close
تبلیغات در اینترنت
سایت ادبی شهید رابع استهبان - 26
آخرین ارسال های انجمن
عنوان پاسخ بازدید توسط
مولودی های امام حسن مجتبی (ع) 3 360 mahdavi
در مناقب امام حسن مجتبی 2 358 mahdavi
تعریف وزن در شعر 2 282 mahdavi
عروض 2 40 mahdavi
قافیه ها 2 187 mahdavi


به نام خدا
اصحابِ ضرار(قصیده هجویه)

در مستی خود غرقند،اصحابِ ضرار انگار،
این قوم نمی ترسند، ازآتشِ نار انگار

گه اَبیَض وگه اَسوَد، گه دوغ وَ دوشابند
هرروز به صد رنگند، درنقش ونگار انگار

دون مایه وبی دردند، شرمنده نمی گردند،
نادان و تهی مغزند، خاشاک وغبارانگار

شیطان صِفتند اینان، بی شرم  وَ بی دینان،
برسجده همی سایند، سر پای دلار انگار

"لات" و"هُبَل" و"عُزّی"، اِرثِ پدرِآنان
درجنگِ خداهستند ، با دار وندار انگار

تا باد به سردارند، جُزفتنه نمی دانند،
دردستِ عدو هستند، ابزارِ فشار انگار

صفیانیِ این دوران، جانی صفتند اینان
چون مرکبِ عَصّاران دائر به مدار انگار

این شِبهِ یهودیها، یا آلِ سعودیها،
کُفّارِ دیار انگار، بیگانه تبار انگار

هتّاکی و کلاّشی، تنها هنر آنان،
بویی نَبَرند اصلا ، ازعارُ وَقار انگار

گر حُرمتِ یک مؤمن، برتر بود از کعبه*
بِالله زده اند افسار برما چوحمار انگار

درسوگِ خوداین خانه، عمریست عزاداراست
ازشرِّهمین اشرار، با حالِ نزار انگار

تحقیرِ عَجَم تا کی، از سوی سبک مغزان
افزون شده این کردار، از حد و شمار انگار

درعمره و حج ماییم ، همواره خَسِ میقات
ازسگ صفتان زنهار، شد چاره ی کارانگار

تحریم کنید این حج، تحقیر مسلمانان
تعطیل کنید عُمره، بازار قمار انگار

رهبر دهدم فرمان، بر هدمش اگر، اَلآن
سربَرکنَمَش ازتَن، این توله ی مار انگار

موسی صفتی باید، تا فتنه بر اندازد
از بُن بکند این خار، بی داد و هوار انگار

مهدی(عج) نظری بنما، برشیعه دراین وادی،
گردیده عدو کفتار، ازبهرشکار انگار

ای اهلِ یمن درخون؛ دستی به دعا بردار
شاید سببی سازد آن طـُرفه نگار انگار

غلامرضا مهدوی آزاد. استهبان
--------------------------
* امام صادق عليه السلام فرمودند:« اَلمُؤمِنُ اَعظَمُ حُرمَةً مِنَ الکَعبَة» حرمت مومن از حرمت کعبه بالاتر است. خصال، ص27.



ادامه مطلب


برچسب ها : اصحاب ضرار , توله ی مار , انگار , آتش نار , ابیض , اسود , دوغ , دوشاب , نقش ونگار , دون مایه , بی درد , تهی مغز , خاشاک وغبار , شیطان صفت , لات , هبل , عزی , جنگ خدا , ابزار فشار , صفیانی ,
بازدید : 309
[ شنبه 29 فروردين 1394 ] [ 17:2 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


به نام خالق "عشق" وهنر

هنرمندی که جهان هستی را آفرید، انسان را هنرمندانه خلق کرد واین کره خاکی رازیبا وکامل آماده کرد تا هنرمندانه زندگی کنیم و به دشت زیبای بهشت برگردیم.

برای بهتر زیستن ورسیدن به آغوش مادرِ هنر باید هنرمند باشیم

"هنر" یعنی عشق، هنر یعنی خوب بودن، پاک بودن ودور از هر ناپاکی

هنرمند کسی است که دلی را نشکند، دلی را نلرزاند، دلها را به هم برساند وبتواند هردلی را بادست نرم هنرمندش نوازش دهد.

هنرمند باید بیدار باشد ومخاطبانش رابیدار کند.

انسان هنرمند به مردم تعلق دارد وازجنس مردم است ازجنس فقیر ازجنس ثروتمند ازجنس پیر وجوان زن ومرد

هنرمند کسی است که بتواند گل خنده را بر زمین بی حاصل لبان غمزده ها بکارد و بوته های خنده را به درختی تنومند تبدیل کند

هنرمند باید به جای جاری کردن چشمه های خون دل چشمه های شوق وخشک چشمها را جاری کند تا این چشمه به رودی بزرگ تبدیل شود و عاشقانه به دریایی خروشان خوبیها بریزد

هنرمند باید مهر سکوت را به لبان کسانی بزند که به شیپور بد صدای ظلم هر دم می دمند

 هنرمند باید صمعکها را به گوشهایی بزند که خود را به کری زده اند وباید آنها را ازخواب سنگین  غفلت بیدار کند خوابی که باتبر تیز گناه، هیزم خشک جهنم خرد میکند.

آری هنرمند نباید راننده قطار شهر بازی باشد باید بالذت وآرامش خاطر مسافران رابه مقصد برساند ونباید مسافران رادوباره به ایستگاه اولشان برساند.

  انسان هنرمند انتخاب شده است؛ انتخابی از طرف خالق هنر ،خالقی که خود هنرمند است وعاشق!!

یک شعر خوب، یک موسیقی خوب، یک نمایش خوب، یک نقاشی خوب می تواند سرنوشتی راعوض کند سرنوشتی که ممکن است انسان را به دره های تاریک وآتشین جهنم ببرد.

ما افسوس می خوریم که ای کاش کربلا در کنار امام عاشقان حسین(ع)ویارانش شمشیر می زدیم یا ای کاش زنده بمانیم وپابه رکاب ولی عصر(عج)باشیم ولی برای یک هنرمند افسوس جایی ندارد او میتواند در خانه هنرخود پا به رکاب امامش باشد وشمشیر بزند.!!!

هنرمند دست به قلم، میتواند از حماسه وهدف آقایش امام حسین(ع)بنویسد یا حماسه های دیگر تاریخ وهزاران قصه وحدیث از "عشق"

مانندهنرمند شهید ، خیرات،

هنرمند خوش صدا، میتواند مصیبت کربلا را بخواند ویا میتواند کلام عارفانه ی حافظ، سعدی ودیگر شعرا را باصدای خوبش به گوش مخاطبان برساند وشنونده اش درحین لذت بردن سیری به آفرینش بکند.

به قول اسفندیار منفردزاده خواننده سرود حماسه ی ای آمریکا آمریکا:

صدای ما اسلحه ایست دربرابر بدخواهان

مانند هنرمند شهید، خوش اندام

 یک مجری خوب و متعهد ، میتواند از خدا بگوید از 14فانوس همیشه روشن اقیانوس" عشق"

از دفاع انگشت نمای 8ساله و لاله های تشنه ای که هنگام جان دادن ازلبانشان جز صدای یازهرا(س)چیزی به گوش نمیرسید

 بگوید ازشیران غیور شهرش از فقیهی ،رابع،صالح ،کاظم زاده ،چوپان ،....وازغرش ونعره هاشان هنگام دفاع

 از اهالی کوچه ادب استادانی چون اصطهباناتی، مغربی،جمالی و....دیگراساتید این کوی بگوید از صحن عرفانی امامزاده برّالمراد(پیرمراد)که دل هررهگذری را می رباید

مانند هنرمند شهید، دالوند

هنرمند ساز به دست، میتواند باکوک متفاوت سازش مصیبت وغربت زینب (س) شادی نیمه شعبان، خاموشی آتشکده ها، جشن پیوند علی(ع)وزهرا(س) جشن نوروز پیروز ویا برای دل شکسته ی عاشقان بنوازد

مانند هنرمند شهید، شجعان

هنرمند نقاش، میتواند نقشی از عشق بکشد از مردمان مشکی پوش وعزادار حسینی از حماسه 22بهمن واز هنرهای کامل خالقش کوه دشت دریا گل بلبل و....

یا ثبت کند تصویر اولین انجیرستان دیم جهان از دشتهای زعفران دشتهای لاله ودیگر بسترهای هنرمندانه کشورم را به چشم جهانیان نشان دهد.

در روز حساب ازمن سوال می شود در دنیا باسازت، چه ساختی؟ چه نواختی ؟نمی دانم تا آن زمان چه نتهایی را می نوازم؟ نمی دانم بااین ساز مردم را به رقص حرام دعوت میکنم نمیدانم برای چشم وابروی دختران خیابانگرد آهنگ میسازم یا برای خال سیاه  گل نرگسم

نکند آهنگی راخلق کنم وجوانی آنرا گوش دهد و تحریک شود و ازروی شهوت به خیابان برود وبه خاطر موسیقی من ازروی هوس نگاهش هرزه شود؟

آیا میتوانم دستان پر مهرخدا رادر دستان غافلان بگذارم واورالمس کنند آیا میتوانم این فاصله هارا نزدیک کنم؟

خدایا یاریم کن تا باقیچی هنرم فاصله هارا کوتاه وکوتاهترکنم و بین مردمانم تا خدا نردبانهای بلندرا بردارم وجای آن پله ای کوچک گذارم.

آمین یا رب العالمین 

هنرمندان واقعی شهدا بودند که با خون خود شعر ایثار وجانفشانی را سرودند وبر لوح سرخ شهادت نوشتند.

آنان هم اکنون درجوار استاد هنرشان درکنسرت شلوغ وبه یادماندنی "حماسه" باگوشهای برزخیشان درحالی که شراب کهنه"عشق"رامی نوشند شعروموسیقی ایثار راهم گوش می دهند وفیض می برند

این هنرمندان باحضور در سینمای قدیمی وباصفای" کربلا "باچشمان برزخیشان مشغول به تماشای فیلم زیبای"شهادت"به کارگردانی امام حسین(ع)،تصویر برداری مشترک زینب(س)وسجاد(ع)،.... بازیگری هفتادوتن از عباسها ،علی اکبرها،علی اصغرها قاسمها،....ونویسندگی هنرمندانه "الله"هستند وچیزی به غیر از "عشق"نمی بینند اینان هنرمندان واقعی عشقند.

برای شادی روح بلندشان صلوات

ارادتمند دوستان هنرمند وهنردوست استهبانیم

مهدی صیاد.



لینک ثابت

برچسب ها : عشق وهنر , جهان هستی , کره خاکی , هنرمندانه , دشت زیبای بهشت , هنرمند , چشمه های خون , گل خنده , چشمه های شوق , مهر سکوت , خواب سنگین , لذت , آرامش , ایستگاه , شعر خوب , موسیقی خوب , نمایش خوب , نقاشی خوب , عاشقان حسیندست به قلم ,
بازدید : 325
[ چهارشنبه 26 فروردين 1394 ] [ 13:59 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


ای برتر از مقامِ شهیدان مقامِ تو

وی الگویِ زنانِ مسلمان مرامِ تو

ای ریزه خوارِ خوانِ تو مجموعِ کائنات

ای صدهزار شاه وسلیمان غلامِ تو

ای گوهرِ یگانه ی دریای هَل اَتی

ای کوثرِ زلالِ الهی به جامِ تو

ای حامی ولایتِ شیرِ خدا علی

وی آنکه بود در رهِ حق اهتمامِ تو

خالِق چو خواست عالَمِ هستی بنا نهد

زد از اَلَست سکّه ی خلقت بنامِ تو

آمد زِعرش مریم وحوّا و آسیه

با صدهزار جلوَه برای سلامِ تو

با آن همه مقام که داری تو از خدای،

واجب شده ست برهمگان احترامِ تو

آنجا که هست عالَمِ ایجاد در کَفَت،

نبوَد عجب که مَرکَبِ اندیشه رامِ تو

ای زن کُن افتخار که از لُطفِ کِردِگار

تابیده نورِ عصمتِ زهرا به بامِ تـو

علی اکبر شجعان



لینک ثابت

برچسب ها : نور عصمت , زهرا , برتر , مقام شهیدان , مقام تو , الگوی زنان , زنان مسلمان , مرام تو , ریزه خوار , خوان تو , مجموع کائنات , صدهزار , شاه وسلیمان , غلام تو , گوهر یگانه , دریای هل اتی , کوثر زلال , جام تو , احترام تو , سلام تو ,
بازدید : 255
[ پنجشنبه 20 فروردين 1394 ] [ 12:43 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()




۱۲ فروردین، روز به ثمرنشستن خون شهیدان، روز بعثت انقلاب و روز استقرار حکومت مستضعفین گرامى باد.

انقلابی مانده ایم و اهل کتمان نیستیم


از مسیر آمده هرگز پشیمان نیستیم


درد داریم و به درد خویش می بالیم ما


درد دین داریم پس محتاج درمان نیستیم


روز اول با امام عشق پیمان بسته ایم


اهل کوتاه آمدن از عهد و پیمان نیستیم


شکفتن گل ایمان را بر شاخسار زمان، شادمانه جشن مى گیریم و جاده هاى آفتابى استقلال را با گام هایى از جنس اراده و خودباورى مى پوییم.

(روز خدا، روز جمهوری اسلامی ایران مبارک باد)




لینک ثابت

برچسب ها : دوازده فروردین , روز جمهوری اسلامی , شکفتن , گل ایمان , شاخسار زمان , جشن , خود باوری , ثمر نشستن , خون شهیدان , بعثت انقلاب , حکومت مستضعفین , گرامی باد , امام عشق , عهد و پیمان , روز خدا , یوم الله , مبارک باد , استقلال ,
بازدید : 297
[ چهارشنبه 12 فروردين 1394 ] [ 12:8 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



خیمـه زد ابر لطف رحمـا نی               برسـر خلـق و گشت بـارانی

باغ و بسـتان لبـاس نو پوشید            وز گـل و لاله شد چراغـا نی

بر سـر خلق سایبـان گستـرد             چتـر سـبز کـلام  قــرآنی

می دهد شـرح آیـه ها ، بلبل             هرکجـا  می کند غزلخـوانی

جلوه گرشد به هرکجاخورشید           با  دلارایی و گـل افشـانـی

شهر ما  را  به نور قرآن کرد ـ            حضـرت ذوالجـلال ، نورانی

شهر علم و فقـا هت و فرهنگ          شهـر شـعر  و شعـور ایمانی

شهر  وقف و حجـاب زهرا ئی             شهـر فـرزانگـان ربـا نـی

شهر عشق  و شهـادت و ایثـار           نجـف کـوچـک و قـم ثانی

گشـته  آئیـنـه ی درخشــانِ              جلـوۀ  پر فــروغ  یزدانـی

با عنـایات ایـزد « استهبـان »             مفتخـر شد  به شهر قرآنی"


علی اکبر شجعان

سایر اشعار




لینک ثابت

برچسب ها : شهر قرآنی , ابر لطف رحمانی , بارانی , چراغانی , چتر سبز , کلام قرآنی , باغ و بستان , غزلخوانی , جلوه گر , دلارایی , گل افشانی , ذوالجلال , نورانی , فروغ یزدانی , آئینه ی درخشان , حجاب زهرایی , شهر فرزانگان , شهر شعر و شعور , شهر علم ,
بازدید : 277
[ جمعه 29 اسفند 1393 ] [ 16:1 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()

روایت کرده اند اربابِ اخبار

نه یکبار ونه ده بارو نه صدبار

از این اوضاع بانک و بانکداری

زِ اعمالِ پلیدِ ویژه خواری

ز دیروز و ز امروز و ز فردا

بیا بشنو  دوتا ترفند و سودا

دوکس رفتند بانک از بهرِ وامی

یکی نامی بُد و دیگر عوامی

عوام از بهرِ وامِ ازدواجی

که زخمش را کند شاید علاجی،

#

وَ امّا این عوامِ نکته پرداز

بماند قصّه اش در حاله ای راز

درآمد اسم او از نوبتِ وام

که بانک از بهر او برپا کند دام

سه ماه قبل از این اسمش نوشته

وَ حالا آمده پی گیر گشته

در آن صفِ طویل و پُر تب وتاب

به سمتِ باجه آمد طبقِ آداب

دوتاشد تا که پرسد یک سوالی

ازآن مامورِخوش برخورد مالی،

#

بدو گفتش برو مدرک بیاور

هزار ویک دلیلِ شک بیاور

نزن چانه نگیر از وقتِ مردم

مرا عاصی نکن از دستِ مردم

ندارد این مدارک چک و چانه

بُوَد قانونِ وامِ این زمانه

بیاور پوشه ای با ریز اقلام

که بگذارم تو را درنوبت وام:

سفید امضا دوتا سفته، دوتا چک

برای اخذِ این یک وامِ کوچک

قباله با دوضامن ظرفِ امروز

نیاوردی اگر؛ وامت شود سوز

برو شش ماهه ای در نوبتِ وام

که گردد نوبتت آرام آرام

خورَد کفگیر اگر اَندر تَهِ دیگ

نیاید وام تو بعد از دوتا لیگ

اگر که جیبِ ما خالی نگردید

بگیری وام خود با شک و تردید

عوام اما چوشد ناکام ازآن وام

سرخودراگرفت وجست ازآن دام

 

#

پس ازآن نامیِ این قصّه در شهر

که آقا زاده ای بود عابدِ دهر

پُر از بادو بروت و عشوه و ناز

حریف و هفخط و پُشتِ هم انداز

سوار بر بلیزر، داشِ مشتی

به بانک آمد و از آن دربِ پشتی

سلامی داد و بانکی گفت علیکی

پذیرایی شد او باشیرو کیکی

کُدی داد و به ایما و اشاره

فرا خواند از زبان استعاره

تکبّرکردو بالا ابرو انداخت

شناگربود وماهر پارو انداخت

بدو ماموربانکش زیرلب گفت

اگر داری یکی بالا دوتا جفت

سپس واکرد ازاو پرونده ای سبز

وبنمود ته دل خنده ای سبز

در آمد نامِ او از وامِ مجعول

چهل میلیارد و اندی طبق معمول،

بدو گفتند بیا بالا بفرما،

قدمهای تو برچشم و سرِ ما،

چرادیر آمدی جانها فدایت؟!

نگه دارَد خدا، جانِ بابایت

بیا در بانکِ ما حرّاجِ وام است

ربا منسوخه و اصلاً حرام است

به امثالِ شما مردانِ رندان

دهیم از وام وتسهیلات ارزان

شود آماده وامت ظرفِ امروز

هرآنچه خواهی از آن آتش افروز

بیاور کیسه ها را با دو یاور

بزن بار و ببر با بنزِ خاور

بِبَر با آن کراوات و جلیقه

دوصد میلیارد و نیمی بی وثیقه

نکن فکرش، بدهکاری کدام است

برای ما رباخواری حرام است

نزن ترمز که چرخت می کند جام

چه کس گفته برو درنوبتِ وام

چکِ کارمندی و سفته دروغ است

سندیاهر وثیقه کشک ودوغ است

چه کس گفته دوتا ضامن بیاور

خودت چک هستی وسفته دلاور

بگیر ارز و ببرهرجا که خواهی

بباف از این نَمَط عالی کلاهی

ببر آلمان، سویس، یا انگلستان

برو خوش باش با آن در گلستان

برو دلّالی و نان آوری کن

برای خنده دندان آوری کن

بکن پُر کوله بار از جنس الوان

برای ما بیاور بندِ تنبان

تو از من اَستی و دارم هوایت

ولی افشا نکن جانِ بابایت

هوا دارِ تو در سرمایه هستم

که از طرفندِ سودای تو مستم

سفارش می کنم ای نازنینم

برو دیگر، تورا اینجا نبینم

اگر گندش در آمد بعدِ نه سال

شوی توچون عقاب ومیشوم دال

فلنگِ خود از این کشور ببندیم

به ریش مردم ایران بخندیم



لینک ثابت

برچسب ها : وام , ارباب اخبار , ترفند , سودا , بانک , دوکس , زخمش , صبویم , چک , آقا زاده , چهل میلیارد , تسهیلات , وثیقه , رباخواری , چک کارمندی , آلمان , سوییس , انگلستان , فلنگ ,
بازدید : 355
[ پنجشنبه 21 اسفند 1393 ] [ 22:24 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()

زبان حالِ امام علی علیه السّلام:

زهرا بمان

فاطمه آرام جان ای مهربان زهرا بمان

ای همه آه وفغان، ای قد کمان زهرا بمان

لاله ی خونین و خاموش گلستان نبی

با توعطر آگین بُوَد محرابمان زهرا بمان

طایر بشکسته بالم ای تمام باورم

آیه ی اِنّا فـَتـَحنا را بخوان زهرا بمان

باربگشای ای عزیزم این چه وقتِ رفتن است

دوریَت برمن بسی باشد گران زهرا بمان

یاورِ مظلومه ام ای شاهد رنج علی

بی تودشمن شاد گردد بی گمان زهرا بمان

ای گل نیلی رخ غم پرورم  پرپر مشو

شام غربت زود باشد این زمان زهرا بمان

ای گرانبارِ امانت ازنبی درنزد من

با چه روئی رد کنم ازخود ضِمان زهرا بمان

گفتنی ها باتو دارم ای گل یاسِ رسول

پَر، نکش تاپهنه ی هفت آسمان زهرا بمان

با تو تقوا بوی گلهای بهشتی می دهد

شافع روزِ جزای "شیعیان" زهرا بمان

بلبل بَیتُ الحَزَن اُمَّ الحُسَینِ وَالحَسَن

صَیقـل آئینه های انس وجان زهرا بمان

می کنی آثار سیلی را نهان از من چرا

باعلی ، با روی نیلیّ و نهان زهرا بمان

# # #

ای کبودِ چهره ات نقشِ پریشانِ دلم

دلپریشانم بمان؛ آزرده جان زهرا بمان

این کمانِ قـدِّ تو، اکنون عصای دست من

وای اگر اُفتد عصایم درمیان زهرابمان

درغم دوریِ تو احساس پیری می کنم

چهره ات کرده بهارم را خزان زهرا بمان

ای که آزار تو، آزار رسول است و خدا

از خدا خواهم پناهُ اَلأمان؛ زهرا بمان

درسقیفه خائنان، چوب حراج دین زدند

تا کنی اِفشا مَتاعِ آن دُکان زهرا بمان

غاصبانِ منبر و محرابِ دینِ احمدی

کینه ی دیرینشان گشته عیان، زهرا بمان

این دغلبازانِ پُست و نام و نان افشا نما

تا شوند از دَم سیه روی جهان زهرا بمان

بی تو از گردابِ غمها، کی به ساحل می رسم

کشتی ام دیگر ندارد بادبان زهرا بمان

بازهم با چاهِ کوفه دردِ دل خواهم نمود

شکوه ها دارم ازاین نامردمان زهرا بمان

# # #

«مهدوی» راه ولایت ازعلی تا مهدی است

برسرپیمان خون با یوسفِ زهرا بمان

غلامرضا مهدوی



لینک ثابت

برچسب ها : زبان حال , بلبل بیتُ الحَزَن , فاطمه آرام جان , زهرا بمان , لاله ی خونین , طایر بشکسته بال , یاورِ مظلومه , شاهد رنج علی , گل نیلی رخ , شام غربت , گل یاس نبی , شافع روزِ جزا , صَیقـل آئینه های انس وجان , روی نیلی , کبودِ چهره , کمانِ قـدِّ , غم دوری , تالیِ تِلوِ نبی , اَلأمان , حراج دین ,
بازدید : 460
[ چهارشنبه 20 اسفند 1393 ] [ 9:32 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
رباعی :

گیریم که راه جنگ را سد می کرد

یا پیشنهادِ صلح را رَد می کرد

حالا تو بگو که این امامِ مظلوم

با دشمنِ خانگی چه باید می کرد


***

تو پاک و زلال مثل باران بودی

بخشنده چو ابرِ نوبهاران بودی

با صلحِ توشد عیان که مانندِ پدر

همواره اسیرِ جهلِ یاران بودی


***

بر دردِ همه طبیب یعنی که شما

چون مادرِ خود نجیب یعنی که شما

در بینِ تمامِ بندگانِ زر و سیم

مانندِ پدر غریب؛ یعنی که شما

***

تا بال و پَرَت به آسمان می دادی،

آئینه ی عرش را نشان می دادی

تو روضه ی جدّ خویش را می خواندی

در طوس به روی خاک جان می دادی

علی اکبر شجعان


لینک ثابت

برچسب ها : وداع آخر صفر , راه جنگ , سد می کرد , پیشنهاد صلح , امام مظلوم , دشمن خانگی , پاک و زلال , مثل باران , بخشنده , ابر بهاران , مانند پدر , اسیرجهل , جهل یاران , طبیب یعنی , تمام بندگان , زر و سیم , بندگان زر و سیم , مانند پدر غریبیعنی که شما ,
بازدید : 499
[ سه شنبه 02 دي 1393 ] [ 13:48 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()

هفت آسمان، از کربلاتا کوفه را باتو عزا داشت
 
صبرِمصیبتهایت ای صِدّیقه ی صُغری خدا داشت
 
پشتِ صبوری از مصیبتهایِ عالَم را شکستی
 
امّا دلت هرلحظه ای درآن سفر، ماتم سرا داشت
 
تـا دراِسـارت ماجرای کربلا را زنـده کردی،
 
سـوزِدلت خونـابـه ها ئی ازجفا را درخفا داشت
 
درخیمه های آتشین؛ زَینُ العِبادُ جسمِ تب دار
 
آن نازنین مـولای دین، صدکربلا درکربلاداشت
 
لیـلا زِداغ نوجوان وطفلِ معصومش به شبـها،
 
خـوابِ پـریشـانِ روان، ازمـاجرای پُر بَلا داشت
 
اُمُّ البَنیـن آن مــادرِ شیـرانِ شَجعانِ دلاور،
 
خـونِ بَـصَـر، جـاری زِ دشتِ پُربلای  نینوا داشت
 
طفلِ سه ساله ، نـازنیـن دُردانه ی نابِ برادر،
 
با رأسِِ بابا، در خرابه ، یک شبی غوغا به پا داشت
 
هنگامه ی جان دادنش بانو رُقیّه ، همچو زهرا
 
برزخمِ تن،گلگون بدن ، مرهم زِشلاّقِ جفا داشت
 
رأسِِ بـرادر ، در بـرابـر، بـرسـر نی ، صوتِ زیبا،
 
گلواژه هایِ نابِ  قُرآنی زِ لب هایش  صفا داشت
 
نیــزارِ بــازارِ اسـارت از غنـائـم ،  بَـرسـرِدست،
 
انـواعِ گُلهـای شکوفا ازشهیـدان؛ سـرجـدا داشت
 
آنجا گُلی خندان به روی نیزه ای فرقش دوتا بود
 
آلاله ای دیـگر بـه پیشـا نـی  رَدِ  سنگِ بلا داشت
 
صـد اربعیـن بـرتوگذشت از کربلا تا کوفه و شام
 
اینها همه در خطبه ی  غرّای تو ، زیبا  جلا داشت
 
بِـنـتِ اَسَــد ای وارثِ خونِ شـهیـدانِ ولایـت،
 
تنهـا شهامتهای تو ، درکوفه ، مولا، مُرتضی داشت
 
"اُمُّ المَـصـائـِب" ؛ آفتـابِ کـربــلایِ دراســارت،
 
هرلحظه ی فریادِ دشمن کوبِ تو صد مرحبا داشت
 
ذکرِشکیبائیِّ تـو، در نینوا، چندین هزاراست،
 
صبـرِمُصیبتهـایت ای دُختِ علی تنها خدا داشت



لینک ثابت

برچسب ها : آفتابِ در اسارت , هفت آسمان , از کربلا تا کوفه , صبر مصیبتهایت , صدیقه ی صغری , پشت صبوری , مصیبتهای عالم , ماتم سرا , ماجرای کربلا , خیمه های آتشین , جسم تب دار , خواب پریشان , اُمُّ البَنیـن , مـاجرای پُر بَلا , شیـرانِ شَجعانِ دلاور , ذکر شکیبایی , دخت علی , اُمُّ المَـصـائـِب , آفتـابِ کـربــلایِ دراســارت , بِـنـتِ اَسَــد ,
بازدید : 291
[ دوشنبه 24 آذر 1393 ] [ 20:4 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()

هنوز از قتلگاه كربلا آلاله جوشان است
و در فصل قساوت پيكر خورشيد عريان است

فتاده لاله هاي سر جدا در بستري از خون
و اينك آسمان در اين بلا اشكش به دامان است

پذيرايي عجب كردند از آل علي كوفه
لگدمال ستوران وارث آيات قرآن است

ميان پنجه هاي برف و بوران مهرباني كو؟
عذار لاله ها سيلي خور فصل زمستان است

به چشم خار و خسها كي گل نرگس عزيز آيد
كنون كه باغباني نوبت خار مغيلان است

نشسته بر حرير غنچه ها دريايي از شبنم
نوازشگر به اشك كودكان شلاق طوفان است

ترنم هاي باران را فقط آيينه مي فهمد
ولي آيينه هم در هاله اي زار و پريشان است

و تحريم است صحبت در كنار نعش آلاله
كتاب ناطق قرآن سرش بر نيزه مهمان است


قاسم یزدانی



لینک ثابت

برچسب ها : پیکر خورشید , قتلگاه , آلاله جوشان , قصاوت , لاله های سرجدا , آل علی , لگدمال , وارث آیات قرآن , برق و بوران , عذار لاله , فصل زمستان , گل نرگس , خار مغیلان , حریر غنچه , نوازشگر , شلاق طوفان , نعش آلاله , زارو پریشان , کتاب ناطق , تحریم است ,
بازدید : 306
[ جمعه 07 آذر 1393 ] [ 6:59 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
گردهمآیی شاعرانه
:: تعداد صفحات : 29
صفحه قبل 1 2 ...25 26 27 ...28 29 صفحه بعد


.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت