close
تبلیغات در اینترنت
سایت ادبی شهید رابع استهبان
آخرین ارسال های انجمن



ساقی امشب دوباره دستم گیر

می بریز و تمام هستم گیر


مطربا دف بزن که سرمستم

عشق تو دل ربوده از دستم


فصل گل، موسم غزل خوانی است

آسمان دلم چراغانی است


گشته میلاد لاله ی احمر

فاطمه(س) دخت موسیِ جعفر(ع)


آنکه معصومه است در دنیا

دُرِّ منظومه است در دنیا


آنکسی که نهاده پا در قم

گشته پشت و پناه این مردم


آنکه خورشید آستان بوسش

آنکه مهتاب نور فانوسش


بردرش هرکسی که رو کرده

حتماً اینگونه گفتگو کرده :


ای تو خورشید آسمان دلم

ذکر تو شرح داستان دلم


ای که مرأت حق نمائی تو

زینب(س) حضرت رضائی(ع) تو


سر نهاده دلم به درگاهت

چون گدا آمده سر راهت


ای سرآغاز عشق لَم یَزَلی

مطلع شعر دفتر ازلی


ای که مهتاب گشته بیدارت

تا نماید ز شوق ، دیدارت


ای که هرصبح با هزار امید

بر درت بوسه می زند خورشید


بانوی پاکی ! ای عقیلۀ عشق

دختر اطهر قبیلۀ عشق


تا رضا را ز خود رضا کردی

کعبه در شهر قم به پا کردی


ای گل سرخ باغ زهرائی

نغمه ی خوش نوای مولائی


ای تو مرأت حضرت زهرا

وارث عشق و عصمت زهرا


ای تو منظومه ی روایت عشق

ای تو معصومه ی ولایت عشق


بارگاه تو عرش روی زمین

دل ما با تو می رسد به یقین


ای که خیل مَلَک نگهبانت

بال جبریل فرش ایوانت


ای حریمت چو عرش رحمانی

مَلَکَت مفتخر به دربانی


دلم از شوق دام ودانه ی تو

سر نهاده بر آستانه ی تو


از جمال تو نور می بارد

بر درت عشق بوسه می کارد


مِهرِ تو با گِلَم سرشته خدا

نام تو بر دلم نوشته خدا


من گدای تو بوده ام ز الست

همه از توست هرچه بوده و هست


بانوی بی قرینه ای بی بی

بحر دین را سفینه ای بی بی


ای دل ما کبوتر حرمت

که نشسته به سفره کرمت


ای گل باغ موسی جعفر(ع)

فاطمه (س) اِشفِعی لَنا المَحشر


علی اکبر شجعان


سایت ادبی شهید رابع استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : قبیله عشق , ساقی , امشب , دوباره , می بریز , دف بزن , تمام هستم , مطربا , عشق تو , ربوده , موسم غزل , غزل خوانی , چراغانی , موسی جعفر , معصومه , منظومه , خورشید آسمان , شرح داستان , مرآتحق , سر نهاده ,
بازدید : 119
[ سه شنبه 21 آذر 1396 ] [ 14:40 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


دوباره قدس در قلبِ جهان جا می کند پیدا
دوباره دست و بازوی توانا می کند پیدا

بگو با دولتِ کودک کشِ مستِ یهودی که :
افولت را جهان چشمِ تماشا می کند پیدا

بگو با آن گرازِ موطلای وحشِ دیوانه
که سنگِ هر فلسطینی سرت را می کند پیدا

بگو بیت المقدّس خانه ی اَذنابِ شیطان نیست
که آنجا قُربِ بیت رَبِ یکتا می کند پیدا

اگر با مقدمت بیتُ المقدّس را بیالائی
فقط با مرگِ تو دلها تسلّا می کند پیدا

بگو ای گرگِ کاکل زرد بعد از این فلسطینی
دلِ شیر از قیامِ ملّت ما می کند پیدا

سفارتخانه ات برچین و گم کن گورِ خود را که -
فلسطین خشم از این اقدامِ بیجا می کند پیدا

و در بین خیابانهای شهرِ قدس اسرائیل
ز سربازان خود دست و سر و پا می کند پیدا

به « سُبحانَ الذَی اَسری» قسم که مسجدُ الاَقصی
دوباره راهِ خود تا عرش اعلا می کند پیدا

بگو بیت المُقدّس قلبِ مجروحِ فلسطین است
که با خونِ جوانانش مداوا می کند پیدا

نه با سازش ، نه با تسلیم ... بلکه با فداکاری
فلسطین حقِّ خود از چنگِ اعدا می کند پیدا

پس از دفع شرارتهای داعش منتظر باشد
که بعد از این (سپاه قدس) معنا می کند پیدا

و سردارش پس از تسخیر دیرُالزّور و اَلزَّهرا
رهِ تسخیر (تِل آویو) و (حیفا) می کند پیدا

شده چون روز روشن که به امر نایب المهدی
رژیم صهیونیستی شام یلدا می کند پیدا

و (غزّه) در دل تاریکی و شبهای تنهائی
به چشمِ خود چراغِ عالم آرا می کند پیدا

بگو سَیلی که با خونِ شهیدان راه افتاده
به لطفِ حق بزودی راهِ دریا می کند پیدا


علی اکبر شجعان

محزون اصطهباناتی.
کانال رسمی اشعار علی اکبر شجعان.
https://telegram.me/mahzoon_shajaan

.



ادامه مطلب


برچسب ها : دوباره , قدس , قلب جهان , می کند , پیدا , توانا , دولت , کودک کش , یهودی , تماشا , گراز , موطلایی , فلسطینی , بیت المقدس , اذناب شیطان , بیالائی , تسلّا , کاکل زرد , سفارتخانه , اقدام بیجا ,
بازدید : 2
[ شنبه 18 آذر 1396 ] [ 11:30 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


لکنت گرفته ام تو زبان بیان بده
دستی برای این دل تنگم تکان بده

بستم به بال خسته ی خود شوق پر زدن
پروانه ام بخوان و کمی آسمان بده

ای آنکه کرده هجر تو بی آشیانه ام
در پیچ زلف خویش مرا آشیان بده

سر می نهم به پای تو برگو  که : سر بنه
جان می دهم به عشق تو بر گو که : جان بده

ابر گناه ، دیده ی ما را گرفته است
ای آفتاب عشق تو خود را نشان بده

تا جمعه را به ندبه هجران به سر بریم
ما را تب سه شنبه شب جمکران بده

ما درس انتظار تو را ... نه !!! نخوانده ایم !
آقا خودت به جای همه امتحان بده


علی اکبر شجعان


محزون اصطهباناتی.


کانال رسمی اشعار علی اکبر شجعان:


https://telegram.me/mahzoon_shajaan



ادامه مطلب


برچسب ها : ندبه , هجران , ندبه هجران , لکنت , زبان بیان , دل تنگم , شوق , پر زدن , پروانه , آسمان , بخوان , آشیانه , پیچ زلف , سر بنه , ابر گناه , آفتاب عشق , نشان بده , جمعه , جمکران , درس انتظار ,
بازدید : 6
[ دوشنبه 13 آذر 1396 ] [ 14:19 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


ادامه مطلب


برچسب ها : شب شعر , بسیج , زمان , مکان , حسینیه , گلزار , شهدا , استهبان , امامزاده , پیر مراد , ساعت , هفت شب , چهارشنبه , کانون , هنرمندان , مراسم , یادگار ,
بازدید : 11
[ سه شنبه 07 آذر 1396 ] [ 19:53 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


دیروز – امروز – فردا


*******************

از جبهه می آیم !
با کوله باری عشق
با خاطراتی سبز
با لاله هایی سرخ – از نینوای جنگ
از جبهه می آیم !
از حصر « آبادان »
از شهر خون – شهر حماسه – شهر آزادی
از غربت جنگ « جهان آرا » و یاران فداکارش
از طور سینای « طریق القدس »
می آیم از « فکّه »
همراز شنهای روان « دشت شرهانی »
از جبهه می آیم !
از فتح « خرمشهر »
دارم به لب اعجاز رمز « یا علی بن ابیطالب (ع) »
می آیم از « فتح المبین » - با رمز « یا زهرا (س) »
از فتح « خبیر » - با گل زیبای رمز « یا رسول الله (ص) »
از جبهه می آیم !
از « فاو »
از « والفجر 8 » - از جنگ در دریا
از جبهه می آیم !
با قامتی زخمی – از تیغ اهریمن
با « گاز خَر دَل » آشنایم کرده اند اعدا
« خون سرفه هایم » رنگ صبر « مجتبی (ع) » دارد
دارم به دل داغ شقایق های « چزّابه »
آزاده ام ! می آیم از بند ستمگر از « رُمادیه »
سنگ صبورم روضه ی زندانی بغداد
می آیم از دیروز
زخمی ولی پیروز
من یک بسیجی
یادگار عهد روح ا... – سرباز رهبر
من میوه شیرین نخل پنجم آذر
پرورده دامان جنگ و آتش و خونم
در رگ رگم خون شهید کربلا جاریست
فرزند ایرانم – همواره جوشانم – رود خروشانم
دیروز من رزمندگی در جبهه های جنگ
امروز من رزمندگی در عرصه فرهنگ
در درس و دانشگاه
هر لحظه و هرگاه – با یک دل آگاه
در حفظ ارزشها
تکلیف امروز جهادم با سرافرازی
پیکار علمی با سپاه جهل و نادانی
با دشمن رهزن
با شبهه افکن های خناس نفاق افکن
باید بدست آورد صبر و بصیرت را
* * *
دشمن سپه آراست
در جبهه فرهنگ با رنگ و با نیرنگ
فرمانده ام
فرمانده میدان جنگ نرم
همسنگرم با افسران نخبه -
با خیل جوانان عدالتخواه دانشجو
باید به جنگ دشمن اسلام و قران رفت
سرتاسر خاک وطن را جبهه باید کرد
باید برای دفع شیطان از حرم کوشید
باید زره پوشید
باید مدافع بود
در موضع بر حق خود باید که قاطع بود
یا در جهاد علمی میهن - باید شدن چون احمدی روشن
یا در دفاعِ از حرم با جیش سفیانی
باید به میدان رفت - مثل سلیمانی
===
دیگر نباید خفت
چشمن من همواره بیدار است
دشمن ز پا ننشسته - من در خانه ننشینم
در این حوالی پرسه دارد می زند روباه
باید مراقب بود
باید سپه آراست
باید مجهز با سلاح علم و ایمان شد
وحدت بلای جان شیطان است
باید همه گرد ولی گردیم
یار وفادار علی گردیم
شهریور 59 تکرار ... نه ! هرگز
آمادگی داریم تا جان برافشانیم
ما جامه ای از جنس عاشورا به تن داریم
از مال دنیا یک چفیه ، یک کفن داریم
از جان گذشتن شیوه پروانه ها باشد
دشمن نمی داند که من پروای جانم نیست
من تیغ حیدر هستم آن تیغی – که با خون صیقلی هستم
وقت خطر با یک اشاره در کف سید علی هستم
.........
علی اکبر شجعان




ادامه مطلب


برچسب ها : بسیجی , دیروز , امروز , فردا , جبهه , کوله بار , عشق , حصر آبادان , طور سینا , جهان آرا , شهر خون , فکه , شرهانی , خرمشهر , فتح المبین , والفجر , شقایق , سرباز رهبر , سرافرازی , بصیرت ,
بازدید : 8
[ شنبه 04 آذر 1396 ] [ 22:26 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه
:: تعداد صفحات : 43
1 2 3 4 5 ...42 43 صفحه بعد


.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان