close
تبلیغات در اینترنت
سایت ادبی شهید رابع استهبان - 4
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
مولودیهای حضرت زهرا (س) 1 183 mahdavi
سروده های قرآنی 4 216 mahdavi
در مذمت استکبار جهانی 0 19 mahdavi
دیپلماسی التماسی 0 19 shejan
عاشقانه ها 28 1402 shejan


لکنت گرفته ام تو زبان بیان بده
دستی برای این دل تنگم تکان بده

بستم به بال خسته ی خود شوق پر زدن
پروانه ام بخوان و کمی آسمان بده

ای آنکه کرده هجر تو بی آشیانه ام
در پیچ زلف خویش مرا آشیان بده

جانم به لب رسید کرم کن ؛ به یک نگاه
جانم بگیر و زندگی جاودان بده

ابر گناه ، دیده ی ما را گرفته است
ای آفتاب عشق تو خود را نشان بده

تا جمعه را به ندبه هجران به سر بریم
ما را تب سه شنبه شب جمکران بده

ما درس انتظار تو را ... نه !!! نخوانده ایم !
آقا خودت به جای همه امتحان بده


علی اکبر شجعان ....



ادامه مطلب


برچسب ها : خود را , نشان بده , لکنت , بیان بده , دل تنگم , تکان بده , پر زدن , پروانه ام , آسمان بده , ای آنکه , هجر تو , آشیانه ام , پیچ زلف , زلف خویش , آشیان بده , جانم بگیر , ابر گناه , گرفته است , جمکران بده , امتحان بده ,
بازدید : 63
[ شنبه 26 آبان 1397 ] [ 10:56 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


ای شاهد قدسی که کشد بند نقابت

و ای مرغ بهشتی که دهد دانه و آبت

خوابم بشد از دیده در این فکر جگرسوز

کاغوش که شد منزل آسایش و خوابت

درویش نمی‌پرسی و ترسم که نباشد

اندیشه آمرزش و پروای ثوابت

راه دل عشاق زد آن چشم خماری

پیداست از این شیوه که مست است شرابت

تیری که زدی بر دلم از غمزه خطا رفت

تا باز چه اندیشه کند رای صوابت

هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی

پیداست نگارا که بلند است جنابت

دور است سر آب از این بادیه هش دار

تا غول بیابان نفریبد به سرابت

تا در ره پیری به چه آیین روی ای دل

باری به غلط صرف شد ایام شبابت

ای قصر دل افروز که منزلگه انسی

یا رب مکناد آفت ایام خرابت

"حافظ" نه غلامیست که از خواجه گریزد

صلحی کن و بازآ که خرابم ز عتابت


منظور خداوند از کسانی که به پیری می رساند تا هر چه را آموخته است از یاد ببرد چیست؟

پرسش:

با سلام در آیه 70 سوره نحل منظور خداوند از کسانی که به پیری می رساند تا هر چه را آموخته است از یاد ببرد چیست؟

پاسخ اجمالی:

در حقیقت آیه شریفه یادآوری و تذکاری است برای آنان که به بازیچه های دنیا سرگرم شده و از آخرت غافل مانده اند.

همان طور که خداوند در آیه ای دیگر انسان را ضعیف معرفی نموده در این جا به وصف انسان می پردازد که این انسان ابتدایش (زمان طفولیت) نمی فهمد و انتهایش (اگر پیری را در ک کند) آموخته ها و اندوخته هایش را از دست می دهد. بنابر این " نتیجه این عمر طولانى آن خواهد شد که بعد از علم و دانش و آگاهى‏ چیزى نخواهد دانست" و همه را به دست فراموشى می سپارد. به سخن دیگر: حالتى شبیه به دوران کودکى پیدا می کند، فراموشکار می ‏شود، هر چه یاد بگیرد فراموش می ‏کند، اگر از او سؤالى شود نمی داند.


پاسخ تفصیلی:

آیه شریفه:

"وَ اللَّهُ خَلَقَکُمْ ثُمَّ یَتَوَفَّاکُمْ وَ مِنْکُمْ مَنْ یُرَدُّ إِلى‏ أَرْذَلِ الْعُمُرِ لِکَیْ لا یَعْلَمَ بَعْدَ عِلْمٍ شَیْئاً إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ قَدیرٌ:

« خدا شما را بیافریده و باز جانتان را بگیرد و از شما کسى باشد که به پست‏ ترین دوران هاى عمر (پیری و فرتوتی ) رسد تا پس از دانایى هیچ نداند که خدا دانا و تواناست‏ ».[1]

کلمه« أرذل» در آیه شریفه اسم تفضیل از «رذالت و پستى» است، و مراد از « ارذل العمر » به قرینه جمله « لِکَیْ لا یَعْلَمَ ...» سنّ شیخوخت و پیرى است، که قواى شعور و ادراک در آن انحطاط پیدا مى‏کند، و البته این انحطاط به اختلاف مزاج ها مختلف مى‏شود، و غالباً از سن هفتاد و پنج سالگى شروع مى‏شود.[2]

و معناى آیه این است که: خدا شما گروه مردم را خلق کرده پس آن گاه شما را در عمر متوسط و جوانی مى‏گیرد، و البته بعضى از شما هستند که تا سن پیرى رسیده آن قدر به عقب بر مى‏گردند که از ضعف قواى ادراکی بعد از آنکه عمرى عالِم بودند دیگر چیزى را ندانند، درست مانند آغاز عمر و سنین کودکى که یکپارچه نسیان بود و فراموش کارى و ناآگاهى‏ و این خود دلیل و نشانه این است که زندگى و مردن و شعور و علم شما به دست خود شما نیست، و گر نه شعور خود را براى خود نگه مى‏داشتید، و زندگى خود را هم براى خود حفظ مى‏کردید، بلکه این زندگى و علم با نظام عجیبى که دارد به علم و قدرت خدا منتهى مى‏گردد.[3]

این آیه شریفه شخص یا اشخاص خاصی را مدنظر ندارد، بلکه می خواهد به انسان ها بفهماند که فکر بشر محدود است و نمی تواند آنچه را کسب نموده و به فعلیت رسانیده و از جمله معلومات او است کاملاً بر آنها احاطه علمى و شهودى داشته باشد و هر علمی که دارد از نعمت های الاهی است و نباید به آن مغرور باشد.

در حقیقت این آیه شریفه یادآوری و تذکاری است برای آنان که به بازیچه های دنیا سرگرم شده و از آخرت غافل مانده اند.

همان طور که خداوند در آیه ای دیگر[4] انسان را ضعیف معرفی نموده در این جا به وصف انسان می پردازد که این انسان ابتدایش (زمان طفولیت) نمی فهمد و انتهایش (اگر پیری را در ک کند) آموخته ها و اندوخته هایش را از دست می دهد.

بنابر این " نتیجه این عمر طولانى آن خواهد شد که بعد از علم و دانش و آگاهى‏ چیزى نخواهد دانست" و همه را به دست فراموشى می ‏سپارد.[5]

به سخن دیگر: حالتى شبیه به دوران کودکى پیدا کند، فراموشکار مى‏شود، هر چه یاد بگیرد فراموش مى‏کند، اگر از او سؤالى شود نمى‏داند.[6]

و این طبیعت انسان است که هر چه به سن کهولت می رود ضعیف تر می شود، همان طور که در جای دیگر می فرماید: هر کس را طول عمر دهیم، در آفرینش واژگونه‏ اش می کنیم (و به ناتوانى کودکى باز مى‏گردانیم) آیا اندیشه نمى‏کنند؟[7]



[1] . نحل،70، ترجمه المیزان.

[2] .طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج 12، ص 425، دفتر انتشارات اسلامى جامعه مدرسین حوزه علمیه قم‏، چاپ پنجم، 1374 ش.

[3] . طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، موسوی همدانی، سید محمد باقر، ج 12، ص 425 – 426؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج11، ص 310 – 311، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ اول، 1374 ش.

[4]  نسا، 28.

[5]  مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏11، ص 310 و 311.

[6] طبرسى، فضل بن حسن‏، جوامع الجامع، مترجمان، ج ‏3، ص 400، ناشر: بنیاد پژوهش هاى اسلامى آستان قدس رضوى، مکان چاپ: مشهد،چاپ دوم، 1377 ش‏ ‏.

[7] یس، 68.



ادامه مطلب


برچسب ها : پرسش , پاسخ , پیری , آموخته , منظور , خداوند , اجمالی , یادآوری , بازیچه , ابتدایش , طفولیت , انتهایش , طولانی , فراموشی , سؤالی , فرتوتی , واژگونه , ناتوانی , تفصیلی , آیه شریفه ,
بازدید : 52
[ یکشنبه 20 آبان 1397 ] [ 15:45 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


توانارسرخ رامی مانی


نه فقط درپاییز


هرچهارفصل سال


دلم هوس داردتورا


فاضله هاشمی

"غزل"



ادامه مطلب


برچسب ها : انارسرخ , می مانی , نه فقط , فصل سال , هوس , تورا , در پاییز , چهار فصل ,
بازدید : 78
[ سه شنبه 15 آبان 1397 ] [ 14:30 ] [ نویسنده : fazeleh ] | نظرات ()


از سـفـر می آئی و رنـج سـفــر می آوری
بـهـر ديـدار بـرادر چـشــم تـر می آوری

جز حسينت هيچكس باور نمی كرد اينچنين
كـه دَمار از روزگــار خصــم در می آوری

هيچكس باور نمی كرد اينكه با داغ حسين
لحظه ای عُمر اسارت را بـه سـر می آوری

يا بـه هـرجا با غريو خطبـه ی خورشيدی ات
از بــرای خـرمن ظــالـم شَـــرر می آوری

اربعيـنی داغ هجــران را تحمُــل كرده ای
اينك از ره می رسی ، خونِ جگر می آوری

سر بـه روی شـانـه ی خـاك برادر می نهی
مثـل نِی از پَــرده ی دل نـالـه بر می آوری

اشك می ريزی ، فغان سر می دهی با سوز و آه
تـا كـه ظلـم ظالمـان را در نظــر می آوری

در كـنـار علقـمـه هنگـامه بـر پــا می كني
بـرلب آب روان اشــك بـَصَــر می آوری

خـوش روايت می كنی سـوز دل ام البنین
تا كـه ناله زينب از سـوز جگــر می آوری

بـر مـزار لا‌ له هـــای پـرپـر دشـت بــلا
بلبــلانِ خستـه ی بشكسـتـه پَـــر می آوری

انـقــلابی تازه بر پـا می كنی در سيـنـه ها
نــام ليـــلا را سـر قـبـر پسـر می آوری

بی رقيه می رسی از راه و بـا اندوه و درد
كـودكـان را بَهـــرِ ديــدار پــدر می آوری

ای سفيـر انقلاب سـرخ عاشـورا ، ز شـام
می رسی وَ ز طفـل بی بـابـا خبـر می آوری
اسیری,
داغ هفتاد و دو گل در سيـنه داری وَ ز سفر
بــا سپــاه صبـر پيـغـام ظَـفَـــر می آوری

گرچه ای بانو اسيـری رفته ای ؛ اما ز شـام
با جهـاد خويش گلبــانگ سحـر می آوری

از سفـر می آئی و شمشيـر سـرخ انتقـام
از بـرای حـجـت ثـانی عَـشَـــر می آوری

علی اکبر شجعان

محزون اصطهباناتی.
کانال رسمی اشعار علی اکبر شجعان.

تلگرام
https://telegram.me/mahzoon_shajaan

سروش:
https://sapp.ir/shajaan_mahzoon

ایتا:
https://eitaa.com/shajaan_mahzoon



ادامه مطلب


برچسب ها : سفيـر , انقلاب , سـرخ , عاشـورا , سفر , می آوری , خصم , حسینت , خطبه , شرر , اربعینی , هجران , خون جگر , فغان , ظالمان , ام البنین , علقمه , هنگامه , انتقام , ثانی عشر ,
بازدید : 52
[ پنجشنبه 10 آبان 1397 ] [ 21:23 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


شاعرۀ اهل فلسطین که خود خواهر شهید است شعری را درباره کودکان سرزمینش سروده و در همایش "آسمان بچه‌ها" ارائه کرد که در زیر مشاهده می‌کنید:


چرا این کودکان به سمت گلوله‌های مقیم در تفنگ‌ها گام برمی‌دارند؟


چرا تفنگ‌ها در دست‌هایشان اقامت گزیده‌اند؟


کودکان فلسطینی خنده‌هایشان غایب است.


خنده‌هایشان به سفر رفته‌اند؛


به زادگاهشان که شاهد شادی‌های و سرگرمی‌هایشان بوده است؛


به‌ تاب‌هایی که روهایشان را به دور دست‌ها می‌برده


و باز آنان را به کنه شادی‌ها بازمی‌آورد...


اینک درد،


مقیم قلب من است و به خاطر کودکانی که ردای طفولیت را از تن گرفته‌اند،


کودکانی که شولای مردانه به تن سپرده‌اند


و خطوط چهر‌ه‌شان را دلاوری‌ها ترسیم می‌کند.


چشمان کودکان وطن من از معصومیت‌های کوچک، رویاهایی بزرگ می‌بافد.


در گستره‌ای تنگ که گرداگردش دیوار کشیده‌اند.


کودکانی که هنوز زبان دریا را نمی‌دانند اما سواری بر توسن موج را چرا.


کودکانی که آبهای شور آنان را به اعماق می‌کشد


اما دریا فریاد می‌زنند و از بردن کودکان به ژرفاها ابا دارند.


آیا خنده‌های کودکانه با فرو رفتن خورشید غروب خواهد کرد؟


آیا یاران از یاران جدا خواهند شد؟


اما این دخترک وطن من است؛


شکوفه‌ای بر شاخه ای سبز به نام فلسطین.


دستی کوچک به رنگ‌ها چنگ می‌زند.


در هوا رهایش می‌کند.


رنگ در آسمان قصه‌هابه پرواز درمی‌آید.


با رنگ، خطوطی برای چهره خود رسم می‌کند.


خنده‌ای معصومانه خاکستر زمینه را می‌روبد


و از دود باروت، پاکیزه می‌گرداند.


دست کودک به جست‌جوی بقایای یارانش می‌رود


شاید بتواند با رنگ‌هایش خروش شرارت آینده را شکست دهد.


کودکان غزه قصه‌های شاد می‌خوانند.


روز تولدمان را روی آسفالت خیابان‌هایمان نوشتیم.


قدم‌های خود را روی خیابان‌ها نقش زدیم.


ما می‌دویم و از باد جلوتر می‌زنیم.


از تپه‌ها فرش می‌سازیم.


غلت می‌زنیم.


خنده‌ها را بلندتر می‌کنیم تا هیاهویی در باد شوند،


تا رازهای ما را پنهان کنند. 



بُشرا اَبوشرار



ادامه مطلب


برچسب ها : آسمان بچه , بچه های , فلسطین , سمت گلوله , تفنگ ها , فلسطینی , زادگاهشان , اینک درد , مقیم قلب , ردای طفولیت , شولای مردانه , خطوط چهره , دلاویها , معصومیت , گستره ای , معصومانه , دود باروت , دست کودک , خروش شرارت , کودکان غزه ,
بازدید : 73
[ دوشنبه 09 مهر 1397 ] [ 11:4 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


کلام رهبری:


هفته دفاع مقدس نمودار مجموعه‌ای از برجسته‌ترین افتخارات ملت ایران در دفاع از مرزهای میهن اسلامی و جانفشانی دلاورانه در پای پرچم برافراشته اسلام و قرآن است. در این مجموعه تابناک، درخشنده‌ترین و نفیس‌ترین نگین گرانبها یاد و خاطره شهیدان است. آنها جوانان و جوانمردان رشید و پاک سرشتی بودند که با آگاهی و درک والای خود موقعیت حساس کشور را تشخیص دادند و وظیفه‌ی بزرگ جهاد در راه خدا را مشتاقانه پذیرا شدند. هر ملتی که چنین دلاوران آگاه و شجاعی را در دامان خود پرورده باشد حق دارد به آنان ببالد و آنان را الگوی تربیت جوانان خود در همه دوران‌ها بداند.


آثار ارزشمند دفاع مقدس:








ادامه مطلب


برچسب ها : هفته دفاع , دفاع مقدس , نمودار , مجموعه ای , برجسته , افتخارات , ملت ایران , مرزهای , میهن , اسلامی , میهن اسلامی , جانفشانی , دلاورانه , برافراشته , تابناک , گرانبها , مشتاقانه , دلاوران , الگوی , دوران ها ,
بازدید : 79
[ دوشنبه 02 مهر 1397 ] [ 7:47 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


روزیَم را از سرِ خوانِ کرم برداشتم
از تو چیزی کم نیامد هرچه هم برداشتم


روز محشر که شود، بسیار حسرت میخورم
که چرا از سفره های روضه کم برداشتم


نیست محدودِ به دنیا عشق من بر اهل بیت

از ازل عشقی به اولاد پیمبر داشتم


با تفکرهای پوچ و شبهه‌ها جنگیده‌ام
در دفاعِ از حریم تو قلم برداشتم


احترام دستمال اشک روضه لازم است
هرکجا افتاد آنرا محترم برداشتم


ذره ای از ماتم داغ عظیمت کم نشد
هرچه هم از روی قلب خویش غم برداشتم


خواستم مردم ببینند آمدم پابوس تو

عکس های یادگاری از حرم برداشتم


هر زمانی از مسیر مستقیمت کج شدم
گام در بیراهه‌ای پُر پیچ و خم برداشتم


گرچه آلوده است دستم به گناه اما حسین...
...با همین دستم برای تو علم برداشتم


با همین پایی که رفتم سوی جرم و معصیت
از نجف تا کربلای تو قدم برداشتم


شمر را در شعر از گودال بیرون کرده‌ام
نام او را از میان دفترم برداشتم

 

آرش براری



ادامه مطلب


برچسب ها : روزیَم , خوانِ کرم , برداشتم , روز محشر , روضه , اهل بیت , اولاد پیمبر , شبهه ها , جنگیده ایم , اشک روضه , ماتم داغ , پابوس تو , بیراهه ای , علم برداشتم , گودال , نجف , کربلا , معصیت , آلوده ,
بازدید : 96
[ سه شنبه 27 شهريور 1397 ] [ 10:49 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


السلامُ علیکَ یا اوّلَ قَتیلٍ من نسل خیرِ سلیل من سُلالَةِ ابراهیم الخَلیل


ای تجلی صفات همه ی برترها
چه قدر سخت بود رفتن پیغمبرها

قد من خم شده تا خوش قد و بالا شده ای
چون که عشق پدران نیست کم از مادرها

پسرم! می روی اما پدری هم داری
نظری گاه بینداز به پشت سرها

سر راهت پسرم تا درِ آن خیمه برو
شاید آرام بگیرند کمی خواهرها

بهتر این است که بالای سر اسماعیل
همه باشند و نباشند فقط هاجرها

مادرت نیست اگر مادر سقا هم نیست
عمه ات هست به جای همه ی مادرها

حال اگر آب ندارند برای لب تو
بهتر این است که غارت شود انگشترها

زودتر از همه آماده شدی، یعنی که:
"آن چنان خسته نگشته است تن لشگرها

آن چنان کهنه نگشته است سم مرکبها
آن چنان کند نگشته است لب خنجرها"

چه کنم با تو و این ریخت و پاشی که شده
چه کنم با تو و با بردن این پیکرها

آیه ات بخش شده آینه ات پخش شده
علیِ اکبر من شد علیِ اکبرها

گیرم از یک طرفی نیز بلندت کردم
بر زمین باز بماند طرف دیگرها

با عبای نبوی کار کمی راحت شد
ور نه سخت است تکان دادن پیغمبرها



علی اکبر لطیفیان



ادامه مطلب


برچسب ها : علی اکبر , عبای نبوی , پیغمبرها , آیه ات , پیکرها , آینه ات , چه کنم , خنجرها , لشکرها , مرکبها , انگشترها , مادها , عمه ات , مادر سقا , هاجرها , خواهرها , سرها , اسماعیل , برترها , تجلی صفات ,
بازدید : 80
[ دوشنبه 26 شهريور 1397 ] [ 20:2 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


🖤حضرت_علی_اکبر علیه‌السلام

ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان
مثل تیری که رها می‌شود از دست کمان

خسته از ماندن و آمادهٔ رفتن شده بود
بعد یک عمر، رها از قفس تن شده بود

مست از کام پدر بود و لبش سوخته بود
«مست می‌آمد و رخساره برافروخته بود»

روح او از همه دل کنده، به او دل بسته
بر تنش دست یدالله حمایل بسته...

آمد، آمد به تماشا بکشد دیدن را
معنی جملهٔ در پوست نگنجیدن را...

بارها از دل شب یک تنه بیرون آمد
رفت از میسره از میمنه بیرون آمد

آن طرف محو تماشای علی، حضرت ماه
گفت: لا حول ولا قوة الا بالله...

رفتی از خویش، که از خویش به وحدت برسی
پسرم! چند قدم مانده به بعثت برسی

نفس نیزه و شمشیر و سپر بند آمد
به تماشای نبرد تو خداوند آمد

با همان حکم که قرآن خدا جان من است
آیه در آیه رجزهای تو قرآن من است

ناگهان گرد و غبار خطر آرام نشست
«دیدمت خُرَّم و خندان، قدح باده به دست»

آه آیینه در آیینه عجب تصویری
داری از دست خودت جام بلا می‌گیری

زخم‌ها با تو چه کردند؟ جوان‌تر شده‌ای
به خدا بیشتر از پیش پیمبر شده‌ای

پدرت آمده در سینه تلاطم دارد
از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد

غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا
آه، لب واکن و انگور بخواه از بابا

گوش کن! خواهرم از سمت حرم می‌آید
با فغان پسرم وا پسرم می‌آید

باز هم عطر گل یاس به گیسو داری
ولی این‌بار چرا دست به پهلو داری؟

کربلا کوچه ندارد همه جایش دشت است
یاس در یاس مگر مادر من برگشته‌ست؟

مثل آیینهٔ در خاک مکدّر شده‌ای
چشم من تار شده؟ یا تو مکرر شده‌ای؟

من تو را در همهٔ کرب‌و‌بلا می‌بینم
هر کجا می‌نگرم جسم تو را می‌بینم

ارباً اربا شده چون برگ خزان می‌ریزی
کاش می‌شد که تو با معجزه‌ای برخیزی

مانده‌ام خیره به جسمت که چه راهی دارم؟
باید انگار تو را بین عبا بگذارم...

سیدحمیدرضا_برقعی
🖤



ادامه مطلب


برچسب ها : یاحضرت , علی اکبر , علیه‌السلام , ناگهان , قلب حرم , مثل تیری , قفس تن , کام پدر , سوخته , رخساره , یدالله , نگنجیدن , میسره , میمنه , دل شب , لا حول , ولا قوة , الا بالله , شمشیر , معجزه ای ,
بازدید : 87
[ دوشنبه 26 شهريور 1397 ] [ 19:16 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


از جان گذشته بود


این زن که از برابر طوفان گذشته بود

عمرش کنار حضرت باران گذشته بود


صبرش امان حوصله‌ها را بریده بود

وقتی که از حوالی میدان گذشته بود

باران اشک بود و عطش شعله می‌کشید
آب از سر تمام بیابان گذشته بود

آتش، گرفته بود و سر از پا نمی‌شناخت
از خیمه‌های بی سر و سامان گذشته بود...

اما هنوز آتش در را به یاد داشت
آن روزها چه سخت و پریشان گذشته بود

می‌دید آیه آیهٔ آن زیر دست و پاست
کار از به نیزه کردن قرآن گذشته بود

یک لحظه از ارادت خود دست برنداشت
عمرش تمام بر سر پیمان گذشته بود

زینب هزاربار خودش هم شهید شد
از بس که از کنار شهیدان گذشته بود

بر صفحه‌های سرخ مقاتل نوشته‌اند
این زن هزار مرتبه از جان گذشته بود

احمد_علوی

سایت ادبی شهید رابع استهبان

عاشورا تابلویی است که در آن شعر زیبای عشق را با خون نگاشته اند.
''حضرت امام خامنه ای''

باپیوستن به این سایت، دفتری از آثار ادبی برای خود بازکنید و از آثار دیگر فرهیختگان استفاده کنید:


شاعران گرامی که اشعار خود را در انجمن سایت ارسال نمایند با اولویت در صفحه اول سایت قرار خواهد گرفت.


http://www.rabe.ir



ادامه مطلب


برچسب ها : حضرت , زینب , علیهاالسلام , از جان , گذشته , طوفان , گذشته بود , عطش , حوصله ها , حوالی میدان , تمام بیابان , خیمه های , پریشان , آیه آیه , یک لحظه , برنداشت , شهید شد , مقاتل , هزار مرتبه , استهبان ,
بازدید : 82
[ جمعه 23 شهريور 1397 ] [ 9:23 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
گردهمآیی شاعرانه
:: تعداد صفحات : 27
صفحه قبل 1 2 ...3 4 5 ...26 27 صفحه بعد


.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت