close
دستگاه جوجه کشی
سایت ادبی شهید رابع استهبان
آخرین ارسال های انجمن


ناوَکِ نازِ نگاهت دل ودین روشن کرد

مژده ی آمدنت روی زمین روشن کرد

سرو، بالای تورا دید و خرامان گردید

نرگسِ مستِ تو هرماهِ مهین روشن کرد

عطرِ هر گل زصفای تو پدیدار آمد

گلعُذارِ نبوی دین مبین روشن کرد

ساقیِ میکده با یادِ تو ساغر بگرفت   

شُربِ صهبای تواَم چینِ جَبین روشن کرد

قطره ی زمزمی ازگوشۀ لعلِ تو چکید

پهنه ی آب وَ آئینه چنین روشن کرد

شهدِ لبهای تو درکامِ عسل ریخته اند

صوتِ زیبای تورا سوره ی تین روشن کرد

هرنسیم ازتو وَزَد بوی بهشتی دارد

یادِ تو ظلمتِ هرقلبِ حزین روشن کرد

در مُصلاّ خمِ ابروی تو تکبیرم شد

اقتدا برتو مرا صبح و پسین روشن کرد

هرکجا می نگرم شاهچراغِ تو بود

کُلِّ عالم ز یَسارو زِ یَمین روشن کرد

هرشهیدی که به یادِ تو شهادت را گفت

مَلَکَ المَوت ازاو خُلدِ بَرین روشن کرد

غلامرضا مهدوی

استهبان



ادامه مطلب


برچسب ها : روشن کرد , انتظار , روی زمین , ماه مهین , سرو بالای , خرامان گردید , نرگس مست , پدیدار آمد , گلعذار , دین مبین , ساقی میکده , یاد تو , شرب صهبا , چین جبین , گوشۀ لعل , پهنه ی , آب آئینه , شهد لبها , کام عسل , بوی بهشتیروشن کرد ,
بازدید : 19
[ یکشنبه 02 خرداد 1395 ] [ 12:2 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
 


دل گشته بیقرارِ تو یاصاحِبَ الزّمان 
سخت است انتظارِ تو یاصاحِبَ الزّمان 

عمریست در مسیرِ نگاهت نشسته اند 
عشّاقِ جان نثارِ تو یاصاحِبَ الزّمان 

کی می رسد اجازه برای قیامِ تو
از سویِ کردگارِ تو یاصاحِبَ الزّمان 

بهرِ حسینِ فاطمه هم ناله گشته ایم 
با چشمِ اشکبارِ تو یاصاحِبَ الزّمان 

رویم سیاه گشته ولی دیده ام سپید 
مانده به رهگذارِ تو یاصاحِبَ الزّمان 

ای گل زِ بوستانِ ولایت چو بشکفی 
گلها شوند خوارِ خورشید عشق,تو یاصاحِبَ الزّمان 

خورشیدِ عشق وماه امیدو نجوم بخت 
گردند در مدارِ تو یاصاحِبَ الزّمان 

یک جلوه ای به سینۀ آیینه ام بتاب 
تا بنگرم عذارِ تو یاصاحِبَ الزّمان 

باغِ امید و گلشنِ عشق وبهارِ وصل 
خُرَّم شد از بهارِ تو یاصاحِبَ الزّمان 

می گردد آب زَهره ی دشمن به روزِجنگ 
از تیغِ آبدارِ تو یاصاحِبَ الزّمان 

تو تاجِ افتخارِ منی در تمامِ عمر 
من نیز شرمسارِ تو یاصاحِبَ الزّمان 

ما مستفیض فیضِ خداوندِ اکبریم 
از یُمنِ اعتبارِ تو یاصاحِبَ الزّمان 

دردا که کرد لشکرِ پاییز دست چین 
گلهایِ لاله زارِ تو یاصاحِبَ الزّمان 

روشن شبی که شعله کشد خرمنِ ستم 
از برقِ ذوالفقارِ تو یاصاحِبَ الزّمان 

علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : یا صاحب الزمان , بیقرار تو , سخت است , انتظار تو , مسیر نگاهت , عشاق , جان نثار , اجازه برای , قیام تو , کردگار , رویم سیاه , رهگذار تو , بوستان ولایت , حسین فاطمه , عشق ماه , نجوم بخت , سینۀ آیینه , عذار تو , تاج افتخار , مستضعفین ,
بازدید : 13
[ یکشنبه 02 خرداد 1395 ] [ 10:12 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()


روشـن از نـو چشـم پیغمبـر شـده
خنـده جـاری بـر لب حیـدر شـده
شـادمـان صـدیـقـۀ اطـهـر شـده
عـرش غـرق زینـت و زیـور شـده


آسـمـان دیـده پـُر اخـتـر شـده

عـیـد میــلاد علـی اکبـر شــده



ای دل ای دل سیـنه را کن صیقلی

ذکـر حـق بـر گـو بـه آوای جَلـی

در مدینـه نـور حـق شـد منجـلی
مژده بـابـا شـد حسیـن بـن علی 


پُـر ستـاره دیـدگـان تـر شـــده

عـیـد میــلاد علـی اکبـر شــده
بـوی جـانبـخـش گـل یـاس آمده
لالــه ای لبـریـز احسـاس آمـده

بـر پیـمـبـر اَشبَـهُ النـاس آمـده

شیـر مردی مثـل عبــاس آمـده


باغ هستی بین کـه خوش منظـر شده
عـیـد میــلاد علـی اکبـر شــده


این گـل خوش منظرِ خوش رنگ و بـو

دارد از جدش پیمبر خُلـق و خـو
داده رخسـارش بـه گـلـهـا آبـرو
هست در بیـن ملائـک گفـتـگـو


نخل ایمان بین چـه بـارآور شـده

عـیـد میــلاد علـی اکبـر شــده


خـالـق امشب بـابیـانِ تـازه ای

خـَلـق کـرده داسـتـان تـازه ای
دست حــق بـا قهـرمان تازه ای
کـربـلا را داده جــان تــازه ای


قسمت دلـدادگـان دلبـر شـده

عـیـد میــلاد علـی اکبـر شـده


شیعیـان لطـف خــدا را بنگرید

آفـتـاب حـق نـمـا را بنـگـریـد
مظهـر لطـف و صفـا را بنگریـد
حـیــدر کـربـبـلا را بـنـگـریـد


آنـکــه ثـارا... را یـاور شــده

عـیـد میــلاد علـی اکبـر شــده


ای فـدای چهـرۀ نـورانـی اش

مـاه داده بـوسـه بر پیشـانی اش
عرشیان گـرم زیارت خوانی اش
کاش می شـدجـان ما قربانی اش


دامن آئـیـنـه گــل پـرور شده

عـیـد میــلاد علـی اکبـر شــده


اُمِ لیلا گل بـه دامن کـرده است

خـانـه را با آن مُزَیّن کرده است
چلچراغ دیده روشن کرده است
جـامه ای از نور برتن کرده است


دامـن لیــلا پُـر از گـوهـر شـده

عـیـد میــلاد علـی اکبـر شــده

علی اکبر شجعان (محزون اصطهباناتی)



ادامه مطلب


برچسب ها : علی اکبر , امام حسین , چشم پیغمبر , خنده جاری , صدیقه اطهر , نور حق , مژده بابا , مثل عباس , باغ هستی , خوش منظر , دلدادگان , عید میلاد , مظهر لطف , آئینه گل , چلچراغ , گوهر , ام لیلا , چهره نورانی , قهرمان ,
بازدید : 23
[ چهارشنبه 29 ارديبهشت 1395 ] [ 8:26 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()



تقدیم به پیشگاه حضرت بقیه ا... الاعظم (عج)

========================


روشن کنم چو شام سیا هی ز چشـم تو

 پیـدا کنم به قلب تـو راهی ز چشـم تو


ای صـبح آرزو که بهـاریست مقدمت

 کی می وزد نسیم نگـاهی ز چشـم تـو


ای چشـمه سار چشم الهـی میان خلق

 چشـم عـدو بدور الـهـی ز چشم تـو


بر کلبـه ای کـه نور ندارد نظـر نما

 تا بشکفـد طلیعـه مـاهـی زچشـم تو


دشمن اگر که قصـد دل  و دین ما کند

عازم شـود به جبـهه سپـاهی ز چشم تو


اشک تـو در مصیبت مظـلوم کـربلا

گاهـی ز دل برآید  و گاهـی ز چشم تو


پوشیده ای تو دیده خویش از گنا ه ما

پوشیده نیست گـرچه گنـاهی ز چشم تو


شرم وحیـا نهـاده جسوریم در گنـاه

ای وای ا گر که سر زند آهـی ز چشم تو


دست فلـک به زیر نمی آردش به قهر

هرکس گرفت مسند و جا هی ز چشـم  تو


باور کنیم قدرت و لطف خدا کـه برد

یوسف به اوج مـاه  ز چا هی ز چشـم تو


در جبهـه تقـابل معـروف و منکرات

یاری شـوند آمـر و نـا هی ز چشـم تو


آنا نکـه می کنـند اطـاعت ز نا ئبت

نزد خـدا برند گـواهـی  ز چشـم تـو


محزون قیام کرده که شب را سحر کند

تا سـر زند شکـوه پگـاهی ز چشـم تو

 

 

علی اکبر شجعان (محزون اصطهباناتی)



ادامه مطلب


برچسب ها : صـبح آرزو , روشن کنم , چشم تو , قلب تو , نسیم نگاهی , چشمه سار , چشم عدو , نظر نما , قصد دل , عازم شود , اشک تو , مظلوم کربلا , پوشیده ای , گناه ما , دست فلک , لطف خدا , شکوه پگاهی , سر زند , اطاعت , تقابل ,
بازدید : 27
[ دوشنبه 27 ارديبهشت 1395 ] [ 23:21 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()

 

جمعمان جمع كه تا نقش خيالي بزنيم

كوچه باغي برويم و پر و بالي بزنيم

پاي حافظ مِي اي از شعر زلالي بزنيم

جمعمان جمع بياييد كه فالي بزنيم

 

شاهِ شمشاد قدان خسرو شيرين دهنان

كه به مژگان شكند قلب همه صف شكنان

 

بگذاريد از اين فاصله بويي بكشيم

در ِخُم را بگشاييم و سبويي بكشيم

تيغ ابروي كجش را به گلويي بكشيم

صد و سي و سه نفس نعره ي هويي بكشيم

 

از دلِ ما چه به جا مانده؟ كه غارت كرده

پسر سوم زهراست قيامت كرده

 

ماه و خورشيد دو حيران و دو سرگردانند

سالها دل سر ِ اين طايفه ميگردانند

بال در بال فرشته غزلي ميخوانند

ما همه بنده و اين قوم خداوندانند

 

آمده تا ز علي تيغ دو دَم را گيرد

قد برافرازد و بر دوش علم را گيرد

 

جمع مِهر و غضب و جذبه و زيبايي را

در تو ديديم مسيحايي و موسايي را

محشري كن كه ببينند دل آرايي را

برده اي ارث از اين سلسله آقايي را

 

حق بده مات شود چشم ، تماشا داري

هرچه خوبان همه دارند تو يكجا داري

 

آسمان پيش قدمهات به حيرت افتاد

كهكشان وقت تماشات به زحمت افتاد

موج برخاست و از آنهمه هيبت افتاد

كوه تا نام تو را بُرد به لكنت افتاد

 

اين علي هست خودش هست جنابش آمد

خوش به حال دلِ زينب كه ركابش آمد

 بقیه در ادامه مطلب...




ادامه مطلب


برچسب ها : ولادت عباس , قمر , بنی هاشم , شمشاد قدان , شعر زلالی , سبویی بکشیم , تیغ ابروی , این طایفه , جمع مهر , سلسله آقایی , کهکشان , لکنت افتاد , نوشتیم , بعد مرگم , دلمان قرص , تکلم کرد , تلاطم کرد , سرداران , محرم تویی , لبهای پسر ,
بازدید : 9
[ چهارشنبه 22 ارديبهشت 1395 ] [ 14:29 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()



ای همۀ کون و مکان مست تو

قوّت و قدرت همه در دست تو

ای نَفَسَت آیۀ توحید ما

عزّت و حکمت همه پا بست تو

جذبۀ تو جذبۀ اَللّهی است

خالق هستی است خودش مست تو

ذات و صفاتی که خداوند راست

هست در این دایره پیوست تو

بین تو و ذات خدا فرق نیست

بندگیِ او شده در بست تو

دست تو داده است خدا هر چه هست

هستیِ او هستی و او هست تو

مبدأ و مقصد همه در بند توست

عالَم گردون همه پا بست تو

وحدت و کثرت سخنی بی تو هیچ

جاذبه و دافعه سرمست تو

با عظمت تر ز تو عالم ندید

روح جنانی و جهان پست تو

در همه جا قَد چو عَلَم می کنی

حضرت عباس بغل دست تو

گفت پیمبر که (اَنَا مِن حسین(

هرچه امام است تهیدست تو

هر نبی و هر وصی و هر ولی

از تو حسین بن علی منجلی

ای همۀ روح ولایت حسین

آیت غرّای نبوّت حسین

روشنیِ چشم پیمبر شدی

لحظۀ پر شور ولادت حسین

بال و پرِ فُطرسِ پَر سوخته

می طلبد از تو شفاعت حسین

بر قَدَمت دوخته چشم علی

ای همة نور هدایت حسین

آیت حق آینۀ کردگار

ای دو جهان وسعتِ رحمت حسین

هم ز ازل هم نَفَس فاطمه

هم ، نفسِ مادرِ عصمت حسین

در رَحِم اسرارِ عطش گفته ای

ای جگر فاطمه آبَت حسین

ای بفدای (اَنَا عطشانِ) تو

از ازل آمادۀ غربت حسین


بقیه در ادامه مطلب...



ادامه مطلب


برچسب ها : مدح میلاد , مست تو , دست تو , آیۀ توحید , جذبۀ اَللّهی , خالق هستی , ذات خدا , سرمست , حضرت عباس , هر ولی , ولایت حسین , ولادت حسین , پر فطرس , نور هدایت , نفس فاطمه , دو جهان , خوش قد , جنس شهادت ,
بازدید : 9
[ سه شنبه 21 ارديبهشت 1395 ] [ 7:3 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()



سر زد از مشرق حرا خورشید
کرد روشن دو دیده را خورشید


باغبانی نموده هستی را

با نوازشگر صبا خورشید


شب پرستان و تیره روزان را

با سحر کرد آشنا خورشید


داد پایان به سلطه ی بت شب

بامدادان با تیغ لا خورشید


دردها را همه مداوا کرد

با طلوعی پراز شفا خورشید


مشرکان جهول و شب خود را

آشنا کرد با خدا خورشید


در رکاب طلایه دار سحر

در فضائی که نور زا خورشید


ذره های حقیر و سرگردان

پر کشیدند جمله تا خورشید


از رخ روز پرده را برداشت

بی مهابا و بی ریا خورشید


ظلمت و ظلمت آفرینان را

تا نهادی به زیر پا خورشید


پرچم لا اله الا الله

زد به بام عقیده ها خورشید


خلق های اسیر تاریکی

جمله را کرد تارها خورشید


باغ هستی گرفت رنگ بهار

باغ را کرد با صف خورشید


راهیان ره رهائی را

تا خدا گشت رهنما خورشید


سامری را بگو که جادو بس!

بنه افسون که زد عصا خورشید


آفتاب شریعت اسلام

سرخ تابنده گشت با خورشید


کشتی نور ره به ساحل یافت

تا که بودیَش ناخدا خورشید


بود "محزون" عدالت و توحید

آنچه می کرد ادعا خورشید


علی اکبر شجعان



ادامه مطلب


برچسب ها : خورشید حرا , مشرق حرا , کرد روشن , شب پرستان , باغبانی , هستی , نوازشگر , تیره روزان , بامدادان , تیغ لا , مشرکان , سرگردان , برداشت , ظلمت آفرینان , عقیده ها , اسیر تاریکی , باغ هستی , سامری , آفتاب شریعت , کشتی نور ,
بازدید : 15
[ چهارشنبه 15 ارديبهشت 1395 ] [ 23:26 ] [ نویسنده : مهدوی ] | نظرات شما ()
گردهمآیی
شنبه شبها محفل شاعرانه
استهبان:
بوستان جمالی
 8:30 شب

:: تعداد صفحات : 19
1 2 3 4 5 ...18 19 صفحه بعد


.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • امین خادمیان