close
دانلود آهنگ جدید
سایت ادبی شهید رابع استهبان
آخرین ارسال های انجمن



ادامه مطلب


برچسب ها : نظرات ,
بازدید : 2
[ چهارشنبه 06 فروردين 1399 ] [ 21:54 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()

.


ذکر خیر تو شد و فطرست اینجا آمد

نوکری گفت حسین , حال دلم جا آمد

باز هم بوی خوش تربت اعلی آمد رفت

در دست تو این دست که بالا آمد


باز در حق گرفتار محبت کردی

آمدم نه تو مرا سوی خودت آوردی


با وفا , مثل تو دور و بر من نیست کسی

بین مردم به خدا یاور من نیست کسی

غیر تو دلخوشی محشر من نیست

کسی غیر تو سایه ی بالا سر من نیست کسی


بسته ام گوشه ی از دامن لطف

تو دخیل فطرسم , آمده ام تا بشوم جبرائیل


تا ابد دور سرت ارض و سما می گردد

هر کجا حرف تو شد کرببلا می گردد

به خدا بیمه ی از هر چه بلا می گردد

آه , با یاد شما ذکر خدا می گردد


از جهنم بدن سینه زنت ایمن شد

رند آنست که در روضه ی تو مومن شد


به سر زلف تو خوب است گرفتار شدن

با تو دارند همه میل بدهکار شدن

من کجا و هوس نوکر دربار شدن

عشق یعنی سگ آقای وفا دار شدن


من همانم که مرید قمر علقمه ام

“از همه دست کشیدم که تو باشی همه ام “


آن جماعت که درِ خانه ی تو پیر شدند

همه آن ها که به لطف تو نمک گیر شدند

مردمانی که سر سفره ی تو سیر شدند

همگی لایق خوشبختی تقدیر شدند


عاقبت با تو فقط ختم به خیر است

آقا سند مستندم راهب دیر است آقا


ای همه شورم و آرام و قرارم آقا

احتیاجی به کسی جز تو ندارم آقا

بی تو گمراه شوم , باش کنارم آقا

محرم راز منی, با تو ندارم آقا


نشده ثانیه ای نیزه , ز یادم ببری

از برادر به من ارباب تو نزدیک تری


انا سائل انا مدیون و غلام بن غلام

سال ها در همه جا از تو فقط بردم نام

ای درون مایه ی ضرب المثل سنگ

تمام وقت مردن تو بیا تا که نمیرم ناکام


خانه ی قبر مرا با نظری روشن کن

رحم بر بی کسی ام موقع جان کندن کن


من پریشان تو ای پادشه عطشانم

تا دم مرگ عزادار غمت می مانم

عاقبت غصه ی جانسوز تو گیرد جانم

وقت شادی و عزا روضه ی تو می خوانم


بی کس و یار ترین شاه اباعبدالله

بوریا شد کفنت , آه , اباعبدالله


محمد حسین رحیمیان



ادامه مطلب


برچسب ها : میلاد , امام , حسین , مبارک , میلاد امام , حسین مبارک , میلاد امام حسین , میلادمبارک , سینه زنت , ایمن شد , سر زلف , من کجا , نوکر دربار , عشق یعنی , وفا دار , قمر علقمه , همه ام , پیر شدند , نمک گیر , ندارم آقا ,
بازدید : 4
[ شنبه 09 فروردين 1399 ] [ 9:51 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


🌹
شعر اگر از تو نگوید همه عصیان باشد
زنده در گور غزل‌های فراوان باشد

نظم افلاک سراسیمه به هم خواهد ریخت
نکند زلف تو یک وقت پریشان باشد

سایۀ ابر پی توست دلش را مشکن
مگذار این همه خورشید هراسان باشد

مگر اعجاز جز این است که باران بهشت
زادگاهش برهوت عربستان باشد

چه نیازی‌ست به اعجاز، نگاهت کافی‌ست
تا مسلمان شود انسان اگر انسان باشد

فکر کن فلسفۀ خلقت عالم تنها
راز خندیدن یک کودک چوپان باشد

چه کسی جز تو چهل مرتبه تنها مانده
از تحیّر دهن غار حرا وا مانده

عشق تا مرز جنون رفت در این شعر محمد
نامت از وزن برون رفت در این شعر محمد

شأن نام تو دراین شعر و در این دفتر نیست
ظرف و مظروف هم اندازۀ یکدیگر نیست

از قضا رد شدی و راه قدر را بستی
رفتی آن سوتر از اندیشه و در را بستی

رفتی آن جا که به آن دست فلک هم نرسید
و به گرد قدمت بال ملک هم نرسید

عرش از شوق تو جان داده کمی آهسته
جبرئیل از نفس افتاده کمی آهسته

پشت افلاک به تعظیم شکوهت خم شد
چشم تو فاتح اقلیم نمی‌دانم شد

آن چه نادیده کسی دیدی و برگشتی باز
سیب از باغ خدا چیدی و برگشتی باز

شاعر این سیب حکایات فراوان دارد
چتر بردار که این رایحه باران دارد

سیدحمیدرضا برقعی
مبعث پيامبر اكرم (ص) مبارك 🌺



ادامه مطلب


برچسب ها : مبعث پیامبر , نگوید , عصیان , گور غزل , نظم افلاک , سراسیمه , زلف تو , پریشان باشد , سایه ابر , هراسان , باران بهشت , برهوت , فکر کن , فلسفه خلقت , عالم تنها , کودک چوپان , چهل مرتبه , دهن غار , وا مانده , برون رفت ,
بازدید : 2
[ یکشنبه 03 فروردين 1399 ] [ 7:17 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()

 

بداهه سرائی اعضای انجمن شعر و ادب (شهید رابع) استهبان  در پاسداشت ایثار و فداکاری پزشکان و پرستاران جبهه مبارزه با کرونا :

 

عشق یعنی توکه اینگونه پرستار شدی
یار یعنی تو که با ملت خود یار شدی

سنگرت گشته قرنطینه ، سلاحت دارو
در پی دفع خطر از حرم یار شدی

اجر تو اجر شهید است که در نزد خداست
فارغ از خود شدی و وصل به دادار شدی

همه جا گشتم وغیر از تو ندیدم ماهی
ای که در شام غریبانه پدیدار شدی

نوبت توست که در رزم بغری چون شیر
که دراین جنگ به هرسوی چو پرگار شدی

گرچه این جنگ بُود جنگ اَبَر قدرتها
تو جسورانه در این عرصه‌ی پیکار شدی

تو پزشک و تو پرستار و'   الگو زینب (س)
که چو او بر همگان یاور و غمخوار شدی

بس که آشفتگی حال خلایق دیدی
چینی نازک احساس !  ترک دار شدی

همه رفتندوتوماندی و دل آشفتگی ات
همه خفتند وتو هر ثانیه بیدار شدی

واقعا کرب و بلائی شده ایران عزیز
 و تو هم مرهمِ داغ دل تب‌دار شدی

مشت شیطان بزرگ از کرونا وا شده است
بزن آن ضربه ی آخر که تو هشیار شدی

دردمندان که دوای دلشان مهر توشد
این عیان است که باعشق پرستار شدی

باز هم نام شهید آمد وشد یاد شهید
باز در باز شدو باز تو تکرار شدی

ای پرستار که هرشام و سحر بیداری
فاش کن راز  تو از شوق که بیدار شدی

ریشه‌کن می‌شود این درد و بلا هم آری!
چون شما از سر اخلاص به پیکار شدی

تن تب دار من اینک به تو محتاج تر است
شک ندارم که تبم را تو خریدار شدی

هر کجا بوده غمی یار و مددکار ، ولی ـ
هر کجا حادثه شد بر سرش آوار شدی

تا که از پای در آری کرونا را شب و روز
همچو مادر ـ پدرم عاشق و عمخوار شدی

تو شکستی همه تبهای مریضان را لیک ـ
خودت از خستگی کار، چه تب دار شدی

فارغ از هر دوجهانی و به چه دشواری
سالها رنج کشیدی و پرستار شدی

« اَیْنَ عمار ! » ندا داد ، در این برهه امام
چه به موقع تو در این واقعه عمار شدی

مایه ی رونق بازار عطوفت هایی
باعث راحت وآسایش بیمار شدی

شمع راحاجت پروانه نباشد تو ولی
همچوپروانه به دورمن بیمار شدی

همه رفتند توجا ماندی ویک کوه غرور
همه رفتندو تو جا ماندی وتب دار شدی
 
چون پدر یک تنه باحال بدم جنگیدی
مثل مادر به سرم آمده  غمخوار شدی

من که باشم که سرایم ز مدد کاری تو
جان فدای چو تو بادا که فدا کار شدی

درد بیمار همه  سِرِّ  مگوئی است و تو
باز در سینه ی خود حافظ اسرار شدی

هرچه تب بود گرفتی زتن خسته ولی
شب به پای من بی حوصله تبدار شدی

هر که را که کرونا کرده اسیر تب و درد
با انرژی به کنارش تو پرستار شدی

 همه را از کرونا راحت جان بخشیدی
گر چه خود نیز در این دام گرفتار شدی

جنگ سختی که شد امروز به پا در کشور
تو پرستار که... نه ... بلکه تو سردار شدی

رهبری بوسه ی تقدیر به دستان تو زد
تو چه خوبی که به این بوسه سزاوار شدی

 عده ای محتکر داروی درمان شده اند
تو ولی با دل و جان در پی ایثار شدی

عده ای خوار شدند و ز نظر افتادند
تو  در این باغ عزیزم گل بی خار شدی

 پیش بیمار نشستی و علیه کرونا
جنگ کردی و به این عارضه ناچار ... شدی

پای تخت تن بیمار زمین گیر شده
 تا سحر سوختی و شمع شب تار شدی

 عده ای عهد شکستند و جفا پیشه  شدند
تو برآن عهد که بستی چه وفادار شدی

در تب واقعه یک عده چه بی رحم شدند
آفرین بر تو که از عاطفه سرشار شدی

چون شهیدان شب و روز تو در این جبهه گذشت
که علیه کرونا وارد پیکار شدی

کرونا  جنگ جهانیست که در کشور ما
باعث همدلی و وحدت اقشار شدی

صاعقه زد به دلت،ذره شدی،آب شدی
از شهیدان ره خدمت و ایثار شدی

حضرت معصومه ! ای بانوی زهرا سیرت
شهر قم را ز بلایا تو نگهدار شدی

 دست بردار و دعا کن که به یمن تو مگر
شامل کشور ما رحمت دادار شدی

 کاش می شد که در ضامن آهو بزنیم
دل من !  حال که افسرده و بیمار شدی

شاعران :

نادر رستگارمند
محمد کربلائی زاده
غلامرضا مهدوی آزاد
علی اکبر شجعان
اسماعیل دیندارلو
هاشم نقدی
سیدرضا جمالی
احمد جعفری
حمیدرضا قاسمی
سید علیرضا معزی
زیبا جواهریان
طیبه محمدخانی
لیلا جامی



ادامه مطلب


برچسب ها : بداهه سرائی , اعضای انجمن , شعر و ادب , شهید رابع , رابع استهبان , پاسداشت , پزشکان , پرستاران , جبهه مبارزه , با کرونا , پرستار شدی , یار شدی , سلاحت دارو , نزد خداست , پدیدار شدی , پرگار شدی , الگو زینب , بیدار شدی , هشیار شدی , تکرار شدی ,
بازدید : 7
[ یکشنبه 25 اسفند 1398 ] [ 13:10 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()


تقدیم به پزشکان و پرستاران کشورم (رزمندگان خط مقدم جهاد با کرونا)



گر چه درمانده و بیمار فراوان داریم
یار و غمخوار و پرستار فراوان داریم

مثل دوران درخشنده و تحمیلی جنگ
مردم عاشق ایثار فراوان داریم

شاد هستیم که در مرکز درمانی شهر
تیم درمانی پرکار فراوان داریم

ما سپاه کرونا را به عقب می رانیم
چون که با لطف خدا یار فراوان داریم

«کرونا» خوب بداند که در این جنگ جدید
ما پزشکان فداکار فراوان داریم

و خدا حفظ کند جان پرستاران را
که به این طایفه ما کار فراوان داریم

سرفرازیم که امروز در این جنگ جدید
چون (سلیمانی) ، سردار فراوان داریم

گر که آسوده شب خویش رساندیم به صبح
مثل او دیده ی بیدار فراوان داریم

یاد سرخ شهدا زنده شده ، یعنی که
رهرو این خط خونبار فراوان داریم

بیم مان از «کرونا » نیست که در این جبهه
مرد آماده ی پیکار فراوان داریم

مثل سلطان خراسان ، مثل معصومه ی قم
در جهان یاور و غمخوار فراوان داریم

قدر نعمت همه دانسته و پیشانی شکر
بر در خالق دادار فراوان داریم

دشمنان نیز بدانند که ما پیروزیم
و برای سرشان دار فراوان داریم

خون غیرت به رگ ملت ما می جوشد
بر کمر تیغ شرربار فراوان داریم

تا که بنیان ستم را ز جهان بر چینیم
در جهان میثم تمّار فراوان داریم

تا که بیدار کنیم عالَمِ غفلت زده را
در سپاه علی (ع) ، عمّار فراوان داریم

شمر بی رحم زمان ! آل سعود ! آل یهود
منتظر باش که « مختار » فراوان داریم

علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : غمخوار , پرستار , رزمندگان , پرساران , درمانده , فراوان , فراوان داریم , درخشنده , مردم عاشق , عاشق ایثار , شاد هستم , مرکز درمانی , سپاه کرونا , تیم درمانی , لطف خدا , سافرازیم , جنگ جدید , سرخ شهدا , پیکار , سلطان خراسان ,
بازدید : 13
[ جمعه 23 اسفند 1398 ] [ 18:9 ] [ نویسنده : مهدوی ] | اینجا نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه
:: تعداد صفحات : 71
1 2 3 4 5 ...70 71 صفحه بعد


.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت