close
تبلیغات در اینترنت
سایت ادبی شهید رابع استهبان
آخرین ارسال های انجمن



🏴 رهبر انقلاب در پیامی شهادت جمعی از پاسداران در حادثه تروریستی خاش را تسلیت گفتند؛

👈 دستگاههای مسئول بر این جنایت تمرکز و موضوع را با جدیت دنبال کنند


◾ حضرت آیت الله خامنه‌ای در پیامی شهادت جمعی از پاسداران انقلاب اسلامی در حادثه تروریستی سیستان و بلوچستان را تسلیت گفتند و خطاب به دستگاههای مسئول تأکید کردند با تمرکز بر این جنایت که ارتباط عاملان آن با سازمانهای جاسوسی برخی کشورها مسلّم است، موضوع را با جدیت دنبال کنند.

📝 متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
دست جنایتکار مزدوران بار دیگر به خون جوانان صالح و خدمتگزار کشور آلوده شد و جمعی از سرمایه‌های انسانی که خود را وقف حراست از مرزها و پاسداری از #امنیت_مردم کرده بودند، در حمله‌ی تروریستهای سیه‌رو و سنگدل به شهادت رسیدند.

▫️ ارتباط عاملان این جنایت با سازمانهای جاسوسی برخی کشورهای منطقه و فرامنطقه مسلّم است و دستگاههای مسئول کشور باید بر آن تمرکز کنند و آن را با جدیت دنبال کنند.

◾ اینجانب به خانواده‌ها و بازماندگان این شهیدان مظلوم و به خانواده‌ی بزرگ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تسلیت و تبریک میگویم و صبر و پاداش الهی را برای آنان و علوّ درجات برای شهدای عزیز و شفای عاجل برای مجروحان از خداوند متعال مسألت میکنم.

👈 #پیگیری قصور احتمالی در این حادثه نیز وظیفه‌ی حتمی سپاه است.
سیّدعلی خامنه‌ای
۲۵ بهمن ماه ۱۳۹۷




ماسبزپوش سیره ی صبح نجابتیم
ما پاسدار و پیرو  خط  ولایتیم

بی نام اگربه گوشه خلوت نشانده اند
ما زخمی هماره ی  تیر  شماتتیم

درجانمان که جاری است اهلامن العسل
موجیم  وخو گرفته ی این رسم وعادتیم

برتن  لباس عزت  و بر کف   متاع  جان
از تشنگان  بارش فصل  شهادتیم

شهادت جمعی از جان برکفان سپاه پاسداران برملت شهید پرور تسلیت باد

یحیی وحیدی "ترنم"



ادامه مطلب


برچسب ها : شهادت , زندگی , شهدای , ترور , مجازات , جنایتکاران , پاسداران , حادثه , تروریستی , سیستان , بلوچستان , عاملان , جاسوسی , کشورها , جنایتکار , مزدوران , خدمتگزار , حراست , امنیت , سنگدل ,
بازدید : 9
[ پنجشنبه 25 بهمن 1397 ] [ 16:16 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


برای زائر خردسال این روزهای مدینه
که به جرم شیعه بودن در مقابل دیدگان مادرش با شیشه سر بریده شد
برای شهید زکریا بدر علی الجابر

🔥🔥🔥؛🔥؛🔥🔥🔥

اخترم ! در پگاه کشته شدی
روی دامان ماه کشته شدی
بر در خیمه گاه کشته شدی
وای ! بی دادخواه کشته شدی
چون علی اصغر آه ! کشته شدی


ای گلم ! با تبر بریدندت
بی هوا ؛ بی خبر بریدندت
مثل پروانه پر بریدندت
طفل بودی و سر بریدندت
بی سپر ؛ بی سلاح کشته شدی


پیش چشمان مادرت ای گل
تیغ بوسیده حنجرت ای گل
دست کین کرده پرپرت ای کل
شد زپیکر جدا سرت ای گل
نکند اشتباه کشته شدی ؟


صلواتی اگر فرستادی
جان سپردی ؛ به شیعه جان دادی
سیل گشتی و راه افتادی
کرده ای تا به عشق آزادی -
آسمان را نگاه ؛ کشته شدی


آه ای غنچه ای که در خوابی
تشنه لب آمدی ؛ لب آبی
مثل گیسوی باد بی تابی
پیش طوفان جهل وهابی
تا شدی شمع راه کشته شدی


ای گرفته به کربلا ریشه
ای صغیر بلند اندیشه
حرمله زد به ریشه ات تیشه
ای بریده سر تو با شیشه
بی کس و بی پناه کشته شدی


می کند نی برای تو ناله
نسبت تیغ چیست با لاله
خون زده گرد صورتت هاله
زکریای پنج - شش ساله
در پی مال و جاه کشته شدی؟


به کدامین گناه کشته شدی ؟
به کدامین گناه کشته شدی؟


علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : کدامین , کشته , زائر , خردسال , مدینه , شیعه , جُرم , مقابل , مادرش , شیشه , سر بریده , زکریا , بدر علی , البحار , اخترم , دادخواه , بریدندت , چشمان , مادرت ,
بازدید : 10
[ سه شنبه 23 بهمن 1397 ] [ 1:41 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



بادِ موافق به زمستان وزید

روح خدا از دَمِ عیسی دمید

بحرِ خُروشانِ زمان رام شد

نوحِ سُکاندار ، دل آرام شد

بارِشِ رحمان به دل وجان گرفت

باور و هِمّت سَروسامان گرفت

فجربرآمد همه جا نور شد

کوری چشمِ شب دیجور شد

مامِ وطن عزّت خود باز یاف

گُلشَنِ دین سروِ سر افراز یافت

پیرِخُمین آمد وپیمانه داد

باده ی جانانه زمیخانه داد

بادِ صبا، عطرِ شهیدان وزید

روحِ خدا، روضه ی رضوان، رسید

دیــوِ پلیــد آن طــرفِ آبــها،

گِل به دهن غرقه ي سیلابها،

شورو نوا در سرِ پیرو جوان،

لاله شد از خونِ شهیدان؛ جهان

بیست ودوِ بهمنِ پنجاه وهفت

نورِ خدا آمد و ظلمت برفت

دست خدا، حامی پیکار بود،

وَحدتِ مردم سبب کار بود

حامی ایران کَرَمِ کِردگار،

هست خمینیُّ و رَه اَش ماندگار،

مهدویا ساقی اگر حیدر است،

خامنه ای وارثِ پیغمبر است



غلامرضا مهدوی



ادامه مطلب


برچسب ها : بهمن , پیروز , بهمن پیروز , باد موافق , وزید , روح خدا , دم عیسی , خروشان , سکاندار , دل آرام , بارش رحمان , همّت , فجر , برآمد , شب دیجور , کوری , مام وطن , عزّت خود , بازیافت , گلشن ,
بازدید : 401
[ دوشنبه 22 بهمن 1397 ] [ 9:53 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()

 
(زبان حالِ امام علی علیه السّلام:)



فاطمه آرام جان ای مهربان زهرا بمان

ای همه آه وفغان، ای قد کمان زهرا بمان


لاله ی خونین و خاموش گلستان نبی
با توعطر آگین بُوَد محرابمان زهرا بمان


طایر بشکسته بالم ای تمام باورم
آیه ی اِنّا فـَتـَحنا را بخوان زهرا بمان


باربگشای ای عزیزم این چه وقتِ رفتن است
دوریَت برمن بسی باشد گران زهرا بمان


یاورِ مظلومه ام ای شاهد رنج علی
بی تودشمن شاد گردد بی گمان زهرا بمان


ای گل نیلی رخ غم پرورم پرپر مشو
پر نکش تا بی کرانِ آسمان زهرا بمان


ای تمام تو امانت ازنبی درنزد من
با چه روئی رد کنم ازخود ضِمان زهرا بمان


گفتنی ها باتو دارم ای پرستوی غریب
شامِ غربت زود باشد این زمان زهرا بمان


با تو تقوا بوی گلهای بهشتی می دهد
شافع روزِ جزای "شیعیان" زهرا بمان


بلبل بَیتُ الحَزَن رویت مکن پنهان زمن
صَیقـل آئینه های انس وجان زهرا بمان


می کنی آثار سیلی را نهان از من چرا
باعلی ، با روی نیلیّ و نهان زهرا بمان


# # #
ای کبودِ چهره ات نقشِ پریشانِ دلم

با کبودِ چهره ات؛ آزرده جان زهرا بمان


این کمانِ قـدِّ تو، باشد عصای دست من
وای اگر اُفتد عصایم درمیان زهرابمان


درغم دوریِ تو احساس پیری می کنم
چهره ات کرده بهارم را خزان زهرا بمان


بَعدِ پیغمبر، بلال آوارگی ها می کشد
در تسّلای دلت گوید اذان زهرا بمان


صوتِ آیاتِ حزین و دل نشینت ذکرمن
تالیِ تِلوِ نبی قرآن بخوان زهرا بمان


ای که آزار تو، آزار رسول است و خدا
از خدا خواهم پناهم؛ اَلأمان؛ زهرا بمان


درسقیفه خائنان، چوب حراج دین زدند
تا کنی اِفشا مَتاعِ آن دُکان زهرا بمان


غاصبانِ منبر و محرابِ دینِ احمدی
کینه ی دیرینشان گشته عیان، زهرا بمان


این دغلبازانِ پُست و نام و نان افشا نما
تا شوند آنان سیه روی جهان زهرا بمان


بی تو در گردابِ غمها، کی به ساحل می رسم
کشتی ام بی تو ندارد بادبان زهرا بمان


در غمت با چاه و آهی دردِ دل خواهم نمود
شکوه ها دارم ازاین نامردمان زهرا بمان


"مهدوی" راه ولایت ازعلی تا مهدی است

برسرپیمان خون با یوسفِ زهرا بمان


غلامرضا مهدوی




ادامه مطلب


برچسب ها : بیت الحزن , بَیتُ الحَزَن , بلبل , فاطمه , آرام جان , زهرا بمان , آه وفغان , قد کمان , لاله خونین , گلستان نبی , عطر آگین , طایر بشکسته , تمام باورم , انا فتحنا , اِنّا فـَتـَحنا , باربگشای , مظلومه , شاهد رنج , نیلی رخ , غم پرور ,
بازدید : 201
[ جمعه 19 بهمن 1397 ] [ 18:2 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


شبهـای جمعـه مادری پهلـو شکسته
آیـد سـر قـبر پسـر بـا قلـب خسـته
بـر گِـرد این بانو ملائـک دسته دسته
گریند و گویند ای گل درخون نشسته
غریب کربلا حسین/ شهید سر جدا حسین         
غریب مادر

با نـالـه و با گـریـه چـون ابر بهــاری
هم نوحه خوانی می کندهم سوگواری
با ناله و افغـان بـه آه و اشـک جـاری
بر می فشاند اشک و می گوید به زاری
قتیل اشقیاحسین  / بی یار و اقربا حسین          
غریب مادر

بر تربت فـرزند خـود آن خستـه بانـو
غمگیـن نشسـته در بغـل بگرفته زانو
از ســوز دل آن مادر بشکسـته پهلـو
گوید که ای خاک تو بر هر درد دارو
فروغ کبریا حسین /امیر و مقتدا  حسین          
غریب مادر

امشب بـه دشت کربلا زهــرا رسیده
با سینـه ای سوزان و با قدی خمیده
اشک مصیبت می کند جاری ز دیده
گوید که ای لب تشنۀ در خون تپیده
ای آیت خدا حسین/   به خلق مقتدا حسین           
غریب مادر

مادر بگـو رأس جـدا  از پیکـرت کو
مـادر بگــو قبـر علیِ اصـغـرت کـو
انگشت ببریده کجـا  انگشـترت کـو
ای شـاه بی یـاور امیر لشکـرت کـو
عزیز مصطفی حسین / وصی مرتضی حسین          
غریب مادر

نـزدیـک دریـا بـودی و آبت نـدادنـد
آبی بـه آن طفـلان بی تابت نـدادنـد
یک قطره برآن طفل بی خوابت ندادند
بر سـاقی و بر خیـل اصحـابت ندادند
ای تشنۀ وفا حسین / سر چشمۀ بقا حسین            
غریب مادر
جز العطـش اینجـا نمی آید صـدائی
از کوفیان دیدی چه غیر از بی وفائی
از نایِ دل جـز غـم نمی آیـد نـوائی
در هـر دلی بـر پـا شـده کرببـلائی
جمال دلربا حسین / غریب نینوا حسین            
 غریب مادر

بـرخیـز مادر تا کنـم یک دم نگاهت
شویم به اشکم خاک وخون از روی ماهت
خاموش سازم شعله های خیمه هایت
گــردم پنــاه کودکان بـی پنــاهـت
میان لاله ها حسین / فتاده ای ز پا  حسین         
غریب مادر

مادر بـه قـربـان سـرِ از تن جـدایت
قـربـان اشـک زینب غــم مبـتلایت
من آمـدم بـرپـا کنـم شـور عـزایت
بر پا نــمایم خیــمه ماتــم برایـت
به دشت نینوا حسین / تو را کنم صدا حسین      
 غریب مادر

مادر بگـو در روز عاشـورا چه کردی
با کام تشـنه بر لب دریا چـه کردی
در خاک و خون تنها در این صحرا چه کردی
با فاطمـه با زینب کبـری چه کردی
نموده از قفا حسین / عدو سرت جدا حسین      
غریب مادر


علی اکبر شجعان
محزون اصطهباناتی.



ادامه مطلب


برچسب ها : مادر , پهلو , شکسته , شبهای , جمعه , مادری , خسته , ملائک , نشسته , غریب , کربلا , سوگواری , اشقیا , غمگین , بشکسته , مقتدا , خمیده , مصیبت , فاطمه , نینوا ,
بازدید : 14
[ پنجشنبه 18 بهمن 1397 ] [ 8:37 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



ياران مه بهمن شد ماه غم دشمن شد
ازخون همه گلها ايران همه گلشن شد

بهمن مه پيروزي بهمن مه آزادي
بهمن مه استقلال ماه شعف و شادي

در فصل خزان دل غوغاي بهاران شد
دنيا همه تسخير خورشيد جماران شد

با همدلي و عشق و ايثار و خدا خواهی
از تخت نگون گشته عفريت ستمشاهي

مارهرو اسلاميم ما پيرو قرانيم
آزادگي خود را مرهون شهيدانيم

حق كرده به ما اعطا فرخنده سرانجامي
آزادي و استقلال جمهوري اسلامي

شب رفته و هنگام پرفيض سحر آمد
فجرآمده اي ياران رهبر زسفر آمد

تاصبح ظهورحق چون آينه اي باشيم
دررهگذر مهدي باخامنه اي باشيم


علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : دشمن , گلشن , پیروزی , استقلال , شعف , شادی , غوغای , بهاران , جماران , همدلی , خورشید , ستمشاهی , آزادگی , مرهون , اعطا , فرخنده , خامنه ای ,
بازدید : 12
[ دوشنبه 15 بهمن 1397 ] [ 9:42 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


چهل سالگی انقلاب مبارک

دلا مژده نهضت چهل ساله شد
قیـام جماعت چهل سالـه شد

قیـامی که روح اللهش بود امـام
بـه تبیین امت چهل سالـه شد

قیامی که با خدعه همـراه نیست
به رغم خیانت، چهل سالـه شد

خیــانتگــران در اقلیــت انــد
بلـی اکثریـت چهـل سالـه شد

شعـــار شعــور آفریـن حضـــور
به میدان همت چهل ساله شد

درختی است سبز، آن نهال ضعیف
کنون با طراوت چهل سالـه شد

چــه بیــم از خـزان، لالـه انقـلاب
به باغ شهادت چهل سـاله شـد

محبــان حـق را دوام از خـداسـت
قـوام محبـت چهـل سـالـه شد

خـرد را بـزرگی وطــن را شـرف
عـدو را حقـارت چهل سـاله شد

بخــوان ذکـــر نصــر، من الله را
کــه از یـار نصرت چهـل سالـه شد

بــبــوس از ادب نــــــام الله را
به پرچم علامت چهل سالـه شد

شدیـم آهنـی آبـدیده بـه جنـگ
قـوا را صلابـت چهـل سـالـه شد

به فرجام برجام خوش بین مباش
که ما را بصیرت چهل سالـه شد

ز تدبیر رهبــر به امیــــد خلــق
گــل استقـامت چهل ساله شد

نه تسلیم و سازش نه خواری و ننگ
که فرهنگ عزت چهل ساله شد

بســـوزد دل دشمنـــان علـــــی
نظــــام ولایـت چهل ساله شد

ولایت همـــــان دولت انبیاست
که در ملک وحدت چهل ساله شد

مقـــدس بــــود واژه اربعیــــــن
هلا ایـن قداست چهـل سالـه شد

خـدایش بــه پیغمبــری برگزیـــد
چو ختم رسالت چهل ساله شد

سرود ظهور است ما را به لب
تمنـــای وصلت چهـل سالـه شد

بیـا یابن طـاها بیــا یــابــن نــور
که تجدید بیعت چهل سـالـه شد


استاد کلامی زنجانی 


ادامه مطلب


برچسب ها : چهل , سالگی , انقلاب , اسلامی , مبارکباد ,
بازدید : 26
[ پنجشنبه 11 بهمن 1397 ] [ 10:6 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()



رستم رزم آوران، آن نَه که در جنگ بود
شاخ سر ديو و دد به گاو ر کوبدا


بلکه جهان پهلوان، اوست که از دست خصم
اسلحه بر گيرد و به سرْش در کوبدا


مؤلّف الغدير فاتح فتح الفتوح
رايت اين فتح گو به عرش بر کوبدا


لا قَلَمْ اِلّا «اَمين» لا رَقَم اِلا غَدير
تا جور است آنکه اين سکه به زر کوبدا


منطقش از هل اتي بازويش از لا فتي
گو که علي (ع) پنجه در کتف عمر کوبدا


شصت هزارش حديث از خود سنّت تو گو
شصت هزارش به سر، تيغ و تبر کوبدا


خفته ي خواب قرون، خيز که با الغدير
غلغله ي محشرت، حلقه به در کوبدا


حجّت حق شد تمام، از جهت اتفاق
چند نفاقت در فتنه و شر کوبدا


کار وصي چون نبي (ص)، امر الهي بود
«شور» در آن خلق را سر به سقر کوبدا


امر گر از خلق بود شور در آن جايز است
امر خدا خلق را شور به سر کوبدا


مظهر «تطهير» حق، با چومني گويکي است
آهن سرد اينقدر، کس به هدر کوبدا


خضر رها کرده و در پي آب بقا
ظلمتيِ کور دل، کوه و کمر کوبدا


هر که به جنگ خدا تيغ کشد «شهريار»
تن به زره خايد و سر به سپر کوبدا


شهريار تبريزي (سيّد محمّدحسين)


غدير در شعر فارسي، ص 185-186.



ادامه مطلب


برچسب ها : الفتوح , فتح الفتوح , رستم , آوران , سر دیو , کوبدا , جهان پهلوان , اسلحه , مؤلف , الغدیر , لا قَلَمْ , لا رَقَم , اِلا غَدير , تاجور , منطقش , بازویش , هل اتی , لا فتی , هزارش , خفته ی ,
بازدید : 22
[ چهارشنبه 03 بهمن 1397 ] [ 9:38 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()


شده وقت جدائی ـ زدم بال رهائی
خداحافظ علی جان   ، خداحافظ علی جان

چراغ عمر زهرا (س) به خاموشی رسیده
ندارد شـام تـار علی  (ع) دیگر سپـیده
به پیغمبر بگوئید که زهـرا شد شهیده
بـه زیر بار محنت شدم قامت خمیـده

میان سیل غمها ـ بریدم دل ز دنیا
خداحافظ علی جان  ، خداحافظ علی جان

شدم پهلـو شکسته بـه عرش حـق روانه
بـه بـازویـم نشـسـتـه  غـرور تـازیـانـه
به دور از چشم دشمن میان صحن خانه
بده غسل و کفـن کن تن پاکم شبـانـه

به تو آرام جانم ـ سپردم کودکانم
خداحافظ علی جان  ، خداحافظ علی جان

تو را از دست امت ملول و خسته دیدم
به بند فتنه دست تـو را تا بستـه دیدم
هجوم یاغیان را که دسته دستـه دیدم
حریم حرمتت را علی بشکسـته دیـدم

کنم از دست امت ـ به پیغمبر شکایت
خداحافظ علی جان ،  خداحافظ علی جان

شـده پرپر علی جان گل بی خارِ خانه
رهـا از رنج و محنت شـده بیمارِ خانه
نمی آید ز دستم پس از این کارِ خانه
گـواه غـربت من در و دیــوارِ خـانـه

ز دست قوم سرکش ـ زدم پرپر در آتش
خداحافظ علی جان  ، خداحافظ علی جان

کنم خونابه جـاری ز چشمـان تر خـود
حمایت کـرده ام از امـام و رهبـر خـود
بـه بالیـن می گـذارم غریبـانه سر خود
حسین را می سپارم به دست دختر خود
      
به هنگام جوانی  ـ شده قدّم کمانی
خداحافظ علی جان  ، خداحافظ علی جان

به دست خسته شانه زنم بر موی زینب
ببـافـم عـاشقـانه گـل گیسوی زینـب
سـر خـود را نِهَم بر سـرِ زانـوی زینـب
زنم گلبـوسه امشب بـه ماه روی زینب

کند باسوگواری ـ برایت خانه داری
خداحافظ علی جان ،  خداحافظ علی جان


(علی اکبر شجعان)
محزون اصطهباناتی.



ادامه مطلب


برچسب ها : زدم , بال رهائی ,
بازدید : 21
[ شنبه 29 دي 1397 ] [ 12:1 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
 
خوب است که از زینب کبری بنویسم
از حضرت صدیقه صغری بنویسم

تا نقش ببندد به دلم نام عقیله
از آمدن دختر زهرا بنویسم

از حال و هوای قدم تازه رسیده
از پشت در و جمع گداها بنویسم

با کسب اجازه بنویسم خود زهرا
یا روی زمین شاخه طوبی بنویسم

وقتی شده چون فاطمه سر تا قدم او
شاید بشود ام ابیها بنویسم

تنها نه فقط چشم مدینه شده روشن
از روشنی چشم دو دنیا بنویسم

من منتظرم حضرت جبریل بیاید
یک اسم پر از عطر و مُسما بنویسم

جبریل کنار پر قنداقه رسیده
باید ملکی محو تماشا بنویسم

حالا که رسیده به علی مژده مولود
بگذار که من زینت بابا بنویسم

بانو به خدا زیر قدم‌های تو جنت
دستان تو را عرش مُعلی بنویسم

وقتی که به لبهای حسین آمده لبخند
بد نیست که یک چند تمنا بنویسم 

هر چند که دیری ست تمنای من این است
از کربُ و بَلای شده امضا بنویسم

سیدحجت بحرالعلومی



ادامه مطلب


برچسب ها : ولادت , حضرت زینب , بنویسم , صدیقه صغری , عقیله , دختر زهرا , قدم تازه , تازه رسیده , کسب اجازه , خود زهرا , شاخه طوبی , ام ابیها , چشم مدینه , حضرت جبریل , قنداقه , مژده مولود , عرش معلی , آمده لبخند , چند تمنا , شده امضا ,
بازدید : 33
[ جمعه 21 دي 1397 ] [ 18:55 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات ()
گردهمآیی شاعرانه
:: تعداد صفحات : 27
1 2 3 4 5 ...26 27 صفحه بعد


.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • وب مطالب عمومی
  • وب کاراته
  • وب پارسی دانلود
  • وب بــــهشت