close
تبلیغات در اینترنت
سایت ادبی شهید رابع استهبان - 3
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
تعریف وزن در شعر 2 282 mahdavi
عروض 2 40 mahdavi
قافیه ها 2 187 mahdavi
تراوشهای ادبی شاعران و ادیبان 2 342 mahdavi
استهبان (Estahban) 1 77 mahdavi


شعبان  شــد و پیک عشق از راه آمد
عطـــــر نفــس بقـــــــــــــــــية الله آمد
با جلوه سجاد، ابوالفضل و حســـــين
يك ماه و سه خورشيد در اين ماه آمد

***********

شــعبان کـه مه ســـرور هــر مــرد و زن است
تـابـان ز وجــود جـلوه « پنــــــــج تـــن» است
میلاد علی اکبر و سجاد و اباالفضل و حسین
هم مولد پـاک «حجـــت بن الحـــسن» است



ادامه مطلب


برچسب ها : اعیاذ , شعبان , سجاد , ابوالفضل , حسین , خورشید , سرور , علی اکبر ,
بازدید : 17
[ سه شنبه 20 فروردين 1398 ] [ 16:42 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()

بعــثت خــاتم النبـیین اسـت
خـانـه دیـده و دل آذیـن اسـت
شد صبا روح بخش و روح افزای
شاد و رقصان به باغ نسرین است
شـد حـرا مــطلع سرود وحی
راسـتی شـعر زندگـی ایـن است
بیـت بیـت سـرود هسـتی ساز
هـرکـدام از ائــمـه دیـن اسـت
معــنی و اژهــای ایــن ابـیـات
بر محـمـد و آل او صلوات

دوش در گلــستان گذر کـردم
سـوی هـر گـل دمی نـظر کردم
وز معــطر هــوای آن گـــلزار
جــان و دل را دمــاغ تـر کـردم
پیـچ پیـچی بـود بر لب هر گل
گـردش خویـش مـختـصر کردم
گـوش کـردم به صـحبت گلـها
کلــماتـی چـنیـن ز بــر کـردم
فـکـر و ذکـر تـمام مـوجـودات
بر محـمـد و آل او صـلوات

عید مبعث شده است ای یاران
عرش و فرش خداست گلباران
در حــرا بـود گـرم راز و نیـاز
بـندۀ پـاک خـالـق ســبحان
وحـی آمـد : بخوان به نـام خدا
تو رسـولی کتـاب تـو قــرآن
خاتـم الانبـیا شـدی مبـعوث
بـاد تبـریـک بر مســلمـانان
تا بگویند هر دم این جملات
بـر محـمـد و آل او صــلوات

عـرشـیان شـادمـان و مسـرورند
فرشیان در نشاط و در شورند
مسلــمین در سـراسـر گیــتی
با مَـّسرت قــرین ز غــم دورنـد
بر لباس حریر توحیدی
کافران وصله های ناجورند
شــد بــهار نشـاط و شـادی هــا
عاشـقان مست باده ی نورند
نُقل هر مجلسی شد این کلـمات
بــر محــمـد و آل او صــلـوات

کائنات اند خرم و دلشاد
بردگانند بعد از این آزاد
سـرزمــین حـــجاز پــژمــرده
دیـن پیـغمـبـرش نـمـود آبــاد
زیر باران نور هیچ عاشق
عاشقی را نمی برد از یاد
شیعیان عیـشتان بود سـرشـار
مســلمین عـیدتان مبـارک بـاد
همـه با هـم بـرید ایـن حســنات
بــر مـحـمـد و آل او صـلــوات

در همـین لحـظه های روحـانی
عـرش رحمـان بــود چـراغـانـی
دل به وجـد آمده سـت در سینه
مـی نگـنجد بـه ظـرف جســمانی
سیـنۀ شـب دریـده چون خورشید
گشـت پـایـان ، حـیات ظـلـمانی
گـل به رقـص آمـده ست در گلزار
بـلـبــلانـنـد در غــزلـخــوانـی
معنـی هـر یـکی از ایـن نـغمات
بـر محـمـد و آل او صلوات

نــور توحــید بـر زمـین تابـید
ســفرۀ جـهل مشـرکین بر چـید
آفـــتابــی دمـــید از افــلاک
شـد زمیــن بسـتر گــل تـوحیـد
هر کجا پر شد از صدای اذان
بـانـگ تـوحـید در حـرا پـیـچیـد
وه چــه پاینده گشـته ایـن آواز
به چه فرخنده گشته است این عید
باشـد اسلام ایمـن از خـطرات
بـر محـمـد و آل او صـلوات

مژده ای دل که نوبهار آمد
مبعــث یـار گلعــذار آمد
سر زد از مشرق حرا خورشید
وحی از سـوی کردگــار آمد
با صفا شد جهان ز مبعث دوست
با صفــا بـاغ و لاله زار آمد
قمــری دل شـــده ترانه سرا
دلنشــین نغـمــۀ هَــزار آمد
می سراید به روی شــاخ نبات
بر محمـــد و آل او صلـــوات

بعــثـت خـتـم انـبـیـا آمــد
عـیـد مـسعود مصـطــفی آمد
در حــرا بــر پیـــمـبر اُمّــی
وحـی از جـانـب خــــدا آمـد
عـمر بـت های جـعـلی اعـراب
روز مــبعـث بـــه انتـها آمـد
در پــی نـهـضـت رســول الله
ایـن زمـان انقـلاب مـا آمـد
هر دو هسـتند منـشاء برکـات
بـر محـمـد و آل او صـلـوات


علی اکبر شجعان


ادامه مطلب


برچسب ها : بعثت , خاتم النبیین , خاتم , النبیین , معطر , گلزار , گلستان , ائمه , صلوات , عرشیان , شادمان , مسلمین , مسرت , محمد , توحیدی , شادی , کائنات , دلشاد , پیغمبر , شیعیان ,
بازدید : 21
[ سه شنبه 13 فروردين 1398 ] [ 15:20 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
 
بسته شعری ویژه ولادت حضرت علی ابن ابیطالب (ع)


مولا برای از تو سرودن غزل کم است
تلمیح و استعاره، مجاز و بدل کم است
باید برای مدح تو قرآن ناب خواند
شعر و خطابه، قصه و ضرب المثل کم است

آن لحظه که حلاوت نام تو بر لب است
شیرینیِ شکر که چه گویم، عسل کم است
باید برای مدح تو از صبح بدر گفت:

هیجای نهروان و شکوه جمل کم است‌
ای دست اقتدار خدا، فارس العرب
اصلا برای شان تو تعبیر «یل» کم است
شد شهره در میان عرب تک‌سواری‌ات
آوازه‌های صاعقه‌ی ذوالفقاری‌ات‌
ای آفتاب علم و یقین یا ابوتراب
همواره در مدار تو دین یا ابوتراب
صبح نگات شمس ضحی یا ابالحسن
تار عبات حبل متین یا ابوتراب

از ابتدای خلقت خود کسب فیض کرد
در محضر تو روح الامین یا ابوتراب
مولای من ولایت تو از ازل شده
با روح و جان شیعه عجین یا ابوتراب

الطاف بی کران تو‌ای قبله گاه جود‌
می‌بارد از یسار و یمین یا ابوتراب
در رستخیز صبح قیامت برای ما
عشق تو است حصن حصین یا ابوتراب

با عطر و بوی هر نفست در مشام شهر
جاری شده‌ست خلد برین یا ابوتراب
چشمان روشن تو بهشت پیمبر است
اصلاً سرشت تو ز. سرشت پیمبر است

تفسیر کن برای همه محکمات را
اسرار ناب آیه‌ی صبر و صلات را
مولای من تمام صفاتت الهی است
آئینه‌ای تلألؤ انوار ذات را

شرط حیات طیبه نور ولایت است
از ما مگیر حضرت عشق، این حیات را
با نعمت ولایتت آقا خودِ خدا
بی شک گشوده بر همه باب نجات را

یک لحظه در ولایت تو شک نمی‌کند
هر کس شنیده زمزمه‌ی کائنات را
تو آمدی کمی به زمین آسمان دهی
تا که تجلیات خدا را نشان دهی

تسبیح انبیاء معظم علی علی‌ست
نقش لب پیمبر خاتم علی علی‌ست
رمز نجات حضرت موسی میان نیل
فریاد استغاثه‌ی آدم علی علی‌ست

رمز تقربِ همه‌ی اهل کائنات
آوای هر فرشته دمادم علی علی‌ست
لبیک کعبه و حجر و مسجد الحرام
زیباترین ترنم زمزم علی علی‌ست

هر گوشه را که می‌نگرم ذکر خیر توست
آقای من، عبادت عالم علی علی‌ست
تو آمدی و عزت توحید پا گرفت
نور خدا زمین و زمان را فرا گرفت
 
یوسف رحیمی


ادامه مطلب


برچسب ها : میلاد , مولا , علی ,
بازدید : 45
[ چهارشنبه 29 اسفند 1397 ] [ 11:5 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


قرآن گشودم آیه ی محشر بیاورم

میخواستم که سوره ی کوثر بیاورم

من کیستم ز فاطمه سر در بیاورم

باید کسی شبیه پیمبر بیاورم

 

هنگام وصفت عقل  مرا ترک می کند

معراج رفته شان تو را درک میکند

 

با نور تو زمین شرف آسمان گرفت

چل روز مصطفی ثمری بی کران گرفت

پابر زمین گذاشتی و خاک جان گرفت

تا آمدم بگویم زهرا زبان گرفت

 

گفتم که رخصتی بده بهتر بخوانمت

مهرت اجازه داد که مادر بخوانمت

 

مادر سلام، گوشه ی چشمی به ما کنید

مادر سلام، درد مرا هم دواکنید

با این امید در زده ام تا که وا کنید

لطفی به این اسیر یتیم گدا کنید

 

حالا اگر چه چادر تو وصله دار هست

من سائلم همیشه برایم انار هست

 

یا آیه آیه آیه ی خود(( هل اتی)) کنی

یا از کرم لباس عروسی عطا کنی

چادر امانتی بدهی تا چها کنی

یک قوم را به نور خدا آشنا کنی

 

دنیا تو را نخواست که اینقدر زشت شد

خاکی که زیر پای تو آمد بهشت شد

 

دنیا تمام ظلمت و تو ماورای نور

با تو کم است فاصله تا انتهای نور

همسایه ات اگر که شده آشنای نور

 این بوده است از برکات دعای نور

 

در آسمان نور چه بدری ،شبیه توست

در سال یک شب است که قدری شبیه توست

 

در خانه عطر سیب تو از بس جمیل بود

یادآور بهشت خدای جلیل بود

سرچشمه ی وضوی تو از سلسبیل بود

جاروی خانه ی تو پر جبرئیل بود

 

دنیا به پای مهر تو از شرم آب شد

آبی که گشت مهرییه ی تو گلاب شد

 

آنکه تورا به جمله ی ((لولاک)) می شناخت

درک تورا فراتر از ادراک می شناخت

پرواز را چه کس بجز افلاک می شناخت

بانوی آب را پدر خاک می شناخت...

 

نام پدر همیشه به دنبال مادر است

خیر العمل محبت زهرا و حیدر است


مجيد تال



ادامه مطلب


برچسب ها : یا زهرا , قرآن , گشودم , بیاورم , میخواستم , کوثر , کیستم , شبیه , وصف , ترک , معراج , مصطفی , مادر , یتیم , اسیر , هل اتی , لباس , عروسی , خاکی ,
بازدید : 60
[ دوشنبه 06 اسفند 1397 ] [ 17:32 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


حیدر شدی تا پشت در هی در بکوبند!
جای ملائک نیست بال و پر بکوبند
زهرا دلش می‌خواست ذکر «یاعلی» را
روی عقیق سرخ پیغمبر(ص) بکوبند
سنگ علی را فاطمه بر سینه کوبید
باید که بر دُرِّ نجف حیدر بکوبند
نام تو اسم اعظم پروردگار است
این مُهر را باید به هر منبر بکوبند
معراج تازه ابتدایت بود، باید
نام تو را از این مقرّب تر بکوبند
هرکس تو را دارد چرا باید بترسد
مثل تو تنها از خدا باید بترسد

#


فاطمه علّت است خلقت را

فاطمه حُرمت است حُرمت را
فاطمه ،فاطمه است بی کم و کاست
فاطمه زُهره است ظلمت را
فاطمه عصمت است بر مریم
فاطمه عصمت است بر هاجر
فاطمه عزّت است بر کعبه
نه فقط کعبه، بلکه بالاتر!
زینت فرش و قبلۀ عرش است
از نگاهش فرشته میریزد
غنچه هم بی ارادۀ زهرا(س)
از دل خاک بر نمیخیزد
آب مهریه اش، زمین قُرُقش
پرده دارش سماء ،ملک بندش(بنده اش)
دامنش، پرورش دهنده حُسن
اِی به قربان پنج فرزندش!
کاش حالا که نوبهار شده
کاش حالا که غنچه روییده
کاش حالا که جان گرفته زمین
کاش حالا که سبز پوشیده
از مزارش نشانه‌ای هم بود
تا برایش گلاب و گل ببریم
آه مادر، ببخش، شرمنده
چِقَدَر ساده از تو می‌گذریم
راه را گم نمیکنم هرگز
به شبم آفتاب اگر بدهید
به من اذن بهشت را دادید
به سلامم جواب اگر بدهید
السّلام اِی ملیکۀ ملکوت
السّلام اِی نجیبۀ لولاک
السّلام اِی جمیلۀ جبروت
السّلام اِی حبیبۀ افلاک
بی تو حتّی بهار، پاییز است
با تو تحویل میشود هرسال
بتکان خانۀ دل مارا
اِی شکوه محوّل الاحوال


صابر خراسانی



ادامه مطلب


برچسب ها : بی تو , حتّی , بهار , پاییز , بتکان , خانۀ , تحویل , هرسال , احوال , محول الاحوال , السّلام , نجیبه , حبیبه , جمسله , ملیکه , ببخش , افلاک , عقیق , معراج ,
بازدید : 62
[ جمعه 03 اسفند 1397 ] [ 17:27 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



🏴 رهبر انقلاب در پیامی شهادت جمعی از پاسداران در حادثه تروریستی خاش را تسلیت گفتند؛

👈 دستگاههای مسئول بر این جنایت تمرکز و موضوع را با جدیت دنبال کنند


◾ حضرت آیت الله خامنه‌ای در پیامی شهادت جمعی از پاسداران انقلاب اسلامی در حادثه تروریستی سیستان و بلوچستان را تسلیت گفتند و خطاب به دستگاههای مسئول تأکید کردند با تمرکز بر این جنایت که ارتباط عاملان آن با سازمانهای جاسوسی برخی کشورها مسلّم است، موضوع را با جدیت دنبال کنند.

📝 متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دست جنایتکار مزدوران بار دیگر به خون جوانان صالح و خدمتگزار کشور آلوده شد و جمعی از سرمایه‌های انسانی که خود را وقف حراست از مرزها و پاسداری از #امنیت_مردم کرده بودند، در حمله‌ی تروریستهای سیه‌رو و سنگدل به شهادت رسیدند.

▫️ ارتباط عاملان این جنایت با سازمانهای جاسوسی برخی کشورهای منطقه و فرامنطقه مسلّم است و دستگاههای مسئول کشور باید بر آن تمرکز کنند و آن را با جدیت دنبال کنند.

◾ اینجانب به خانواده‌ها و بازماندگان این شهیدان مظلوم و به خانواده‌ی بزرگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تسلیت و تبریک میگویم و صبر و پاداش الهی را برای آنان و علوّ درجات برای شهدای عزیز و شفای عاجل برای مجروحان از خداوند متعال مسألت میکنم.

👈 #پیگیری قصور احتمالی در این حادثه نیز وظیفه‌ی حتمی سپاه است.
سیّدعلی خامنه‌ای
۲۵ بهمن ماه ۱۳۹۷




ماسبزپوش سیره ی صبح نجابتیم
ما پاسدار و پیرو  خط  ولایتیم

بی نام اگربه گوشه خلوت نشانده اند
ما زخمی هماره ی  تیر  شماتتیم

درجانمان که جاری است اهلامن العسل
موجیم  وخو گرفته ی این رسم وعادتیم

برتن  لباس عزت  و بر کف   متاع  جان
از تشنگان  بارش فصل  شهادتیم

شهادت جمعی از جان برکفان سپاه پاسداران برملت شهید پرور تسلیت باد

یحیی وحیدی "ترنم"



ادامه مطلب


برچسب ها : شهادت , زندگی , شهدای , ترور , مجازات , جنایتکاران , پاسداران , حادثه , تروریستی , سیستان , بلوچستان , عاملان , جاسوسی , کشورها , جنایتکار , مزدوران , خدمتگزار , حراست , امنیت , سنگدل ,
بازدید : 133
[ پنجشنبه 25 بهمن 1397 ] [ 16:16 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


برای زائر خردسال این روزهای مدینه
که به جرم شیعه بودن در مقابل دیدگان مادرش با شیشه سر بریده شد
برای شهید زکریا بدر علی الجابر

🔥🔥🔥؛🔥؛🔥🔥🔥

اخترم ! در پگاه کشته شدی
روی دامان ماه کشته شدی
بر در خیمه گاه کشته شدی
وای ! بی دادخواه کشته شدی
چون علی اصغر آه ! کشته شدی


ای گلم ! با تبر بریدندت
بی هوا ؛ بی خبر بریدندت
مثل پروانه پر بریدندت
طفل بودی و سر بریدندت
بی سپر ؛ بی سلاح کشته شدی


پیش چشمان مادرت ای گل
تیغ بوسیده حنجرت ای گل
دست کین کرده پرپرت ای کل
شد زپیکر جدا سرت ای گل
نکند اشتباه کشته شدی ؟


صلواتی اگر فرستادی
جان سپردی ؛ به شیعه جان دادی
سیل گشتی و راه افتادی
کرده ای تا به عشق آزادی -
آسمان را نگاه ؛ کشته شدی


آه ای غنچه ای که در خوابی
تشنه لب آمدی ؛ لب آبی
مثل گیسوی باد بی تابی
پیش طوفان جهل وهابی
تا شدی شمع راه کشته شدی


ای گرفته به کربلا ریشه
ای صغیر بلند اندیشه
حرمله زد به ریشه ات تیشه
ای بریده سر تو با شیشه
بی کس و بی پناه کشته شدی


می کند نی برای تو ناله
نسبت تیغ چیست با لاله
خون زده گرد صورتت هاله
زکریای پنج - شش ساله
در پی مال و جاه کشته شدی؟


به کدامین گناه کشته شدی ؟
به کدامین گناه کشته شدی؟


علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : کدامین , کشته , زائر , خردسال , مدینه , شیعه , جُرم , مقابل , مادرش , شیشه , سر بریده , زکریا , بدر علی , البحار , اخترم , دادخواه , بریدندت , چشمان , مادرت ,
بازدید : 129
[ سه شنبه 23 بهمن 1397 ] [ 1:41 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



بادِ موافق به زمستان وزید

روح خدا از دَمِ عیسی دمید

بحرِ خُروشانِ زمان رام شد

نوحِ سُکاندار ، دل آرام شد

بارِشِ رحمان به دل وجان گرفت

باور و هِمّت سَروسامان گرفت

فجربرآمد همه جا نور شد

کوری چشمِ شب دیجور شد

مامِ وطن عزّت خود باز یاف

گُلشَنِ دین سروِ سر افراز یافت

پیرِخُمین آمد وپیمانه داد

باده ی جانانه زمیخانه داد

بادِ صبا، عطرِ شهیدان وزید

روحِ خدا، روضه ی رضوان، رسید

دیــوِ پلیــد آن طــرفِ آبــها،

گِل به دهن غرقه ي سیلابها،

شورو نوا در سرِ پیرو جوان،

لاله شد از خونِ شهیدان؛ جهان

بیست ودوِ بهمنِ پنجاه وهفت

نورِ خدا آمد و ظلمت برفت

دست خدا، حامی پیکار بود،

وَحدتِ مردم سبب کار بود

حامی ایران کَرَمِ کِردگار،

هست خمینیُّ و رَه اَش ماندگار،

مهدویا ساقی اگر حیدر است،

خامنه ای وارثِ پیغمبر است



غلامرضا مهدوی



ادامه مطلب


برچسب ها : بهمن , پیروز , بهمن پیروز , باد موافق , وزید , روح خدا , دم عیسی , خروشان , سکاندار , دل آرام , بارش رحمان , همّت , فجر , برآمد , شب دیجور , کوری , مام وطن , عزّت خود , بازیافت , گلشن ,
بازدید : 514
[ دوشنبه 22 بهمن 1397 ] [ 9:53 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()

 
(زبان حالِ امام علی علیه السّلام:)



فاطمه آرام جان ای مهربان زهرا بمان

ای همه آه وفغان، ای قد کمان زهرا بمان


لاله ی خونین و خاموش گلستان نبی
با توعطر آگین بُوَد محرابمان زهرا بمان


طایر بشکسته بالم ای تمام باورم
آیه ی اِنّا فـَتـَحنا را بخوان زهرا بمان


باربگشای ای عزیزم این چه وقتِ رفتن است
دوریَت برمن بسی باشد گران زهرا بمان


یاورِ مظلومه ام ای شاهد رنج علی
بی تودشمن شاد گردد بی گمان زهرا بمان


ای گل نیلی رخ غم پرورم پرپر مشو
پر نکش تا بی کرانِ آسمان زهرا بمان


ای تمام تو امانت ازنبی درنزد من
با چه روئی رد کنم ازخود ضِمان زهرا بمان


گفتنی ها باتو دارم ای پرستوی غریب
شامِ غربت زود باشد این زمان زهرا بمان


با تو تقوا بوی گلهای بهشتی می دهد
شافع روزِ جزای "شیعیان" زهرا بمان


بلبل بَیتُ الحَزَن رویت مکن پنهان زمن
صَیقـل آئینه های انس وجان زهرا بمان


می کنی آثار سیلی را نهان از من چرا
باعلی ، با روی نیلیّ و نهان زهرا بمان


# # #
ای کبودِ چهره ات نقشِ پریشانِ دلم

با کبودِ چهره ات؛ آزرده جان زهرا بمان


این کمانِ قـدِّ تو، باشد عصای دست من
وای اگر اُفتد عصایم درمیان زهرابمان


درغم دوریِ تو احساس پیری می کنم
چهره ات کرده بهارم را خزان زهرا بمان


بَعدِ پیغمبر، بلال آوارگی ها می کشد
در تسّلای دلت گوید اذان زهرا بمان


صوتِ آیاتِ حزین و دل نشینت ذکرمن
تالیِ تِلوِ نبی قرآن بخوان زهرا بمان


ای که آزار تو، آزار رسول است و خدا
از خدا خواهم پناهم؛ اَلأمان؛ زهرا بمان


درسقیفه خائنان، چوب حراج دین زدند
تا کنی اِفشا مَتاعِ آن دُکان زهرا بمان


غاصبانِ منبر و محرابِ دینِ احمدی
کینه ی دیرینشان گشته عیان، زهرا بمان


این دغلبازانِ پُست و نام و نان افشا نما
تا شوند آنان سیه روی جهان زهرا بمان


بی تو در گردابِ غمها، کی به ساحل می رسم
کشتی ام بی تو ندارد بادبان زهرا بمان


در غمت با چاه و آهی دردِ دل خواهم نمود
شکوه ها دارم ازاین نامردمان زهرا بمان


"مهدوی" راه ولایت ازعلی تا مهدی است

برسرپیمان خون با یوسفِ زهرا بمان


غلامرضا مهدوی




ادامه مطلب


برچسب ها : بیت الحزن , بَیتُ الحَزَن , بلبل , فاطمه , آرام جان , زهرا بمان , آه وفغان , قد کمان , لاله خونین , گلستان نبی , عطر آگین , طایر بشکسته , تمام باورم , انا فتحنا , اِنّا فـَتـَحنا , باربگشای , مظلومه , شاهد رنج , نیلی رخ , غم پرور ,
بازدید : 265
[ جمعه 19 بهمن 1397 ] [ 18:2 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


شبهـای جمعـه مادری پهلـو شکسته
آیـد سـر قـبر پسـر بـا قلـب خسـته
بـر گِـرد این بانو ملائـک دسته دسته
گریند و گویند ای گل درخون نشسته
غریب کربلا حسین/ شهید سر جدا حسین         
غریب مادر

با نـالـه و با گـریـه چـون ابر بهــاری
هم نوحه خوانی می کندهم سوگواری
با ناله و افغـان بـه آه و اشـک جـاری
بر می فشاند اشک و می گوید به زاری
قتیل اشقیاحسین  / بی یار و اقربا حسین          
غریب مادر

بر تربت فـرزند خـود آن خستـه بانـو
غمگیـن نشسـته در بغـل بگرفته زانو
از ســوز دل آن مادر بشکسـته پهلـو
گوید که ای خاک تو بر هر درد دارو
فروغ کبریا حسین /امیر و مقتدا  حسین          
غریب مادر

امشب بـه دشت کربلا زهــرا رسیده
با سینـه ای سوزان و با قدی خمیده
اشک مصیبت می کند جاری ز دیده
گوید که ای لب تشنۀ در خون تپیده
ای آیت خدا حسین/   به خلق مقتدا حسین           
غریب مادر

مادر بگـو رأس جـدا  از پیکـرت کو
مـادر بگــو قبـر علیِ اصـغـرت کـو
انگشت ببریده کجـا  انگشـترت کـو
ای شـاه بی یـاور امیر لشکـرت کـو
عزیز مصطفی حسین / وصی مرتضی حسین          
غریب مادر

نـزدیـک دریـا بـودی و آبت نـدادنـد
آبی بـه آن طفـلان بی تابت نـدادنـد
یک قطره برآن طفل بی خوابت ندادند
بر سـاقی و بر خیـل اصحـابت ندادند
ای تشنۀ وفا حسین / سر چشمۀ بقا حسین            
غریب مادر
جز العطـش اینجـا نمی آید صـدائی
از کوفیان دیدی چه غیر از بی وفائی
از نایِ دل جـز غـم نمی آیـد نـوائی
در هـر دلی بـر پـا شـده کرببـلائی
جمال دلربا حسین / غریب نینوا حسین            
 غریب مادر

بـرخیـز مادر تا کنـم یک دم نگاهت
شویم به اشکم خاک وخون از روی ماهت
خاموش سازم شعله های خیمه هایت
گــردم پنــاه کودکان بـی پنــاهـت
میان لاله ها حسین / فتاده ای ز پا  حسین         
غریب مادر

مادر بـه قـربـان سـرِ از تن جـدایت
قـربـان اشـک زینب غــم مبـتلایت
من آمـدم بـرپـا کنـم شـور عـزایت
بر پا نــمایم خیــمه ماتــم برایـت
به دشت نینوا حسین / تو را کنم صدا حسین      
 غریب مادر

مادر بگـو در روز عاشـورا چه کردی
با کام تشـنه بر لب دریا چـه کردی
در خاک و خون تنها در این صحرا چه کردی
با فاطمـه با زینب کبـری چه کردی
نموده از قفا حسین / عدو سرت جدا حسین      
غریب مادر


علی اکبر شجعان
محزون اصطهباناتی.



ادامه مطلب


برچسب ها : مادر , پهلو , شکسته , شبهای , جمعه , مادری , خسته , ملائک , نشسته , غریب , کربلا , سوگواری , اشقیا , غمگین , بشکسته , مقتدا , خمیده , مصیبت , فاطمه , نینوا ,
بازدید : 101
[ پنجشنبه 18 بهمن 1397 ] [ 8:37 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
گردهمآیی شاعرانه
:: تعداد صفحات : 29
صفحه قبل 1 2 ...2 3 4 ...28 29 صفحه بعد


.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت