close
تبلیغات در اینترنت
سایت ادبی شهید رابع استهبان - 2
آخرین ارسال های انجمن


«آن يار کزو خانه‌ي ما جاي پَري بود
سر تا قدمش چون پري از عيب بري بود»
انگار در اعماق نگاهش خبري بود
در شهر خودش بود و دلش در سفري بود

مي‌رفت دلت كوي به كو، خانه به خانه
«جمعي به تو مشغول و تو فارغ ز ميانه»
 
انگار کسي رو به خراسان به نماز است
با چادر سبزي که پر از عطر حجاز است
«اَلمِنَّتُ لِلَّـه که درِ ميکده باز است»
مستي ـ به خدا ـ پيش دو چشم تو مجاز است

من مست‌ترين حوض تواَم حضرت مهتاب!
از اين همه اشك است اگر شور شد اين آب
 
در سفره‌ي مهمان تو جز نور خدا نيست
هر لقمه مگر با نمک نام رضا نيست
از شوق تو در صحن و خيابان تو جا نيست
کس نيست که در دامن مهر تو رها نيست

حق دارد اگر يوسف ما هم به تو نازد
يك مسجد و ميخانه كنار تو بسازد

آنقدر قشنگی كه دل قافله‌ها را …
آنقدر كريمي كه همه فاصله‌ها را …
آنقدر عزيزي كه تمام گله‌ها را …
ـ از قافيه بگذرـ بگشا اين گره‌ها را
نزديك ترين سنگ صبور دل مايي
هم دامن زهرايي و هم دست رضايي


قاسم صرافان



ادامه مطلب


برچسب ها : میلاد کریمه , اهل بیت , آن یار , جای پری , پری بود , چون پری , عیب بری , اعماق نگاهش , خبری بود , نماز است , چادر سبزی , عطر حجاز , اَلمِنَّتُ لِلَّـه , در میکده , مجاز است , مست ترین , حضرت مهتاب , نام رضا , حق دارد ,
بازدید : 8
[ سه شنبه 18 تير 1398 ] [ 2:8 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


خاک این شهر به چشمان تو عادت دارد
خوش بحال نفس قم که لیاقت دارد


چون تو یک روز از این کوچه گذشتی

 زندگی در دل این شهر سعادت دارد


گنبدت پر شده از کفتر و تنها دل من
چون کلاغی ست که رویای زیارت دارد


کوچک است آه ولی حوض تو با دریا و ...

گنبدت با خود خورشید رقابت دارد…


حرمت مثل نگيني است ولي در دل خاک

 زير خاکي همه جا اين همه قيمت دارد


حرمت مثل نگینی ست در انگشتر شهر

که در اطراف خودش فاضل و بهجت دارد


حرم حضرت معصومه و درهای بهشت

جمکران ، این همه این شهر علامت دارد


.....وکجا بهتر از این شهر برایت دیگر

مومن آن است که یک ذره لیاقت دارد.....



مهدی رحیمی



ادامه مطلب


برچسب ها : میلاد , حضرت معصومه , خاک شهر , چشمان تو , عادت دارد , خوش بحال , نفس قم , لیاقت دارد , این شهر , سعادت دارد , دل من , زیارت دار , رقابت دارد , قیمت دارد , انگشتر شهر , بهجت دارد , علامت دارد , یک ذره , زیر خاکی , اطراف خودش ,
بازدید : 7
[ دوشنبه 17 تير 1398 ] [ 18:57 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


( ای رایحۀ قرآن یا حضرت معصومه )

بر خوان توام مهمان یا حضرت معصومه

تو آینۀ لطف صدیقۀ کبرائی
چون حضرت زهرا در دینداری و تقوائی
تو شافعۀ محشر تو مونس دلهائی
امید همه شیعه در عرصۀ فردائی
بر ما بنما احسان یا حضرت معصومه


ای حضرت کاظم را دردانه ترین دختر
ای حجت ثامن را فرزانه ترین خواهر
الطاف تو بگرفته دلها همه را در بر
از تربت تو آید بوی حرم مادر
ای باغ گل ایمان یا حضرت معصومه


تو خواهر مظلوم سلطان خراسانی
درد همه ی مارا نا گفته تو میدانی
خط همه ی ما را ننوشته تو می خوانی
سوی تو نظر دارم با دیدۀ بارانی
کن شامل ما احسان یا حضرت معصومه


با پای دل از اینجا تا کوی تو می آیم
تا عقدۀ دل بی بی در پیش تو بگشایم
مهر تو شده جاری در تک تک اعضایم
تا در حرمت گویم شرح همه غمهایم
ای درد مرا درمان یا حضرت معصومه


من عشق تو را هر دم تا در سر خود دارم
پروانه صفت شوقت را در پر خود دارم
در پیکر خود خون همسنگر خود دارم
پیمان وفاداری با رهبر خود دارم
مُهر تو بر این پیمان یا حضرت معصومه


من شیعه ام اما در عصیان و خطا کاری
تو نور خداوندی از عیب بشر عاری
از شیعه خود بانو کن دفع گرفتاری
با روح تو می بندم پیمان وفاداری
ای یاور و پشتیبان یا حضرت معصومه



بی بی تو دعا کن تا مهدی ز سفر آید
بر شام سیاه ما خورشید سحر آید
اسلام و تشیع را هنگام ظفر آید
از مقدم او پایان هر فتنه و شر آید
غم را بدهد پایان یا حضرت معصومه

علی اکبر شجعان

سایر اشعار



ادامه مطلب


برچسب ها : رایحۀ قرآن , حضرت معصومه , آینۀ لطف , صدیقۀ کبرا , حضرت زهرا , شافعۀ محشر , مونس دلها , حضرت کاظم , حجت ثامن , فزانه ترین , گل ایمان , خواهر مظلوم , عقدۀ دل , پروانه صفت , پیکر خود , دفع گرفتاری , پیمان وفا , وفا داری , خورشید سحر , هنگام ظفر ,
بازدید : 10
[ چهارشنبه 12 تير 1398 ] [ 2:46 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


در سالروز هدف تروریستی قرار دادن هواپیمای مسافربری جمهوری اسلامی ایران توسط آمریکای جنایتکار


چگونه رهایت کنم

مگر تو رها کردی دست عروسکت را

وقتی به میهمانی عروس‌های دریایی می‌رفت

 

آنقدر کودکی

که هنوز هم فکر می‌کنی

سقوط هواپیما

به خاطر دعوای تو

با برادر کوچکت

بر سر نشستن کنار پنجره هواپیماست

 

چه کسی می تواند تو را به دنیای ما برگرداند

جز من که شاعرم

 می‌توانم

تو را از پله‌های برقی فرودگاه برگردانم

 

می‌توانم

هواپیما را به فرودگاه برگردانم

می‌توانم

موشک را به ناو

 

و ناو را به امریکا  برگردانم

می‌توانم

دود را به چپق سرخپوستان برگردانم

 

من حتی می‌توانم

فلسطینی‌ها را به خانه‌هاشان برگردانم

و

 

یهودی‌ها را هم به خانه‌هاشان برگردانم

من خدا نیستم عزیزم

اما  شاعرم

و خدا شهیدان را به شاعران سپرده است

می‌توانم بر مرگ تو مرثیه‌ای بسرایم

 

می‌توانم

نامت را به روزنامه‌ها

و پرونده‌ات را به میز کار سیاست‌مداران برگردانم

می‌توانم کودکی‌ات را در بازی گوشی دلفین‌ها جستجو کنم

و داغت را در خودکشی نهنگ‌ها

چرا که

مرگ تو باشکوه‌ترین بود

مرگی در آتش

مرگی در اوج

و تشییعی بر موج

 

چگونه رهایت کنم

مگر تو رها کردی دست عروسکت را

وقتی به میهمانی عروسهای دریایی می‌رفت


شاعر: محمدحسین نعمتی



ادامه مطلب


برچسب ها : سالروز , هدف , تروریستی , قرار دادن , هواپیما , مسافربری , جمهوری اسلامی , توسط آمریکا , جنایتکار , رهایت کنم , عروسکت , رها کردی , میهمانی , عروس های , دریایی , آنقدر , کودکی , سقوط , شاعرم ,
بازدید : 9
[ سه شنبه 11 تير 1398 ] [ 2:53 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


ای دو صد یوسف صدّیق به صدق تو گواه
ای علوم همه با کوه کمالت پر کاه

دو جهان زنده ی چشم تو به یک نیم نگاه

تا زمان هست تو از گردش چرخی آگاه

شهریاران سر کوی تو گدای سر راه

شیخ والای ائمّه ولی امر الّه

صدق تابنده چراغی بود از مکتب تو

علم تا علم شود بوسه زند بر لب تو

عرشیان دسته ای از خاک نشینان تواند

فرشیان از همه سو دست به دامان تواند

علم ها گوهری از لعل دُر افشان تواند

حلم ها ذکر خوشی بر لب خندان تواند

بحرها تشنه ی یک قطره ی باران تواند

سرو قدّان جهان سر به گریبان تواند

علم از روز ازل سائل دیرینه ی تو است

آنچه در سینه خلق است در آیینه ی تو است

لاله ای نیست که از دامن بستان تو نیست

طایری نیست که در باغ ثنا خوان تو نیست

آیه ای نیست که محتاج به برهان تو نیست

گوهری نیست که از بحر خروشان تو نیست

ذرّه ای نیست که از مهر درخشان تو نیست

پدر شیمی جز جابر حیّان تو نیست

علم تو مشعل و خلق و دو جهان انجمنی

آیة الکرسی از کرسی درست سخنی

سرّ سروّ علن از تو است امام صادق

فیض هر انجمنی از تو است امام صادق

حسن خلق حسن از تو است امام صادق

سبزی این چمن از تو است امام صادق

سیر چرخ کهن از تو است امام صادق

همگان را سخن از تو است امام صادق

تا که این چار ام و هفت اب و نه طاق است

مؤمن طاق تو در عالم هستی طاق است

دهر دانشگه و استاد سخن دانش تو

کلّ قرآن سخن داور و برهانش تو

حق به دور تو کند گردش و میزانش تو

مؤمن پاک بود پایه ی ایمانش تو

درد جان نیز طبیبش تو درمانش تو

علم نور است ولی مشعل تابانش تو

تا زمان است و به هر مرحله می تازد علم

از تو می گوید و دائم بتو می نازد علم

پشرو تر بسی از دور زمان مکتب تو است

ثمر خون حسین ابن علی بر لب تو است

راه حق مذهب تو مذهب تو مذهب تو است

آسمان شیفته ی زمزمه های شب تو است

نفس سوختگان شعله ی تاب و تب تو است

نور قرآن ز درخشنده گی کوکب تو است

اهل توحید که این قدر مجلّل دارند

هر چه دارند ز توحید مفضّل دارند

باغبانی و بود ملک جهان گلزارت

گرم تا دامنه ی حشر بود بازارت

گوهر وحی فرو ریخته از گفتارت

بوسه ی علم بود بر لب گوهر بارت

دیدن روی خداوند بود دیدارت

ای طبیبانِ همه خلقِ جهان بیمارت

ای خوش آن یار که تو یار و طبیبش باشی

خوشتر آن درد که تنها تو طبیبش باشی

ای که خوانده است خداوند به قرآن نورت

نوری و سینه خوبان دو عالم طورت

ملک جان خانه ی دلها همگان معمورت

انس و جنّ و ملک و حور و پری مأمورت

چه جفاها که رسید از ستم منصورت

کرد از خانه و از شهر پیمبر دورت

بود آگاه عدو از محن جانکاهت

برد با فرق برهنه سوی قربانگاهت

کثرت سنّ تو و این همه آزار ای وای

آفتاب حق و بیداد شب تار ای وای

برق شمشیر و رخ حجّت دادار ای وای

دوست در سلسه ی دشمن غدّار ای وای

خانه ی حجّت حقّ و شرر نار ای وای

صدمۀ خار ستم بر گل بی خار ای وای

پاسخ آنهمه خوبی شرر آذر بود

بیت آتش زده ارثیّه ای از مادر بود

آخر از زهر جفا رفت وجودت در تاب

جگر خونجگر پاره ی زهرا شد آب

ریخت از دیده ی یاران به عزای تو گلاب

جگر موسی جعفر شد از این داغ کباب

بعد از آن غریب و مظلومیت و رنج و عذاب

بوتراب دگری باز نهان شد به تراب

در عزای تو جهان صحنه ی محشر گردید

تازه در ماتم تو داغ پیمبر گردید

ای سلام همه بر تربت بی زوّارت

غم بسیار محبّان ز غم بسیارت

به چه تقصیر عدو این همه داد آزارت

وامصیبت که چه کردند به قلب زارت

برد سر بر فلک از خانه شرار نارت

ریخت اعجاز خلیل از لب گوهر بارت

شد خموش آتش و بهر تو دل عالم سوخت

بیشتر از همه زین غم جگر «میثم» سوخت


غلامرضا سازگار



ادامه مطلب


برچسب ها : شهادت امام , جعفر صادق , یوسف صدیق , کوه کمالت , پر کاه , دو جهان , نیم نگاه , شهریاران , سر راه , شیخ والا , صدق تابنده , مکتب تو , بوسه زند , فرشیان , در افشان , سرو قدان , ثنا خوان , امام صادق , حسن خلق ,
بازدید : 15
[ شنبه 08 تير 1398 ] [ 1:1 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه
:: تعداد صفحات : 62
صفحه قبل 1 2 3 4 5 ...61 62 صفحه بعد


.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت