دانلود آهنگ جدیدclose
محمد خلیل مذنب (جمالی)
زمان جاري : شنبه 16 فروردین 1399 - 12:49 بعد از ظهر
نام کاربري : پسورد : يا عضويت | رمز عبور را فراموش کردم

هدایت به بالای صفحه

تعداد بازديد 747
نويسنده پيام
mahdavi
آنلاين

ارسال‌ها : 658
عضويت: 21 /1 /1393
محل زندگي: استهبان
تشکرها : 211
تشکر شده : 103
محمد خلیل مذنب (جمالی)

در این جستار گلچینی از اشعار استاد محمد خلیل مذنب متخلص به: (جمالی) را به یادگار بگذارید.



امضا کاربر

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
یکشنبه 02 خرداد 1395 - 21:41
نقل قول اين ارسال در پاسخ گزارش اين ارسال به يک مدير

پاسخ ها

mahdavi
آفلاين



ارسال‌ها : 658
عضويت: 21 /1 /1393
محل زندگي: استهبان
تشکرها : 211
تشکر شده : 103
پاسخ : 1 RE محمد خلیل مذنب (جمالی)

بیا بیا

ای جان رفته از تن عالم بیا بیا
وی جوهر جلالت آدم بیا بیا

شد هرچه روز چون شب بی ماه پر ملال
شد هر چه ماه ، ماه محرم بیا بیا

جای تو هیچکس به جهان پر نمی کند
ای جان بیا ، امام معظم بیا ببا

پر شد جهان ز ظلم و ضلالت نیامدی
شد پشت انتظار جهان خم بیا بیا

ای آبروی کعبه ی دلهای عاسقان
شد هرچه چشم چشمه زمزم بیا بیا

ما و دعای ندبه و یاران منتظر
با هم زدیم حلقه ی ماتم بیا بیا

ما با امید دیدن روی تو زنده ابم
ای سبز ای بهشت مجسم بیا بیا

شعر از :استاد محمد خلیل مذنب ( جمالی )


ارسال کننده: علی اکبر شجعان



امضا کاربر

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
یکشنبه 02 خرداد 1395 - 21:45
نقل قول اين ارسال در پاسخ گزارش اين ارسال به يک مدير
mahdavi
آفلاين



ارسال‌ها : 658
عضويت: 21 /1 /1393
محل زندگي: استهبان
تشکرها : 211
تشکر شده : 103
پاسخ : 2 RE محمد خلیل مذنب (جمالی) - دختر صوفی
سلام

«جمالی» جمالی است و لاجرم عاشق، اما عشق او حضوری اینجایی وزمینی ندار، او عاشق عاشقی هاست!
کتاب دختر صوفی نشانه و خلاصه ی ارادت اوست؛ مثالی با کلمات پری گونه در حجابی حریری ومه آلود بر بستری از مخمل و ابریشم که حسرتی زلال در انسان جاری می کند:

تشنه می آیم به مکتب شرح کوثر می نویسم

آیه های نور چون آیینه از بر می نویسم

کوکب اقبال من امشب طلوعی تازه دارد

زُهره تا سر می زند الله اکبر می نویسم


امضا کاربر

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
چهارشنبه 10 شهریور 1395 - 07:20
نقل قول اين ارسال در پاسخ گزارش اين ارسال به يک مدير
mahdavi
آفلاين



ارسال‌ها : 658
عضويت: 21 /1 /1393
محل زندگي: استهبان
تشکرها : 211
تشکر شده : 103
پاسخ : 7 RE محمد خلیل مذنب (جمالی)



استاد محمد خلیل مذنب متخلص به جمالی :

درسال 1310در شهر استهبان ازدیار شاعر خیز فارس دیده به جهان گشود ،ودر سن
جوانی به شیراز مهاجرت کرد و در آنجا سکنی گزید استاد جمالی در حوزه مضمون
یابی بسیار چیره دست بود و توانا تا آنجاکه به کمتر غزلی از او می توان
برخورد کرد که از مضامین تازه سرشار نباشد و همین نکته دست نوشته ها و دل
سروده های او را در میان آتار همگنان خویش متمایز کرده است ، شعر او حال و
هوای صبح شدن داشته و پیراهن سپیده بر تن کرده ، دل های جوانان را به خود
مجذوب می کند . این پیر روشن ضمیر که شعر هائی داشت سرزنده و با نشاط ، از
(شرق عشق ) طلوع کرد در (مزرعه نور ) بی آنکه ادعائی داشته باشد و یا
پیرایه ای بر خود ببندد از شهرت و نام ، هر چند نام آور شد و بزرگ ، سودا
زده رفت تا در ( خط زمان ) به انسان رسید از دلدادگی سرود و از عاشقی گفت
تا ( ادبیات عاشورا ) را رقم زد از شور شیرین زیبا سرود ( که عشق مجنون است
) و چون با (دختر صوفی ) در مثنوی نوشت ، از بستر سبز غزل جوان برخاست .
بوی گندم بهانه ای شد برای ( راز یک لبخند ) ازاین گنگ خوابیده که توان قصه
گفتنش نبود ، مجموعه های زیر به جا مانده و منتشر شده است . که عشق مجنون
است (1363) درمزرعه نور (1364) انسان در خط زمان (1365) ادبیات عاشورائی
(1367) نگین خورشید (1369) منظومه های شگفت (1371) دختر صوفی (1373)شرق عشق
(1375)گزیده ادبیات معاثر(1378)عاشقانه های عاشورائی (1378)تاملاقات
سحر(1384)رازیک لبخند(1385)همه خورشید شویم (1386)به تعظیم عشق (1386
[۵/۴،‏ ۱:۲۱] علی اکبر شجعان واتسا: پیراهن سپیده به تن دارم
حال و هوای صبح شدن دارم

لبخند میزند همه اعضایم
روحی شکفته مثل چمن دارم

من سرخوش از پیاله پنهانم
سرمستی اویس قرن دارم

چون تاک پیر در خم تاکستان
صد خوشه خمار شکن دارم

آبشخوری ز دشت خطا بیرون
بویی زآهوان ختن دارم

اینجا سراغ من زکه میگیری ؟
من در ورای خویش وطن دارم

هر لحظه عالمی به خدا نزدیک
بیرون ازاین سرای کهن دارم

با هرچه دل یکی شدنم بیند
یک حرف دل زهرچه دهن دارم

پیچیده ام به رگ رگ خود با دل
یک رشته از هزار رسن دارم

نامحرمند گوش و زبان با هم
هر جا به سینه ضبط سخن دارم

پوشیدنی جمال جمالی نیست
با صد هزار پرده که من دارم

محمد خلیل مذنب (جمالی)


#روحش_شاد

https://t.me/joinchat/BsbJAk6AYg4lt9B8IxeZuA


امضا کاربر

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
جمعه 14 اردیبهشت 1397 - 12:30
نقل قول اين ارسال در پاسخ گزارش اين ارسال به يک مدير
mahdavi
آفلاين



ارسال‌ها : 658
عضويت: 21 /1 /1393
محل زندگي: استهبان
تشکرها : 211
تشکر شده : 103
پاسخ : 9 RE محمد خلیل مذنب (جمالی)
.

بمناسبت شهادت حضرت آیت الله دستغیب


نماز


اذان ظهر ادا کرد پیشگوی نمازش

میان منتظران بود گفتگوی نمازش

هزار ها صف دل بیقرار و دیده به راهش

هزار ها نگران دل در آرزوی نمازش

وضو گرفت و دل آب شد ز حادثه پرخون

هزار قطره ی خون ریخت از وضوی نمازش

نماز خواند به معراج عشق بی قد و قامت

خموش ماند بمعنی اقامه گوی نمازش

شکست سینه ی محرابی اش به حال عبادت

دوید جذبه ای از غیب جان بسوی نمازش

در آن هوا که نسیم نماز نافه گشا شد

نفس کشید و زمان تازه شد ز بوی نمازش

نماز بی سخنش در حضور نور ادا شد

به کوچه ریخت ز خونقطره ، های و هوی نمازش

نداشت لکنت الفاظ خطبه خطبه ی خونش

نبود عقده ی تکبیر در گلوی نمازش

ز بس که ریخت عرق در هوای داغ محبت

به اوج رتبه ، دل خون شد آبروی نمازش

گرفت دست دعا دامن جمال « جمالی »

گشوده شد در هفت آسمان به روی نمازش


شاعر :

مرحوم استاد محمد خلیل مذنب (جمالی)


امضا کاربر

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم
موجیم که آسودگی ما عدم ماست
چهارشنبه 28 اسفند 1398 - 19:11
نقل قول اين ارسال در پاسخ گزارش اين ارسال به يک مدير

براي نمايش پاسخ جديد نيازي به رفرش صفحه نيست روي تازه سازي پاسخ ها کليک کنيد !



برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.


پرش به انجمن :