close
تبلیغات در اینترنت
سایت ادبی شهید رابع استهبان


مولای ما نمونهء دیگر نداشته است
اعجاز خلقت است و برابر نداشته است

 

وقت طواف دور حرم فکر می کنم
این خانه بی دلیل ترک برنداشته است

 

دیدیم در غدیر که دنیا به جز علی
آیینه ای برای پیمبر نداشته است

 

سوگند می خورم که نبی، شهر علم بود
شهری که جز علی در دیگر نداشته است

 

طوری ز چارچوب در قلعه کنده است
انگار قلعه هیچ زمان در نداشته است

 

یا غیر لافتی صفتی در خورَش نبود
یا جبرِییل واژهء بهتر نداشته است

 

چون روز روشن است که در جَهل گمشده است
هر کس که ختم نادعلی بر نداشته است


این شعر استعاره ندارد برای او
تقصیر من که نیست برابر نداشته است


سیدحمیدرضابرقعی


مصرع ناقص من کاش که کامل می شد

شعر در وصف تو از سوی تو نازل می شد

 

شعر در شأن تو شرمنده به همراهم نیست

واژه در دست من آنگونه که می خواهم نیست

 

من که حیران تو حیران توام می دانم

نه فقط من که در این دایره سرگردانم

 

همه ی عالم و آدم به تو می اندیشد

شک ندارم که خدا هم به تو می اندیشد

 

کعبه از راز جهان راز خدا آگاه است

راز ایجاز خدا نقطه ی بسم الله است

 

کعبه افتاده به پایت سر راهت سرمست

«پیرهن چاک وغزل خوان وصراحی دردست»

 

کعبه وقتی که در آغوش خودش یوسف دید

خود زلیخا شد و خود پیرهن صبر درید

 

کعبه بر سینه ی خود نام تو ای مرد نوشت

قلم خواجه ی شیراز کم آورد، نوشت:

 

«ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه

مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه»

 

راز خلقت همه پنهان شده درعین علی ست

کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

 

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید

«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید

 

می رسد دست شکوه تو به سقف ملکوت

ای که فتح ملکوت است برای تو هبوط

 

نه فقط دست زمین از تو تو را می خواهد

سالیانی ست که معراج خدا می خواهد-

 

زیر پای تو به زانوی ادب بنشیند

لحظه ای جای یتیمان عرب بنشیند

 

دم به دم عمر تو تلمیح خدا بود علی

رقص شمشیر تو تفریح خدا بود علی

 

وای اگر تیغ دو دم را به کمر می بستی

وای اگر پارچه ی زرد به سر می بستی

 

در هوا تیغ دو دم  نعره ی هو هو می زد

نعره ی حیدریه «أینَ تَفرو» می زد

 

بار دیگر سپر و تیغ و علم را بردار

پا در این دایره بگذار عدم را بردار

 

بعد از آن روز که در کعبه پدیدار شدی

یازده مرتبه در آینه تکرار شدی

 

راز خلقت همه پنهان شده در عین علی ست

کهکشان ها نخی از وصله ی نعلین علی ست

 

روز و شب از تو قضا از تو قدر می گوید

«ها علیٌ بشرٌ کیفَ بَشر» می گوید.


سیدحمیدرضابرقعی




ادامه مطلب


برچسب ها : اعجاز خلقت , مولای ما , وقت طواف , نداشته است , شهر علم , چارچوب , لافتی , واژه بهتر , روز روشن , نادعلی , استعاره , مصرع ناقص , در وصف , ها علی , کیف بشر , راز خلقت , پنهان شده , کهکشان ها , أینَ تَفرو ,
بازدید : 20
[ پنجشنبه 09 فروردين 1397 ] [ 14:0 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


باز به من راه سخن باز شد
طایر اندیشه به پرواز شد

تا که کند سیر، مقامات را
مدح کند،‌ مادر سادات را

گر، نه مدد از نظرِ وی رسد
خامه به طوف حرمش کی رسد؟

اختر تابنده‌ بُرج شرف
گوهر رخشنده‌ دُرج شرف

مایه‌ فخریه‌ خیرالبشر
دوستی و دشمنی‌اش، خیر و شر

ریزه خور سفره او، اولیا
در بَر او بر سَرِ پا، انبیا

روح  نُبی ، جان نبی، ذات دین
کشته شده بر سرِ اثبات دین

در شرف و عفاف، الگو تویی
 به بانوان، بزرگ بانو تویی

به بی‌قرین ، نیست قرین تو کَس
و گر کسی هست، علی هست و بس!

بود به دستور خدای اَحد
که مصطفی به دست تو، بوسه زد

جن و ملک، کمینه خیل توأند
خلق، عوالم به طُفیل توأند

حُب تو، شیرازه‌ اُمّ الکتاب
سایه‌نشینِ مِهر تو، آفتاب

مقدم تو داده به خاک، اعتبار
فرش کند از تو به عرش، افتخار

هم ز سَران، خود پسرانت سَرند
هم، همه مفتخر زِ تو مادرند

در صف محشر، چو رسد گام  تو
محشر دیگر شود از نام  تو

به‌گاه غم ذکر امامان، همه
فاطمه، یا فاطمه، یا فاطمه

دامن تو، حسین، می‌پرورَد
آن‌که دل خدای هم می‌برَد

فضه‌ تو، معلم عالمی
که دارد از یَم کمالت نَمی

خانه‌ تو گلبُن عشق و عفاف
به گِرد آن کعبه بوَد در طواف

صبر تو را  نداشت ایوب، هم
اشک تو را نریخت یعقوب، هم

عبادت و خدمت تو، متصل
دسته‌ دستاس ز دستت خجل

چشم ملَک، محو نماز شبت
گوش فلک، به نغمه‌ یارَبت


#استاد_حاج_علی_انسانی



ادامه مطلب


برچسب ها : یا فاطمة , راه سخن , طایر اندیشه , پرواز , مقامات , مدح کند , مادر سادات , طوف حرم , اختر تابنده , مایه فخر , ریزه خور , شرف , عفاف , بزرگ بانو , دستور خدا , مصطفی , طفیل , صف محشر , گلبن عشق , چشم ملک ,
بازدید : 37
[ چهارشنبه 16 اسفند 1396 ] [ 22:56 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


دوبیتی های فاطمی

...........؛..........؛........


پر از خوف و خطر آرام آرام

شبی می شد سحر آرام آرام


به زیر خاک غم با دست خورشید

نهان می شد قمر آرام آرام
........؛


حسن بود و دو چشم اشکبارش

حسن بود و خزان نوبهارش


حسن بود و غمی که تازه می شد

چو می افتاد از آن کوچه گذارش
......؛


پر از باران دو چشمان ترش بود

شکسته ساقه ی نیلوفرش بود


به سوی خانه بر می گشت و خسته

به روی شانه دست مادرش بود
........؛


ز ابر دیدگانش آه می ریخت

که بابا ناله را در چاه می ریخت


میان صحن دل خورشید خانه

سرشک از هجر روی ماه می ریخت
..........؛


علی اکبر شجعان


کانال ادبی شهید رابع استهبان





ادامه مطلب


برچسب ها : یا فاطمه , خوف , خطر , آرام , شبی , سرشک , هجر روی , روی ماه , می ریخت , میان صحن , خورشید خانه , در چاه , روی شانه , شکسته , دو چشمان , گذارش , می افتاد , خزان , نوبهار ,
بازدید : 49
[ دوشنبه 30 بهمن 1396 ] [ 9:11 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


قل اعوذ برب عاشق‌ها
مَلِک الناس، الهِ عاشق‌ها

قل اعوذُ  از اینکه دنیا را
بزند آتش آهِ عاشق‌ها

اشکشان دانه‌های انگور است
گریه نه، پرده‌هایی از شور است

حلقه‌ی کهکشانی از نور است
گوشه‌ی خانقاه عاشق‌ها

«ماه من» در خسوف خود پیچید
از میان دریچه وقتی دید

آسمان آسمان تفاوت داشت
«ماه گردون» و ماه عاشق‌ها

«عین، شین، قاف » واژه‌هاشان را
این حروف سفید می‌سازند

حرف‌های سیاه پیدا نیست
روی تخته سیاه عاشق‌ها

لبِ ذهن مرا قلم می‌دوخت
واژه‌ بر روی کاغذم می‌سوخت

آخر اسم مقاله‌ام این بود:
«عاشقی از نگاه عاشق‌ها»

دل من باز هم صبوری کن
باز از چشم‌هاش دوری کن

تو به من قول داده بودی که
نکنی اشتباه عاشق‌ها

ای خدایی که اهل اسراری
که به پروانه‌ها نظر داری

که خودت عاشقی، خبر داری
از دلِ بی‌پناه عاشق‌ها

بعد از این روزهای در زنجیر
درد شلاق‌های بی‌تاثیر

برسان مرد مهربانی که
بگذرد از گناه عاشق‌ها

برسان مرد مهربانی که
با احادیث حضرت مجنون

مو پریشان به تخت بنشیند
بشود پادشاه عاشق‌ها


قاسم  صرافان



کانال ادبی شهید رابع استهبان




ادامه مطلب


برچسب ها : عاشق ها , قل اعوذ , ملک الناس , اینکه , آتش آه , آه عاشق , اشکشان , انگور , کهکشانی , خانقاه , خسوف , دریچه , تفاوت , ماه گردون , واژه ها , تخته سیاه , می دوخت , صبوری کن , اشتباه , اهل اسرار ,
بازدید : 48
[ شنبه 28 بهمن 1396 ] [ 10:14 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


 


بهار مي رسد و مردم از خدا سرشار

مام آينه ها از حضور ما سرشار 


بهار آينه دار خداي سبحان است
بهار يك ورق از روشناي قرآن است 

ورق بزن كه شكوفا شوي هزاران بار
ورق بزن كه ز توحيد مي شوي سرشار 

بيا به گشت گلستان بيا به گشت بهار
بيا كه شكر كني دوست را هزاران بار 

بيا كه نغمه توحيد بشنوي از دوست
بيا كه نام خداوند دلكش و نيكوست 

در اين تبسم گل يادي از شهيدان كن
نگاه را به تماشاي باغ مهمان كن 

بريز باده كه پيمانه را بهار كني
بكوش زندگيت نذر انتظار كني 

بهار نام قشنگي است با امام زمان (عج)
به ياد دوست هميشه بهار باش و بمان 

 امير عاملي 



ادامه مطلب


برچسب ها : خدا , سرشار , مردم , آینه ها , حضور , آینه دار , خدای سبحان , روشنای قرآن , ورق بزن , شکوفا شوی , هزاران بار , گشت گلستان , گشت بهار , نغمه توحید , تبسم گل , تماشای باغ , مهمان کن , نذر انتظار , امام زمان ,
بازدید : 45
[ جمعه 27 بهمن 1396 ] [ 8:37 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()

 

از صلابت ملت و ارتش و سپاه ما

جاودانه شد از فروغ سحر پگاه ما

صبح آرزو دمیده از کرانه ها

شاخه های زندگی زده جوانه ها

این پیروزی خجسته باد این پیروزی

خجسته باد این مبارک بهار

به باغبان خجسته باد

خجسته باد این گل افشان دیار

به بلبلان خجسته باد

همیشه بادا وطن بر فراز

این پیروزی خجسته باد این پیروزی

نوبهار ما از کران زمین

پر شکوفه شد شاخه امید

خون هر شهید می دهد نوید

نوبت ظفر این زمان رسید

به کوری دیده دشمنان

شکسته شد سر اهریمنان

صبح پیروزی مبارک باد

این ستم سوزی مبارک باد

حافظ وطن تا خدای ماست

لطف ایزدی رهگشای ماست

در خط سیاه میوه امامدر شب خطر رهنمای ماست

به رغم آن دشمن خیره سر

وطن رها شد ز بیم و خطر

صبح پیروزی مبارک باد

این ستم سوزی مبارک باد


حسین آقا ممتحنی مشهور به:

حمید سبزواری



ادامه مطلب


برچسب ها : خجسته , پیروزی , 22بهمن , دهه فجر , صلابت ملت , ارتش , سپاه , جاودانه , فروغ , پگاه , صبح آرزو , کرانه ها , زندگی , جوانه ها , مبارک بهار , گل افشان , بلبلان , نوبهار , پر شکوفه ,
بازدید : 46
[ جمعه 20 بهمن 1396 ] [ 19:46 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()



شاعردوباره بغض خودش را به روز کرد
در خود شکست وقافیه راسینه سوز کرد


بی آنکه ازکسی بنویسد دلش گرفت

عشقی نهفته گوشه ی چشمش بروز کرد


وقت سرودن ازتو سرش رابه زیر...نه

بار غم تو بود به دوشش که قوز کرد


تاخواست نغمه ای بنوازد به ساز دل

بی اختیار قافیه اش را بسوز کرد


حسّی شبیه حس شکوفایی غزل

آمد میان خاطره هایش نفوذ کرد


کاغذگرفت وباقلمش بیقرار شد

فصل خزان خاطره هایش بهارشد


نام تورا نوشت وقلم را کلافه کرد

یعنی تورا به دفتر شعرش اضافه کرد


آتش درون سینه ی کاغذروانه شد

بی اختیار گفت وغزل عاشقانه شد


نام تورا نوشت ودلش را به آب داد

زلف تورا میان غزل پیچ وتاب داد


شعرش نفس کشیدو خیالش عبور کرد

یک آن تمام خاطره ها را مرور کرد


شعرش شبیه معجزه ی بوم ورنگ شد

از بس شبیه صورت ماهت قشنگ شد


             ( نادر دوربین)
         انجمن شهید رابع
               استهبان
               96/10/15


 http://t.me/shahidrabe





ادامه مطلب


برچسب ها : دوباره بغض , به روز , در خود , عشقی نهفته , بروز کرد , وقت سرودن , بار غم , قوز کرد , شکوفایی , میان خاطره , نفوذ کرد , بیقرار شد , دفتر شعر , میان غزل , نفس کشید , آب داد , یک آن , بوم ورنگ , صورت ماهت ,
بازدید : 49
[ جمعه 13 بهمن 1396 ] [ 9:24 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


در دل اهـل آسمـان غوغاست
ديده از اشك شوق چون درياست
لاله گون دشت و دامن صحراست
شاد و خشنود حضرت زهـرا ست

روز مـيـلاد زينـب كبـرا ست

آسمـان مي كند گـل افشـاني
چشـم زهـرا شـده چراغـاني
بلـبلانـند در غـزل خـوانـي
خنـده ي شوق بر لب گلهـاست

روز مـيـلاد زينـب كبـرا ست

شيعه برخيــز و شادمـاني كن
با دل عشـق همـزباني كــن
نو بهار آمده جوانــي كــن
لاله ها را ببين چمـن آراسـت

روز مـيـلاد زينـب كبـرا ست

حوريان مي روند و مي آينـد
بَر دَرِ شُـکر جبهـه مي سايند
جملگـي در صف تماشــايند
حلقه ي حوريـان اگر زيباست

روز مـيـلاد زينـب كبـرا ست

خنده گُل گرده بر لب حیـدر
حضـرت فاطمـه (س) شده مادر
شیعـه شادی بـه پا کُن و بنگر
جلوه ي عشق هر كجا پيـداست

روز مـيـلاد زينـب كبـرا ست

امشب از عشـق ناب بایـد گفت
از عفـاف و حجـاب بـاید گفت
از گُـل و از گـُلاب بایـد گفت
آمد آن گـل کـه زینت باباست

روز مـيـلاد زينـب كبـرا ست

پر طراوت ببين كه گلـزار است
ابر رحمت ببين گُهَربــار است
روز فرخنده ي پرستــار است
بزم شادي به هر كجا برپـاست

روز مـيـلاد زينـب كبـرا ست

فاطمه ! جـان من فــداي تو
آمـده مـونـسـي بـراي تو
آمـدم بـر در ســراي تــو
تا كه عيدي كنم ز تو درخواست

روز مـيـلاد زينـب كبـرا ست


محزون اصطهباناتی.
کانال رسمی اشعار علی اکبر شجعان.
https://telegram.me/mahzoon_shajaan

.



ادامه مطلب


برچسب ها : میلاد , حضرت , زینب , کبرا , اهل آسمان , غوغا , اشک شوق , لاله گون , خشنود , حضرت زهرا , گل افشانی , زهرا , چراغانی , غزل خوانی , شوق , شادمانی , همزبانی , خنده گل , عشق ناب ,
بازدید : 48
[ سه شنبه 03 بهمن 1396 ] [ 13:20 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


چشم تو را برای شکار آفریده اند
یاد تو را برای قرار آفریده اند

با خنده هات درس شکفتن به گل بده
چون غنچه را برای بهار آفریده اند

با یاد روی و موی تو در کارگاه دهر
روز الست لیل و نهار آفریده اند

ما را به یک پیاله شراب از نگاه تو
عمری خراب و مست و خمار آفریده اند

دست کسی به قلعۀ قلبت نمی رسد
از بس حصار پشت حصار آفریده اند

مثل نسیم پرچم زلف تو را رها-
ما را به این کمند دچار آفریده اند

در باغ روزگار تو را مثل گل عزیز
ما را ولی به پیش تو خار آفریده اند

بلبل به باغ بر لب گل بوسه داد و گفت:
ما را برای بوس و کنار آفریده اند .


علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : بوس , کنار , بلبل , شکار , آفریده اند , خنده هات , شکفتن , غنچه , روز الست , لیل نهار , کارگاه , پیاله شراب , نگاه تو , نمی رسد , مثل نسیم ,
بازدید : 47
[ یکشنبه 01 بهمن 1396 ] [ 9:2 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


هدیه ای تقدیم به شیرمردان عملیات غرور آفرین کربلای پنج

هرنفس بوی سیب می آید
ازمسیرشلمچه این شبها
زنده شد یادکربلای پنج
یادسربندهای یا زهرا
........
هرکسی پهلویش که ترکش خورد
گفت یافاطمه زپاافتاد
به گمانم که لحظه ی آخر
روی دامان مادرش جان داد
.......
میرسد بوی چادر خاکی
ازکنار تمام پیکرها
فاطمیه ، شلمچه، این ایام
صحنه ی کوچه بود معبرها
......
چه پسرها که بی پدر گشتند
چه پدرها که بی پسر گشتند
رفت گردان و دسته ای آمد
رفقا بی رفیق برگشتند
.......
هرزمان رو زدم به قافله ها
پاسخ آمد بروبرو جانیست
بهرتسکین درد من جایی
خوب تر ازبهشت زهرا نیست
.......
هرشب جمعه قطعه ی شهدا
جای جامانده های جنگ شده
دل دنیاگرفته ی ماهم
بهردیدار یار تنگ شده


قاسم نعمتی



ادامه مطلب


برچسب ها : کربلای پنج , شیرمردان , عملیات , غرور آفرین , بوی سیب , شلمچه , یا زهرا , یا فاطمه , ترکش , جان داد , بوی چادر , چادر خاکی , فاطمیه , هر شب , شب جمعه , تسکین , قطعه شهدا , جا نیست , جامانده , دیدار ,
بازدید : 48
[ سه شنبه 19 دي 1396 ] [ 6:39 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی شاعرانه
:: تعداد صفحات : 24
1 2 3 4 5 ...23 24 صفحه بعد


.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان