرزند مرحوم «ملاباقر» فرزند «ملا سراج الدین» بود و پدر و جد پدری اش در جرگه افرادی بودند که در زمان حمله افغانها به اصطهبان، کشته شدند.[۱] تحصیل : وی در ۱۲ سالگی با راهنمایی دایی‌اش به شیراز رفت و هشت سال در مدرسه منصوریه درس خواند. در سال ۱۲۴۶ به تهران رفت و شاگرد استادانی مانند آقا علی حکیم (مدرس)، محمدرضا حکیم قمشه‌ای، میرزا ابوالحسن جلوه، ملاعلی کنی، سید مهدی قزوینی نجفی و مولی محمدتقی هروی بود. در سال ۱۲۵۸ دوباره به شیراز رفت. به علت درگیری با قوام الملک (حاکم وقت فارس) به سامرا تبعید شد و در درس میرزای شیرازی شرکت کرد و از او اجازه اجتهاد گرفت. پس از فوت میرزای شیرازی به نجف رفت و حوزه فلسفی آنجا را پایه‌گذاری کرد. او علوم مختلف از جمله فقه و احکام را با زبان شعر بیان می‌کرد و رساله احکام دین او مشتمل بر هزار بیت شعر بود. در ریاضی و شاخه‌های آن دستی داشت و مقالات مختلفی در این زمینه از او مانده است. در پزشکی بیشتر به پیشگیری و رعایت بهداشت و نظافت محیط توجه داشت و می‌گفت: «من رسماً طبیب نیستم، ولی هزاران تن را به طریق بهداشت معالجه قطعی کرده‌ام.»[۲] علامه امینی او را به جهت آنچه «نبوغ علمی» خوانده «شکافنده هسته علم و پیشتاز میدان دانش» معرفی کرده‌است.[۳] زندگی‌نامه : آیت الله اصطهباناتی در سال ۱۲۵۸ ش با دختر سید محمد حسن لاریجانی ازدواج کرد. همسرش در سال ۱۲۷۹ درگذشت. وی فرزندی به نام شیخ محمد تقی روانشاد ملقب به فیلسوف روانشاد دارد که از مجموع افکار و اندیشه‌های پدرش بخشی به همت وی با عنوان «شمه‌ای از آثار شهید رابع» تهیه و منتشر شده است. سرانجام وی در دفاع از مشروطه و رهبری قیام مردم شیراز در سال ۱۳۲۶ برابر با ۱۷ اسفند ۱۲۸۶ شهید شد و در باغ غزل حافظیه به خاک سپرده شد. آثار : احکام الدین[۴] رساله حدوث عالم[۵] مجمع المسائل[۶] رساله شمس التصاریف رساله جوابیه شاگردان : محمدجعفر آل کاشف‌الغطاء، محمدحسین غروی اصفهانی، محمدحسین کاشف‌الغطاء، هبةالدین شهرستانی، میرزا عبدالحسین ذوالریاستین، سید محمدحسن نجفی قوچانی (آقا نجفی قوچانی)، علی‌اکبر حکمی یزدی قمی، غلامرضا یزدی، سید ابراهیم حسینی اصطهباناتی (میرزا آقای شیرازی)، زین‌العابدین اسدالله مهربانی سرابی، آقا نجفی قوچانی، غلامرضا فقیه خراسانی. ----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پانویس : شهید رابع، آیت‌الله محمدباقر اصطهباناتی عالم مشروعه خواه، نویسنده : محمد جواد اسلامی، با تلخیص، ص۲۵–۲۷. شهید رابع، ص ۴۰ و ۴۱. شهیدان راه فضیلت، ص ۵۱۲. رساله‌ای منظوم در احکام و فرایض که هزار بیت است. در موضوع جهان هستی، حکمت و فلسفه. رساله عملیه و دربردارنده فتواهای او. منابع شبکه اطلاع‌رسانی اجتهاد جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه قم. گلشن ابرار. ج۷، نشر معروف، قم: ۱۳۷۸.
سایت ادبی شهید رابع استهبان
يا مهدي
ادرکني
بسم الله الرحمن الرحيم
اللّهُمَّ صَلِّ علي مُحَمَّدْ وَ آلِ مُحَمَّدْ
وَ عَجِّلْ فَرَجَهُمْ وَحْشُرْنا مَعَهُمْ
وَالْعَنْ أعْدائَهُمْ اَجْمَعينْ
باپیوستن به این سایت، دفتری از آثار ادبی برای خود بازکنید و از آثار دیگر فرهیختگان استفاده کنید.
التماس دعا
به سايت ادبي شهيد رابع استهبان خوش آمديد براي بهره برداري بهتر از مطالب سايت عضو شويد
در مسلخ عشق جز نکو را نکشند / روبه صفتان زشتخو را نکشند
گر عاشق صادقی زِ مُردن مهراس / مُردار بود هرآنکه او را نکشند
اللَّهُمَّ کُنْ لِوَلِيِّکَ الحُجَهِ بنِ الحَسَن
صَلَواتُکَ علَيهِ و عَلي آبائِهِ
فِي هَذِهِ السَّاعَهِ وَ فِي کُلِّ سَاعَهٍ
وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلًا وَ عَيْناً
حَتَّي تُسْکِنَهُ اَرْضَکَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِيهَا طَوِيلا"
برحمتک يا ارحم الراحمين
بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
أنْتَ اللهُ الَّذي لا إلهَ إلّا أنْتَ، مُبْـدِئُ الْخَلْقِ وَمُعيدُهُمْ وَأنْتَ اللهُ الَّذي لا إلهَ إلّا أنْتَ، مُدَبِّـرُ الْاُمُورِ
وَ باعِثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ، وَ أنْتَ اللهُ الَّذي لا إلهَ إلّا أنْتَ الْقابِضُ الْباسِطُ
وَ أنْتَ الله الَّذي لا إلهَ إلّا أنْتَ، وارِثُ الْأرْضِ وَمَنْ عَلَيْها.
أسْئَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذي إذا دُعيتَ بِهِ أجَبْتَ، وَإذا سُئِلْتَ بِهِ أعْطَيْتَ
وَ أسْئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ أهْلِ بَيْتِهِ، وَ بِحَقِّهِمُ الَّذي أوْجَبْتَهُ عَلي نَفْسِكَ
أنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ‌ تَقْضِيَ لي حاجَتي، السّاعَةَ السّاعَةَ،
يا سَيِّداهُ، يا مَوْلاهُ، يا غِياثاهُ، أسْئَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّيْتَهُ بِهِ نَفْسَكَ، وَاسْتَأْثَرْتَ
بِهِ في عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ أنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَ أنْ تُعَجِّلَ خَلاصَنا
مِنْ هذِهِ الشِّدَّةِ، يا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَالْأبْصار، يا سَميعَ الدُّعآءِ،‌إنَّكَ عَلي كُلِّ شَيْءٍ قَديرٌ،
بِرَحْمَتِكَ يا أرْحَمَ الرّاحِمين
يک روز مي افتد ؛
آن اتفاق خوب را مي گويم ...
من به افتادني که برخاستن اوست ايمان دارم ؛
هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه ...
اللهم عجل لوليک الفرج
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
لا اِلهَ اِلا اللَّهُ
عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ
وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ
يا مهدي ادرکني
السلام علي جميع المعصومين عليهما السلام
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ لا اِلهَ اِلا اللَّهُ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظيمِ ما شآءَ اللَّهُ كانَ وَ مالَمْ يَشَاْ لَمْ يَكُنْ اَشْهَدُ اَنَّ اللَّهَ عَلى كُلِّشَيْئٍ قَديرٌ وَ اَنَّ اللَّهَ قَدْ اَحاطَ بِكُلِّ شَيْئٍ عِلْماً اَللّهُمَّ اِنّى اَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ نَفْسى وَ مِنْ شَرِّ كُلِّ دآبّةٍ اَنْتَ اخِذٌ بِناصِيَتِها اِنَّ رَبّى عَلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ